مشاوره-قبل-از-ازدواج

مشاوره قبل از ازدواج (آنلاین، تلفنی و حضوری)

تاریخ آخرین بروزرسانی :

اشتراک گذاری

Share on facebook
فیسبوک
Share on telegram
تلگرام
Share on twitter
توییتر
Share on whatsapp
واتساپ

در کدام زمینه می‌تونیم کمکتون کنیم؟

رزرو نوبت مشاوره

مشاوره روانشناسی برای

ایرانیان خارج از کشور

مشاوره

02122024728
رزرو نوبت

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

عضویت در خبرنامه

مشاوره قبل از ازدواج (آنلاین، تلفنی و حضوری)

فهرست مطالب

مشاوره پیش از ازدواج چند جلسه هست و چه موضوعاتی در آن بررسی میشه؟


مشاوره پیش از ازدواج در حالت کلی شامل 5 یا 6 جلسه مشاوره است. 1 یا 2 جلسه اول به بررسی رابطه، مصاحبه‌های اولیه و تکالیف لازم برای شناخت بهتر اختصاص دارد. شما در این جلسات با معیارهای خودتان و طرف مقابل برای انتخاب همسر آشنا شده و متوجه می‌شوید چقدر با معیارهای همدیگر مطابقت دارید. ضمن اینکه آمادگی و پختگی هرکدام‌تان برای ازدواج بررسی می‌شود. سپس هر کدام از شما یک جلسه فردی دارید که در این جلسه هم توسط روان‌شناس ارزیابی می‌شوید و هم می‌توانید راحت‌تر به برخی دغدغه‌ها و نگرانی‌هایتان بپردازید. در این بین تست‌های لازم نیز به شما ارائه می‌شود. در نهایت 2 جلسه پایانی برای برای جمع‌بندی اطلاعات کسب شده، تفسیر تست‌ها، کمک به تصمیم‌گیری و در صورت نیاز مهارت‌آموزی اختصاص دارد. هرچند ممکن است برخی افراد بر اساس شرایط‌شان نیاز به دریافت جلسات بیشتر یا رفتن به سمت درمان‌های فردی یا زوج درمانی داشته باشند.

مشاور من کی هست و مدرک تحصیلیش چیه؟


مشاوران متخصص همیار عشق در زمینه مشاوره پیش از ازدواج، فارغ التحصیل رشته روانشناسی و یا مشاوره در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری و مورد تایید سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران و سازمان بهزیستی کشور می‌باشند.← معرفی مشاوران همیار عشق

چطور می‌تونم از مشاور‌های همیار عشق مشاوره پیش از ازدواج بگیرم؟


از طریق روش‌های زیر به راحتی می‌توانید وقت مشاوره خود را رزرو کنید:

در جلسات مشاوره پیش از ازدواج راجع به چه موضوعاتی صحبت میشه؟


برنامه جلسات مشاوره را می‌توانید در جدول‌های زیر مشاوره کنید.

هزینه جلسات مشاوره تلفنی ازدواج در همیار عشق چقدره؟


هزینه‌های مشاوره پیش از ازدواج در همیار عشق طبق تعرفه سازمان نظام روانشناسی کشور می‌باشد. هزینه بسته‌های مشاوره تلفنی پیش از ازدواج همیار عشق را می‌توانید در جدول زیر مشاهده کنید:

می‌تونم بصورت تلفنی و یا آنلاین مشاوره بگیرم؟


اگرچه مشاوره پیش از ازدواج بهتر است بصورت حضوری انجام شود با این حال در صورتی که دو نفر به دلیل محل زندگی‌شان یا دور بودن از هم، امکان دریافت جلسات حضوری نداشته باشند، این جلسات می‌توانند به صورت تلفنی (تماس کنفرانسی) یا آنلاین (از طریق تماس‌های تصویری و صوتی در واتساپ) انجام شود. همیار عشق برای برگزاری این جلسات از راه دور پروتکلی تنظیم کرده که تا حد امکان محدودیت‌های ایجاد شده به دلیل غیرحضوری بودن جلسات برطرف شود و بتوانید بیشترین استفاده را از این جلسات ببرید.

آیا از خارج از کشور هم میتونم مشاوره پیش از ازدواج بگیرم؟


بله. یکی از مهم‌ترین موضوعات در زمینه دریافت خدمات روان‌شناختی و مشاوره‌ای برای ایرانیانی که خارج از کشور هستند، پیدا کردن مشاوری است که هم زبان و هم فرهنگ آن‌ها باشد و در عین حال شرایط خاص مهاجران را درک کند. همیار عشق در ایجاد برنامه مشاوره پیش از ازدواج به این موضوع توجه کرده و امکان برگزاری این جلسات را به صورت تلفنی و آنلاین برای هم‌وطنان خارج از کشور فراهم کرده است. همچنین ایرانیان خارج از کشور می‌توانند از طریق Paypal هزینه جلسه مشاوره خود را پرداخت کنند.

بهترین زمان برای مشاوره پیش از ازدواج کی هست؟


بهترین زمان برای مشاور پیش از ازدواج بعد از چند جلسه آشنایی و کسب شناخت کلی از طرف مقابل‌تان است، قبل از اینکه علاقه شدید یا وابستگی نسبت به طرف مقابل‌تان ایجاد شود. اما افرادی که رابطه آشنایی پیش از ازدواج به سر می‌برند هم قبل از تصمیم‌گیری نهایی در این مورد ضروری‌ است به مشاور مراجعه کنند چون معمولا در روابط آشنایی حتی اگر طولانی مدت هم باشد باز هم شناخت کافی و کاملی از طرف مقابل به دست نمی‌آید و مشاوره پیش از ازدواج کمک می‌کند تا احتمال خطا و اشتباه را به کمترین حد خود برسانید.

مشاوره پیش از ازدواج چقدر بهم کمک می­کنه که ازدواج بهتری داشته باشم؟


یک ازدواج خوب دو جز مهم دارد: 1) انتخاب درست 2) ساختن و حفظ رابطه سالم. مشاوره پیش از ازدواج با تمرکز روی این دو جز مهم مثل پیشگیری عمل می‌کند. یعنی با افزایش آگاهی و جلب توجه شما به تفاوت‌های فردی‌تان، ویژگی‌های طرف‌مقابل‌تان، حوزه‌های احتمالی مشکل و مهارت‌های مورد نیاز هرکدام‌تان، به شما کمک می‌کند در درجه اول انتخاب صحیحی داشته باشید، در ثانی بسیاری از مشکلاتی که ممکن است در آینده با آن‌ها مواجه شوید را پیش بینی می‌کند و برایشان راه‌ حل ارائه می‌دهد.

حرف‌هایی که بطور خصوصی به مشاور میگم آیا به طرف مقابلم هم منتقل می‌کنه؟


رازداری یکی از اصلی‌ترین و اولیه‌ترین اصول مشاوره و روان‌شناسی است. منظور از رازداری این است که اطلاعاتی که مراجع در اختیار مشاور قرار می‌دهد، فقط بین خودشان دو نفر باید باقی بماند. در جلسات فردی این موضوع سرراست‌تر است اما در جلسات زوجی یا مشاوره‌های پیش از ازدواج، اصول رازداری تا حدی متفاوت‌تر می‌شود. در این شرایط مراجع یک نفر نیست، بلکه هم خانم و هم آقا هر دو مراجع هستند و جریان مشاوره باید به نفع هردوی آنها پیش برود. بنابراین مشاور گاهی نمی‌تواند موضوعی را بین آنها مخفی نگه دارد.

به طور کلی در جلسات مشاوره پیش از ازدواج، هر موضوعی که روی تصمیم‌گیری افراد اثر بگذارد، بین دو نفر راز محسوب نمی‌شود و مشاور نمی‌تواند چنین موضوعی را از یکی از آنها مخفی کند. مثلا اگر خانم به مشاور بگوید که قبلا یک نامزدی داشته که بهم خورده و بخواهد این موضوع از آقا مخفی بماند، مشاور نمی‌تواند درخواست او را اجابت کند. چون می‌داند به احتمال زیاد این این مسئله روی تصمیم‌گیری آقا اثر دارد و مخفی کردنش از او باعث اجحاف در حقش می‌شود. در اینجا مشاور شرایط را برای خانم توضیح می‌دهد و به او کمک می‌کند چطور به شیوه صحیحی مسئله را به آقا بگوید که کمترین آسیب ممکن را ایجاد کند.

آیا در جلسات مشاوره راجع موضوعات جنسی هم صحبت میشه؟


یکی از موضوعاتی که در جلسات مشاوره پیش از ازدواج باید درباره آن صحبت شود، ترجیحات یا حتی فانتزی‌های جنسی افراد است. مشاور بر اساس شرایط و نوع رابطه دو نفر، ممکن است این موضوع را در جلسات دوتایی یا جلسات فردی مطرح می‌کند و دو نفر را راهنمایی می‌کند که چطور و در چه حدی درباره این موضوعات با هم یا در جلسات درمان صحبت کنند. در این حالت دو نفر قبل از ازدواج در شرایطی امن و به شکلی صحیح درباره این موضوع مهم با هم صحبت می‌کنند و نگرانی‌های احتمالی‌شان کم شود.

در مشاوره پیش از ازدواج چطوری آدم­‌ها همدیگرو بهتر می­شناسن؟


در مشاوره پیش از ازدواج مراجعین با پاسخ به سوالات مشاور و دریافت تکالیف به شناختی دست پیدا می­‌کنند، که در طول آشنایی معمولی به این دقت ایجاد نمی‌شود؛ چراکه دو نفر معمولا به دلیل بودن در بطن رابطه و درگیری با احساسات مختلف، به خیلی از مسائل توجه نمی‌کنند. گاهی مراجعین چندسال هست که همدیگر را می‌شناسند یا ارتباط خانوادگی دارند اما اصلاً به یکسری از سوالات و مسائل بالقوه در آینده فکر نکرد‌ه‌اند.

آیا مشاوره پیش از ازدواج را می‌توان یک طرفه هم انجام داد؟ اگر طرف مقابلم راضی نشه بیاد چی؟


مطمئنا وقتی یکی از دوطرف رضایت به شرکت در جلسات نداشته باشد که البته علت آن خیلی مهم است و حتما باید مورد بررسی قرار گیرد، روال مشاوره با آن دقتی که لازم است پیش نمی‌رود. با این حال برای شما می‌تواند همچنان مفید باشد، چون یاد می‌گیرید چطور شناخت مناسبی از خودتان و طرف مقابل‌تان به دست آورید، در انتخاب و تصمیم‌گیری به چه نکاتی بیشتر دقت کنید و مهارت‌های لازم برای کار کردن روی رابطه‌تان را بیاموزید. شما می­توانید ابتدا جلسات‌تان را به تنهایی شروع کنید، سپس با آموختن مهارت‌های لازم طرف مقابل را برای آمدن به جلسه مشاوره ترغیب کنید. ضمن اینکه معمولا وقتی یک طرف شروع به پیش رفتن با روال جلسات پیش از ازدواج می‌کند، طرف مقابل هم کم‌کم برای شرکت در جلسات راضی می‌شود.

مشاور می­تونه بگه ازدواج کنیم یا نه؟


خیر، مشاوره پیش از ازدواج به شما نمی‌گوید باید با هم ازدواج کنید یا نه. فقط به شما در تصمیم‌گیری کمک می‌کند. درواقع با بررسی ویژگی‌های شخصیتی هرکدام از شما، خواسته‌هایتان از زندگی، هدف‌تان از ازدواج و شیوه‌ تصمیم‌گیری و حل اختلاف‌تان، اطلاعات ارزشمندی به شما می‌دهد که بهتر بتوانید خودتان، طرف مقابل‌تان و رابطه‌تان را بشناسید و بر اساس این اطلاعاتی که کسب می‌کنید، بهترین و درست‌ترین تصمیم را بگیرید‌.

اگر مشاور بگه ما مناسب هم نیستیم، باید چیکار کنم؟


مشاور به جای شما تصمیم نمی­گیرد، بلکه با بررسی ابعاد شخصیتی شما، احتمال وجود مشکل در زمینه‌های مختلف را یادآور می­شود و از شما برای حل مساله دعوت می­کند. درواقع مشاوره پیش از ازدواج شما را نسبت به حوزه‌های مشکلاتی که احتمالا در آینده با آنها روبه‌رو شوید آشنا می‌کند و بهتان کمک می‌کند مهارت‌هایی پیدا کنید که بتوانید این مشکلات را در آینده کمرنگ کنید. درواقع به شما در زمینه پیشگیری کمک می‌کند. هر چند در مواردی که حوزه‌های مشکل خیلی متعدد باشد یا تفاوت‌های شخصیتی شما خیلی زیاد باشد، در این زمینه به شما هشدارهایی می‌دهد.

در جلسات مشاوره چه تست‌های روانشناسی از ما گرفته میشه؟


تست­ها یکی از ابزارهای شناخت در دوره پیش از ازدواج است. زمانی که مصاحبه با افراد انجام می­شود، برای تکمیل آن از تست­‌هایی مانند:کتل، میلون، MMPI، گلاسر و… بر اساس نیاز مراجع استفاده خواهد شد. لازم به ذکر است که تست‌ها به تنهایی و بدون بررسی و مصاحبه انجام شده توسط مشاور، تعیین نمی‌کند که آیا شما برای هم مناسب هستید یا نه. بلکه اطلاعات حاصل از تست‌ها حتما باید با اطلاعاتی که مشاور از شما در طول جلسات و از طریق مصاحبه به دست آورده ترکیب و تفسیر شود. در این صورت تست‌ها اطلاعات دقیقی به شما می‌دهند، شناخت شما را نسبت به خودتان و طرف مقابل‌تان افزایش می‌دهد و در نهایت به تصمیم‌گیری‌تان کمک می‌کند.

در مشاوره پیش از ازدواج اختلالات شخصیت کشف و معلوم میشه؟


یکی از زمان­هایی که مشاوره می­‌تواند به کشف اختلالات و یا مشکلات عمیق و ریشه­‌ای پی‌ببرد، در زمان پیش از ازدواج است. در این نوع مشاوره، مشکلات حال حاضر و بالقوه افراد مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در جلسات مشاوره و از طریق تست‌های که مشاور از دو طرف می‌گیرد در صورتی که به وجود اختلال در یک یا هردو نفر مشکوک شود بررسی‌های بیشتر را انجام می‌دهد و در صورت لزوم مراجع را از وجود اختلال مطلع می‌کند.

از کجا بفهمیم طرف مقابل سلامت عاطفی و روانی برای ازدواج داره؟


زمانی می­توانید این مساله را متوجه شوید که توسط مشاور تمامی رفتارهای خودتان و طرف مقابل را آنالیز کنید. مشاور به شما کمک می‌کند کیفیت رابطه­تان را بسنجید، با ویژگی‌های شخصیتی و الگو‌های رفتاری طرف مقابل‌تان آشنا شوید و از واکنش­های طرف مقابل به سادگی عبور نکنید.

چطور می‌تونم به همیار عشق اعتماد کنم؟


logo-samandehi

من انتخابم رو کردم، می‌ترسم مشاور بگه طرفم خوب نیست، چیکار کنم؟


همان‌طور که گفته شد مشاوره پیش از ازدواج برای شما تصمیم‌گیری نمی‌کند، فقط با بررسی احتمال خطر در رابطه شما، در آگاه‌­سازی­تان برای انتخاب درست قدم برمی‌­دارد. بهتر است به جای ترسیدن از واکنش مشاور، به اهمیت انتخاب در یک ازدواج موفق توجه بیشتری کنید و حتی اگر انتخاب‌تان را کرده‌اید، با شناخت بیشتری از یکدیگر و یادگرفتن راهکارهایی برای حل مشکلات‌تان، رابطه و ازدواج‌تان را تحکیم کنید.

معیارهای ازدواج سالم در مشاوره پیش از ازدواج چیه؟


از جمله معیارهای ازدواج سالم، داشتن سلامت روان در دختر و پسر است. در مشاوره پیش از ازدواج به صورت تفکیک شده و به دور از هرگونه قضاوتی، سلامت روان و ابعاد مختلف شخصیتی طرفین بررسی می­ شود. ضمن اینکه به معیارهای مهم دیگری از جمله سنی، تحصیلی و شغلی، مالی، سطح فرهنگی و اجتماعیِ خانواده‌ها و… توجه می‌شود.

آیا مشاور  فقط بهمون میگه به درد هم می‌خوریم یا به بهبود رابطه‌مون هم کمک میکنه؟


تمرکز اولیه مشاوره پیش از ازدواج روی این است که به شما کمک کند شناخت دقیق‌تر و اصولی‌تری از یکدیگر به دست آورید و تصمیم‌گیری صحیح‌تر و با اطمینان بیشتری داشته باشید. اما کار آن به همینجا ختم نمی‌شود. بخشی مهمی از مشاوره پیش از ازدواج بر مبنای آموزش است. یعنی بعد از اینکه حوزه‌های احتمالی مشکل در رابطه شما به دست آمد، مشاور مهارت‌های لازم برای پیشگیری و مدیریت این مشکلات را به شما آموزش می‌دهد و کمک‌تان می‌کند رابطه سالم‌تر و غنی‌تری داشته باشید.

مدت زمان آشنایی چقدر باید باشه؟


زمان دقیق و مشخصی برای مدت زمان لازم برای آشنایی نمی‌توان ارائه داد و با توجه به شرایط هر فرد می‌تواند متفاوت باشد، اما نکته مهم این است که مدت آشنایی باید به اندازه‌ای باشد که دو نفر شناخت مناسبی از هم پیدا کنند و حتما به جایی برسند که اختلاف‌ نظرهایشان مشخص شود، چون شیوه‌های حل اختلاف و حل مسئله‌شان مشخص می‌شود.

من عاشق تفاوت‌­های طرف مقابلم شدم، ازدواج ما درسته؟


هیچ دوانسانی دقیقاً شبیه بهم هم نیستند. حتی افرادی که اشتراکات زیادی دارند، باز در برخی موارد متوجه تفاوت­ها و اختلاف‌نظرهای خود می‌شوند. مطمئنا بیشتر بودن شباهت‌های دونفر به پیشبرد رابطه و موفق بودن ازدواج کمک می‌کند، ولی گاهی تفاوت‌ها نیز باعث ایجاد جذابیت‌ها می‌شود. مهم این است که در مسائل اساسی دو نفر شباهت و تفاهم داشته باشند. ضمن اینکه نحوه درک و پذیرش این تفاوت­ها در رابطه بسیار مهم است.

سن مناسب برای ازدواج چندساله؟


این سوال بسیار کلی است. چرا که سن، یکی از عوامل موثر در ازدواج است نه تمام آن. بهترین سن برای ازدواج دختر و پسر سنی است که دو نفر پختگی لازم برای اداره زندگی مشترک و پذیرش مسئولیت داشته باشند. بهتر است برای بررسی بهتر و بیشتر سایر موارد، حتماً از مشاوره کمک بگیرید.

من از ازدواج می­ترسم، مشاوره پیش از ازدواج چه کمکی بهم می­کنه؟


ازدواج یکی از مهم‌ترین تصمیماتی است که افراد می­گیرند. مطمئناً این تصمیم که منجر به تغییرات زیادی در روند زندگی شما می­شود، ترس هم دارد. پس بدانید این ترس طبیعی است. اما اگر بیش از اندازه این ترس را تجربه می­کنید، حتماً باید ریشه‌ه­ای ترس‌تان از ازدواج را حل کنید.

برای ازدواج دوم هم نیاز به مشاوره پیش از ازدواج هست؟


بله. اتفاقا برای ازدواج دوم بیشتر نیاز است. پس از جدایی و طلاق، افراد احساسات متفاوتی را تجربه می‌کنند. مهم است که قبل از تصمیم به ازدواج ابتدا با جدایی قبلی‌تان کنار آمده باشید. در این شرایط مشاوره پیش‌ از ازدواج کمک‌تان می‌کند علاوه بر شناخت صحیح طرف مقابل، سهم خودتان را در انتخاب همسر سابق و زندگی قبلی متوجه شوید و در ازدواج جدیدتان مرتکب اشتباهات مشابه نشوید.

مادر طرف مقابلم با ازدواج ما مخالفه، مشاور میتونه بهمون کنه؟


بله. در این جلسات ابتدا مشاور رابطه‌تان را بررسی می‌کند و تشخیص می‌دهد که آیا مخالفت مادر طرف مقابل‌تان با ازدواج و یا بطور کلی مخالفت خانواده‌ها منطقی است یا خیر و آیا لازم است تغییراتی در رابطه یا شرایط شما ایجاد شود؟ سپس راهکارهای لازم برای برطرف کردن این مخالفت را به شما ارائه می‌دهد و حتی ممکن است با دعوت خانواده‌ها به جلسات به کاهش این مخالفت‌ها کمک کند.

طرف مقابلم خیلی عصبیه، بعد از ازدواج بهتر میشه؟


ازدواج قرار نیست معجزه کند و عصبی بودن طرف مقابلتان را از بین ببرد! مشاوره پیش از ازدواج به شما کمک می‌کند به علت این عصبی بودن پی ببرید و مهارت‌هایی برای مدیریتش یاد بگیرید. یا حتی ممکن است با کمک مشاور به این نتیجه برسید که حل شدن این مشکل و مدیریت آن به راحتی امکان‌پذیر نیست.

عشقم همش به من شک داره، چطوری درستش کنم؟


فرایند اعتمادسازی در رابطه، از جمله مسائل مهمی است که باید پیش از ازدواج به درستی شکل بگیرد. مشاوره پیش از ازدواج به شما مهارت­هایی می­آموزد تا این مسیر اعتمادسازی را به درستی بسازید. در صورت وجود مشکلات جدی­‌تر در شک ایشان، باید در انتخاب خود تجدید نظر داشته باشید.

عشقم بلد نیست تو جمع درست صحبت کنه، بعد ازدواج بهتر میشه؟


ویژگی­های شخصیتی و همینطور مهارت­های مختلفی که افراد در طی سال­های زندگی خود می‌آموزند، نوع رفتارشان را در جمع مشخص می­کند. مشاور او را در این دو زمینه بررسی می‌کند و در صورت لزوم مهارت‌های لازم برای صحبت کردن صحیح در جمع را به او آموزش می‌دهد.

کسی که تو مدت آشنایی خیانت کنه، بعد از ازدواج درست میشه؟


خیانت، آن هم قبل از ازدواج و در مدت آشنایی موضوعی است که به سادگی نمی­توان از آن گذشت، این مساله یکی از زنگ خطرهای جدی رابطه است. اما اگر طرف مقابل شما اشتباه خود را پذیرفته و برای جبران آن اقدامات موثری انجام داده است، مشاور به شما کمک می‌کند چطور اعتماد را به رابطه خود برگردانید و از وقوع مجدد این اتفاق جلوگیری کنید.

اگر قبل از ازدواج اعتیادشو مخفی کنه، چیکار کنم؟


مشاوره پیش از ازدواج با راهکارهای خاص خودش این مسائل را بررسی می‌کند و به شما کمک می­کند تا شناخت بهتری از طرف مقابل برایتان ایجاد شود.

طرف مقابلم سابقه ترک موادمخدر داره، ازدواج باهاش درسته؟


سابقه مصرف مواد در یکی از دو طرف یک زنگ خطر برای انتخاب و ازدواج است و باید با دقت و احتیاط با آن برخورد کرد. مشاوره به شما کمک می‌کند با توجه کردن به مسائلی مانند علت اعتیاد، مدت زمان مصرف کننده بودن، نوع ماده مصرفی، مدت، انگیزه و شیوه ترک اعتیاد در فرد، اطلاعات مناسبی درباره احتمال مصرف مجدد، نحوه پیشگری از عود مجدد و در نهایت تصمیم‌گیری کسب کنید.

اگر تو دوران دوستی کتکم بزنه، میتونه بعد ازدواج تغییر کنه؟


یکی از زنگ خطرهای رابطه در دوران دوستی، آسیب­‌های روانی و فیزیکی است که دوطرف می‌بینند. کتک زدن موضوع جدی است بنابراین آن را به عنوان یک هشدار در نظر داشته باشید. شخصی که پیش از ازدواج قادر به کنترل خشم خود نباشد، با ازدواج معجزه­ای برایش اتفاق نخواهد افتاد، مگر اینکه خودش کاملا به وجود مشکل در رفتارش آگاه باشد، با کمک مشاور به ریشه‌های این موضوع پی ببرد و مهارت‌های لازم برای مدیریتش را در خلال جلسات مشاوره کسب کند.

با کسی که قبلاً رابطه دوستی و عاطفی عمیق داشته، ازدواج کنم؟


گذشته یک فرد تا زمانی که در رابطه با شما اثر منفی و مخربی نداشته باشد، مانع رابطه خوب نخواهد بود. اما اگر طرف مقابل هنوز درگیر سوگ رابطه قبلی یا در پی ارتباط با او است، بهتر است پیش از آسیب دیدن بیشتر، روی رابطه خود تجدیدنظر کنید یا قبل از تصمیم برای ازدواج زمان بیشتری به رابطه‌تان بدهید. اگر از این موضوع مطمئن نیستید، حتما از مشاور پیش از ازدواج کمک بگیرید.

اگر از نظر اعتقادی باهم خیلی تفاوت داشته باشیم، ازدواج ما درسته؟


تا زمانی که دونفر به اعتقادات هم احترام بگذارند و مهارت پذیرش تفاوت‌­ها را داشته باشند، مشکلی بوجود نمی­‌آید، اما در اغلب مواقع اعتقادات مذهبی بسیار متفاوت منجر به اختلاف­‌های زیادی می‌شود. ضمن اینکه نقش خانواده‌ها در این شرایط خیلی مهم است.

نگرانم بعد از ازدواج همسرم درآمدم رو ازم بگیره، چیکارکنم برای خودم نگه دارم؟


نگرانی درباره مدیریت مالی و نحوه تقسیم هزینه‌ها پس از ازدواج، یکی از مواردی است که باید پیش از ازدواج در مورد آن به تفاهم برسید. اگر قرار باشد درآمد شما صرفاً برای خودتان باشد، این مساله را باید مطرح کنید، اگر قرار بر تقسیم و توافق بر سر هزینه­ها باشد، در مورد نحوه هزینه کردن و میزان آن گفتگو کنید. یکی از مهارت‌های مهمی که در مشاوره پیش از ازدواج در صورت نیاز یاد می‌گیرید، مهارت مدیریت مالی است.

خانواده­‌ها چقدر در ازدواج موثرن؟


فرهنگ یعنی فضایی که یک فرد در آن رشد کرده و با آداب و رسوم و مسائل مختلف آشنا شده و خو گرفته است. بنابراین روی تک‌تک رفتارهای او موثر است. آن‌چه در زمینه تفاوت فرهنگی مهم است، میزان انعطاف‌پذیری افراد برای کنار آمدن با برخی شرایط و توانایی مذاکره برای برطرف کردن سوءتفاهم‌های حاصل از تفاوت‌های فرهنگی است. ضمن اینکه در مواردی که دو طرف تفاوت فرهنگی دارند باید بتوانند رابطه‌شان را با خانواده‌ها نیز به درستی مدیریت کنند.

تو دوره آشنایی خیلی خسیسه، بعد از ازدواج درست میشه؟


خساست و عدم پذیرش مسئولیت مالی نشانه خوبی نیست، هرچند لازم است منظور شما از خسیس بودن طرف مقابل‌تان بررسی شود. بهتر است برای بررسی بیشتر این حتما از مشاوره پیش از ازدواج، کمک کنید.

وفاداری یک نفر رو چطور میشه پیش از ازدواج ثابت کرد؟


وفادار بودن و تعهد به رابطه از جمله موارد مهمی است که در مشاوره پیش از ازدواج مورد بررسی قرار می‌گیرد. مطمئنا هیچکس نمی­گویند که وفادار نیست. مشاور با بررسی ویژگی‌های شخصیتی و الگوهای رفتاری افراد و با پرسیدن سوالات غیرمستقیم، ذهن شما را درباره این موضوع باز می‌کند.

عشقم برای مادرش خیلی ارزش قائله، اونو تو اولویت میذاره و به من ترجیح میده، نگرانم بعد از ازدواج هم اینطور باشه؟


خانواده مبدأ بخش مهمی از هویت افراد را شکل می­دهند. وابستگی عشق شما به مادرش می­تواند هم نشانه خوب (داشتن رابطه مطلوب با مادر) و هم نشانه بد (عدم استقلال) باشد. پس بهتر است با مراجعه به مشاوره پیش از ازدواج، میزان وابستگی ایشان و نیاز خودتان به توجه را متوجه شوید. ضمن اینکه مدیریت رابطه با خانواده‌ها مهارتی است یادگیری آن بسیار ضروری است و به بهبود رابطه شما در آینده و کاهش اختلافات در این زمینه کمک مهمی می‌کند.

با مشاوره پیش از ازدواج می‌تونم بفهمم طرف مقابلم به بلوغ‌های لازم برای ازدواج رسیده؟


افراد برای رسیدن به مرحله ازدواج، علاوه بر داشتن بلوغ جنسی، نیازمند رسیدن به بلوغ روانی، معنوی، اجتماعی، اقتصادی، هیجانی و… هستند، که خلاء هرکدام از این بلوغ­ها منجر به نارضایتی زوجین در ازدواج می­شود. بنابراین در مشاوره پیش از ازدواج هر دو نفر از این نظر بررسی می‌شوند.

ما با هم کلی مشکل داریم، مشاوره پیش از ازدواج کمکمون می‌کنه حلشون کنیم؟


مشاوره پیش از ازدواج با بررسی شما و رابطه‌تان، حوزه‌های مشکل و علت‌های ایجاد آن را مشخص می‌کند. سپس به شما مهارت‌هایی در زمینه مدیریت این مشکلات و کاهش آسیب آن‌ها آموزش می‌دهد. اگر مشکلات بین شما جدی‌تر باشد، شما را به سمت تصمیم‌گیری مجدد درباره رابطه یا زوج‌درمانی سوق می‌دهد.

سبک زندگی من خاصه، طرفم قبول نمی­کنه باهام بیاد مشاوره که تفاوت­‌هامونو بپذیریم، چیکار کنم؟


سبک زندگی افراد تا زمانی که به صورت فردی زندگی می­کنند مشکلی بوجود نمی­آورد اما وقتی صحبت از زندگی مشترک می­شود، از تاثیرات آن نمی­توانیم غافل شویم. بهتر است برای بررسی سبک زندگی شخصی‌تان که آن را خاص می­دانید، از مشاور کمک بگیرید. مشاوره هم مهارت‌هایی به شما یاد می‌دهد که بتوانید سبک زندگی‌تان را به زندگی زوجی نزدیک کنید و هم برای جلب تمایل طرف مقابل‌تان به شرکت در جلسات، حل مسئله می‌کند.

مشاوره قبل از ازدواج برای همه لازم است. مشاوره قبل از ازدواج به زوجین کمک می‌کند که خود را برای ازدواج و چالش‌ها، مزایا و قوانین آن آماده کنند. مشاوره‌ی ازدواج به افرادی که می‌خواهند پیمان زناشویی ببندند، کمک می‌کند تا مطمئن شوند که خود و عشقشان رابطه‌ای محکم، سالم و غیرمسموم را شکل داده‌اند که می‌تواند بنیان یک زندگی زناشویی پایدار و رضایت‌بخش باشد. مشاوران با به کارگیری روش‌های مختلف به شما کمک می‌کنند با شناخت بیشتری از خود و همسرتان به استقبال این تصمیم مهم زندگی بروید.

مشاوره ازدواج، فرصتی برای انتخابی آگاهانه و مطمئن


مشاوران روزانه با مراجعه ­کنندگان بسیاری روبرو هستند که به منظور تصمیم­‌گیری برای ازدواج به آن­ها مراجعه می‌­نمایند. این نشان می‌­دهد همه ما می­‌دانیم ازدواج تصمیمی نیست که سرسری گرفته شود بلکه باید در نهایت دقت و با دانش کافی با آن روبه‌رو شد. مشاورانی که در زمینه ازدواج تجربه و تخصص دارند می‌­توانند جوانان را درباره تمام زوایای مهم انتخاب همسر آگاه سازند تا فرد بتواند بهترین تصمیم را برای ساختن زندگی مشترک خود بگیرد. پس بهتر است در این باره بدون هیچ ابایی از کمک یک روانشناس آگاه استفاده کنیم زیرا انتخاب همسر، انتخابی است تا آخر عمر همراه ما می­‌ماند و بر تمام جوانب زندگیمان تأثیرگذار خواهد بود. مشاوران با به کارگیری روش‌­های مختلف از جمله استفاده از تست‌های تخصصی ازدواج، برای ارائه راهنمایی‌­های لازم به زوج‌های در شرف ازدواج آماده‌اند.

 

انواع مشاوره برای ازدواج به چه صورتی هستند؟


مشاوره تلفنی ازدواج

مشاوره آنلاین ازدواج

مشاوره حضوری ازدواج

خدمات مشاوره‌­ای برای کمک به زوج­‌های در شرف ازدواج در سه نوع زیر دسته‌­بندی می­‌شوند:

مشاوره حضوری ازدواج

در مشاوره حضوری ازدواج، هر دو طرف به مشاور مراجعه کرده و طی چند جلسه، به صورت جداگانه یا با هم (بنا بر صلاحدید مشاور) با روانشناس ملاقات می­‌کنند. طی این جلسات مشاوره با طرح سؤالات خاص به جمع ­آوری اطلاعات بیشتر درباره هر یک می­‌پردازد، به آن­ها کمک می­‌کند به شناخت بهتری نسبت به خود و شخص مقابل دست یابند و روش­‌های برخورد و رفتار مناسب در مواجهه با بحران­‌های زندگی و تعارضات زناشویی را به آن­ها آموزش‌­ها می­‌دهند. همچنین ممکن است طی این جلسات انجام یک سری تست­‌هایی که در تصمیم­‌گیری برای ازدواج و شناخت افراد می­‌توانند مؤثر واقع شوند، به زوج­‌ها پیشنهاد شود. تست‌­های ازدواج در انواع مختلفی وجود دارند مانند تست انگیزش، تست هارتمن یا تست تفاهم که مشهورتر از همه تست MBTI است.

مشاوره آنلاین ازدواج

اگر مراجعه حضوری به مشاور به هر دلیل (وضعیت اقتصلادی، فرهنگ خانواده­ها، مشغله زیاد و …) برای شما یا همسر آینده‌تان مقدور نیست می‌­توانید از خدمات اینترنتی مشاوره بهره ببرید. در این روش از مشاوره شما و همسرتان به صورت همزمان و یا جداگانه می‌­توانید به صورت آنلاین (از طریق چت یا برقراری ارتباط در شبکه‌های اجتماعی مختلف) با مشاور ازدواج در ارتباط باشید، سؤالات خود را مطرح کنید، به پرسش­‌های مشاور پاسخ دهید و در زمیانی کم و با صرف هزینه­‌ای متناسب از مشاوره نتیجه بگیرید.

مشاوره تلفنی ازدواج

مشاوره تلفنی ازدواج نیز مانند مشاوره آنلاین برای افرادی که جهت ملاقات حضوری با مشاور دچار مشکل­ هستند بسیار مناسب است. در این روش می­‌توانید به صورت تلفنی با مشاور در تماس بوده و اطلاعلاتی را که برای یک تصمیم­ گیری صحیح و آگاهی مناسب جهت شروع یک زندگی مشترک نیاز دارید، دریافت نمایید. همچنین اگر خجالتی هستید یا در برخورد با افراد غریبه دچار استرس می­‌شوید مشاوره تلفنی می‌­تواند گزینه مناسبی برای شما باشد. در این شرایط می‌توانید بدون استرس و ترس درباره آن چه لازم است مشاور بداند بدون سانسور و در کمال صداقت پاسخگو باشد. مطمئناً همه ما می‌دانیم که مخفی کاری در جلسات مشاوره ازدواج یا بیان آن چه حقیقت ندارد شاید در لحظه تنها به دلیل شرم یا ترس باشد اما در آینده آرامش و شادی زندگی مشترک را تحت تأثیر قرا خواهد داد.

مزایایی که باعث می‌شود مشاوره قبل از ازدواج را جدی بگیریم چیست؟


مشاوره قبل از ازدواج، با توجه به آمار بالا و مرعوب کننده طلاق، یکی از بهترین کارهایی است که می‌توانید پیش از بستن پیوند زناشویی انجام دهید. در این راهنما با 13 دلیلی آشنا می‌شوید که مطمئن هستیم آگاهی از آن‌ها شما را به مشاوره ترغیب خواهد کرد.

روبرو شدن با مشکلات

همسران آینده‌ای که در جلسات مشاوره قبل از ازدواج حاضر می‌شوند، فرصت دارند درباره مشکلاتی بحث کنند که اکثر زوجین بر سر بحث درباره آنها کارشان به طلاق می‌کشد. مشاوره ازدواج به شما کمک می‌کند تا مسائل بحث‌برانگیز را قبل از آن که باعث مناقشه شوند، حل کنید و نظرها و باورهای همسر آینده‌تان را درباره این مسائل کشف کنید، به این ترتیب می‌توانید قبل از شروع زندگی خود درباره موضوعات مهم به توافق برسید. برای مثال می‌توانید درباره واکنش‌های خود به دخالت خانواده‌ی همسرتان صحبت کنید. اگر برای پرداختن به مشکلات جدی برنامه داشته باشید، مانع برافروخته شدن آتش نزاع‌های بعدی خواهید شد. در جلسه مشاوره به آن دسته از مشکلات اصلی پرداخته می‌شود که رابطه فعلی را نیز تحت الشعاع قرار داده است. اگر به مشکلات کوچک مجال خودنمایی بدهید، به بحث‌های آتشین و بزرگ تبدیل خواهند شد. مشاوره قبل از ازدواج کمک می‌کند که احساسات منفی را قبل از دامنه‌دار شدن فروبنشانید.

دانش، خرد و تجربه مشاور

صحبت کردن با فرد دلسوزی که پیش از این با مشکلات ما برخورد داشته است، غالباً بسیار آرامش‌بخش و مفید است. مشاور ازدواج مجربی که خود نیز این تجربه را پشت سر گذاشته باشد، می‌تواند تجربیات ارزشمندی را در اختیارتان بگذارد که فقط پس از ازدواج و تجربه‌ی زندگی متاهلی به دست می‌آید. دردو دل کردن با فردی که احساسات مشابهی را درباره خانواده و روابط تجربه کرده است، نیز راهگشا خواهد بود. افراد مسن‌تر و عاقل‌تر نیز می‌توانند برای یافتن همسری مناسب راهنمایی‌تان کنند. به این ترتیب می‌توانید با ذهنی باز و با آمادگی برای یکی از مهم‌ترین مراحل زندگی تصمیم بگیرید. البته مجبور نیستید که چون عروس یا داماد کارهایی برخلاف میل شما انجام می‌دهد، نصایح فرد دیگری را قبول کنید و ازدواج‌تان را به هم بزنید، اما مطمئن باشید که اگر به توصیه‌های فردی که درک درستی از مشکلات احتمالی آینده دارد، گوش دهید، ضرر نخواهید کرد.

مشاوره برای تمام ازدواج‌ها مفید است

همگی ما زوجی را می‌شناسیم که زندگی‌شان کامل و بی‌نقص به نظر می‌رسد. این زوج عاشق یکدیگرند، همیشه دوست دارند که کنار هم باشند و همواره در هر حالتی شاد و راضی به نظر می‌رسند. اما این ظاهر قضیه است، حتی این زوج غبطه‌برانگیز نیز هر از گاهی با هم دعوا می‌کنند و شاید حتی گاهی به جدایی فکر کنند. مشاوره قبل از ازدواج برای تمام زوجین، حتی آنهایی که ایده‌آل به نظر می‌رسند، مفید است. در واقع ممکن است زوج بی عیب و نقص ما از افرادی کمک گرفته باشند یا همسرانی را الگوی خود قرار داده باشند که ازدواج موفقی داشته‌اند. هیچ ازدواجی همیشه کامل یا بدون مشکل نیست، اما مشاوره قبل از ازدواج به شما کمک می‌کند تا مشکلات‌تان را پشت سر بگذارید و بیاموزید که چگونه عشق‌تان را در گذر از سختی‌ها زنده نگه دارید. مشاوره روش مصالحه کردن و به توافق رسیدن را به شما می‌آموزد تا بتوانید خوشبختی و دوام زندگی‌تان را تضمین کنید.

ارتباط موثر

ارتباط موثر یکی از مهم‌ترین جنبه‌های ازدواج است. زمانی که زوجین دیگر به هم توجه نکنند و با هم حرف نزنند، این ازدواج در نهایت از هم متلاشی می‌شود. مشاور به شما یاد می‌دهد که چگونه شنونده خوبی باشید تا بتوانید نیازها و خواسته‌های همسرتان را متوجه شوید. اگر هر روز با یک نفر زیر یک سقف زندگی کنید، ممکن است وجود او و لطف‌هایش برایتان عادی شود، اما اگر ارتباط موثری با هم داشته باشید و عشق‌تان را ابراز کنید، رابطه‌ای را خلق می‌کنید که می‌تواند از بوته‌ی آزمون‌های مختلف روزگار سربلند بیرون بیاید.

مشاوره فرصت مناسبی را در اختیار زوجین قرار می‌دهد تا به روشی سالم و بدون آسیب زدن به رابطه خود با هم صحبت کنند و احساسات خود را بیان کنند. در مشاوره یاد می‌گیرید که سنجیده و صادقانه صحبت کنید و در موقع لزوم جلوی زبان تند و تیزتان را بگیرید. کنار هم نشستن و تعیین دستاوردهای مطلوب جلسه‌ی مشاوره فکر بسیار خوبی است که شما را در مسیر یک ارتباط موثر قرار می‌دهد.

بررسی مسائل مالی

بسیاری چنان هزینه‌های گزافی را برای جشن ازدواج خرج می‌کنند که مجبور می‌شوند، زندگی زناشویی را با کوله‌باری از قرض شروع کنند. مشاوره به شما کمک می‌کند تا بودجه خود را تعیین کنید و از وضعیت مالی، وام‌ها و حساب بانکی همسر آینده‌تان مطلع شوید. دست و پنجه نرم کردن مداوم با مشکلات مالی حتی سالم‌ترین روابط را نیز به نابودی می‌کشاند، بنابراین بهتر است وضعیت مالی خود را در جلسه مشاوره قبل از ازدواج تعیین کنید و تصمیم بگیرید که سهم هر یک در اداره این زندگی چقدر است. به این ترتیب پیشاپیش می‌دانید که پرداخت هزینه‌های جشن عروسی چه باری را بر شما تحمیل خواهد کرد و مسئولیت بازپرداخت این بدهی‌ها بر عهده چه کسی خواهد بود. اگر خانواده‌های‌تان نمی‌توانند برای پرداخت هزینه‌ها کمک‌تان کنند، بهتر است عاقلانه و متناسب با بودجه خود خرج کنید تا بعد درگیر بحث‌های بی‌پایان بر سر مسائل مالی نشوید. همین‌طور اگر بدانید که همسرتان چطور و برای چه چیزهایی پول خرج می‌کند، در آینده بحثی بر سر خساست و ولخرجی درنخواهد گرفت.

کشف نکات جدید

جلسات مشاوره قبل از ازدواج فرصتی است برای تبادل نظر درباره مسائلی، مانند انتظارات و تجربیات ناخوشایند گذشته که معمولاً در گفتگوهای عادی مطرح نمی‌شود. ما غالباً فکر می‌کنیم که نامزدمان را به خوبی می‌شناسیم، اما ممکن است اطلاعی از سوءاستفاده‌های گذشته یا انتظار او از زندگی زناشویی نداشته باشیم. ارتباط و برخورد همسرتان با خانواده شما بر رفتار و تربیت فرزندان‌تان اثر می‌گذارد، بنابراین به روابط و مناسبات دیگر نیز توجه کنید و اگر همسر آینده‌تان سابقه مورد سوءاستفاده قرار گرفتن در دوران کودکی یا اوان جوانی را داشته است، بهتر است مشکلات بنیادی را با انجام مشاوره فردی برطرف کنید

رسیدن به نتایج و تصمیم‌های مثبت

صحبت کردن درباره موضوعات مهم و حساسی مانند پول، رابطه جنسی و فرزند باعث می‌شود که هیجان‌زده شوید. مشاور باتجربه مکالمه‌تان را به مسیر صحیح هدایت می‌کند و اجازه نمی‌دهد که نامزدتان ناگهان از بحث منحرف شود. به این ترتیب می‌توانید بر روی بحث متمرکز شوید و به نتیجه برسید.

یادگیری یا تقویت مهارت‌های حل منازعه و اختلاف

چنانچه دلخوری‌ها و کدورت‌های جدی در گذشته داشته باشید، می‌دانید که معمولاً چگونه هنگام دعوا برخورد خواهید کرد، ساکت می‌مانید یا این که شروع به داد و فریاد می‌کنید. اگر با خودتان صادق باشید، امکان بهبود رابطه وجود دارد. مشاور به شما یاد می‌دهد که چطور خوب گوش کنید و چگونه به روشی موثر با هم ارتباط برقرار کنید، از همه مهم‌تر مشاور به شما می‌گوید که برای رسیدن به یک راه‌حل مناسب چه حرف‌هایی را باید بزنید یا نزنید.

تعیین زمانی منطقی برای برآورده شدن انتظارات مهم زندگی زناشویی

برای مثال اگر به این توافق برسید که تا دو سال دیگر به بچه‌دار شدن فکر نخواهید کرد، هر دو با آمادگی پیش خواهید رفت و مصمم بودن شما و تردید همسرتان باعث عصبی یا ناامید شدن‌تان نخواهد شد. همچنین مشاوره قبل از ازدواج کمک می‌کند تا درباره زمان مناسب خریدهای مهمی مانند خرید خانه نیز تصمیم بگیرید.

دوری از خشم و نفرت‌ خاموش و مسموم کننده

مشاوره ازدواج کمک می‌کند تا دل‌هایتان را از خشم و نفرتی که رابطه‌تان را مسموم ساخته است، پاک کنید. مشاور یاری‌تان می‌کند تا خشم خودتان را کنترل کنید و خودتان را از قید و بند خشم رها کنید تا این احساسات فروخفته در آینده آسیب جدی به ازدواج‌تان نزند.

غلبه بر ترس از ازدواج

ممکن است یک یا هر دو نفر شما فرزند طلاق باشید یا در خانواده‌ای بزرگ شده باشید که جرو بحث و دعوا در آن عادی بوده است. مشاوره قبل از ازدواج به شما آموزش می‌دهد که با گذشته خود از در آشتی درآیید و این چرخه باطل را بشکنید.

شناسایی بذرهای نهفته استرس در زندگی زناشویی

زمانی که مسائل را از دیدگاه یک فرد بی‌طرف باتجربه ببینید، متوجه می‌شوید که کدام رفتارهای و عادت‌ها را باید تعدیل کنید یا کاملاً کنار بگذارید. همچنین مشاور ازدواج به شما کمک می‌کند تا بر استرس و اضطراب‌تان غلبه کنید و سلامت ذهن و روح خود را به نحو موثرتری مدیریت کنید.

در جلسه مشاوره پیش از ازدواج چه اتفاقاتی می افتد؟


زمانی که برای اولین جلسه مشاوره ازدواج وقت می‌گیرید، معمولاً از شما سوالاتی کلی درباره‌ی پیشینه‌ی رابطه‌تان یا مشکلات و مسائل پیچیده‌ای که با آنها روبرو شده‌اید، پرسیده می‌شود. اغلب زوجین در مرحله مشاوره قبل از ازدواج، مشکلی درباره یک موضوع خاص ندارند، و صرفاً می‌خواهند که انتظارات خود از زندگی زناشویی و سبک زندگی را قبل از ازدواج به روشی منظم و نظام‌مند بررسی کنند. درک بهتر یکدیگر دلیل اصلی و متداول برای مشاوره پیش از ازدواج است. اگر تمایل دارید که درباره موضوع خاصی صحبت کنید، بهتر است خلاصه‌ای از اطلاعات مرتبط را هنگام گرفتن وقت مشاوره ارائه کنید. این کار ضروری نیست، اما مشاوران با داشتن چنین اطلاعاتی می‌توانند، وقت مشاوره را متناسب با موضوعات مدنظرتان با بهترین مشاور تنظیم کنند. از طرفی مشاور یا روانشناس نیز می‌تواند خود را برای جلسه اول آماده کند. فرایند گردآوری جزییات بیشتر درباره رابطه و پیشینه خانوادگی زوجین در جلسه اول مشاوره شروع می‌شود. هرچند تمام مشاوران پیشینه زوجین را به تفصیل و با جزییات کامل بررسی نمی‌کنند، اما مشاور یا روانشناس برای کمک گرفتن به زوجین به بعضی اطلاعات پایه نیاز دارد. مشاور سوالاتی را درباره روابط گذشته، از قبیل ازدواج‌های قبلی، از شما و نامزدتان می‌پرسد، از شما می‌خواهد که احساس خود را نسبت به ازدواج شرح دهید و اگر موضوع یا مشکل خاصی مدنظرتان است، آن را مطرح کنید. برخی مشاورین از مراجعان می‌خواهند که پرسشنامه‌ای را پر کنند که شامل سوالاتی درباره روابط گذشته، ارزش‌ها و باورهای بنیادی و دیگر موضوعات مرتبط می‌شود.

نتیجه مشاوره ازدواج


اما اگر مشاوره قبل از ازدواج باعث شود که مشکلات شما و نامزدتان از قبل هم بیشتر و دامنه‌دارتر شود، چکار باید بکنید؟ امکان به وجود آمدن مشکلات در مشاوره ازدواج وجود دارد، چرا که مشاوره همسران آینده را به فکر می‌اندازد و آنها را وادار می‌کند درباره‌ی مسائلی بحث کنند که قبلاً به آنها توجه نکرده بودند. شاید این ویژگی در نظر اول نقطه ضعف مشاوره ازدواج به شمار بیاید، اما چون باعث می‌شود که بحث‌ها و اختلافات قبل از ازدواج مطرح شود، نقطه قوت آن نیز محسوب می‌شود. مطمئناً با ما هم‌عقیده‌اید که پیشگیری کردن از برافروخته شدن آتش‌های جنگ و نزاع بهتر از سوختن در شعله‌های سوزان آن است. مشاوران با ارائه بهترین راهکارهای برای روبرو شدن با این چالش‌ها شما را یاری می‌کنند.

ممکن است ازدواج‌تان را به هم بزنید

چنانچه در خلال مشاوره ازدواج متوجه مشکلات و تناقضات مهمی بشوید، ممکن است این اختلاف‌ها در نهایت به به هم خوردن ازدواج منجر شود. قبول داریم که این شرایط ایده‌آل نیست، اما شما را از ازدواج با فرد نامناسب یا دلشکستگی بعد از طلاق نجات می‌دهد.

انتخاب مشاور نامناسب ممکن است مشکل ایجاد کند


مانند هر قشر دیگری در بین مشاوران ازدواج نیز خوب و بد و بهتر وجود دارد. اگر زوجی به مشاوری مراجعه کنند که در زمینه حل منازعات مهارت ندارد و حین مشاوره بحث بالا بگیرد و بحث به نزاع تبدیل شود، چه اتفاقی می‌افتد؟ همان‌طور که چند ماشین مختلف را قبل از خریدن یکی امتحان می‌کنید، برای یافتن مشاور مجرب نیز باید تحقیق کنید تا مشاور نامناسبی انتخاب نکنید که ضررش بیشتر از نفعش باشد. مشاور ازدواج ماهر باید از تمام علل و مشکلات دامن زننده به طلاق آگاهی داشته باشد و بتواند در نهایت ظرافت و مهارت به این مسائل بپردازد.

تجربهای موفق از مشاوره پیش از ازدواج با مشاورین


چند ماه بود که الهام و مهدی یکدیگر را می‌شناختند. هرچند خانواده آنها اختلاف فرهنگی فاحشی با هم داشتند، اما این دو جوان از صمیم قلب عاشق هم بودند و می‌خواستند با هم ازدواج کنند. ازآنجایی که الهام و حمید مدت زیادی نبود که همدیگر را می‌شناختند، دوستان‌شان به آنها پیشنهاد کردند که قبل از تصمیم‌گیری نهایی و متعهد شدن نسبت به همدیگر، چند جلسه با روانشناسان مشاوره قبل از ازدواج داشته باشند. مهدی و الهام در اولین جلسه مشاوره کمی مضطرب بودند. هر دو درباره خانواده‎های خود، توقعات و باورهای مذهبی خانواده‌هایشان صحبت کردند. هرچند مهدی خانواده الهام را می‌شناخت، اما وقتی دید که الهام تا چه حد به مراسم، اعتقادات و باورهای مذهبی خود پایبند است و می‌خواهد فرزندان خود را نیز بر طبق این اصول تربیت کند، متعجب شد. این مسائل و تفاوت ها برای مهدی نگران کننده بود. همچنین الهام و مهدی متوجه شدند که رویکرد آنها نسبت به مسائل اقتصادی کاملاً با هم متفاوت است و این اختلاف نظرها را آزاردهنده و ترسناک یافتند. مشاور به این نتیجه رسید که تفاوت‌های این زوج اساسی است، اما با استفاده از تکلیف‌ها و تمرین‌های ایفاء نقش سعی کرد تا این تفاوت‌ها را به نقاط قوتی تبدیل کند که می‌توانست رابطه این زوج عاشق را محکم‌تر کند. همچنین مشاور به الهام و مهدی کمک کرد تا با هم به توافق برسند و تصمیم بگیرند که هر یک تا چه حد حاضرند که از مواضع خود دور شوند. مشاور باتجربه به آنها کمک کرد تا مهارت‌های گوش دادن فعال را یاد بگیرند تا در آینده بتوانند راحت‌تر به توافق برسند و با هم سازش کنند. ایفای نقش، الگوگیری و تمرین‌های مختلف بین جلسات نیز باعث شد که منظور مشاور را بهتر در طول جلسات مشاوره متوجه شوند. همچنین مشاور به الهام و مهدی توصیه کرد که درباره شیوه تربیت مذهبی فرزندان خود به توافق روشن و آشکاری برسند. مهدی و الهام در ابتدا فکر کردند که این پیشنهاد غیرضروری و حتی اندکی احمقانه است، چون آنها در این مرحله اصلاً به بچه فکر نمی‌کردند. اما هر دو، به ویژه الهام پس از مدتی بحث به این نتیجه رسیدند که مسئله روش تربیت فرزندان و نقش مذهب در زندگی‌شان بسیار مهم است و این اختلاف نظر یکی از دلایل اصلی آنها برای مراجعه به مشاور ازدواج بوده است. توافق نظر درباره این موضوع بسیار دشوار بود و پیوندهای عاطفی و پیشینه خانوادگی بر آن اثر می‌گذاشت. بنابراین الهام و مهدی خوشحال بودند که مشاور را در کنار خود دارند تا در این راه سخت راهنماییشان کند. این زوج در نهایت پس از بحث‌های داغ و آتشین متوجه شدند که تربیت مذهبی فرزندان برای الهام بسیار مهم است و مهدی اهمیت چندانی به آن نمی‌دهد. مهدی در خلال این صحبت‌ها دریافت که اگر فرزندان خود را طبق سنت و اعتقادات خانوادگی الهام بزرگ کند، این تصمیم عواقبی را برای خود و خانواده‌اش خواهد داشت. مهدی  و الهام به کمک مشاور موفق شدند که نیازهای یکدیگر را به درستی و در کمال صداقت تشخیص دهند و با هم همدل و هم‌داستان شوند. به این ترتیب این زوج عاشق درباره وضعیت خودشان به توافق رسیدند و مهم‌تر این که از این توافق رضایت کامل داشتند.

اشتراک گذاری مقاله

Share on facebook
فیسبوک
Share on telegram
تلگرام
Share on twitter
توییتر
Share on whatsapp
واتساپ

در کدام زمینه می‌تونیم کمکتون کنیم؟

رزرو نوبت مشاوره

مشاوره روانشناسی برای

ایرانیان خارج از کشور

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

عضویت در خبرنامه

پرسش و پاسخ کوتاه

برای پرسش و پاسخ کوتاه سوال خود را از طریق فرم زیر مطرح کنید. پاسخ، زیر این مقاله در سایت منتشر می شود و به ایمیلتان هم ارسال خواهد شد. برای گرفتن نوبت و مشاهده شرایط مشاوره و گفتگوی آنلاین یا تلفنی با مشاورین روانشناس رادیو عشق اینجا کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

  • سلام وقتتون بخیر
    من پسری ۳۱ ساله هستم و با خانمی که دوستش دارم حدودا یک سال دوست بودیم و الان داریم عقد میکنیم . اون خانم هم ۲۹ ساله هستند .
    من قدم ۱۹۴ هست و خانم مورد علاقم ۱۵۹
    راستش من اصلا و به هیچ وجه برام مهم نیست این اختلاف قد. ولی اطرافیان خیلی متلک میگویند و خانم اذیت میشوند …میشه به من بگید چیکار کنم که کسی دیگه حرفی نزنه ؟؟؟!!.

    • امید عزیز سلام
      تفاوت ظاهری در ازدواج مهمه اما مهم ترین عامل کنترل اون خود دو طرف هستند. اگر برای شما و ایشون این مساله اهمیت داره می تونید از مشاوره کمک بگیرید. اما اگه برای شما دوتا اهمیت نداره نباید اجازه بدید اطرافیان شما و ایشون رو ناراحت کنند. خیلی دوستانه و محترمانه از اون ها درخواست کنید رفتارشون رو تکرار نکنند.

  • سلام . من پسری ۳۲ ساله هستم و در رشته دندانپزشکی تحصیل کرده ام و خدارو صد هزارمرتبه شکر دو تا ماشین و یه خونه و مقداری پس انداز دارم . من از دختر خانمی خوشم اومد و ایشون ۲۸ سالش هست ولی متاسفانه ایشون قبلا یه بار تو دوران عقد جدا شده اند و در ضمن ایشان هم دندانپزشک هستند . علت جداییشان هم به من راست گفتند و من هم که تحقیق کردم فهمیدم همسر قبلی ایشان دست به زن داشتند و برای همین این خانم جدا شدند . ببخشید الان این موضوع طلاق ایشون تنها مشکل من هست و یکم احساس بدی دارم نسبت بهشون که قبل دست مردی بهشون خورده ….راستش یکم راهنماییم کنید میخوان بیینم میتونم کنار بیام . در ضمن خانواده من انتخاب رو به عهده خودم گذاشتند و من میترسم نکنه با توجه به موقعیت و شغلم بتونم اینکه دختر بهتری میتونه شر راهم قرار بگیره نگران هستم .
    لطفا منو راهنمایی کنید .

    • محمد عزیز سلام خانم ها و آقایانی زیادی هستند که در ازدواج شکست می خورند و در آن مقصر نیستند. یک ارتباط شکست خورده نمی تواند افراد را زیر سوال ببرد و افراد می توانند بعد از جدایی از یک رابطه، اگر آسیبی دیدت اند روی خودشان کار کنند و مشکلاتشان را حل کنند. بنابراین توصیه می کنیم روی شخصیت این خانم و اهداف مشترکی که باهم دارید تمرکز کنید و تا زمانی که این موضوع را برای خودتان حل نکرده اید اقدام به ازدواج نکنید. ازدواج یک انتخاب است که شما برایش تصمیم می گیرید و علاقه در آن نقش مهمی دارد. این تفکر که همیشه یک نفر بهتر از طرف مقابل من وجود دارد به رابطه سالم کمکی نمی کند و تا زمانی که مطمئن نشده اید ایده آل هایتان را می دانید همیشه یکی بهتر از دیگری می تواند وجود د اشته باشد.

  • سلام خدمت شما
    من پسری ۲۹ ساله هستم و در رشته فیزیوتراپی تحصیل کرده ام . من از دختر خانمی ۲۵ ساله خوشم آمده و چند باری هم به صورت غیر مستقیم این موضوع را خدمتشان گفتم …اما نمیدانم چرا نمیخواهند حتی من با مادرشان درباره ی خواستگاری صحبت کنم …من شرایطم خداروشکر خوبه و خانه و ماشین هم دارم …ولی نمیدانم چرا هر چی اصرارر بر این دارم که بیاییم برای جلسات خواستگاری ‌‌و آشنایی ایشان اصلا تمایلی نشان نمیدهند …در ضمن ایشان معلم هستند ..به نظر شما مشکل چی میتواند باشد ؟؟!!
    با تشکر

    • رضای عزیز سلام
      متوجه احساسات شما شدم، علاقه و تمایل به رابطه یک موضوع کاملا دو طرفه است و فارغ از دلیل ایشان باید به آن احترام گذاشت. پیشنهاد می کنم از خود این خانم دلیل عدم تمایلشان را بپرسید، اگر دلایلی داشتند که برای شما تغییر دادنش معقول بود می توانید این کار را انجام دهید اما اگر دلایلی داشتند که تغییرش برای شما منطقی نبود و یا اصلا ایشان به شما علاقه ای نداشتند لازم است این موضوع را بپذرید دوست عزیز. البته پذیرش این موضوع قطعا برای شما سخت خواهد بود و پیشنهاد می کنم اگر تصمیم نهایی پذیرش این مساله بود با یک مشاور صحبت کنید تا در کنارتان باشد. مقاله کنار آمدن با جواب رد (بعد از شنیدن جواب منفی چکار کنم) هم می تواند به شما کمک کند.

  • سلام خدمت شما
    من پسری ۲۹ ساله هستم و در رشته فیزیوتراپی تحصیل کرده ام . من از دختر خانمی ۲۵ ساله خوشم آمده و چند باری هم به صورت غیر مستقیم این موضوع را خدمتشان گفتم …اما نمیدانم چرا نمیخواهند حتی من با مادرشان درباره ی خواستگاری صحبت کنم …من شرایطم خداروشکر خوبه و خانه و ماشین هم دارم …ولی نمیدانم چرا هر چی اصرارر بر این دارم که بیاییم برای جلسات خواستگاری ‌‌و آشنایی ایشان اصلا تمایلی نشان نمیدهند …در ضمن ایشان معلم هستند ..به نظر شما مشکل چی میتواند باشد ؟؟!!
    با تشکر

    • علی عزیز سلام
      متوجه احساسات شما شدم، علاقه و تمایل به رابطه یک موضوع کاملا دو طرفه است و فارغ از دلیل ایشان باید به آن احترام گذاشت. پیشنهاد می کنم از خود این خانم دلیل عدم تمایلشان را بپرسید، اگر دلایلی داشتند که برای شما تغییر دادنش معقول بود می توانید این کار را انجام دهید اما اگر دلایلی داشتند که تغییرش برای شما منطقی نبود و یا اصلا ایشان به شما علاقه ای نداشتند لازم است این موضوع را بپذرید دوست عزیز. البته پذیرش این موضوع قطعا برای شما سخت خواهد بود و پیشنهاد می کنم اگر تصمیم نهایی پذیرش این مساله بود با یک مشاور صحبت کنید تا در کنارتان باشد. مقاله کنار آمدن با جواب رد (بعد از شنیدن جواب منفی چکار کنم) هم می تواند به شما کمک کند.

  • سلام خسته نباشید…
    دختری ۱۶ ساله هستم… خواستگاری تقریبا آشنا و با شغل نظامی دارم… میدونم سنم کمه ولی اصلا در این سن قصد عقد و ازدواج ندارم…. قرار بر این شده که فعلا جلسه ای برای آشنایی و دیدار همدیگر داشته باشیم… اگر اوکی بود و همدیگر رو پسندیدیم اونها تا زمان کنکور من صبر میکنن…(از نظر اینکه منتظرم میمونه مطمعن هستم)
    ولی متاسفانه نمیدونم در اولین جلسه آشنایی چه سوالاتی بپرسم، مقاله هایی در این باره مطالعه کردم ولی اصلا شبیه شرایط من نیست… ممنون میشم که بهم بگید در اولین جلسه آشنایی که من برای اولین باره ایشون رو از نزدیک میبینم چه حرف ها و سوالاتی بکنم…

  • سلام علیکم ؛ آیا مشکل اعصاب مادرم باید در جلسات  خواستگاری به دختر گفته بشه ؟ مادر من دو قطبی هست … یعنی گاهی اوقات خیلی خوب و عادی و خوش اخلاقه و گاهی اوقات بخاطر توهم و مشکلات عصبی که بارها بخاطرش بستری شده و داروهای اعصاب مصرف میکنه ؛ خیلی بداخلاق میشه ، و با خودش حرف میزنه و به همه فحش میده [از مقدسات و شهدا گرفته تا فک و فامیل] ،حرفای کودکانه و احمقانه میزنه که متاسفانه نشان زوال عقل بخاطر مشکلات عصبی هست… اگه این مشکلمادرمو به دختر بگم به مادرم ظلم کردم یعنی ؟ وجدانم قبول نمیکنه که به دختر مردم که با هزار آرزو میخواد ازدواج کنه این مسئله رو نگم … تصمیم دارم بهش بگم که این مورد بین خودمون بمونه تا اینجوری برای مادرم هم بد نشه … چون مشکلات عصبی مادرم گاهی اوقات خیلی رو مخ خانواده هست و بارها بخاطرش درگیری داشتیم تو خونه … لطفا راهنماییم کنید

    • سلام دوست گرامی
      آیا برای درمان مادرتان تابحال اقدام جدی انجام داده‌اید؟ اشاره کردید بارها عصبی و بستری شدند؛ آیا تابحال به روانشناس بالینی نیز مراجعه کردند؟چون نشانه‌های وسواس در ایشان دیده می‌شود.
      نیاز به شرح جزییات نیست، صرفاً به دخترخانم بگویید که مادر بیمار هستند و گاهی حال خوبی ندارند؛ در دوره‌ای که مادر حالشان خوب نیست تلاش کنید بیشتر به او سر بزنید.

  • سلام
    من مرجان 25 ساله مهندس کامپیوتر از تهران با نامزدم محمد 30 ساله استاد نقاشی،پیش از نامزدی 2 سال دوست بودیم.
    اگر حمل بر خودشیفتگی نباشه من از کودکی تا همین امروز انسان بسیار کتابخوانی هستم بعلاوه به واسطه ی تسلط به چند زبان خارجی و تحصیلات دانشگاهی باعث شده که نسبت به هم سن و سال هام موفقیت های بیشتری کسب کنم. همسرم استاد نقاشی هستند و لیسانس دارند. سطح مالی و اعتقادی دو خانواده یکی هست تقریبا (اونها مذهبی تر) موضوعی که هست اینه که بعضا افرادی پیدا میشن و به من میگن: (با لفظ عامیانه) تو خیلی از شوهرت سطحت بالاتره و ممکنه در آینده به مشکل بخورید و غیره و این حرف ها روح و روان من رو بهم میریزه. من همسرم رو با چشم باز انتخاب کردم و این اولین باری نیست که به خاطر انتخاب ها سرزنش میشم اما واقعا اضطراب شدیدی من رو گرفته به حدی که بابت تمام دستاوردهام پشیمونم! چجوری از این اضطراب رها بشم من؟

    • سلام دوست گرامی
      احساس شما را درک می‌کنیم که وقتی این حرف‌ها را می‌شنوید، حالتان بد می‌شود.
      مساله‌ای که به شما کمک می‌کند این است که بتوانید در مقابل این حرف‌های بی‌اساس بایستید و جرات‌مند باشید. کسی جای شما تصمیم نگرفته است و به جای شما نیز زندگی نخواهد کرد.
      اگر میزان اضطراب شما بیش از حد طبیعی است و عملکرد شغلی، عاطفی، خانوادگی و.. شما را مختل کرده است، حتماً از کمک تخصصی روانشناس استفاده کنید.

  • باسلام. من ۲۶ ساله دانشجوی تخصصی آسیب شناسی هستم. مدت یک سال نیم هست با دختر خانمی هم سن خودم در دانشگاه آشنا شدم و ایشون هم پزشک عمومی هستن. از ابتدا رابطمون برای ازدواج بود و این مدت آشنا شدیم با اخلاق و رفتار هم البته ما ۳ ماه تقریبا از نزدیک با هم بودیم در شهری که دوران کارورزی پزشکی بودیم و اونجا آشنا شدیم. من وقتی فارغ التحصیل شدم برگشتم شهر خودم( تهران) ایشون یک سال از من عقب تر بودن و اونجا موندن تا شهریور امسال که فارغ التحصیل شدن. در این مدت هم من برای تخصص خوندم و آسیب شناسی قبول شدم. ما تفاهم از نظر مسائل مختلف و دیدگاه های مشابه داریم و مشکلی در رابطه خودمون نیست .

    مشکل ما، خانواده من هست که مخالفت دارن. مخالفتشون برای چند مسئله هست یکی دور بودن ایشون ( ساکن ایذه استان خوزستان هستند) تفاوت فرهنگی و اینکه میگن من در حال حاضر توانایی تشکیل زندگی ندارم چون خونه ای ندارم و درامدی ندارم در حال حاضر.
    البته در مورد هزینه هم با ایشون برنامه ریزی کردیم من ماهی 2 تومن حقوق رزیدنتی دارم و ایشون هم این مدت طرح پزشکیشون حقوق دارن تو مدتی که تخصص من تموم شه با وام جایی رو اجاره کنیم و ایشونم کار میکنن تا کمک بشه به خرج زندگیمون. چندین بار باهاشون صحبت کردم که حداقل آشنایی با خانواده این خانم داشته باشیم و واقعا ایشون هم با شرایط سختی که من دارم راضی هستن زندگی جمع جور تر تشکیل بدیم اول و تقاضای امکانات زیاد ندارن.
    حتی خانواده ایشون هم طبق گفته های خودش سخت گیر در مورد کمبود های زندگی ندارن و میتونن موافقت کنند ولی خانواده من کلا دید منفی به این قضیه دارن و اصلا همکاری و راهنمایی نمیکنن و حرفشون این هست که باید درامد داشته باشی.
    این هم بگم من تک فرزند هستم و اختلاف سنی زیادی با والدینم دارم حدود ۲۵ تا ۳۰ سال و رابطه خیلی صمیمی ای باهاشون هم ندارم و ارتباطمون کلا در مورد مسائل مختلف زیاد نیست و حالا برای این خانم هم که برگشتن شهرشون نگرانی ایجاد شده و بالاخره خواستگار هم دارن من هم نگرانم از دست بدمش .

    • سلام دوست گرامی
      در مشاوره پیش از ازدواج، این اختلافات به صورت دقیق‌تری مورد بررسی قرار می‌گیرد. در مورد کیس شما، مخالفت یا ترس خانواده طبیعی است، اما بهتر است برای شروع حتما خواستگاری رسمی صورت بگیرد و خانواده شما شرایط ایشان و آینده را از نزدیک ببینند. اینکه با شما همراهی دارند و تقاضاهای انچنانی ندارند، مساله مهمی هست و بهتر است که حتما به صورت حضوری و رسمی از ایشان خواستگاری کنید و به مشاور پیش از ازدواج مراجعه کنید.

  • سلام من دختری 20 ساله هستم
    میخواستم بدونم توجه نشون دادن به پسری که ازش خوشم میاد کار درستی هست؟
    اگه آره چه طوری و در چه حد؟
    خونواده هامون تقریبا متعهد و پایبند به مسائل محرم نامحرم هستیم و شوخی های شخصی با یه پسر شاید زننده به نظر بیاد
    من قبلا هم مشاوره قبل ازدواج رفتم میگن باید ارتباطت رو زیاد کنی ولی من زیاد نمیبینش چیکار کنم که منو خوبی هامو بشناسه
    ممنون میشم از راهنمایی اون با تشکر

    • سلام دوست گرامی
      جلب توجه شخصی که به او علاقه دارید، با توجه به شرایطی که در خانواده عنوان کردید، کار دشواری نیست. اما باید در قاعده و چارچوب خانواده خودتان این اتفاق بیفتد و قرار نیست برای جذب او، شوخی‌های زننده داشته باشید.
      ابتدا مشخض کنید که معیارهای خودتان برای انتخاب ایشان چه بوده است؟ سپس راه‌های ارتباطی خودتان را بررسی کنید و اگر به صفحه‌های مجازی او دسترسی دارید،چک کنید که او چطور شخصی است و چگونه با دیگران تعامل دارد؟
      برای راهنمایی بیشتر نیز می‌توانید در دوره« جذب عشق، از آشنایی تا ازدواج رادیوعشق» شرکت کنید.

  • سلام خسته نباشید
    من با یه پسری سه ساله که در رابطه هستم در واقع مجازی آشنا شدیم اون ۲۲ سالشه من ۱۷
    اومد خواستگاریم پدرم موافقت نمیکنن بهونه های بی منطق میارن
    طرف مقابلم میگه که به پدرت بگو که منو میخوای ولی پدرم دست بزن داره و منطقی نیست
    من نگران اینم نمیدونم بعد اینکه بهش بگم با چه عکس العملی روبرو میشم

    • سلام دوست گرامی
      اشاره نکردید علت مخالفت چیست؟
      البته سن هردوی شما برای ازدواج پایین است.
      ازدواج، پیوند دوخانواده است و نمی‌شود صرفا با علاقه دوطرف به یکدیگر این مساله پیش برود. نیاز است علت‌های مخالفت پدرتان مشخص شود.

  • با سلام من با یه دختری دوست هستم که قصد ازدواج باهاش رو دارم ولی جدیدن فهمیدم که
    قبلا با شخص دیگری رابطه جنسی داشته به خاطر همین دو دل شدم برای ادامه این رابطه به نظر شما باید چکار کنم

    • سلام دوست گرامی
      به سن خودتان و طرف مقابل اشاره نکردید.
      داشتن رابطه جنسی پیش از ازدواج، به خودی خود در رابطه‌تان مشکل ایجاد نکرده است اما اگر هنوز اثرات آن رابطه وجود داشته باشد، باید بیشتر مورد بررسی قرار بگیرد.
      حال شما را درک می‌کنیم بخصوص اینکه به تازگی متوجه این مساله شده‌اید. اما بهترین پیشنهاد برای شما، مراجعه به مشاور پیش از ازدواج است.
      مشاور به شما کمک می‌کند تا همدیگر را بهتر بشناسید و بتوانید مهارت‌های لازم برای ادامه رابطه و ازدواج را کسب کنید.

  • سلام خسته نباشید
    من‌جوانی هستم ۲۸ ساله که به تازگی بادختری ۱۸ ساله اشنا شدم و دوران نامزدی را سپری میکنم سوالی از حضورتون دارم
    این اختلاف سن مشکل ساز خواهد شد اگرم بله تا چه اندازه و در چه زمینه هایی؟
    پیشنهاد شما برای حل این مشکلات چی هست
    ممنون از پاسخ گویی شما

    • سلام دوست گرامی
      اختلاف سن به خودی خود مشکلی ایجاد نمی‌‌کند. زمانی که زوجین در مسائلی مانند نحوه و شیوه تفریح کردن، نوع رفت و آمد با دیگران، اهداف آینده و طرح و نقشه‌هایی که برای زندگی خود دارند، باهم به اشتراک برسند، سن اختلاف خاصی ایجاد نمی‌کنند. نکته مهم‌تر میزان توقعاتی است که دوطرف از هم دارند. مسلما نمی‌توانید انتظار داشته باشید که او خیلی پخته رفتار کند، چون هنوز تجربه‌های شما را در زندگی نداشته است.
      بهترین پیشنهاد برای شما مراجعه به مشاور پیش از ازدواج است تا بتوانید به طریق صحیح نحوه تعامل با یکدیگر را آموزش ببینید.

  • سلام و وقت بخیر دختر ۲۷ ساله ای هستم که حدود ۳ماهه با یه پسر اشنا شدم که قصدشونم ازدواج هست البته این پسر برادر نزدیک ترین دوستم میشه که حدود ۹ساله خانوادشونو میشناسم ، توی اولین ملاقاتمون اقا پسر بهم گفتن که یه چیزی خیلی براشون مهم هست اینکه دلشون میخواد مشروب بخورن و حتی سیگارم میکشن اما از هر نظر خیلی خوب هستن خوش اخلاق خیلی زرنگ و کاری خیلی به خانوادشون متعهد و پایبندن ، این حرفشون یکم برخلاف اعتقادات من هست البته ادمی نیستم که بخوام خیلی گیر باشم اما دوست داشتم که اهل مشروب نباشه ، ازتون میخوام که راهنماییم کنید چون میترسم اینده سر همین موضوع مشکل پیدا کنم

    • سلام دوست گرامی
      سوال خوبی را مطرح کردید.
      اگر این مساله برخلاف اعتقادات و جزیی از خط قرمزهای شماست، حتماً این مساله را مدنظر داشته باشید که نباید به امید اینکه طرف مقابل شما تغییر کند با او وارد زندگی مشترک شوید. او به صوت کاملاً صادقانه این مساله را پیش از ازدواج به شما گفته است.
      اما برای بررسی بیشتر و اینکه شما فرصت ازدواج را از دست ندهید، حتما از مشاوران پیش از ازدواج همیار عشق وقت مشاوره دریافت کنید.

  • سلام من دختری ۳۷ ساله هستم. مرداد سال ۹۸ خواستگار سنتی داشتم. بعد از چندین مرتبه که اومد خونمون پدرم به زور اجازه داد بریم بیرون.
    سه مرتبه رفتیم بیرون قرار شد یکبار بیاد خونه ما که دوباره پدرم اجازه بده بریم بیرون. ولی نیومد. الان که شهریور سال ۹۹ هست بدون اطلاع خانواده ها هفته ای یکبار تلفنی صحبت میکنیم. میگه قصدش ازدواج ولی نمیدونم چرا یک سال و یک ماهه منو علاف کرده.
    منم راستش چون سنم بالاست و میترسم اگه اینو هم از دست بدم دیگه کسی سراغم نیاد دارم باهاش ادامه میدم ولی این وضعیت واقعا اذیتم میکنه.

    • سلام دوست گرامی
      به سن طرف مقابل اشاره نکردید.
      به نظر می‌رسد نیاز به واقع‌بینی بیشتری در این زمینه دارید. اگر قرار بود که ایشان قصد ازدواج داشته باشند طی این مدت مقدمات آن را فراهم می‌کردند.
      وضعیت شما نیاز به بررسی بیشتری دارد، به همین دلیل نیاز دارید تا با مشاوران رادیوعشق وقت مشاوره داشته باشید.

  • ممنون از سایت خوبتون
    سلام من پسری متولد 79 هستم زندگی فوق العاده ای دارم از لحاظ پیشرفت در زندگی، کار میکنم درامد عالی دارم و از اینی که هستم موفق میشم و خیلی به زندگیم خوش بین هستم تمامی افکارم مثبت و بزرگ هستند.
    به همین دلیل با توجه به فشار نیاز به داشتن رابطه نمیتونستم با هیچ دختری کنار بیام چون منو درک نمیکنن من زودتر از سنم پیشرفت کردم وبزرگ شدم به تازگی تقریبا دوماه با دختری متولد متولد 74 آشنا شدم و از نظر درک به فهم و اینکه به بنده علاقه داره و میتونم به عنوان یک نفر در آیندم بهش فکر کنم قبولش دارم اما ترس از اینکه اختلاف سنی بالاتر بعدا کار دست ما بده منو اذیت میکنه برای مثال دیرمادر شدن همسرم و یا پیر شدن ایشون ممنون میشم راهنماییم کنید در این مورد ساکن شهر شیراز هستیم مایل به مشاوره تلفنی هم هستم

    • سلام دوست گرامی
      برای موفقیت‌هایی که کسب کردید به شما تبریک می‌گوییم.
      مساله سن در ازدواج، به خودی خود مشکل ساز نیست. زمانی سن مهم می‌شود که دعوای زوج نهایتا به مساله سن ختم شود و یا اگر خانم بزرگتر است، آقا نتواند در برابر حرف‌هایی که اطرافیان درباره سن همسرش می‌گوید خوددار باشد و به آنها اجازه نظر دادن بدهد.(رفتی یه مامان برای خودت گرفتی، دختر ترشیده گرفتی و…) به کسی نباید اجازه دهد نظری درباره سن همسرش بدهد.
      بنابراین به بلوغ زیادی نیاز است. این یک باور اشتباه است که هر زوجی که سن خانم بالاتر است زندگی خوبی نخواهند داشت. چون سن فقط یک متغیر است. بلوغ روانی و عاطفی و داشتن استقلال فاکتورهای مهم دیگری در ازدواج هستند که باید آنها را کسب کنند.
      برای دریافت مشاوره تلفنی یا آنلاین، از طریق پشتیبانی همیار عشق، نوبت مشاوره خود را رزرو کنید.

  • سلام وقتتون بخیر

    ممنونم از سایت مفیدتون

    من چندسالی هست با پسری اشناشدم که خانوادم هم اورا میشناسند و رابطه ی خوب و نزدیکی باهم داریم
    اما وقتی خانواده ها فهمیدن ما عاشق هم شدیم گذاشتن به حساب بچه بودن و ..خلاصه مارو از هم دور کردن ولیکن ماهمچنان مخفیانه باهم درارتباطیم و قصدمون ازدواج..
    ماهردومون به اعتقاداتمون خیلی پایبندیم برای همین از روزی که حس کردیم نسبت به هم حسی داریم بدون اطلاع خانواده ها صیغه ای موقت خوندیم ک فقط باهم راحت تر درارتباط باشیم اما همین محرمیت باعث شد نسبت به قبل بیشتر به هم متعهد باشیم و وظایفی را در مقابل هم داشته باشیم.
    ایشون همینطور که خیلی پسر روشن فکری هستن تعصب و حساسیت هایی راهم نسبت به من دارن
    از من توقع دارن با هر ادمی همنشینی نکنم حتی با فامیل های نزدیکم از جمله خاله دایی عمه و…توی مهمانی های دورهمی حاضر نشوم چرا که از نظر او افراد ان جمع مناسب همنشینی با من نیستن.اما من نمیتونم بخاطر یه حساسیتی ک از نظر من منطقی نیست بیخیال خانوادم شم و همش بخاطر او با پدر و مادرم برای رفتن به مهمونی مخالفت کنم
    کلا مخالف بیرون رفتن من تنها یا با دوستام و گاهی با خانواده ام هستن اما خودشون به شدت ادم اهل تفریحی هستن و فقط دوست دارن دوتایی باهم بریم همه جارا بگردیم و..
    ایشون خیلی به من وابستن و این وابستگی بیش از حدشون و خودخواهی ک از نظر من دارن باعث شده من از همه ی تفریحام،دوستام،خانوادم و..دور بشم و این برای منی ک چندین سال جور دیگ ای بزرگ شدم غیر ممکنه!اما فقط بخاطر علاقه ای که بهشون دارم بازم کوتاه اومدم و مطابق خواستشون عمل کردم
    اما من دختریم که به خانوادم وابستم و همینطور خانوادمم به من وابستن و معتقدن وقتی مهمونی یا مراسمی پیش میاد تاوقتی مجردم و باهاشون زندگی میکنم باید همراهیشون کنم منم نمیتونم همش بهونه های الکی بیارم تا از جمع خانوادم کناره گیری کنم یا مهمانی ها یا دورهمی هایم را نروم .الان بخاطر او و به بهانه ی درس دوسالی است قید تمام مهمانی هارا زدم حتی خانه ی مادربزرگم هم نمیرم. خانوادم به شدت ازااین موضوع ناراحتن و واکنش اطرافیان بیشتر اذیتشون میکنه. خودمم خیلی افسرده شدم ولی نمی توانم مخالفت کنم و نمیتونم علت این کناره گیری را برایشان توضیح دهم
    او ازم توقع دارد مثل زن و شوهر های واقعی برای بیرون رفتنم ازش اجازه بگیرم روابطم را محدود کنم برای هرچیزی که مربوط به من است نظرش را بپرسم و همینطور من هم برای او نظر بدم و…
    ولیکن من اصلا ادمی نیستم که از کسی اجازه بگیرم و اجازه دهم حتی کسی که عاشقشم بیش از حد در زندگیم در حال حاضر دخالت کند ولی بخاطر او گاهی وقتا برای مهمانی رفتنم همراه خانوادم یا خانه ی دیگری ک درجای دیگر داریم ازش اجازه میگیرم و وقت هایی که مخالفت میکند با من، من سر دوراهی میمونم نمیدانم باید به حرف خانوادم گوش کنم یا او ؟؟؟از یه طرف مخالفت های او برای نرفتنم واز طرف دیگر اصرار پدرومادرم برای رفتنم…
    توی این زمینه تحقیق کردم و فهمیدم توی ازدواج موقت زن لازم نیست برای بیرون رفتن از خانه اجازه بگیرد و..
    اما برای اینک غرورش را نشکنم بارهااجازه گرفتم و مطابق میلش پیش رفتم ولی الان حس میکنم این هم برای او و هم برای خودم عادت و وظیفه شده …از طرفی پدرو مادرم هم برایم خیلی مهمن و طاقت ناراحتی انها را هم ندارم برای همین همیشه برسر دورااهی بین او و خانوادم قرار میگیرم ولی نمیدونم کدام اولویت دارن و باید حرف کدام را گوش بدم؟؟؟

    • سلام دوست گرامی
      اشاره نکردید که چندساله هستید و ایا علت مخالفت خانواده شما صرفاً سن بوده یا مساله دیگه ای هم وجود دارد؟ چند اشتباه در رابطه مرتکب شدید. اینکه بدون اطلاع خانواده با طرف مقابل صیغه کردید. این یعنی چالشی که باید هر مردی برای بودن در رابطه پایدار با خانمی داشته باشد را از دست داده اید. دوما مساله ای رفت و امد و محدودیت هایی که ایشان برای شما اعمال کرده است، به نظر عادی نمی اید و باید بیشتر بررسی شود. قطعا این ارتباط باعث وابستگی های روانی و جسمانی می شود که ممکن است شکا اصلا برای آن آمادگی لازم را نداشته باشید. اینکه پرسیدید حرف کدام یک را باید گوش بدهم یعنی هنوز خودتان هویت مستقلی ندارید. پس ابتدا بهتر است شناخت کامل تری نسبت به خودتان و ایشان بدست بیاورید. شما می توانید در این زمینه از مشورت با مشاوران همیار عشق بهره مند شوید.

  • سلام وقت بخیر من دوسال هست با یه دختری اشنا شدم از یه استان دیگه اوایل دوستی ما معمولی بود یعد از گذشت یک سال با دیدن اینکه اخلاق خوبی داره نسبت به بقیه کسایی که باهاشون در ارتباط بودم عاشقش شدم ولی یه مدتی هست به خاطر اینکه کنکور داره بهش گفتم که درسش رو بخونه و زیاد انلاین نشه.. از نظر من اخلاقش عالی هستش ولی توی چند سال اخیر وضعیت روحیم خیلی افت کرده و همش ناراحت هستم و دغدغه دارم..میخواستم بپرسم ایا ازدواج با کسی گه از یه استان دیگه هست مشکلی داره؟اختلاف قد ما 20 سانت هستش و اون 155هستش..این اختلاف قد چه تاثیری میتونه تو ازدواج بزاره ؟

    • سلام
      اختلاف قد شما در حدی نیست که بخواد مشکلی برای ازدواج ایجاد کنه مگر اینکه شما سلیقه متفاوتی داشته باشین. درمورد بودن در استان متفاوت خیلی بستگی به شرایط خودتون و ویژگی‌های خانواده‌هاتون داره. اگر تفاوت‌های فرهنگی زیادی دارید می‌تونه مشکل‌زا باشه مگر اینکه خودتون و خانواده‌هاتون افراد انعطاف‌پذیری باشید. به هرحال ازدواج با فردی از یک شهر دیگه موضوع جدید و عجیبی نیست و خیلی ازدواج‌های خوبی با این شرایط وجود داره که به مهارت‌های دوطرف و خانواده‌ها برمی‌گرده. اما نکته مهم اینه که اگر آشنایی شما فقط مجازیست باید مراقب باشید چون از راه دور نمی‌تونید به شناخت صحیحی از طرف مقابل‌تون برسید

  • سلام وقت بخير من ٣١ سالمه در سن ٢١ سالگي به دليل مشكلاتي كلا فقط به زندگي خانوادگي ام متمركز شدم و بخاطر همين هنوز نتونستم وارد رابطه جدي بشم و ٢ يا ٣ بار رابطه داشتم كه ٢ يا ٣ هفته بيشتر طول نكشيد، تا حالا شده از كسي خوشم اومده و ميدونستم اونم از من خوشش مياد ولي بلد نبودم چكار كنم و بخاطر دست دست كردن از دستشون دادم الان يه ارتباط جديد برام شكل گرفته كه نميخوام از دستش بدم، اينكه توي اين شرايط نميدونم چكار كنم هم برام خجالت اوره و هم واقعا اذيتم ميكنه ميدونم بايد از خودم شروع كنم ولي نميدونم چجوري و واقعا احتياج به راهنمايي دارم ، ممنونم

  • سلام، خسته نباشید،
    من دختری 17 ساله هستم…
    آقایی از پسر دوستان پدرم23 سالشونه… خیلی پسر خوب و مورد تایطد همه، من از بچگی به ایشون حس خوبی داشتم و برای دیدنشون ذوق داشتم، ماهر دو از خانواده مذهبی با سطح فکری، اجتماعی و فرهنگی کاملا یکی…
    اعتقاداتمون هم کاملا یکی، حالا یک سال که من به ایشون علاقه مند شدم… مردونگی و حیا و چیر هایی که مربوط به اعتقاداتم میشه هم بی تاثییر نبود…حالا یک ماهی که خانواده بهم اطلاع دادن پدرشون گفتن برای خاستگاری جواب همه خانواده مثبت منم جواب مثبنت دادم…. میخواستم نظرتونو بدونم🙏

    • سلام
      به نظر میرسه که هم از ایشون شناخت دارید و هم بهشون علاقه دارید و خب طبیعیه که جواب مثبت بدین. با این حال بهتره حتما یه دوره آشنایی قبل از ازدواج تحت نظر خانواده‌ها رو طی کنید و حتما از مشاوره پیش از ازدواج کمک بگیرید تا از انتخاب‌تون مطمئن بشید.

  • سلام
    دختر ۲۶ ساله هستم
    آبادانیم
    حدود ۴سال با شخصی رابطه دوستی و عاشقانه دارم
    البته رابطمون فراتر از دوستیه
    همدیگه رو خیلیییییی دوست داریم
    و وابستگی خیلی شدیدی بهم داریم
    ولی بخاطر مشکلاتی که داره توان ازدواج و زندگی متاهلی رو نداره
    حدود ۱ماهه خواستگار از شهر یزد دارم
    و مادرم خیلیییی اسرار داره که بله رو بگم
    پسر بدی نیس
    ولی حتی وقتی بهش فکر میکنم قلبم داغون میشه
    نفسم بند میاد
    الان یک ماهه نه خواب دارمو نه خوراک
    کارم فقط گریه کردنه
    نمیدونم چکار کنم خواهشی که از شما دارم
    راهنماییم کنید چکار کنم 🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼

  • با سلام پسری 34 ساله هست نزدیک به دو ماه هست با خانمی که یک سال از من کوچکتر هست آشنا شدم . یه مدت به قصد ازدواج رفت و آمد کردیم و وقت گذرونیدم و در مورد ازدواج و مسائل مربوط کلی صحبت کردیم . بعد از چند جلسه که ملاقات کردیم ازش خواستم که به خانواده ام نشونش بدم و اون هم قبول کرد .
    از اینستاگرام با هم آشنا شدیم و چون من از اندامش و قیافه اش برایم مقبول بوده پا پیش گذاشتم و ایشون هم منو پسندیدن .
    در مورد اخلاق فرهنگی و اهداف و خیلی موارد دیگه نظر یکسان داریم و اصلا مشکلی با هم نداریم .
    فقط جلسه اول که به خانواده ام نشونش دادم . خانواده ام گفتن چهره زیبایی نداره ( نه خوشگل است نه زشت ) قیافه کاملا معمولی داره ( ازدید خودم 60 درصد زیبایی چهره داره ) . خانوده ام من را بد دل کرده ان . ولی چیزی که هست اخلاقی و در همه موارد تفاهم داریم . اصلا مشکلی نداریم . و تنها همین مورد هست . یکم برام نگران کننده شده و نمیدونم چیکار کنم . خانواده ام میگن قیافه ای اون از من بزرگتر میزنه . چون من اصلا قیافه ام به سنم نمیخوره . واقعا بد دلی بدی افتاده تو دلم . ولی چیزی که هست از لحاظی اخلاقی و تفاهم خیلی یکسان هستیم . تنها مشکل من همین هست . ممنون میشم کمکم کنید . نمیدونم آینده چی میشه . مردد هستم .
    خواهش میکنم راهنمایی کنید . ممنون میشم

    با تشکر

    • سلام دوست گرامی
      جذابیت ظاهری یکی از ملاک های مهم در ازدواج است. همینطور مقبولیت ایشان در بین خانواده شما.
      با توجه به شباهت های دیگری که در بین شما وجود دارد، حتما با دریافت مشاوره پیش از ازدواج، از این دودلی رها شوید.ما در همیار عشق همراه شما هستیم، می توانید از مشاوران همیار عشق نوبت بگیرید.

  • سلام ..
    پسری ۲۷ ساله هستم به دلیل حساسیت های تقریبا شدیدی که دارم خیلی از دخترارو برای زندگی رد کردم.
    حساسیت ها مربوط به نحوه پوشش، ارایش و ارتباط دختر با جنس مخالفش…
    خواستم بپرسم راهی هست این حساسیت هارو کمش کنم؟
    یا حتی حذفش کنم؟

    • سلام
      بله مطمئنا میشه روی این موضوع کار کرد. با سیستم مشاوره تلفنی صحبت کنید که متوجه بشید آیا لازمه روی معیارهای خودتون کار کنید و به قول خودتون حساسیت‌های خودتون رو کم کنید یا اینکه افرادی رو متناسب با معیاهای خودتون انتخاب کنید.

  • با سلام، خواستگاری دارم که ۱۲ سال از من بزرگتره( ۴۰ سالشه) و همه شرایطش خیلی خوبه ولی بعد از یه ماه از آشنایی متوجه شدم که ۶ سال قبل سکته مغزی کرده و در اثر آن دچار کمی لکنت زبان شده است، بعد این موضوع هم خودم و هم خانواده‌ام دچار تردید شده‌ایم، نمیدونم چیکار کنم؟ لطفا راهنمایی‌ام کنید. ممنون

    • سلام
      تردیدی که براتون ایجاد شده طبیعیه چون هم تفاوت سنی زیاد و هم مسئله سلامت جسمانی ایشون موضوعیه که باید با احتیاط درباره‌اش تصمیم بگیرید چون در آینده می‌تونه مشکلاتی براتون ایجاد کنه. البته قطعا ایشون شرایط و یژگی‌های مثبتی هم دارند. برای اینکه بتونید به تصمیم‌گیری درستی برسید لازمه حتما با کمک یک مشاور ویژگی‌های مثبت و منفی ایشون رو بررسی کنید و ببینید کفه ترازو به نفع کدومشونه، ضمن اینکه اگر ویژگی‌های مثبت ایشون خیلی زیاد بود یاد بگیرید چطور اثر این ویژگی‌هایی که ذکر کردید رو در رابطه‌تون کمرنگ کنید.

  • سلام.
    بیش از دوساله خواستگار دختری هستم که مدام ترکم میکنه و دوباره بر میگرده و مشتاقه که ازدواج کنیم ولی خیلی بد دل و زود قهر میکنه چیکار کنم؟

    • دوست عزیز
      سلام

      هدف از آشنایی پیش از ازدواج این هست که شما ویژگی‌های مختلف همدیگه بشناسید و در موردش تصمیم بگیرید که آیا با وجود این مسائل می‌خواید وارد رابطه متعهدانه‌تر و جدی‌تری به اسم ازدواج بشید یا نه. بنابراین، خیلی مهمه که به تمامی علائم و نشانه‌هایی که وجود داره توجه کنید و ساده ازش نگذرید چون این علائم بعد از ازدواج نه تنها رفع نمی‌شن، بلکه با شدت بیشتری خودشون رو نشون می‌دن.
      به همین دلیل بهتره که با ایشون خیلی جدی صحبت کنید؛ در مورد قهر و آشتی‌های مکررشون و مساله‌ای که تحت عنوان بددل بودنش مطرح کردید، صحبت کنید. توضیح بدید که با این روش، ازدواج برای شما اصلا گزینه خوبی نیست و بهتره حتما روی این مساله کار بشه. همچنین بررسی کنید و ببینید آیا شما هم رفتاری داشتید که به ایشون احساس بدی بده و باعث بشه که نسبت به ارتباط با شما احساس خوبی نداشته باشند؟

      ببینید، توانایی حل مساله به صورت بالغانه در ازدواج بسیار مساله مهمی هست. اگر هر کدوم از شما این توانایی رو نداشته باشید، بعدا به مشکل برمی‌خورید. اما منظور از حل مساله به صورت بالغانه چیه؟
      منظور اینه که شما باید هر دو یاد بگیرید مسائل و مشکلاتی که بینتون پیش میاد رو با گفت و گوی منطقی حل کنید نه با قهر، دعوا و … . البته گاهی پیش میاد که آدم به دلایل مختلف از این روش‌ها استفاده کنه؛ ولی اگه این روش همیشگیتون باشه، قطعا به مشکلات جدی بر می‌خورید. پیشنهاد می‌کنم اگر قصد دارید ازدواج کنید، قبل از هر چیز با کمک روان‌شناس متخصص این مسائل رو برطرف کنید، بعد … .

  • باسلام پسری هستم 25 ساله مدت 4 سال است با دختری در ارتباطم و 2 سال پیش مادرم قبول کرد و ب خواستگاری رفت اما با دلایلی مثل اینکه خانه دختر کوچک است پذیرایی کردنشان خوب نبود عموی دختر معتاد است مخالفت کرد حال با گذشت 2 سال از آن جریان ما همچنان ب فکر ازدواج باهم هستیم ممنون میشم راهنمایی کنید

    • سلام دوست گرامی
      مخالفت خانواده ها بهرحال وحود دارد اما انچه مهم هست نحوه مدیریت شما برای حفظ رابطه هست
      اگر فرد موردنظر از لحاظ اخلاقی و رفتاری با شما تناسب دارد سعی کنید از طریق شخصی تاثیر گذار با مادرتان صحبت کنید

  • با سلام و احترام

    مدت 7 ماه هست با خانمی در حال آشنایی هستم. تقریبا همه چیز اوکی هست ولی یک مشکل وجود دارد. ایشان خیلی اهل صحبت کردن هستند و من به نسبت ایشون کم حرفتر هستم. چند بار تا الان گفتن که چرا ما حرفی برای گفتن نداریم و شاکی شدند از قضیه. البته این مشکل بیشتر زمانی خودش رو نشون میده که از طریق تلگرام با هم چت می کنیم. ایشان واقعا از هر نظر مورد تایید من هستند و فکر می کنم حس ایشون نسبت به من هم همینظور باشه. ولی میخام این مشکل واقعا حل بشه ولی نمیدونم چکار کنم. من 34 ساله و خانم 31 ساله.
    با تشکر فراوان

    • سلام دوست گرامی
      این موضوع رو از دو لحاظ میشه بررسی کرد
      ۱-درونگرا بودن شما و اینکه کلا ادم صحبتی و حرف زدن نیستید
      ۲-حرف مشترکی با هم ندارید
      باید ببینید مشکل شما در کدام بخش هست و نسبت به رفعش اقدام کنید
      میتوانید هرروز یک موضوع انتخاب کنید و روی ان فکر کنبد و در صحبت ها ازش استفاده کنید

  • سلام ممنونم از سایت خوبتون و مطالب مفیدی که به اشتراک می‌گذارید. من ۲۹ سالم هست و مدت ۷ ماهی است که با آقایی که ۳۵ ساله در ارتباط هستم و قصد ما ازدواج است. مشکلی که در رابطه احساس میکنم این هست که ایشون آدم سردی هستند و ابراز احساسات نمیکنند و میگویند که باید منو همینجوری قبول کنی و من اهل تغییر نیستم و نکته ی دیگری که هست اینه که ایشون با اینکه قصدشون ازدواج هست میگند که برای ازدواج شور و شوقشون کم هست. آیا ماندن در چنین رابطه ای منطقی هست؟

    • دوست عزیز
      سلام

      اینکه این موارد حل شدنیه یا نه، خیلی به خودتون بستگی داره؛ اینکه آیا می‌خواید تغییری تو خودتون ایجاد کنید یا نه؟ اگه واقعا این ارتباط براتون مهم باشه و بخواید برای حفظ و بهبودش تلاش کنید، چرا که نه! البته، واقعیت اینه که حتما باید از کمک یک روان‌شناس متخصص استفاده کنید، چون اگر خودتون می‌تونستید، تا الان تغییر داده بودید. روان‌شناس متخصص کمکتون می‌کنه با تکنیک‌های درست و اصولی، رابطه خودتون رو بهبود بدید.

  • سلام دختری ۲۱ساله هستم که از طریق سایت با پسری اشنا شدم که شرایط ازدواج را داردکه ازهمان ابتدا شماره منزلمان را خواست که همه چی با خانواده وصادقانه پیش برویم که به صورت خواستگار سنتی وبا خانواده همدیگر را ملاقات واشنا شده ایم والان در مرحله ای هستیم که دوطرف میخواهند از هم تحقیق کنند تا ادامه ماجرا عقدو……
    پسره ازمن خواسته تا نحوه ی اشنایی مان را به این صورت بیان کنیم که او من را دردانشگاه دیده و شماره منزل را از دوستم گرفته چون میگوید این طوری برای خانواده هامون معقول تر هست نظر شما چیست؟
    ممنون

    • سلام دوست گرامی
      اگر طبق شناخت و اصول درست پیش رفته اید مهم نیست نحوه اشنایی را چطور بیان کنید
      بهرحال خانواده ها خیلی روش سایت و مجازی را نمیپسندن.با توافق خودتان دو نفر نحوه اشنایی را مشخص و بیان کنید

  • سلام من دختری هستم که با 20 سال سن و با پسری که 21 سال سن داره حدودا 4 سال پیش باهم آشنا شدیم.2سال پیش بحث هایی که بینمون پیش اومد باعث شدکه در ارتباط نباشیم ینی قضیه تموم شده بود ولی الان حدودا 1.5 سال هست که پیام داد و رابطه ما شروع شد طوری شد که از رفتار خودش پشیمون شده بود و گفت من بدون تو نمیتونم زندگی کنم مادر خودم در جریانه و خودش با مادرم حرف زده و قضیه ازدواج پیش اومده الان در حال حاضر جفتمون دانشجوییم و خانواده خودشم در جریان گذاشته پدر سختگیری داره ولی خالش و فامیلاش همرو در جریان گذاشته و تو این 1.5 سال خیلی عوض شده و دعوایی نکردیم که به قهر کشیده بشه و هر وقت درمورد آینده صحبت کردم میگه فعلا هدف من رسیدن به توعه و میگه چشم چشم حالا نمیدونم میخواد شونه خالی کنه یانه؟؟
    در این مورد از شما راهنمایی میخوام که این فرد به درد ازدواج با من میخوره یانه؟؟

    • سلام دوست گرامی
      برای سنجیدن معقول بودن این فرد و مناسب بودن جهت ازدواج اصلا نمیتوان به این صورت نظر داد.ازدواج پروسه ای چند بخشی هست و باید یک فرد یا استانداردهای مختلف سنجیده شود
      بهتر هست ابتدا میزان تعهد و تلاش ایشان برای رابطه را بررسی کنید و برای شناخت بهتر به مشاور مراجعه کنید

  • سلام
    من و آقایی حدود ۳ ماهه که برای ازدواج در مرحله آشنایی هستیم و خانوادهامون هم درجریان هستند
    این آقا در مورد مسایل جنسی و حتی پرسش در مورد خصوصی ترین قسمت بدن از لحاظ رنگ پوست و نحوه ارتباط جنسی یا تعداد و یا دفعاتی که بنده تمایل به سکس در رابطه دارم میپرسه یا در مورد سایز آلت تناسلی خودشون یا فانتزی هاشون در سکس با کمی سانسور میگه من به علت حیا و خجالت فوق العاده مضطرب میشم و ازش میخوام که این حرفا را بعد نامزدی بگه ولی این آقا معتقده نصف طلاق ها و اختلافات در مورد همین مسائل جنسی و صحبت نکردن در مورد اون در مرحله آشنایی و این مسئله به علت اینکه این آقا طبع گرمی داره براش مهمه ولی مشکل اینجاست که من قبول دارم باید در مورد این مسائل صحبت کرد ولی نباید در جزئیات خصوصی بدن کسی ریز شد ولی ایشون اظهار داره که اگر سوالی میپرسه قطعا بعدها براش تو رابطه جنسی مهمه
    حالا به نطرتون این سوالای آقا درسته و همینطور پرسش در مورد رنگ پوست ناحیه تناسلی من و …… یا نه ؟
    من احساس میکنم این آقا خیلی بی حیاست و به خودشم میگم ولی ایشون میگه تقریبا همه مشاورین میگن که قبل ازدواج باید در این مسائل بدون خجالت بحث کرد تا بعدا تو زندگی مشکلی پیش نیاد
    نظر شما چیه؟؟

    • دوست عزیز
      سلام

      اگر قصد شما برای ازدواج جدی هست، صحبت کردن در مورد مسائل جنسی اشکالی نداره؛ اما با توجه به توضیحاتی که مطرح کردید، یعنی اهمیت بیش از حد ایشون به جزییات و مهم دونستن اون‌ها، پیشنهاد می‌کنم حتما برای مشاوره پیش از ازدواج اقدام کنید چون به احتمال زیاد این حساسیت بیش از حد براتون مشکل‌ساز بشه در آینده. براشون توضیح بدید که اشکالی نداره در این موارد صحبت کنید، اما ترجیح می‌دید که زیر نظر روان‌شناس متخصص این سوالات مطرح بشه تا اولا بتونید به صورت اصولی و درست این موارد رو بررسی کنید و دوما اگه مشکلی بود، با کمک روان‌شناس حلش کنید.

  • با سلام و خسته نباشید.من دختری بیست و شش ساله هستم یک سال پیش دوست برادرم برای خواستگاری اومد و خودمون به توافق رسیدیم و پدر مادر من موافق بودن.و قرار به ازدواج شد.مادر پسر زیاد از من خوشش نیومد و روز بله برون تو جمع به من گفت که درست بشین و این به من برخورد و به پسره گفتم از خانوادت خوشم نیومد .اون روز عکس العملی نشون نداد .فرداش مادرم گفت که شرط جدیدی داره برا امتحان پسر و گفتن باید زمینی به اسم دخترم بشه .و پسره گفت که باشه ولی یک ساعت بعد زنگ زد و گفت من زمین به اسمت نمیزنم و چرا گفتی از خانوادم خوشت نیومد.و دیگه نمیخامت.و همه چی تموم شد.دوبار طی امسال به تلفن اقا پسر پیغام دادم که من مقصر نبودم ولی اون هر دفعه منو پس زده.ولی تو پروفایلاش هنوز به من حرف تیکه امیز میذاره .میخاستم تکلیفم رو بدونم .واقعا موندم .از کجا بدونم اون علاقه ای داره یا نه.من واقعا دوسش دارم.خانواده ی من و اون همه چی رو خراب کردن.

    • دوست عزیز
      سلام

      برای برگردوندن ایشون، مهم‌ترین گام این هست که سهم خودتون رو در بر هم خوردن رابطه خوب بدونید. یکی از این موارد، اختلافی هست که شما با مادر ایشون داشتید؛ خیلی مهمه که شما احترام پدر و مادر همسرتون رو نگه دارید چون پدر و مادر جز هویت هر انسانی هست و توهین و بی‌احترامی به اون‌ها، درست مثل توهین و بی‌احترامی به خود ماست. قطعا شما هم از شنیدن جمله: “از خانوادت خوشم نمیاد”، ناراحت می‌شید. البته موضوع این نیست که شما حتما باید هر آنچه که خانواده همسر گفت رو بپذیرید، بلکه منظور این هست که برای حفظ ارتباط خودتون هم که شده یاد بگیرید با وجود این مسائل، خانواده همسرتون رو همون‌طوری که هستند بپذیرید و احترامشون رو حفظ کنید.
      زمانی که بتونید این مسائل رو در خودتون حل کنید، می‌تونید برای بازگردوندن ایشون اقدام کنید. بهتون پیشنهاد می‌کنم برای بازگرداندن ایشون از دوره “بازگرداندن عشق و ازدواج” استفاده کنید.

  • سلام من ۱۷ سالمه و واسم یه خاستگاراومده و من هیچ شناختی روی اون ندارم ولی از همه لحاظ همه چیش اوکی هستش فقط اختلاف سنیمونه چون اون 30سالشه و ۱۳ سال احتلاف سنی داریم و با مادرم فامیله و هم پدر و هم مادرم روی اون شناخت کامل دارن من خودم میدونم که ازدواج توی سنه من خیلی زوده و من هنوز فرصت های زیادی دارم اما همش باحودم میگم که اگه میخوام بهش جواب بدم با منطق و دلیل باشه نه اینکه همینجوری بگم نه اما بعد ها پشیمون بشم و برادرام و آبجیم با این اختلاف سنمون مشکل دارن اما من خودم گفتم باهاش صحبت کنم ببینم اصلا چه جور آدمیه؟ شاید واقعا هم عقیده نبودیم اما هنوز راجع به اینکه باهاش صحبت کنم مطمعن نیستم و نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنمایی کنید ممنون

    • سلام دوست گرامی
      بهترین این هست که هردو به مشاور مراجعه کنید و با دادن تست های شخصیتی و صحبت های تخصصی متوجه میزان تفاهم های خود با ایشان شوید.از طرفی تنها تفاوت سنی زیاد دلیلی بر نامناسب بودن این رابطه و ازدواج نیست اما باید با منطق و عقل بررسی شود

  • ببخشید من الان مدت یه ساله که با یه آقایی ارتباط دارم و قصدمون هم ازدواج و منتظریم مشکل شغلشون حل بشه تا بیان جلو واسه خواستگاری اما بعد از سه ماه این اقا به ولی تغییر کردن گیر دادناشو شروع کرد حتی الان من نمیتونم از خونه بیام فقط با خونواده ام اجازه هیچ کاریو نمیده بهم از دوستام دورم کرده بد دهن هستن این اقا زود عصبی میشن حتی اگه توی عصبی شدنشون من مقصر نباشم بازم با من سرد میشه و سر من خالی میکنه یه چند باریم از هم جدا شدیم و دوباره برگشتیم به رابطه و همیشه ام ایشون رفتن و باعث جدایی شدن
    ایشون فقط میگن هرچی من میگم باید بگی چشم از همه چی منعم کرده و حتی اگه من بخوام این کارارو واسه خودش انجام بدم عصبی میشه نمیزاره درس بخونم و میگه در آینده ام نمیزارم بری سرکار من واقعا نمیدونم چیکار کنم از یه طرف دوسش دارم از یه طرفم واقعا خسته و افسرده شدم
    خواهش میکنم راهنماییم کنید

    • دوست عزیز
      سلام

      یکی از نکات مهم قبل از ازدواج، بررسی همین نکاته. تازه این مسائل عموما بعد از ازدواج شدیدتر میشه، چون آدم‌ها دلشون می‌خواد تو دوران آشنایی فرد مقابل رو به خودشون علاقه‌مند کنند، حالا فرض کنید همین الان که باید شما رو جذب کنند، این رفتارها رو انجام بدن، چه برسه به بعد از ازدواج!!
      خوب فکرهاتون رو بکنید، آیا می‌تونید زمانی طولانی با این شرایط کنار بیاید؟

  • سلام..من دختری29ساله، کارشناسی ارشد هستم..حدود 1ساله با آقایی آشناشدم..هم دیگه رو خیلی دوست داریم و به شدت به هم وابسته شدیم..ایشون در بچگی تصادف کرده و از ناحیه یک دست دچار معلولیت شدن و یکی از پاهاشون هم یه خرده مشکل پیدا کرده …به واسطه این تصادف نتونستن درس بخونن اما از همه نظر کامله…اخلاق-ایمان-رفتار-کار و تلاش و …خانواده من مخالف این ازدواج هستن…نمیدونم باید چیکار کنم و چطور راضیشون کنم..لطفا کمکم کنید؟؟؟؟؟

    • سلام دوست گرامی
      ابتدا لازم هست خودتان از لحاظ منطقی با شزایط ایشان کنار امده باشید و پذیرفته باشید.وقتی خانواده متوجه بشوندد شما با منطق و عقل شرایط را بررسی کردی جبهه کمتری میگیرند.مورد بعدی از فردی عاقل بخواه با خانوادت صحبت کنند و مورد اخر میتوانی برنامه ای ترتیب بدهی تا ایشان با پدرتان ملاقات داشته باشند و صحبت کنند

  • سلام خسته نباشید
    من حدود 3 ماه هست با خانمی آشنا شده ام که مبنای ارتباطمون رو گزاشتیم ازدواج متاسفانه ایشون مشکلات روحی روانی بعضا شدید دارن من بعد از 3 هفته از این ارتباط جلوگیری کردم ایشون به شدت به من وابسته شدن و میگن که باش که مشکلات من حل بشه و…. و الان میگن که بری درس رو ول میکنم میمیرم و از این جور صحبت ها الان خودمم احساس میکنم عذاب وجدان میکنم میخواستم ببینم آیا این حس عذاب وجدان من درسته یا نه و چکار باید انجام بدهم ؟؟؟؟
    ممنون

    • سلام دوست گرامی
      ادامه دادن این ارتیاط باعث وابستگی بیشتر ایشان میشود و شرایط را سخت تر میکند
      بهتر هست منطقی از ایشان بخواهید که به مشاور مراجعه و روند درمانی را طی کنند

  • سلام خسته نباشید
    تو رو خدا بهم کمک کنید
    من ی دختر ۲۰ سالم
    و تو ی رابطه ای هستم ک دو طرفه اس هر دو علاقه ب همدیگه داریم و تا شش ماه دیگه می خوان با خانواده بیان
    ولی الان در حال حاضر یک خواستگار دارم ک پزشک هستن و از همه شرایط عالی
    خانواده خودم ب شدت دارن منو تو فشار می زارن ک قبول کنم
    ولی من دلم جای دیگه ان
    و واقعا نمی تونم
    حس می کنم بین دو راهی موندم
    اون کسی هم ک دوست دارم باز از لحاظ شرایط اجتماعی و موقعیتی بالا هستن
    مگه خواستگارم و رد کنم پشیمون می شم؟!
    مگه عشق و علاقه کافی نیست برا دوست داشتن کسی ک اونم تو رو دوست داره ؟!
    خانواده ام همش می گن پشیمون می شی رد کنی ؟! نمی دونم یکم فکر کن
    اونا نمی دونن ک من ی جا دیگه دلم گیره
    چیکار کنم 😪😞

    • دوست عزیز
      سلام

      سردرگمی بین عشق و منطق (حتی منطق خانواده) خیلی سخته، اما این مساله‌ای نیست که حل نشه. شما کسی رو دوست دارید که از نظر شرایط اجتماعی و اقتصادی هم خوب هستند و از طرفی قصد ازدواج با شما رو هم دارند؛ پس به جای غصه خوردن از خانوادتون فرصت بگیرید که با این آقا برید مشاوره پیش از ازدواج تا هم خودتون و هم خانوادتون با اطمینان بیشتری احساس کنن که کسی که شما دوست دارید، براتون مناسبه. اگه همه چیز خوب پیش رفت، هم به کسی که دوست دارید می‌رسید و هم اینکه از سردگمی بیرون میاید. به علاوه، زمانی که خانوادتون بفهمند با راهنمایی یک متخصص به این نتیجه رسیدید که به هم می‌خورید، به احتمال بیشتری پذیرای نظرتون هستند.

  • سلام. من یه خواستگار دارم که شرایطش کلا خوبه ولی من دوستش ندارم. از طرفی سنم بالاست. من 38 ساله هستم و ایشون 24 ساله. نمیدونم چیکار کنم و چه تصمیمی رو بگیرم. البته ایشون منو پسندیدند و عجله دارند که سریعتر نامزد بشیم.

    • دوست عزیز
      سلام

      ازدواج یکی از مهم‌ترین تصمیمات زندگی هر شخص هست که تقریبا تمام جنبه‌های زندگی اون فرد رو تحت تاثیر قرار می‌ده؛ پس خیلی مهمه که درست تصمیم بگیرید. بالا بودن سن که مطرح کردید ممکنه تو زندگیتون آیتم مهمی باشه، اما فکر کنید اگه انتخاب اشتباهی بکنید و بعد پشیمون بشید چی؟ اون موقع هم سنتون بالاتر رفته و هم یک شکست در رابطه داشتید. پس، بهتره از خواستگارتون بخواید به شما و خودشون فرصت آشنایی بدن. بهترین کار اینه که چند جلسه مشاوره پیش از ازدواج داشته باشید، زمانی که شناخت بیشتری نسبت به ایشون پیدا کردید، اون موقع تصمیم بگیرید و ببینید آیا اصلا براتون مناسب هست و آیا به ایشون علاقه‌مند می‌شید یا نه. چون قطعا عشق آتشین رو نخواهید داشت چون این نوع عشق بدون هیچ دلیلی ایجاد می‌شه، اما ممکنه بتونید با شناخت بیشتر نسبت به ایشون، عشق پخته رو تجربه کنید.

      البته به دلیل اینکه اختلاف سنی شما هم بسیار زیاده، بهتره خیلی محتاطانه‌تر جلو برید چون قطعا مشکلاتتون خیلی بیشتر از حالت عادیش خواهد بود.

  • سلام
    من یکی از همکاران را که بهشون علاقه داشتم یک جلسه دعوت کردم بیرون که به بهانه یاد دادن نکاتی مرتبط با کار با هم صحبت کنیم. ایشون قبول کرد ولی درمورد مسائل خارج از کار حاضر نشد صحبت کنه.یعنی راه نداد که من درخواست بدم با هم بیشتر اشنا بشیم.خارج از مساله کاری فقط سن من را پرسید و در مورد فاصله خونه خودشون تا محل کار صحبت کرد و این که چرا من پول هزینه هایی که از جیب خودم برای شرکت میکنم را نمیگیرم! البته ایشون اونجا گفت ادم از (هر کسی) چیزی یاد بگیره خیلی خوبه و برداشت من این بود که ایشون قبول کردن درخواست من را هم اینطوری توجیه کردن.روز های بعدی هم محترمانه و دوستانه با من برخورد کردن.برداشت شخصی من و حتی برخی دیگه از همکاران اینه که ایشون هم به من علاقه ای دارن.
    سوال من اینه : حالا که ایشون در دیدار دو نفره اجازه اشنایی نداد کار درستی هست من به مادرم بگم با ایشون تماس بگیره و به صورت سنتی برم جلو یا کلا مزاحمشون نشم؟

    • سلام دوست گرامی
      به نظر میرسد اقدام از طریق خانواده راه درست و مطمئن تری برای رسیدن به جواب و خروج از بلاتکلیفی باشد

  • سلام وقتتون بخیر. یه سوال داشتم ممنون میشم پاسخ بدید. دوست صمیمی من با یه آقایی آشنا شدن و دوبارهم ملاقات کردن همو و یه رابطه کوتاه مدت داشتن جهت آشنایی ..اما دوستم ایشون رو نپسندیدن و بعد از مدتی بلاک کردن ایشون رو و رابطه شون تمام شد
    بعد از چند ماه این آقا پیشنهاد آشنایی به من دادن وجریان خودشون و دوستم رو کاملا توضیح دادن وشفاف سازی کردن چون پرسیدم ازشون
    من و ایشون تا حدود زیادی به هم میخوریم اما تنها نگرانیم از اینکه دوستم چطور متوجه بشه و برخوردش با من چیه

    • دوست عزیز
      سلام

      معمولا یک عرف نانوشته‌ای بین دوستان وجود داره که شما بهتره با کسی که قبلا با دوست شما در ارتباط بوده، ارتباط نداشته باشید؛ اما در مورد مساله شما، این قضیه فرق داره. ایشون رابطه عاطفی‌ای با این آقا نداشتند و در حد چند ملاقات آشنایی بوده، پس به نظر میاد ارتباط شما با ایشون مشکلی ایجاد نکنه. البته اگه نگران هستید، بهتره یک جلسه با دوستتون قرار بگذارید و این مساله رو براشون توضیح بدید.

  • سلام
    من چندروزیه بایه آقایی آشنا شدم، البته پدرومادرشو قبلا می‌شناختم وحتی برخورد هم داشتم ولی متاسفانه این آقا که تک فرزند این خانواده بشه رو تاحالا زیارت نکرده بودم تا چندوقت پیش از قبل مشتاق دیدنش بودم خانواده پولداری هستن نسبت به ما از لحاظ مالی بالا هستن بعد دوروز صحبت قرار گذاشتم هم دوباره ملاقات کنیم توواحدی که نزدیک خونه ما داشت اولش همه چی خوب بود تا ساعت آخر که دیدم حالش خوب نیست نتونستم کاری نکنم براش متاسفانه برخلاف میلم تن به خواسته ای که نمیخواستم دادم فقط به خاطر علاقه ای که بهش داشتم اتفاق خیلی بدی نیوفتاد ولی توی این مدت خیلی وانمود میکنه که دوستم داره چون وضع مالیشون ازمابالاتره همش فکر میکنم فقط بامن درارتباط نیست یجورایی بهش شک داره البته اینم بگم این آقا چندسال پیش یه نامزدی ناموفق داشته حالا میخوام بدونم چطور میتونم بکشمش سمت خودم واین که واقعا دوستم داشته باشه اونروز تو واحد بهم گفت بخوای بهت ثابت کنم که دوستت دارم حاظرم باهمین حالم بریم وقتی هم بهم میگه برا سکس بیرون کلی دختر هست خیلی ناراحت میشم میشه راهنماییم کنید ممنون میشم

  • سلام. روزتون بخیر
    من با یه آقا در ارتباطم که قصدمون ازدواجه
    اما در مورد گذشته ایشون حرفایی شنیدم که کاملا نظرمو عوض کرده. به خیلیا از این حرفیایی که به من میزنه زده، اما هر وقت میخوام این رابطه رو تموم کنم، ایشون مانع میشه و کارای خطرناکی انجام میده. مثلا چند روز پیش که قرار بود رابطه تموم بشه با هم ملاقات داشتیم . ایشون ذغال گذاشت کف دستش تا نگفتم میمونم ذغالو بر نداشت.
    خودمم دوس ندارم رابطه تموم بشه. لطفا کمکم کنید نمیدونم چکار کنم

    • دوست عزیز
      سلام

      در مورد بخش اول سوالتون باید بگم درسته که نباید به حرف دیگران اعتماد کرد، اما به هر حال اینکه به دیگران همین حرفا رو زده، قابل تامله. از طرفی، حتی اگه به شنیده‌ها نشه اعتماد کرد، به دیده‌ها که میشه. وقتی ایشون با مساله جدایی برخوردهای اینچنینی می‌کنن، یعنی توانایی حل مساله به شیوه سالم رو ندارند و همین مساله می‌تونه در آینده رابطتون، فاجعه به بار بیاره. به علاوه ایشون با این حرکات خطرناک به شما واضحا نشون می‌دن که حتی برای سلامتی خودشون هم ارزش قائل نیستند، چه برسه به شما.
      یادتون باشه، مهم‌ترین هدف آشنایی‌های قبل از ازدواج، همین بررسی‌هاست. پس بهتره این موارد رو خیلی جدی بگیرید.
      اگه هنوز تصمیم‌گیری جدایی براتون سخته، بهتره با روانشناس متخصص صحبت کنید تا بیشتر در مورد این رابطه راهنماییتون کنه.

  • سلام وقتتون بخیر
    ببخشید من الان نزدیک یه ماه با یه اقایی اشنا شدم و ما باهم 6سال اختلاف سنی داریم ایشون درطول این یکماه حس میکنم خیلی معذب و سردن و کلا حس میکنم خیلی بی احساسن.. گاهی وقتا پیش میاد ک در طول روز نه پیان میدن نه زنگ میزنن… بنظرتون چیکار کنم که این رابطه بهتر بشه؟؟

    • سلام دوست گرامی
      ابتدا باید دید هدف شما از این اشنایی جبست؟
      دوما ایا شریک عاطفی شما درگیری و مشغله خاص و جدیدی دارند یا خیر؟
      سوما ایا شما در رابطتون رفتار یا اخلاقی داشتید که باعث سردی شده یا خیر؟
      جواب این سوالها میتواند کمکتون میکند تا بتوانید رابطه را بهبود ببخشید

  • سلام. من یه سوال داشتم در مورد فردی که اختلال شخصیت مرزی داره، متاسفانه من تازه فهمیدم با پسری که قرار نامزدی داشتیم که همین شخصیت رو داره ولی خودش خبر نداره. منم نمیتونم بگم چیکار کنم؟ مشاوره نمی‌ره؟

    • دوست عزیز
      سلام

      قبل از هر چیزی باید به شما بگم که تشخیص این اختلال، (به طور کلی اختلالات شخصیت) کار دشواریه و حتما باید متخصص بعد از مصاحبه روان‌شناختی و انجام تست، چنین تشخیصی رو بگذاره. پس، اگه ایشون به روان‌شناس مراجعه نکردند، شما یا هر فرد غیر روان‌شناس دیگه‌ای نباید چنین تشخیصی براشون بگذارید.

      اما بگذارید اینجا یه مقدار خیلی کم در مورد اختلالات شخصیت و بعد اختلال شخصیت مرزی توضیح بدم:
      اولا که بهتره بدونید به طور کلی، دسته‌ای از اختلالات وجود دارند که نسبت به درمان بسیار مقاومند، یعنی حتی با وجود مراجعه به روان‌شناس باز هم امکان تغییر کمه؛ چرا؟ یکی از دلایل مهمش اینه که این افراد هیچ مشکلی با خودشون ندارند و فکر می‌کنند که این دیگرانند که مشکل دارند، نه اون‌‌ها. به همین دلیله که سراغ درمان نمی‌رن و اگر هم برن، به خاطر مشکلات دیگست، مثلا ممکنه اضطراب داشته باشن یا به درخواست شریک عاطفیشون چند جلسه برن. در این مواقع، اگه درمانگر حرفه‌ای و متخصصی داشته باشن، احتمالا جلساتشون ادامه پیدا می‌کنه؛ اما به طور کلی، روند درمان بسیار کند و سخته.
      اما برسیم به خود اختلال شخصیت مرزی. این افراد مثل دو قطب هستند، به عنوان مثال در روابط عاطفی گاهی رفتارشون طوری هست که شما فکر می‌کنید انگار از آسمون‌ها اومدن (یعنی خیلی دوست‌داشتنی، مهربون و …)، گاهی هم انقدر رفتارهای خشن و نامناسب دارند که باورتون نمی‌شه این آدم، همون کسیه که تا دیروز حاضر بود دنیا رو به پاتون بریزه!
      به‌علاوه، به هم خوردن رابطه هم با این افراد بسیار سخته، چون ممکنه رفتارهایی مثل تهدید به خودکشی یا سایر رفتارهای پرخاشگرایانه رو ازشون ببینید.
      پس اگه فردی با تشخیص اختلال شخصیت با شما وارد رابطه شد، بهتره که بدون تامل رابطه رو ترک کنید، چون غیر از آسیب و ناراحتی، این رابطه هیچ چیز دیگه‌ای برای شما نخواهد داشت. البته ممکنه که بعد از درمان، رفتارها متعادل‌تر و قابل مدیریت بشه، اما از خودتون بپرسید، آیا حاضرید چند سال برای درمان صبر کنید؟

  • سلام. متشکرم از مطالب مفیدتون.
    سوالی داشتم، با افرادی که آشنا میشم تقریبا اکثرا علاقه ای به آوردن بچه در سال های اول ازدواج ندارند و کلا تعاریفشون با تعاریف من از زندگی مشترک متفاوته، مثلا تاکید دارن که باید درسشون رو ادامه بدن، تفریح برن و از سال های اول زندگی لذت ببرن.
    از طرفی من عقیده دارم که یکی از مهمترین چیزها در ازدواج، چیزی که در تمام موجودات جز انسان هم هست تولید مثل و وظیفه نگهداری از بچه هاست و با داشتن فرزند و مسئولیت نگهداری از اونهاست که به جایگاه خودم میرسم و زندگی رو همش در تفریح نمیبینم بلکه با وجود بچه هم میشه تفریح داشت یا درس خوند.
    لطفا راهنمایی کنید چکار کنم؟ آیا نوع انتخابم رو از اول عوض کنم و دنبال تیپ خاصی از دختر ها باشم و یا اینکه این مساله به مرور زمان و گفتگو قابل حله؟

    • دوست عزیز
      سلام

      می‌خوام به سوالتون در دو بخش جواب بدم، بخش اول، چند نکته در مورد بچه‌دار شدن در اوایل ازدواج و بخش دوم در مورد نوع انتخابتون.
      پژوهش‌های انجام شده نشون می‌ده که بیشتر طلاق‌ها و جدایی‌ها در 3 الی 4 سال اول زندگیه؛ اما این آمار چه ارتباطی با موضوعی که شما گفتید داره؟ ارتباطش اینه که بهتره که زوجین حدود 3 الی 4 سال به خودشون دو نفر فرصت شناخت بیشتر از هم و بررسی زندگی مشترکشون بدن و با آوردن بچه اوضاع رابطه رو پیچیده‌تر نکنن. چون، برعکس گفته قدیمی‌ها که به زوج‌هایی که اختلاف دارن میگن بچه‌ بیارید، مشکلتون حل می‌شه، طبق آمار پژوهش‌های مختلف و تجربه روان‌شناسان خانواده، بچه‌دار شدن، نه تنها اوضاع رو بهتر نمی‌کنه، بلکه بدتر هم می‌کنه، چون اینطوری زوجین اصلا فرصتی برای بررسی مشکلات خودشون ندارن و این مشکلات مثل یه زخم باز باقی می‌مونن که هر از چند گاهی دردهای شدیدی ایجاد می‌کنن و ممکنه خیلی زود عفونت کنن و … .
      علاوه بر این، شما به نکته‌ای اشاره کردید در مورد اینکه میشه با وجود بچه هم درس خوند. درست می‌گید، میشه؛ اما مساله اینه که نباید از یک خانم (حتی یک آقا) انتظار یک سوپروومن (یا سوپرمن) داشت. آدم‌ها توانایی‌های جسمانی و روانی محدودی دارند. قطعا هر کسی دوست داره در عین حالی که همسر خوبیه، مادر خوبی هم باشه، دانشجوی خوبی هم باشه، به تفریحاتش برسه، به علاوه کلی نقش‌های دیگه هم داره، مثل فرزندی، خواهری-برادری و اگه سر کار بره که دیگه … . پس اگه دختری بهتون می‌گه می‌خواد درس بخونه یا تفریح کنه، به دلیل اینکه قطعا نسبت به خودش شناخت داره، می‌دونه که ظرفیت پذیرش چند تا نقش رو نداره؛ و اگه مجبور به پذیرششون بشه، احتمالا یه جا از نظر جسمانی یا روانی کم میاره و اون میشه یه عامل خیلی مهم برای اختلافات زناشویی و … .

      تمام این توضیحات رو دادم تا دید بهتری نسبت به مساله فرزند داشتن در اوایل ازدواج داشته باشید.

      اما برسیم به مساله شما؛ گفته بودید که میشه این موضوع رو به مرور زمان و با گفت و گو حل کرد یا نه؟ بله، ممکنه بشه، اما بهتره که شما توی ذهنتون یه “نه بزرگ” بیارید. چون ممکنه بشه و ممکنه نشه و از اونجایی که این مساله انقدر برای شما مهمه و براتون تو زندگی ارزش محسوب میشه، پس اگه نشه، لابد نمی‌خواید رابطه رو ادامه بدید دیگه. پس از همین اول، سراغ دخترهایی برید که فکر می‌کنید نظر مشابه شما رو دارن.

  • سلام. خسته نباشید.
    من با یه پسری دوست هستم که کلا از لحاظ هیکل فرق داریم، من قدم۱۶۰هست ایشون ۱۹۵، وزن من ۵۵ هست ولی اون ۱۴۵، میخواستم بدونم بعدها توی زندگی با مشکل برخورد میکنیم یا نه و من چه جوری به ایشون بگم که رژیم بگیره که ناراحت نشه.

    • دوست عزیز
      سلام

      این جمله رو هیچ وقت در روابط عاطفیتون فراموش نکنید، چون یکی از اصول اصلی رابطه سالمه:
      “هرگز به امید تغییر کسی، وارد رابطه عاطفی باهاش نشید”

      شما باید نیازهاتون رو برای برقراری رابطه عاطفی به دو دسته تقسیم کنید، دسته‌ای که نمی‌تونید هیچ وقت باهاش کنار بیاید و دسته‌ای که می‌تونید. اضافه وزن ایشون جز کدوم دستست براتون؟
      واقعیت اینه که هر طوری که به ایشون این مساله رو بگید، قطعا ناراحت کنندست؛ چون احساس نخواستنی بودن بهشون دست می‌ده، چون شما بخشی از وجود ایشون رو نمی‌پسندید. البته اگه اعتماد به نفس خوبی داشته باشن، کمی قضیه فرق می‌کنه ولی اگه اعتماد به نفسشون مقداری پایین باشه، قطعا از دست شما ناراحت می‌شن.
      یادتون باشه، آدم‌ها برای رسیدن به چیزهایی که براشون مهمه تلاش می‌کنن. اگه تغییر وزن براشون اولویت بود حتما براش کاری می‌کردن (البته اولویت با این که صبح تا شب بگیم چاقم، می‌خوام لاغر شم فرق داره). پس، حتی (با احتمال خیلی کم) اگرم ناراحت نشد، ممکنه اوایل به خاطر حفظ رابطه کمی تلاش کنه، اما چون این نیاز و تمنا از درونشون نیست (جز اولویت‌هاش نیست)، بعد از مدتی پشیمون میشن. حالا خودتون تصمیم بگیرید که می‌خواید با این شرایط ادامه بدید یا نه.

  • سلام..
    من دختری 19 ساله هستم…
    ی خواستگار دارم ک تقریبا هفت ماهه میاد خواستگاری اما من ب دلایلی ک از جانب خودم بود جواب منفی میدادم
    حالا دیگ هیچ درگیری ذهنی ندارم و باز این خونواده اومدن خواستگاری..
    این اقا 25 سالش هست و از لحاظ مالی شرایط خوبی داره..
    از لحاظ خونواده هم همه تاییدش میکنن و خونوادم هم طبق تحقیقی ک داشتن ب این نتیجه رسیدن ک خودش هم پسر خوبیه..
    اما مشکلی ک من دارم اینه ک نمیتونم تصمیم بگیرم…
    دلم میخواد اول باهاش صحبت کنم و ببینم نظرم راجبش چیه…
    اینم بگم ک مدرک هر دومون دیپلمه..
    البته من قراره برم دانشگاه…اما ایشون شغل ازاد داره و خب با همین شغل اونقدری درامد داره ک بتونه ی خونواده رو مدیریت کنه..
    لطفا کمکم کنین

    • دوست عزیز
      سلام

      چند تا نکته خیلی مهم در رابطه با سوالی که مطرح کردید وجود داره، یکی اینکه شما تنها 19 سالتون هست و طبق گفته خودتون قصد ادامه تحصیل دارید و ایشون نه. اگر افراد بتونند مدیریت خوبی داشته باشند، تفاوت مدرک تحصیلی خیلی تاثیر نمی‌گذاره، اما در مورد شما این مساله خیلی مهمه؛ چرا؟ چون اولا شما هنوز سنتون خیلی پایینه و قطعا با افزایش سن نظرات و دیدگاه‌های متفاوتی نسبت به مساله ازدواج پیدا خواهید کرد. دوما خود تحصیلات بینش اضافه‌ای به شما می‌ده که ممکنه بعدها با خودتون فکر کنید با همسرتون حرفی برای گفتن ندارید. پس، بهتره که این دو آیتم رو حتما در نظر داشته باشید.
      و اما مساله دوم، شما نوشته بودید باید با ایشون صحبت کنید؛ قطعا و قطعا شما باید چندین جلسه با هر کسی که می‌خواید ازدواج کنید صحبت کنید. این یکی از مهم‌ترین چیزهاست. بدون حرف زدن از کجا می‌تونید متوجه بشید که کسی برای ازدواج مناسب هست یا نه؟

  • سلام.دختری 33 ساله هستم که خواستگاری دارم 37 ساله.من فوق لیسانس و ایشون مدرک سیکل دارن.من کارمند و شغل ایشون ازاد و فنی هست.ما حدود 15 جلسه باهم صحبت کردیم و زیر نظر خانواده ها اشنا شدیم و نامزدی برگزار کردیم ولی قبل از مراسم خانواده من دچار کمی تردید شدن که نکنه ایشون به تعهداتشون عمل نکنه و روز قبل نامزدی یه سری شروط ضمن عقد از ایشون خواستن و ایشون هم پذیرفتن.در ضمن هردو ساکن تهرانیم ولی خانواده ایشون شهرستان و در روستا زندگی میکنن و ایشون تنها هستن در اینجا.سوال من اینه که من شرایط تحصیلی و شغلی و اخلاقی ایشون رو پذیرفتم ولی لازمه به خاطر ارامش خانوادم به مشاوره برم و اگه مشاور یک درصد نظری خلاف نظر من داشتن رابطه رو بهم بزنم؟البته بگم پدر و مادر موافق ایشون هستن و شوهر خواهرام مخالفت دارن و نظرشون اینه که من سر تر از ایشون هستم.

    • سلام دوست گرامی در ازدواج و انتخاب فرد لازم هست یکسری گزینه ها شباهت هایی داشته باشد مثل ازدواج-فرهنگ خانواده و…
      اینکه همسر شما دارای تحصیلات پایین از شما هستند به خود خود باعث مشکل نمیشود مگر زوجین نتوانند این تفاوت را مدیریت کنند
      بهتر هست جلسات مشاوره برید تا با دید باز و منطقی تصمیم بگیرید.به نظرات منفی پیرامون هم توجه نکنید

  • سلام خسته نباشید
    سلام ممنون از سایت خوبتون. من نیاز به کمک دارم ولی صحبت راجب این موضوع با کسی به صورت رودر رو خیلی سخته برام. برای همین خواستم این راه و امتحان کنم و ببینم که چه کاری باید انجام بدم .
    من ۲۴ سالمه و با اقایی ۲۳ ساله ۸ ماه ارتباط داشتم و کسی بود که با همه ی ایرادات و اخلاقای بدش باز هم من تو یه نگاه عاشقش شده بودم . ایشون برای تصاحب من نیاز نبود کاری کنه چون واقعا خودم بهش علاقه داشتم و تنها کسی بوده که همچین حسب و بهش داشتم . به قول خودمون عشق کرو کورم کرده بود و این حس فقط مختص ایشون بود . تو این ۸ ماه ارتباط متاسفانه به خاطر اصراری که داشت قبول کردم رابطه جنسی داشته باشم برای اولین بار و خب فکر میکردم این دلیل محکمیه برای نگه داشتن رابطه .
    اما داشتن رابطه هیچ تاثیری تو بهتر یا بدتر شدن رابطه ما نداشت و ایراد های اخلاقی و بداخلاقی هایی که داشت همچنان گاهی اوقات بود . ایشون از زمان اشناییمون سعی تو تغییر خودش داشت ولی این روند خیلی کند پیش میرفت تا اینکه تو یکی از این دعوا هایی که پیش اومد از هم جدا شدیم. چون ادم مغروری هستم جدایی رو به موندن با منت کشیدن ترجیح دادم با اینکه میدونستم اینده ای ندارم
    ۲ ماه از جداییمون گذشت تا اقای دیگه ای برای ازدواج که از دوستان سابقم بود اومد جلو. من نتونستم حقیقت و نگم بهش و همه ی اتفاقا که من باکره نیستم و … رو گفتم. ایشون هم قبول کردن با اینکه براشون سخت بود. تا اینکه بعد گذشت ۵ ماه یهو دوباره سروکله اقای اولی پیدا شد و میخواست که باز برگرده. حتی بدون اجازه من اومده بود و با خانواده من صحبت کرده بود برای ازدواج ولی خانواده من قبول نکردن. خیلی ها رو واسطه کرد که تغییر کرده و منو عاشقانه میخواد.
    من با اینکه میدونم شرایط خواستگار دومم از هرلحاظ ایده اله و از وقتی که اون پیداش شده واقعا حالم بده و حس میکنم دلم پیش اونه و از همه بدتر اینکه نسبت به خواستگار دومم هیچ حس جنسی ندارم و حتی اگه حس کنم میخواد یکم باهام صمیمی شه یا نزدیک شه حالم بد میشه و ناخوداگاه یاد رابطه قبلیم میوفتم واقعا دارم اذیت میشم. میترسم ازدواج کنم و نتونم رابطه داشته باشم و همش اتفاقای قبلی بیاد جلو چشمم. واقعا وضعیت دشواریه و اینکه با هیچکس نمیتونم راجبش صحبت کنم
    به نظرتون این اتفاق قابل حله یا من بخاطر اون تجربه نمیتونم به زندگی عادیم برگردم؟

    • دوست عزیز
      سلام
      قطعا این شرایط و سردرگمی‌هاتون بسیار سخته. اما می‌خوام قبل از پاسخ به سوالتون، راجع به چند تا مورد خیلی مهم باهاتون صحبت کنم تا متوجه بشید که ریشه این سردرگمی‌ها کجاست. شما شرایط عاشقی رو خیلی خوب توصیف کردید.
      اول اینکه آدم‌ها تو عشق تقریبا کور می‌شن و نمی‌تونن خیلی عاقلانه تصمیم بگیرن. به همین دلیل هست که به قول شما با همه ویژگی‌های منفی‌ای که فرد مقابل داره، شما حاضر شدید باهاش بمونید و رابطتون رو ادامه بدید. دوم اینکه، رابطه جنسی در دوره اولیه عاشقی، وابستگی رو چندین برابر می‌کنه. یعنی اگه ترک رابطه عاطفی سخت باشه، بعد از رابطه جنسی، وابستگی بسیار بسیار بیشتر می‌شه و این کار شما رو سخت‌تر می‌کنه. سوم اینکه، شما به فاصله کمی بعد از اتمام رابطه قبلی، رابطه جدیدی رو شروع کردید که این خودش اوضاع رو پیچیده‌تر می‌کنه؛ چون شما هنوز رابطه قبلی رو با خودتون حل نکردید و یه جورایی انگار برای فرار، وارد این رابطه شدید.
      این‌ها رو گفتم تا بدونید که مهم‌ترین دلایل احساسات و وابستگی شما چی هستند؛ اما برسیم به سوال شما. پرسیده بودید که آیا این تجربه قابل حله؟ بله، قابل حله؛ اما شما نیاز به زمان و کار روی احساساتتون دارید. شما باید به خودتون فرصت بدید که رابطه قبلی رو فراموش کنید و مسیر بهبودی رو کامل طی کنید و بعد وارد رابطه جدید بشید.
      البته به دلیل اینکه الان درگیر یه رابطه جدید شدید و ایشون هم برگشتن، پیشنهاد می‌کنم که یه فرصت از هر دوشون بگیرید و با کمک روان‌شناس متخصص، خیلی خوب تمام جوانب رو بررسی کنید. یادتون باشه، تا مساله رابطه قبلی درست حل نشده، شروع یه رابطه جدید هم ظلم در حق خودتونه و هم فرد مقابلتون.
      یه توضیح کوچک هم در مورد حس جنسی به فرد مقابل بهتون بدم. شاید اسم مثلث عشق استرنبرگ به گوشتون خرده باشه؛ دکتر استرنبرگ طی پژوهش‌هاشون به این نتیجه رسیدند که عشق سه مولفه اصلی داره که اون‌ها عبارتند از صمیمیت، تعهد و شهوت. هر کدوم از این مولفه‌ها در عشق نباشه، یه جای کار می‌لنگه. به همین دلیل داشتن میل جنسی و احساسات جنسی در رابطه بسیار مهم هستند. به علاوه، پژوهش‌ها نشون دادند که اگه این احساس نباشه، به سختی می‌شه ایجادش کرد؛ اما در مورد مساله شما، هنوز نمی‌شه به درستی گفت که این احساس کلا وجود نداره یا چون شما هنوز به فرد دیگه‌ای علاقه‌مند هستید، نمی‌تونید این احساس رو در خودتون شناسایی کنید. برای همین هست که می‌گم بهترین کار اینه که قبل از هر تصمیمی، اول تکلیف خودتون رو با رابطه قبلی مشخص کنید.

  • سلام وقتتون بخیر.میخواستم بدونم در جلسات مشاوره قبل ازدواج، چه مسائلی مطرح میشه؟ در زمینه تستهایی که میگیرن( شخصیت شناسی و..) هم یه توضیحی بدید ممنون میشم

    • سلام دوست گرامی
      هدف از جلسات مشاوره قبل از ازدواج ،بررسی رابطه و شخصیت دو نفر توسط شخصی هست که در این زمینه تحصیل کرده و آگاه هست و در واقع دو نفر به صورت واقعی و دور از احساسات زود گذر از ارزوها،توقعات،اهداف و … خود صحبت می کنند تا به یک مدل ارتباطی درست برسند و ایراردات و مشکلات رابطه را توضیح داده تا بتوانند با دید باز و منطقی به شناخت و انتخاب دست یابند
      .در تست های شخصیتی با پاسخ دادن به سوالات به صورت فردی می توانند به شناخت بهتری از یکدیگردست یابندو تا حدی تعیین کننده سطح کیفیت زندگی مشترک در آینده است؛ و در ارزیابی میزان سازگاری زن و شوهر با هم استفاده می شود.

  • سلام.باتشکر از پیج مفید و خوبتون.من مدتیه که با یک اقایی خارج از ایران و با ملیتی غیرایرانی اشنا شدم و خیلی نمیبینمشون.ممکنه هر یک یا دوماه،برای چند روز ببینمشون و جفتمون همدیگرو دوست داریم.ایشون هم بسیار ادم معقول و خوبی بنظر میرسه.اما من بخاطر شکستهای زیادی که از جانب فرد مقابلم توی روابطم خوردم کمی اطمینان کردن به چنین رابطه‌ای برام سخته.خصوصا که ایشون هم بواسطه‌ی فرهنگ و شغلشون،روابط اجتماعی بالایی دارن و با خانم ها راحت هستند.من تا الان مورد منفی‌ای از ایشون ندیدم اما در هر صورت اعتماد کردن برام خیلی سخته.ممنون میشم راهنماییم کنید

    • سلام دوست گرامی
      اینکه تجربه های قبلی شما باعث ترس از اعتماد به افراد شده است طبیعی می باشد اما نباید این باعث شک و بی اعتمادی شما به همه افراد شود.سعی کنید با استفاده از تجربه هایی که از روابط قبلی دارید اکنون با دید باز و منطقی به شناخت این فرد و هدفش از رابطه برسید و بدون دلیل در رابطه نمانید

  • سلام سپاس از پيج خوبتون ممنون ميشم در مورد كسي كه گل مصرف ميكرده هم اطلاعات بدين ترديد زيادي دارم مردي هست كه ميگه سالي چند بار گل مصرف ميكنه تفنني و فقط گاهي!!! ميگه خيلي هم خاصيت داره و ابداً اعتياد آور نيست و با اطمينان ب خودش ميگه در حد دو ماه يكبار خيلي ميچسبه و پشيمون هم نيست از اين استفاده و صراحت إبراز …. متاسفانه كمي هم نشانه هاي خود شيفتگي رو داره و تلاش ميكنه نشون بده هرگز وابسته و عاشق نميشه ولي من كاملاً برخلاف اين شناختمشون و حدس ميزنم واقعيت دقيقاً برعكسه البته گفته كه ضربه خورده كه تصميم گرفته اينطوري باشه ولي هيچ اطلاعاتي در مورد نوع آسيبش نميده بسيار درون گراست و در إبراز بسيار ضعيف و محتاط!!!! ولي واقعاً بقيه ي مواردش بسيار ايده آل هست دو ساله با فاصله ي منطقي ايشون رو ميشناسم بسيار وفادار و جنتلمنه با پيشينه ي خانوادگيه عالي و تحصيلات خوب و برخلاف ظاهر سردش بسيار مهربون و موندني خواستم بدونم در ايشون اميدي براي ادامه ي ارتباط جدي هست يا صرف نظر كنم ازشون

    • دوست عزیز
      سلام

      می‌خوام یه توضیح کلی در مورد ماریجوانا یا همون گل بهتون بدم تا خودتون در نهایت تصمیم بگیرید.
      ماریجوانا و حشیش هر دو از گیاهی به اسم شاهدانه گرفته شده با این تفاوت که ماریجوانا از برگ و گل این گیاه و حشیش از شیره آن؛ به علاوه، اثر گل از حشیش کمتره. شاید به همین دلیله که عده‌ای به اشتباه فکر می‌کنند که این ماده خطرناک و اعتیاد آور نیست!
      اما این ماده چه عوارضی داره:
      مهم‌ترین عوارض اون تخریب حافظه و از دست رفتن کنترل شخصیه. اما این دومی یعنی چی؟ درست مثل الکل، مصرف ماریجوانا باعث می‌شه که کنترل افراد روی رفتارها و حرف‌هاشون کم بشه. به عبارت دیگه، روی تمام رفتارهای ما انسان‌ها، یه لایه بازدارنده‌ای وجود داره که از فرهنگ و تربیت و شخصیت پوشیده شده که با مصرف الکل یا ماریجوانا این لایه کمرنگ‌تر میشه و قدرت بازدارندگیش کمتر میشه.
      علاوه بر همه این‌ها، استرس، اضطراب، افسردگی و … از عوارض جانبی دیگه مصرف گل هست. اما برسیم سر قسمت آخر حرف‌هاشون؛ بله، این ماده تا حدودی مفیده و عوارض درمانی داره. اما با میزان مصرف معین و با توجه به تشخیص روان‌پزشک یا پزشک متخصص. هر چند، حتی همین نوع مصرفش هم عوارض زیادی داره و با توجه به آخرین مقالات در این حوزه، اکثر مصرف کنندگان دارویی به این ماده وابسته می‌شن و بعد از اتمام دوره مصرف، باز هم اونو مصرف می‌کنن.
      و در نهایت اینکه، وقتی فردی یه ماده مخدر یا محرک رو مصرف می‌کنه، به احتمال خیلی بیشتری نسبت به دیگران مستعد مصرف مواد دیگه هست. با این تفاسیر، شما تصمیم بگیرید که آیا می‌خواید رابطتتون رو ادامه بدید یا نه.

  • سلام وقتتون بخیر من با اقایی نزدیک به یک ماه تو تلگرام در ارتباط بودم و بعد از تقریبا یک ماه قرار گذاشتیم و هم و دیدیم همه چی خیلی خوب پیش رفت و من شب که رسیدم خونه پیام دادم و تشکر کردم ایشونم خیلی خوب برخورد کردن و حتی صحبت از این که میخوان منو ب خانوادشون معرفی کنن و اینا ولی از فرداش دیگه پی امی ندادن ب مدت یک روز و الان ک یک روز میگذره هنوز پیامی ندادن این چه معنی میده ؟ و من باید چیکار کنم؟

    • سلام دوست گرامی.یکبار دیدار و اشنایی یک جلسه ای را نمیتوان صد در صد بر شناخت واقعی گذاشت و شاید ایشان در دیدار با شما به معیارهای ذهنیشون نرسیدند و تنها تعارف کردند.
      گذشتن یکروز از دیدارتان چیزی رو معلوم نمیکند صیور باشید و منتظر تا ایشان پیش قدم شوند

  • سلام

    من یه دختر 27 ساله هستم یکی از همکلاسی های من که یک سال از من کوچکتر هستند به من پیشنهاد ازدواج دادند. قرار شد یه مدت باهم دیگ صحبت کنیم جهت آشنایی، که توی این مدت برای من اتفاقی افتاد ک از نظر روحی خیلی درگیر بودم و در غم ازدست دادن یکی از عزیزانم بودم ک شرایط سختی بود… این آقا توی این مدت خیلی مراقب من بود و همه جوره منو حمایت می‌کرد
    من به یه شناخت نسبی از این آقا رسیدم اینک واقعا راستگو هست، قابل اعتماده و اخلاق خوبی داره، واقعا بهم علاقه داره و توی این مدت همه جوره برای بهتر کردن حال من تلاش کرد، حتی من میدیم ک توی این مدت یک سال از طرف دختر ها بهش پیشنهاد دوستی داده بودن و بخاطر من خیلی جدی باهاشون برخورد کرده بود..
    همه جوره بهش اعتماد دارم و میدونم برای من ارزش قائله، اون بخاطر من این یک سال رو صبر کرد و همیشه میگ هر چقدر بخوای صبر میکنم
    ولی خب یه چیزی ک درمورد ایشون وجود داره اینک ک ایشون از نظر مالی در حال حاضر هیچی نداره
    ما هر دو پزشک هستیم. من الان مشغول به کار هستم. ولی ایشون تازه درسشون تموم شده باید سربازی برن و بعد مشغول به کار بشن. و یک مساله دیگه که وجود داره اینکه ایشون تک فرزند هستند و پسر تنهایی هستن. رابطه دوستی خاصی با کسی نداره. تنها افرادی که باهاشون رابطه داره پدر و مادرش هستند و اینکه خانوادش با اعضای فامیل رابطه شون رو قطع کردن. وقتی ازش می‌پرسم می گه ما فامیل مناسبی نداشتیم و به علت دعواهای قدیمی پدر و مادرم از فامیلشون جدا شدیم. یعنی فقط خودشون یه خانواده سه نفره هستند. وضع مالی نسبتا خوبی دارن و خودش میگه پدر و مادرم منو حمایت مالی می کنند؛ نباید در این مورد نگران باشی. اما من نمی تونم به این حرف اعتماد کنم. من تا الان همه خواستگارهایی که موقعیت بهتری نسبت به ایشون داشتند رو رد کردم. نمی دونم تو این شرایط باید چه تصمیمی بگیرم.
    فقط به شخصیت و سالم بودن و وفادار بودن این فرد اکتفا کنم و با وجود همه ی کارهایی ک برای من کرده، بهش جواب مثبت بدم! یا بخاطر اینک از نظر مالی در حال حاضر چیزی نداره و به خاطر تنها بودنش و ارتباطات کمی ک با دیگران داره بهش جواب منفی بدم؟

    • دوست عزیز
      سلام

      بزارید اول در مورد ملاک انتخابتون صحبت کنیم. شما گفتید که بسیاری از خواستگارانتون که موقعیت بهتری داشتن رو به خاطر ایشون رد کردید؛ این جمله یعنی اینکه ایشون چیزی داشتن که بقیه نداشتن. اول تکلیف خودتونو با این مساله مشخص کنید؛ ایشون چه ویژگی‌هایی دارن که برای شما مهمه. بهترین کار اینه که لیستی از ویژگی‌هایی که براتون مهمه رو تهیه کنید، بعد ویژگی‌های ایشون رو یادداشت کنید. اینطوری یه دید خیلی باز پیدا می‌کنید که چرا با وجود خواستگارانی با شرایط بهتر، ایشون رو انتخاب کردید. اینکار کمکتون می‌کنه که دیگه حسرت گذشته‌ها و انتخاب‌های دیگه‌ای که می‌تونستید داشته باشید رو نخورید.
      اما برسیم به مساله استقلال مالی ایشون. یکی از چیزهایی که در بحث مشاوره پیش از ازدواج روش خیلی مانوور می‌دن، بحث استقلال مالی و عاطفی دو طرف هست (هم دختر و هم پسر). این مساله رو شما می‌تونید با پاسخ دادن به این سوالات، توی ذهنتون حل و فصل کنید (حداقل به یه جمع‌بندی اولیه برسید):
      توی لیستی که قرار هست بنویسید بررسی کنید و ببینید چقدر استقلال مالی براتون مهمه؟ آیا فکر می‌کنید اینکه شما از ایشون درآمد بالاتری دارید، ممکنه مشکل‌ساز بشه؟ نظرتون راجع به این مساله چیه؟ به نظرتون ایشون چه نظری دارن؟ با توجه به شناختی که ازش دارید، به نظرتون دنبال کار می‌گرده؟ یعنی تو این زمینه آدم متعهدی هست؟ چه آینده‌ای رو در زمینه مالی براش متصور هستید؟
      علاوه بر پاسخ به این سوالات، می‌خوام به یه موضوع دیگه هم فکر کنید؛ حتی اگه خانواده ایشون حمایتتون کنن، آیا دوست دارید با این شرایط وارد این رابطه بشید؟ واقعیتش اینه که با توجه به شرایط اقتصادی امروز و شغلتون که پزشک هستید (چون تعداد سال‌های تحصیل قبل از به شغل رسیدن در این رشته معمولا زیاده) و سنتون، شاید خیلی دور از ذهن نباشه که به حمایت خانواده احتیاج پیدا کنید، اما یادتون باشه که چون خانواده به شما پول می‌دن، می‌تونن توی خرج کردنش هم نظر بدن. البته این خیلی به خانواده بستگی داره (ممکن هم هست اینطور نباشه)، اما به هر حال شما نمی‌تونید بگید به ما پول بدید ولی ما خودمون می‌دونیم چطوری خرجش کنیم.

      و مساله آخر، در مورد روابط محدود ایشون و قطع رابطه خانوادگی صحبت کردید؛ این مسائل به خودی خود ویژگی منفی‌ای محسوب نمی‌شن، اما به هر حال بهتره که بررسی بشه. مثلا اگه ایشون خیلی اهل روابط اجتماعی نباشن و برعکس شما باشید، تا حدودی ممکنه به مشکل بربخورید.

      و کلام آخر اینکه، درسته شما زمان زیادی برای دریافت مشاوره ندارید، اما پیشنهاد می‌کنم سر مساله به این مهمی در زندگی خودتون ریسک نکنید و حتما چندین جلسه مشاوره پیش از ازدواج داشته باشید. شما دارید یکی از مهم‌ترین تصمیمات زندگیتون رو می‌گیرید که روی زندگی آیندتون بسیار تاثیر داره، پس پیشنهاد می‌کنم از تمام فرصت‌ها و امکانات موجود کمک بگیرید تا بهترین تصمیم رو بگیرید.

  • من یک سال پیش یک رابطه از راه داشتم با یکی از فامیل هامون که تاحالا همدیگرو ندیدیم دراینستا آشنا شدیم بعد در عرض دو هفته صمیمی شدیم و بعضی حرفا رو راحت بهم میزد ایشون موقعیت شغلی و اجتماعی خوبی دارن و خیلی هم سرشان شلوغه. خیلی دیر پیامامو جواب میدادن یا جواب نمیدادن و وقتی می گفتم میگفت تو خیلی احساساتی هستی و کسی رو میخوای که واقعا حواسش بهت باشه ولی من اینطور نیستم. آدم محتاطی هستن تقریبا دو سه هفته پیش بعد تقریبا ۸ ماه دوباره باهم حرف زدیم صمیمی و من باز بهش اجازه دادم که بعضی حرفا رو بزنه و خواستم بحث رو عوض کنم نذاشت و من گفتم قطع میکنم و قطع کردم و بعد یک دقیقه بهش زنگ زدم پیام دادم جواب نداد فرداش دوباره زنگ زدم و پیام دادم. پیام ها رو باز میکرد ولی جواب نمیداد ایشون ۳۹دارن ومن ۳۸سال. بعد ویس گذاشتم که خیلی زشته فک کردم بزرگ شدی اونم جواب نداد. الان چیکار کنم چه پیامی بدم که کشش داشته باشه و حرفی که بتونه جذابش کنه؟

    • دوست عزیز
      سلام

      قبل از هر چیز می‌خوام خوب به این سوالات خوب فکر کنید: چه انتظاری از این رابطه دارید؟ دوست دارید که ادامه رابطتون به کجا ختم بشه؟ به نظرتون این آقا هم چنین اهدافی دارند؟
      چرا این سوالات رو پرسیدم، چون اگه این مورد رو بین خودتون بتونید روشن کنید، احتمالا تکلیف خودتونو با حرف‌هایی که ایشون می‌زنن، راحت‌تر می‌تونید مشخص کنید. تا زمانی که خودتون هنوز ندونید از این رابطه چی می‌خواید، اینطوری میشه که اول از حرفشون ناراحت می‌شید و بعد دوباره پشیمون می‌شید که چرا اعتراض کردید!
      پس تو قدم اول، با خودتون به یه نتیجه برسید. بعد از اینکه تصمیمتون رو در مورد رابطه گرفتید و تقریبا با خودتون به یه ثباتی رسیدید، نوبت این میشه که بدون قهر یا پرخاش، نظر خودتونو به ایشون بگید. براشون توضیح بدید که حرف‌های ایشون در شما چه حسی ایجاد می‌کنه و … .

      به علاوه، می‌تونید با کمک دوره «جذب مرد با موبایل»، یادبگیرید که در اینطور موقع‌ها چطور می‌تونید صحبت کنید که ایشون به احتمال کمتری ناراحت بشن و شما هم از طرف دیگه، حرفتونو زده باشید.

  • سلام شبتون بخیر،من با یه اقایی اشنا شدم که از نظر اخلاق و وضعیت مالی و … کاملا ایده ال هستن ولی ایشون در گذشته ماده ال اس دی مصرف میکردن و یک نامزدی ناموفق داشتن،با توجه به اینکه در حال حاضر ترک کردن ولی بازم میترسم بازگشت داشته باشن به این ماده و باعث اعتیادشون بشه،واقعا نمیدونم باید چه تصمیمی بگیرم،از طرفی ایشون به من علاقه دارن من هم همینطور،ممنون میشم راهنمایی کنید

    • دوست عزیز
      سلام

      بزارید یه کوچولو بهتون در مورد ال اس دی، اطلاعات بدم. اولا اینکه این ماده جز دسته مواد توهم‌زا هست. اما توهم‌زا یعنی چی؟ تا حالا تو فیلم‌ها فردی که ال اس دی مصرف کرده رو دیدید؟ این آدم‌ها معمولا بعد از مصرف، ارتباطشون با دنیای واقعی تقریبا قطع می‌شه. مثلا چیزهایی می‌بینن که بقیه نمی‌بینن، یا صداهایی می‌شنون که بقیه نمی‌شنون و … .
      یه ویژگی معروفه دیگش، «حس آمیزیه». حس آمیزی یعنی در هم ریخته شدن حس‌ها با هم؛ مثلا ممکنه کسی که ال اس دی مصرف کرده بگه که صداها رو می‌بینه! و وو … .

      این‌ها تازه بعضی از عوارض کوتاه‌مدت و روانی ال اس دی هستند و عوارض جسمانی و بلندمدتش را فعلا اینجا توضیح ندادم. اما، چرا خواستم حداقل این دو تا مورد رو بدونید، چون دوست داشتم ببینید که اگه این آدم دوباره پاش بلغزه و مصرف کنه، تو چه حالی می‌ره. آدم‌ها، بعد از مصرف توهم‌زاها دیگه هیچ‌کس رو نمی‌شناسن، چه آشنا و چه غیر آشنا. پس هر رفتاری ازشون بعید نیست.

      اما برسیم به دو مساله‌ای که مطرح کرده بودید. ترستون از بازگشت و مصرف مجدد مواد کاملا طبیعیه. اصلا باید بترسید. درسته که خیلی از افرادی که به مواد، چه مخدر و چه محرک وابستگی داشتن، تونستن ترک کنن و عده‌ای زیادیشون برنگشتند اما، همه این‌ها به خیلی موارد بستگی داره.
      به عنوان مثال، خود فرد چه ویژگی‌هایی داره؟ آیا پیگیر ترک هست یا نه؟ اصلا چرا شروع کرده مواد مصرف کردن؟ معمولا ال اس دی رو افراد در مهمونی‌ها مصرف می‌کنن که بهشون بیشتر خوش بگذره. به همین دلیل، حتی اگه فردی این مواد رو ترک کنه، آیا دیگه مهمونی نمی‌ره؟ یا اون دوستاش رو دوباره نمی‌بینه؟ اگه ببینیه چقدر می‌تونه مقاومت کنه؟ و ؟؟؟؟
      پس، بهتون پیشنهاد می‌کنم که اگه خیلی هم ایشون رو دوست دارید، صبر کنید تا ایشون مواد رو کامل ترک کنند و حداقل حداقل حداقل یکسال بعد از ترک، رابطتون رو با ایشون از سر بگیرید و اصلا در این مدت هیچ رابطه‌ای با ایشون نداشته باشید چون ممکنه محبتی که بینتون ایجاد می‌شه، باعث شه چشمتون رو واقعیت ببندید.

      و در مورد مساله دوم که گفتید ایشون یه رابطه ناموفق داشتند باید بهتون بگم درسته که گذشته آدم‌ها به خودشون مربوطه، اما اگه این گذشته تو زندگی الان فرد دخالت داره، باید حتما بررسی بشه. به نظرم بهتره بزارید ترک ایشون کامل شه، دوران یکساله بعد ترک طی بشه و بعد تصمیم نهایی رو بگیرید.

  • من چند وقت پیش با اقایی تو فضای مجازی آشنا شدم ایشون خودشون پیام دادن و اصرار داشتن با هم بیرون بریم ولی از اونجا ک من تایم نداشتم گفتم بزاریم برای وقتی ک من تایمم ازاد شد و توی تلگرام با هم ارتباط داشتیم و بعد ۱ هفته پیام دادن ایشون کم تر شد و میگن خیلی درگیر کاراشون هستن و معذرت خواهی میکنن همش امروزم قرار بود بریم بیرون گفتن تایمشون خیلی پره و معذرت خواستن دلیلشم گفتن حالا من باید چیکار کنم؟ ازشونم خوشم میاد

    • سلام دوست گرامی
      به نظر میرسد ایشون با اصرارهای مکرری که کردند و عدم استقبال شما از دیدار، اکنون به تلافی و جبران رفتار شما هستند
      بهترین کار این هست که باهاشون صحبت کنید و بگید که براتون مهم هستند و این به تعویق افتادن ملاقات فقط بخاطر دغدغه و گرفتاری های شما بوده و الان هر دو نفر باید برای رابطه زمان بگذارید

  • سلام وقتتون بخير
    من به اقايي علاقه دارم و از علاقه ي ايشون هم خبر دارم، البته با هم دوست نيستيم و ايشون به دوست مشتركمون گفتن منتظرن شرايط كاريشون درست بشه و بعد به من بگن كه ميشه همين يكي دوماهه ، البته از خيلي رفتاراي و چيزاي هم خبر داريم و ايشون كاملا در جريان هستن من اگه وارد رابطه اي بشم فقط واسه دوستي نيست و قطعا به هدف اشنايي براي ازدواجه
    فقط الان يك مسئله اي ميمونه اونم اينكه ايشون و خانواده ش اصلا شبيه خانواده ي من نيستن! خانواده ي من مذهبي هستن ولي خودم نيستم به همين دليل خودم باهاشون مشكلي ندارم ولي ازينكه وارد رابطه اي بشم كه بعد از وابسته شدن خانواده م مخالفت كنن ميترسم! ضمنا تا يكي دو سال اينده به خاطر شرايط درسم نميتونم بهشون اجازه بدم بيان خاستگاري و خانواده رو در جريان بذارم! بهم كمك كنيد كه چيكار كنم؟ وارد شدن به اين رابطه درسته؟

    • دوست عزیز
      سلام

      همونطوری که شما هم به درستی بهش اشاره کردید، نظر خانواده (به خصوص در فرهنگ ایرانی) بسیار مهمه. اما، شما دارید پیش پیش راجع به چیزی که هنوز اتفاقی نیافتاده ابراز نگرانی می‌کنید.
      به علاوه، طبق صحبت‌هاتون، شما تا حداقل 2 سال آینده، قصد ازدواج ندارید ولی این آقا قراره همین روزا بیان خواستگاریتون. پس، قبل از هر چیزی، اجازه بدید ایشون درخواستشون را مطرح کنند و شما ارزیابی‌های اولیه را انجام بدید. بعد، در مورد خانواده‌ها و اختلافات مذهبی، با یکی از اعضای خانواده، مثل مادر، صحبت کنید و نظراتشون رو جویا شید. (البته چون عقاید شما و ایشون شبیه به همه، مشکل کمتری در این حوزه دارید ولی با این وجود، باز هم رضایت خانواده بسیار مهمه).
      در نهایت، اگه همه چیز بینتون خوب پیش رفت، می‌تونید از یک روانشناس خانواده‌درمانگر کمک بگیرید و با نظارت و مشورت با ایشون، روند آشناییتون را ادامه بدید.
      و اما در مورد وابستگی؛ یادتون باشه، هر تصمیمی، یه سری تبعات داره و این شمایید که باید ببینید آیا این تبعات رو می‌پذیرید یا نه. اینجا می‌تونید پیش پیش فکر کنید که خانواده‌ها راضی نمی‌شن و بی‌خیال ایشون بشید و یا صبر کنید ببینید چی پیش میاد. تبعات انتخاب اول این می‌تونه باشه که شما شانس آشناییتون رو با ایشون از دست می‌دید و تبعات انتخاب دوم می‌تونه دلبستگی باشه (واژه وابستگی رو از قصد استفاده نکردم، چون هیچ جوره خوب نیست حتی در روابط عاشقانه).
      حالا شمایید که باید انتخاب کنید که کدوم راه بهتره؛ اما یادتون باشه اگه به هر دلیلی یکی از این مسیرها رو انتخاب کردید، بعدا خودتون رو سرزنش نکنید، چون ویژگی‌های الانتون از نظر شرایط محیط، حالتون، تجربتون و … با دو روز دیگه فرق داره، چه برسه چند ساله دیگه!

  • من 38 سالمه و حدود 5 ماهه با یه آقایی آشنا شدم که مثل خودم دانشجوی دکتراست ما از همون اوایل بنا رو بر این گذاشتیم که به قصد ازدواج باهم آ شنا بشیم ولی متاسفانه تو این مدت ایشان هیچ قدمی برای آشنایی بیشتر برنداشتن و غیر از عکس نوشته هایی که از طریق تلگرام میفرستن و صبح خیر گفتن، هیچ ارتباط کلامی دیگری در بین ما نیست و هرچقدر از ایشان خواستم که برای آشنایی بیشتر بامن حرف بزنه طفره رفتن و از من میخوان که صبور باشم . آیا به نظرتون با ایشان ادامه بدم یا ارتباط رو قطع کنم

    • دوست عزیز
      سلام

      همیشه بهترین راهکار برای موقعیت‌های مشابه شما، این هست که حرفتون رو بزنید. یعنی دقیقا کاری که شما انجام دادید. اما، گاهی وقت‌ها ما می‌تونیم با انتخاب جملات بهتر، احتمال تاثیرگذاری صحبت‌هامون رو بالاتر ببریم. یکی از تکنیک‌های بسیار موثر در این حوزه، مساله جرات‌ورزی یا مهارت ابراز وجود (Assertiveness) هست.

      ما در هر موقعیتی می‌تونیم سه پاسخ داشته باشیم:
      1. پاسخ منفعلانه
      2. پاسخ پرخاشگرانه
      3. پاسخ جرات‌ورزانه

      پاسخ منفعلانه
      به این گفت‌وگو توجه کنید:

      سعید: «من خستم، نمی‌تونم بیام خونه مادرت، خودت برو.»
      بهار: «باشه عزیزم، اشکال نداره.»

      این گفت‌وگو به طور کلی هیچ اشکالی نداره، اما بیاین فرض کنیم که بهار از این رفتار سعید خیلی ناراحت شده ولی هیچی نگفته که مشکلی پیش نیاد. حالا اگه این روند دایم تکرار بشه و بهار دایما حرف خودشو بخوره، فکر می‌کنید چه اتفاقی میافته. یا یه روزی می‌رسه که بهار دیگه نتونه تحمل کنه ولی اینبار نه آروم، بلکه خیلی طوفانی با سعید برخورد می‌کنه؛ یا، تا آخرش فکر می‌کنه باید نیازهای دیگران رو اولیت قرار بده و خودش رو فراموش کنه و این باعث کلی مشکلات مختلف مثل افسردگی و … می‌شه.

      پاسخ پرخاشگرانه
      این پاسخ احتمالا بیشتر آشناست، مثلا فرض کنید بهار تو مثال بالا چنین جوابی بده:
      «یعنی چی که نمیای؟؟؟ چطور خونه مامان خودت همیشه حالت خوبه و می‌ری، نوبت مامان من که رسید …».
      قطعا خودتون حدس می‌زنید که بعدش چی می‌شه …

      و اما پاسخ جرات‌ورزانه
      به طور کلی آدم‌ها بیشتر با این دو نوع پاسخ آشنان که دیدیم تقریبا هیچ کدومش ما رو به نتیجه نمی‌رسونن. اما، یه روشی وجود داره که بین این دوتاست و احتمالا تاثیرش خیلی بیشتر از دو تا مورد قبلیه (البته صد در صدی وجود نداره، فقط احتمالا جواب گرفتن رو بالا می‌بره).
      حالا چرا می‌گیم که این روش بینابینه، چون برعکس حالت منفعلانه شما حرفتونو می‌زنید، ولی دیگه نه مثل حالت دوم با پرخاشگرِی، بلکه با آرامش.

      اما حالا سوال این هست که چطوری صحبت کنیم؟

      خودتون رو جای فرد مقابل بزارید.
      اولین قدم برای یه گفت و گوی جرات‌ورزانه خوب اینه که بتونید خودتونو جای فرد مقابل بزارید. سناریوهای مختلف رو بررسی کنید و ببینید کدومشون کمترین ناراحتی رو برای فرد مقابل ایجاد می‌کنه.
      گاهی وقت‌ها، به دلیل ناراحتی‌هایی که وجود داره، آدم‌ها بدشون نمیاد با یکی دو تا کنایه، طرف مقابل رو کمی آزار بدن. اما، یادتون باشه که اولا این کنایه‌ها ممکنه باعث ناراحتی‌های طولانی‌تری بشه و این که شما در نهایت به هدف اصلی‌ای که می‌خواستید هم نمی‌رسید و راه به جایی نمی‌برید.

      شرایط را درست توصیف کنید.
      حالا باید یه جمله خیلی کوتاه برای توصیف شرایط داشته باشید. یادتون باشه، خیلی کوتاه و بدون قضاوت و کنایه.
      مثلا: سعید جان، وقتی می‌گی خونه مادرم نمیای، … .

      یه چیزی که اینجا باید بهش توجه داشته باشید، همین کلمه جان یا مشابه اون هست. یادتون باشه، از کلماتی استفاده کنید که در حالت معمولی هم استفاده می‌کنید، اگه همیشه بهش نمی‌گید «جان»، استفادش تو اینجا، اوضاع را بدتر می‌کنه. درست مثل زمان‌هایی که بعضی‌ها تو دعوا به طرف مقابلشون می‌گن: «ببین مهندس!»

      دنبال احساستون بگردید.
      قدم بعدی اینه که ببینید خودتون از کاری که فرد مقابل کرد چه احساسی پیدا کردید. سعی کنید برای احساستون اسم انتخاب کنید. مثلا توی اینترنت بگردید و لیست احساسات رو پیدا کنید و ببینید که کدومشون حال اون موقعتون را بهتر توصیف می‌کنه؛ مثلا غم، آزردگی و … .
      چرا می‌خوام دنبال احساستون بگردید، چون شما هیچ‌وقت نمی‌تونید با احساس فرد مقابلتون مخالفت کنید. مثلا اگه کسی بگه” «من فکر می‌کنم که …»، شما می‌تونید دلایلی بیارید که بهش بگید اشتباه فکر می‌کنه. اما وقتی بگه: «من احساس می‌کنم که …»، دیگه هیچ کس نمی‌تونه بگه اشتباه احساس می‌کنید!!!

      ببینید کارش چه تاثیری روی شما می‌گذاره.
      مثلا در همین مثال، بهار ممکنه فکر کنه که نیمدن سعید به معنی اینه که خیلی به اون و خانوادش، اهمیت نمی‌ده. حالا باید بهار فکر کنه که تو چه جمله‌بندی‌ای این حرف رو بزنه که سعید ناراحت نشه ولی در عین حال، حرفش را هم زده باشه.

      حالا می‌خوام با کمک این چهار تا نکته، با آرامش (نکته مهمش اینه که در گفته‌هاتون آرامش باشه، ولی بی‌تفاوتی نه) و کوتاه حرف خودتون رو بزنید. مثلا: «سعید جان، وقتی می‌گی خونه مادرم نمیای، من ناراحت می‌شم، چون دلم می‌خواد خونوادم بدونن که تو هم به اونا علاقه داری.»

      یادتون باشه، هر انتقادی، حتی با این نوع کادوپیچی شدش، ممکنه در طرف مقابل حس منفی ایجاد کنه. به همین دلیله که می‌خوام خیلی کوتاه و آروم حرفتون رو بزنید و بعد از اون به فرد مقابلتون اجازه بدید حرف بزنه یا فکر کنه و شما دیگه چیزی بهش اضافه نکنید.

      حالا برسیم به مورد شما، پیشنهاد می‌کنم با روشی که گفته شد، با فرد مقابلتون حرف بزنید و دغدغتون رو مطرح کنید. خیلی کوتاه دلایل خودتون رو برای بیرون اومدن از بلاتکلیفی توضیح بدید. بعد بهشون یه مدت کوتاه، فرصت فکر کردن و پاسخ دادن بدید. حالا دیگه می‌تونید تصمیم بگیرید که رابطه ادامه پیدا کنه یا نه.

  • سلام همیار عشق
    ازتون ميخواستم خواهش بكنم راجب رفتار با كسي ك شكست عشقي خورده پست بزارين.چطور باهاشون رفتار كنيم.مذكر هستش
    چندين سال توي ي رابطه بوده و چندسال هست ك تموم شده رابطش.خودشو مقصر ميدونه با اينكه وقتي من قضيه رو از بالا نگاه ميكنم هيچ تقصيري نداره
    چطور ميتونم ارومش كنم؟چطور ميتونم كاري كنم اونو فراموش كنه و خودشو پيدا كنه؟ايا راهي داره اصلا؟

    لطفا بهم كمك كنين وقتي ميبينم اينجوريه و هيچ كاري نميتونم بكنم خيلي عذاب ميكشم

    • دوست عزیز
      سلام

      شما توضیح ندادید که با ایشون چه نسبتی دارید؛ آیا از اعضای خانواده هستید یا دوستان؟ این سوال تا حدودی روی جواب تاثیر میزاره، اما اینجا چون اطلاعاتی راجع به این موضوع ندارم، خیلی کلی‌تر پاسخ می‌دم. ببینید همونطوری که در مقاله: «کنار آمدن با شکست عشقی؟» توضیح داده شد، فرد برای رسیدن به بهبودی، باید از چهار مرحله عبور کنه: 1. شوک، 2. خشم، 3. چانه‌زنی و 4. افسردگی. احساس مقصر بودن یا گناه و رو آوردن به سمت مواد مخدر مربوط به همین مرحله آخر هست.
      طبق پژوهش‌ها، اگه فرد بیش از 6 ماه در هر کدام از این مراحل باقی بمونه، نیاز به مداخلات روانشناس متخصص داره. به همین دلیل شما جز حمایت و هدایتش به سمت روانشناس، کار دیگه‌ای نمی‌تونید انجام بدید. پیشنهاد می‌کنم اگه می‌خواید کمکشون کنید، حتما حتما از کمک حرفه‌ای روانشناس استفاده کنید.

  • سلام وقتتون بخیر
    من دوبار تو رابطه ام شکست خوردم و کلا ادمی ام ک خیلی روابط اجتماعیم بالاس ….خیلی پیشنهادای اشنایی واسم پیش اومده ک واقعا موردای خوبی هستن از نظر موقعیت ….ولی با کوچیکترین حرکت ک بفهمم طرف قصدش نزدیک شدن برخورد میکنم و باعث میشم طرف عقب بکشه ….مثلا من درک میکنم ک بعضی اقایون هستن ک ابراز علاقشون کلامی نیست …اما متاسفانه چون خیلی زود اقدام میکنن من خوشم نمیاد….چون اعتقادم اینه ک باید حد اقل۲ماهی از ی رابطه بگذره شناخت و علاقه درست ب وجود بیاد بعد…

    و خلاصه همین مورد باعث شد ک من مورد های خوب و زیادی رو از دست بدم و ی جوری شدم ک سعی نمیکنم ب هر شکلی طرفمو نگه دارم شرایطمو بهش میگم خواست بمونه نخواست هم میتونه نمونه ک این از ی جهت خوبه و از جهت دیگ بدیشم اینه ک سعی نمیکنم ب طرف وقت بدم مجذوبم شه

    لطفا راهنمایی کنید چون ممکنه اینطور کیسایی وارد زندگیم نشن

    • دوست عزیز
      سلام

      اولین مساله این هست که ببینیم ما چه کسانی را وارد زندگیمون می‌کنیم. گاهی وقت‌ها، بدون اینکه خوب دقت کنیم، با افرادی وارد رابطه می‌شیم که هدفشون از ارتباط،با هدف ما یکی نیست. مثل همین موردهایی که شما گفتید. مثلا اگه هدف شما یه رابطه طولانی مدت و متعهدانست، ولی فرد مقابل نه، دچار مشکل می‌شید. پس خوب هدفتون را مشخص کنید و قبل از صمیمی‌تر شدن، فرد مقابلتون رو بررسی کنید.

      دومین مساله اینه که به نشانه‌ها و سیگنال‌هایی که می‌فرستید دقت کنید. گاهی وقت‌ها ما با رفتارهامون (بدون اینکه واقعا هدفمون باشه) به دیگران پیام‌های اشتباه می‌فرستیم. مثل همین که خودتون هم گفتید؛ مثلا گاهی این ارتباط اجتماعی بالا، در برخی گروه‌ها ممکنه سوءتعبیر بشه.
      پس بهتره که یک مدت رفتارهاتون را بررسی کنید؛ فکر می‌کنید چرا دیگران زودتر از زمانی که شما اجازه دادید، با شما صمیمی میشن؟ روی اون رفتارها فکر کنید و ببینید که آیا می‌خواید تغییرشون بدید یا نه؟ اگر می‌خواید، باید چه کارهایی انجام بدید؟

      مساله سوم، همین حد و مرز گذاشتنه که به خوبی بهش اشاره کردید. بعد از اینکه دو مورد بالا را بررسی کردید، حالا برای خودتون و روابطتتون حد مرز تعیین کنید. وقتی با دقت بیشتری فرد مقابل را انتخاب کنید، به احتمال بیشتری به مرزهای شما احترام میزاره و شما در این زمینه خیلی مشکلی نخواهید داشت.

      به‌علاوه، از اونجایی که بیشتر ارتباطات شما هم مثل بقیه از طریق موبایل هست، اگه چنین پیشنهاداتی از طریق فضای مجازی به شما داده شد می‌تونید با کمک دوره «جذب مرد با موبایل» یاد بگیرید چطور پیام‌های مشابه این را پاسخ بدید، به طوری که هم از موضع خودتون دفاع کنید و هم پیام درست و با لحن مناسب ارسال کرده باشید.

  • سلام وقت بخیر.مطالب پیجتون واقعا عالیه.خیلی چیزا فهمیدم.
    من از یه دختری خوشم اومده بهش گفتم که دلی میخوامت و از این حرفا ولی ایشون منو پس میزنه و میگه ب درد هم نمیخوریم.یکم ک باهاش حرف زدم فهمیدم قبلا رابطه ای داشته ک ازش اسیب دیده
    وقتی بهش پیام میدم فقط تک کلمه ای جواب میده.اگه کمکم کنید لطف کردید

    • دوست عزیز
      سلام

      شرط اول برای برقراری یک رابطه سالم و درست این هست که هر دو طرف به هم علاقه داشته باشند. زمانی که به هر دلیلی این علاقه در یکی از طرفین نباشه، رابطه درست پیش نمی‌ره. به همین دلیل پیشنهاد می‌کنم، یکبار دیگه خیلی قاطع ولی با آرامش، احساتتون را به ایشون بگید و دلیل جواب رد را ازشون بپرسید. البته یادتون باشه، خیلی کوتاه!
      اگه ایشون ازتون زمان خواستند، تصمیم بگیرید که می‌خواید منتظر بمونید یا نه؛ ولی اگه جوابشون به طور قاطع منفی بود، بهتره که شرایطشون را پذیرید چون به هر حال اینطوری رابطه‌ای شکل نمی‌گیره.
      البته، وقتی کسی به فرد دیگه علاقه‌مند باشه، سخته که فراموشش کنه و این کاملا قابل درکه. اما با این وجود باید به خودتون یادآوری کنید که این رابطه عاقبتی نداره.
      پیشنهاد می‌کنم برای کنار آمدن با این مساله، پست «جواب رد شنیدم چی کار کنم حالم بهتر شه؟» را مطالعه کنید و یا در صورت نیاز، از یک روانشناس متخصص کمک بگیرید.

  • سلام خسته نباشید. یه سوال می‌خواستم بپرسم که همیشه ذهنم درگیرشه. آدمی باشه که تو رابطه نباشیم و با هم در ارتباط باشیم یعنی نه هر روزا، یه روز گرم پی ام میده کلی قربون صدقه دیگه میره تا یه ماه دیگه پی ام بده یا 2 هفته دیگه اونم یه عکس شیر کنیم مثلا از خودمون ریپلای کنه او بحث اینجا هی شروع شه. باید آخر هر مکالمه بگه کلی دوستت دارمو اینا. چی باید جوابه این دوست دارمو بدم بهش؟؟ که بدشم بگه تو نمی خوای به من بگی دوسم داری؟ یا اینکه بگه میخوام از زبونه خودت بشنوم. و اینکه تو هم خوشت بیاد ازش و دوسش داشته باشی چی باید اون زمان انجام بدیم؟

    • دوست عزیز
      سلام

      اگه درست متوجه شده باشم، شما در یک رابطه بدون تکلیف یا بدون عنوان گیر افتادید. رابطه بلاتکلیف، رابطه‌ای هست که شما از آیندش هیچ خبری ندارید و به خصوص با توجه به توضیحاتتون، مشخص نیست چه عنوانی میشه روی رابطتتون گذاشت. شما سه تا راه دارید، یا همینطوری رابطه را ادامه بدید (که البته این سردرگمی و ناراحتیتون باقی می‌مونه)؛ یا رابطه رو تموم کنید یا اینکه رفتار جرات‌مندانه به خرج بدید و در مورد عنوان رابطتتون باهاشون حرف بزنید.
      مثلا بهش بگید من برای اینکه بهت بگم دوستت دارم یا علاقمو بهت نشون بدم، باید بدونم که ما تو چه رابطه‌ای هستیم. یا چیزی مشابه این. به طور کلی می‌خوام رک و راست در مورد احساس و آشفتگیتون صحبت کنید و نظرشون رو جویا شید.

    • سلام دوست گرامی
      دقیقا متوجه مشکلتان نشدم یعنی منظورتان این هست که طرف مقابل شما در رابطه ای که هستی منتظر اظهار علاقه از سمت شما هست ؟ ایتکه این فرد به صورت یکی در میان حضور دارد از مردد بودن ایشان حکایت دارد .بهترین کار این است که با ایشان صحبت کنید و تکلیف این احساسات در نوسان را مشخص کنید .اگر واقعا به دنبال اظهار علاقه شما هستند باید بصورت ثابت و متعهد در رابطه بمانند و پیگیر رابطه باشند .در این صورت شما میتوانید از لحاظ احساسی به ایشان اعتماد کرده و ابراز کنید

  • سلام و خسته نباشید دارم خدمت تمامی دست اندرکاران بابت مطالب بسیار مفید و کاربردی و بروزی که در اختیار مخاطبان قرار داده میشه. بنده دختر خانومی 26 ساله هستم که چند وقتی میشه در اینستاگرام به یکی از فالورام علاقه مند شدم، ایشون همشهری بنده هستند و ما از یک شهرتان هستیم تما به صورت حضوری و زنده تا حالا همو ندیدیم و نمیشناسیم. فقط مجازی. شرایط ایشون و شخصیتشون تا حدودی به معیارهای من نزدیکه و از نظر من ایشون فرد ایده آلی هستن. اما مشکل اینجاس که ایشون نسبت به من بی تفاوت اند حتی یه بار هم در پی وی با من چت نکردن. از شما میخوام کمکم کنین که در فضای مجازی چجوری ایشون رو به خودم علاقه مند کنم و یه جورایی توجه ایشونو به خودم جلب کنم اما با حفظ ارزش وجودی خودم و اینکه سبک نشم. یعنی چیکار کنم که ایشون بیاد سمتم. مشکل فقط اول راهه. اگر از این مرز رد بشم، بعد مکالمه ها و چت هامون آغاز بشه میشه تبدیل به یه رابطه وقعیش کرد. خیلی ممنونم . منتظر راهنمایی هاتون هستم…

    • سلام دوست گرامی
      ابتدا واقع بین باشید و ببینید ایا علاقه شما به ایشان ناشی از شناخت هست یا فقط ذهنیات شما؟
      اگر علاقه ای واقعی دارید و با شناخت حاصل شده است میتوانید از طریق همان اینستاگرام در مورد یکی از پست های ایشان اظهار نظر کنید و یا سوالی بپرسید تا گفتگو شروع شود و بتوانید به شناخت واقعی برسید

  • مادر دوسپسر من از من بدش میاد و گفته باید جدا بشیم ما یواشکی باهمیم اما من ناراحتم چیکار کنم هرکار میکنم مثل قبل نمیشه از دستم ناراحته

    • دوست عزیز
      سلام

      برای پاسخ به سوالتون می‌خوام به این دو تا موضوع خوب فکر کنید: «چه برنامه‌ای برای این رابطه دارید؟». اگر برنامه بلندمدت و ازدواج دارید، برای داشتن یه زندگی بهتر و با آرامش‌تر، هر دوی شما به حمایت خانواده‌هاتون احتیاج دارید. به همین دلیل، پیشنهاد می‌کنم قبل از هر تصمیمی با خانواده ایشون صحبت کنید و دلایلشون را بشنوید.
      اما گاهی خانواده‌ها به هر دلیلی راضی به این ارتباط نیستند، اونجاست که اگه خیلی به فرد مقابلتون علاقه دارید، پیشنهاد می‌کنم پست: «مخالفت خانواده پسر و دختر با ازدواج و نحوه راضی کردن آن ها» را مطالعه کنید.

  • سلام خدمت عزیز همیار عشق ،،،اول تشکر میکنم بابت مطالب مفید پیجتون واقعا عالی و کاربردین
    دوم میخواستم خواهش کنم اگه میشه راجب بحث اینکه چجوری برخورد کنیم درارتباط با مساله مخارج،،،چجوری برخورد کنیم که بفهمه باید یسری مسئولیت هارو قبول کنه به طوری که رفتارمون شکلی نباشه حس کنه قصدتیغ زدنش رو داریم؟؟!
    ویااینکه اصلا تورابطه دوستی و دوران نامزدی اینکه طرف مقابل از لحاظ مالی ساپورتمون کنه مشکلی نداره؟
    تو بحث بها دادن و ارزش دادن چجوری بهش بفهمونیم باید بهمون توجه کنه و هدیه و یا گل رو فراموش نکنه توی رابطه؟؟صحبت راجب این موارد شاید یه حسی نسبت به پولکی بودنمون بهش القا کنه

    • دوست عزیز
      سلام

      برای جواب به این سوالتون می‌خوام قبلش به این سوال فکر کنید:
      نظر خودتون در مورد خرج کردن چیه؟ به عبارت دیگه، به نظر شما قبل از ازدواج مسئولیت خرج کردن باید به عهده پسر باشه یا با هم؟
      چرا این سوالات را پرسیدم، چون می‌خواستم این دو موضوع را بررسی کنید و با توجه به اون‌ها جواب‌ را بخونید.
      اولین مساله، بحث فرهنگیه: منظور از بحث فرهنگیه اینه که در برخی فرهنگ‌ها، مسئولیت مالی کاملا به عهده پسر هست و مسئولیت امور مربوط به خونه کاملا به عهده دختر که البته این کاملا از نظر پسرهای اون جامعه پذیرفته شدست. اما در بسیاری از جوامع، این داستان این شکلی نیست. دخترها و پسرها با هم مسئولیت‌های مختلف زندگی را تقسیم می‌کنن و در این موارد کاملا برابرند. پس نکته اول اینه که این مساله در فرهنگ شما و آقا چطور هست؟

      دومین و مهم‌ترین نکته، نظر هر دو طرف در رابطه است. آیا به نظرتون پسر باید مسئولیت کامل مالی را حتی قبل از ازدواج به عهده بگیره یا منظور شما این هست که اگه مشارکت مالی با شما داشته باشه، حس خوب و بهتری نسبت به رابطه دارید؟
      این که دوست دارید، فرد مقابلتون علاقش را به شما با خریدن هدیه یا گل نشون بده، هیچ اشکالی نداره. شما می‌تونید خیلی راحت در این مورد صحبت کنید و بگید که اگه اینکار رو بکنه، شما خیلی خوشحال میشید. اما اگه این مساله به صورت یک توقع یا انتظار باشه (یعنی سر این موضوع خیلی حساس باشید و اصلا غیر این را نپذیرید)، قبلش باید کمی بیشتر راجع به درخواستتون فکر کنید.
      در آخر می‌خوام به یه نکته توجه کنید؛ زمانی که کسی مسئولیت مالی زندگی شما را به طور کامل قبول می‌کنه، حق داره در مورد خرج کردنش هم نظر بده. پس، اگر از فرد مقابلتون توقع دارید که اینکارها را انجام بده، باید انتظار این را هم داشته باشید که اون توی تصمیمات زندگی شما حق رای داشته باشه و به علاوه، اون هم از شما توقعاتی داشته باشه!
      با توجه به این توضیحات، این شمایید که تصمیم می‌گیرید می‌خواید تمام مسئولیت مالیتون را به عهده فرد مقابل بگذارید یا نه.

  • سلام .ممنون از پیج بسیار خوبتون.اقایی مدت زیادی سعی در جلب توجه من و کشیدن من به سمت خودشون داشتند و در این راه از هیچ تلاشی فروگزار نکردند.حتی مواقعی بود که با ایشون به تندی برخورد میکردم ولی ایشون همچنان برای بدست اوردن دل من تلاش میکردند.از زمانی که متوجه شدند من هم به ایشون علاقه مند شده ام دیگر مثل قبل تلاشی نمیکنند و الان حدود ۳ هفته است که پیامی از ایشون دریافت نکرده ام.به نظرتون ایا ایشون هنوز به داشتن رابطه با من علاقه مند است؟
    در حال حاضر باید چکار کنم چون حس سردرگمی و بی اعتمادی شدیدی دارم؟ایا درست است که بطور مستقیم و واضح دلیل تغییر رفتارشون رو ازشون جویا بشم؟در ضمن هم من هم ایشون از سطح علمی و اجتماعی بالایی برخوردار هستیم و بیشتر اعتماد من به ایشون هم به همین دلیل بود

    • دوست عزیز
      سلام

      برخورد فعلی آقا با شما ممکنه دو تا علت داشته باشه؛ یا چون برای به دست آوردنتون خیلی تلاش کردن، خسته شدن! یا (به احتمال بیشتر) حالا فکر می‌کنن به دستتون آوردن دیگه، پس نیاز نیست خیلی مثل قبل تلاش کنن.
      اما شما باید چی کار کنید؟
      همونطور که خودتون هم بهش اشاره کردید، اگه می‌خواید ارتباطتون به شکل درست و سالم ادامه پیدا کنه باید حتما راجع به این موضوع با ایشون صحبت کنید. در مورد احساستون و این سردرگمی صحبت کنید و توضیح بدید که این شکل از رابطه باعث بی‌اعتمادی شدید در شما شده. سعی کنید کوتاه و با آرامش صحبت کنید و به ایشون هم فرصت توضیح دادن بدید.

  • سلام من تقریبا ۸ ماهه که دوستمو میشناسم و از همون اول آشنایی هم با هم خیلی گرم و صمیمی گپ و گفتگو میکردیم و راجع به هر موضوعی راحت باهم حرف میزدیم فقط از اون اوایل خیلی شوخی میکردن ،زخم زبان میزدن من هی فکر میکردم از نفرته بعدا چندین بار بهم گفت که دوستم داره و منم هی میگفتم باورم نمیشه چون سلیقه اش دخترای لوند بودن نه ساده و پاکی مثل من ،هر باری که پیشنهاد داد من بحث و زود عوض کردم چون تا به حال با کسی نبودم نمیدونستم در جواب دوستت دارم گفتناش چی باید بگم هی صحبتو قطع میکردم که بیشتر بحث نکنم
    الان میخوام مطمئن بشم از اینکه منو به تاطر رابطه ی چند روزه و بازی کردن باهام نمیخواد نمیدونم چطور از قصدش خبر دار شن.
    میترسم از اینکه بهش بله بگم چون اطرافش پره دختره میترسم یکی از اون خوشگلارو بپسنده و بهم خیانت کنه هر دفعه که جلو اومد من پسش زدم ولی چند بار بهش گفتم بریم بیرون تمایل نشون نداد فقط میخوام مطمئن شم منو برای خود خودم میخواد و قصدش سو استفاده نیست

    • دوست عزیز
      سلام،
      این سوال شما، دغدغه‌ی خیلی از دخترها و پسرهایی هست که قراره وارد رابطه بشن. برای همین می‌خوام بهتون بگم تقریبا هیچ راه مطمئن و قطعی‌ای وجود نداره که بفهمید کسی واقعا شما رو دوست داره و یا کاملا به شما متعهده. اما، می‌تونید با کمک پست «از کجا بفهمم علاقه‌اش به من از روی عشق است نه هوس؟»، یک سری نکات کلی را بررسی کنید.
      پیشنهاد می‌کنم تو ذهنت حتما به این سوالات جواب بده، «هدفت از ارتباط چیه؟»، «اگر فکر می‌کنی، فرد مقابلت خیلی اهل ارتباط متعهدانه نیست، چرا می‌خوای باهاش وارد ارتباط بشی؟».
      و یک چیز نهایی، خیلی سخته که به طور قطعی پیش‌بینی کنیم یه رابطه‌ای حتما خوب خواهد بود یا نه، اما اگر خوب دقت کنیم، می‌تونیم نشونه‌های هشداردهنده و منفی برای ارتباط را بفهمیم.

  • سلام وقت بخیر
    ازتون راهنمایی میخوام 29سال سن دارم با مدرک کارشناسی و خانواده معمولی چند ماه پیش از طریق یه معرفی برام خواستگاری آمد و قرار شد با هم صحبت کنیم که اگر به توافق و نتایج خوب رسیدیم خانواده‌ها مون با هم آشنا بشن جلسه اول با اینکه خیلی خوب پیش رفت اما متأسفانه خبری از آقای خواستگار نشد نمیدونم کارم اشتباه بود یا درست به معرف پیام دادم با این مضمون که ما مناسب هم نیستیم آقای خواستگار هم گفتن باشه مشکلی نیست چند وقتی گذشت و من شخصا به آقای خواستگار پیام دادم که دلیل اینکه گفتم مناسب هم نیستیم بی خبری ازتون بوده نه چیز دیگه. راستش رو بخوایید ایشون خیلی انسان باوقار و مناسبی هستن و دلم نمیخواد از دستشان بدم ازتون کمک میخوام تا بدونم چیکار کنم

    • سلام دوست گرامی
      بهترین کار این هست که از طریق خود معرف پیگیر باشید و از ایشان بخواهید دلایلی که سبب انصراف خواستگارتان شده را غیر مستقیم جویا بشند و در صورتی که دلایل قابل حل میباشد با خواستگارتان صحبت کنید اما در صورتی که دلایل ایشان غیر منطقی هست با تمام علاقه ای که برای این رابطه دارید برای خودتان ارزش قائل شده و پیگیر نباشید

  • سلام
    حدود ۲ ماه قبل از طریق اینستاگرام و پیامی که در دایرکت برای دوستی برام فرستاد با آقایی آشنا شدم و بعد از تقریباً ۱۰ روز همو ملاقات کردیم و در همون اولین ملاقات ایشون به من ابراز علاقه کردو گفت یک رابطه خوب و ثابت میخواد داشته باشه ، منم چون ازش خوشم اومده بود پذیرفتم و حدوداً طی ۳ هفته ما ۴ بار همو دیدیم و با هم ۴ شب خوب رو گذروندیم و بعد ایشون یهو پیغام داد که داره میره کانادا پیش خاله ش که بعد هم با اون بره ایران پیش خانوادش یک هفته ای و بر گرده ، الان یک ماه از این پیام میگذره و ایشون حتی یک بار هم با من تماس نگرفته و فقط چند پیغام فرستاده که حالش خوب نیست ، یکبار هم پیغام داد که زنگ میزنه و نزد ، من میخواستم از شما کمک بخوام که چکار باید بکنم ؟ درسته که خیلی زمان کوتاهی بوده اما با توجه به شخصیتی که من از این آقا دیدم اصلا انتظار یک چنین رفتاری رو نداشتم و الان اصلا نمیفهمم که آیا واقعا اتفاقی افتاده یا من مورد سواستفاده قرار گرفتم ؟

    • سلام دوست گرامی
      بهتر هست قبل از هرگونه قضاوت در مورد رفتار ایشان، با ایشون تماس بگیرید و از شرایطشون اطلاع پیدا کنید شاید در شرایط نامساعدی هستند و به همین دلیل تماس و ارتباطی ندارند.تماس باعث می شود هم از شرایط ایشان مطلع شوید و هم از بلاتکلیفی خارج بشید
      پس از تماس و اطلاعات بیشتر از وضعیت ایشان راحت تر میتوان در مورد این رابطه صحبت کرد

  • سلام
    دختري هستم ٢٣ ساله .حدودِ ٣ ماه پيش با همكارم كه ٢٩ سالش هست وارد رابطه شديم همه چيز از اول تا الان خيلي خوب پيش رفته از نظر اخلاقي رفتاري ظاهري هيچ مشكلي باهم نداريم و همو خيلي هم دوست داريم
    از اول گفت كه قصدش جديه از رابطمون .و بعد از عيد هم اقدام كرد براي جلو اومدن كه با خواهرم يه بار رفتيم بيرون صحبت كرديم و خواهرم درمورد وضعيتِ ماليش پرسيد كه متوجه شديم از نظر مالي زندگيِ متوسطِ رو به پاييني ميتونه بسازه فعلاً
    و خواهرم گفت فعلاً با اين اوصاف دست نگهدار براي خواستگاري اومدنش تا يكم وضعيتتون بهتر شه جمع و جور كنين بعدش اقدام بكنه
    به نظرتون چيكار بايد بكنم ؟ دست نگهدارم يا اينكه بزارم با خانوادش بياد جلو
    از طرفي من حس ميكنم هيچ مشكلي با وضعيت ماليش ندارم درسته كه دختري بودم كه توو زندگيم هرچي خواستم فراهم بوده ولي الان در كنار اين ادم انقدر آرامش رواني دارم كه به اون مسائل دقتي ندارم به نظرتون اين حس زودگذر هست يا نه؟ ممنون ميشم كمك كنين🙏🏻

    • سلام دوست گرامی
      هیجانات ابتدای رابطه و شروع، خیلی مواقع باعث میشود که توان تصمیم گیری و دید درست از افراد گرفته شود
      پس کمی زمان به خودتان بدهید و عجله ای برای رسمی شدن و عقد نداشته باشید
      با دید باز شرایط رو کاملا بسنجید
      تمام اتفافات و نتایجی که سطح اقتصادی ایشان برای شما خواهد داشت رو بررسی کنید
      یکی از موارد مهم در انتخاب همسر تفاهم در فرهنک و سطح اقتصادی هست

  • سلام خسته نباشید.من تو دانشگاه نزدیک به یک سال با یه پسر صمیمی هستم خیلی باهم حرف میزنیم و اون شروع کننده این دوستی بوده البته رابطه ما مثل دوتا دوست معمولیه ولی من دوسش دارم نمیدونم باید چیکار کنم بهش بگم دوسش دارم یا همچنان منتظر یه حرکت از اون بشم.

    • سلام دوست خوبم
      ابتدا لازم هست من سوالی را از شما بپرسم ایا این علاقه با منطق همراه هست و معیارهای شما در ایشان وجود دارد؟یا فقط بخاطر علاقه و وابستگی احساس میکنید ایشان فرد مناسب شما هستند؟با خودتان و خواسته هایتان اشنایی دارید؟اگر به این موارد فکر کرده اید واکنون به نظرتان فرد مناسبی هستند می توانید از راههای زیر ایشان را جذب کنید.
      1-از طریق دوره جذب عشق که در سایت وجود دارد،تکنیک ها و اصول ارسال پیام و ارتباط را یاد بگیرید
      2-از طریق دوست مشترکی غیر مستقیم به ایشان پیشنهاد داده شود
      3-در صحبت هایتان با ایشان ، از هدف های مشترک و برنامه های اینده صحبت کنید
      4-در بین صحبت هایشان،دلایلی که ایشان را از درخواست ازدواج بازمیدارد ، را شناسایی کنید و برای رفع ترسها به ایشان کمک کنید

  • من عاشق دختری هستم که الان حدود 1سالو نیم باهمیم و باهم همکار هستیم . ایشون 2سال از من بزرگتر هستن و خونواده من بشدت با این موضوع مشکل دارن و مخالف هستن 6 ماه پیش بعد از کلی دعوا و جرو بحث و پافشاری از طرف من رازیشون کردم به همراه خونوادم رفتیم منزلشون جهت آشنایی که پدر بنده اونجا صراحتا اعلام کردن که با این ازدواج مخالفن و اصلا در اون مراسم اجازه صحبت به من ندادن . و به هیچ وجه رازی به این وصلت نشدن و من بناچار و مجبور شدم بپذیرم ولی من و اون خانم نتونستیم از هم جدا شیم و باز به رابطمون ادامه دادیم که شاید زمان بگذره و باز شاید بتونیم تو خونوادمون موضوع رو مطرح کنیمو بتونیم رازیشون کنیم و خونواده هامون فکر میکنن که قضیه تموم شده و ما دیگه الان باهم نیستیم و الان ما بدنبال راه حل میگردیم که بعد از هفت ماه که از اون مراسم اشنایی گذشته الان چجوری دوباره با خونواده هامون صحبت کنیم و بتونیم رازیشون کنیم ؟

    • با سلام به شما دوست محترم
      در ازدواج باید به چند مورد توجه کرد که یکی از انها سن هست.اینکه شحص در چه سنی قرار دارد و تفاوت سنی بین دو نفر چقدر هست بسیار مهم است .شما در مورد سن خوتان و ایشان صحبتی نکرده اید و معلوم نیست این دو سال تفاوت در دو دهه مختلف هست یا خیر؟مثلا اگر شما 29 سال دارید و ایشان 31 ساله هستند این تفاوت دهه ممکن هست باید یسری تفاوت شود.اما باز هم نیاز است جدا از مسدله سن به شناخت بپردازید و به موارد هم توجه کنید
      1-میزان شناخت خودتون از خود
      2-توقعات و خواسته های شما از ازدواج و همسرتان
      3-اهدافتون از ازدواج
      4-شناخت طرف مقابل با دیدی باز
      5-بررسی علل عدم رضایت خانواده
      در صورتی که در تمامی این موارد به نتیجه درستی رسیدید اکنون می توانید :
      1-با والدين تان صحبت کنيد. در شرايطي آرام و منطقي و هر از چند گاهي بحث را پيش بکشيد و سعي کنيد نظر مثبت شان را جلب کنيد.
      2-دلایل محالفت خانواده را گوش بدید
      3-اگر لازم بود از بزرگترهاي فاميل و دوستان مورد اعتماد والدين تان کمک بگيريد و آنها را واسطه قرار دهيد.
      4-اگر هيچ کدام از راه ها نتيجه نداد، سعي کنيد همراه والدينتان پيش مشاور يا روانشناس برويد و در شرايطي منصفانه درباره مشکل صحبت کنيد.

  • سلام وقت بخیر یه سوال داشتم من حدودیکساله بااقاپسری به قصدازدواج ارتباط داریم ولی هفته پیش بهش گفتم گوشیتوبده ببینم اصلازیربارنرفت ایشون پزشکی شهردیگه ای درس میخونن و حتی چندباربهش گفتم منوببر یه روزبیمازستان میگه نه بقیه منوباتو میبینن😐بشدت شک افتاده ب جونم واحساس میکنم خیانتی درکاره. البته اینم بگم ازنظرعشق ومحبت چیزی کم نمیذاره

    • دوست گرامی
      بجای شک و تردید که مشکلات اکثر روابط است با خود دوستان صحبت کنبد و در مورد رفتارها ازسوال کنید.بهرحال جواب ها،میتواند خیلی بهتر تکلیف این رابطه و شک شما را پاسخ می دهند.
      خیلی مهم است که بدانیم معنای برخی رفتارها و گفتارهای ما برای جنس مخالفمان، متفاوت است و همین امر می‌تواند زمینه ساز سوء‌تفاهم و تنش شود.
      باید به این موضوع دقت کنید که مردان دوست ندارند کنترل شوند چون فضای رابطه برایشان خفقان آور می‌شود.
      اگر می خواهید با ایشان صحبت کنبد به صورت نگرانی از رابطه بیان کنید:
      مثلا:من مدتیه می‌خوام در مورد موضوعی باهات حرف بزنم و در مورد اینکه گوشیشون رو بهتون ندادن صحبت کنید.
      به این ترتیب راه را برای مذاکره باز می‌کنید و زمینه شروع یک صحبت دو طرفه را بخوبی مهیا می‌کنید
      مورد بعدی زود نتیجه‌گیری نکنید. مهمترین قسمت در برخورد با این مسئله این است که اول مطمئن شوید که آیا این حساسیت شما واقعاً بجا است یا خیر.
      موقعیت را دوباره ارزیابی کنید
      زود نتیجه‌گیری نکنید.
      عاقلانه و بالغانه با موضوع برخورد کنید.

  • سلام دختر ۳۰ساله فرزند دوم و آخر یه خانواده هستم تا حالا چند تا رابطه بلند مدت داشتم که متاسفانه به ازدواج ختم نشده خاستگار هم ندارم همه شرایط مالی خانوادگی تحصیلی کاری خوبی هم داشتم ولی از شش هفت ساله پیش خانوادم خیلی از ازدواج نکردن من می ترسیدن تا حدی که پدرم به شاگرد خودش پیشنهاد داد با من ازدواج کنه و خوشبختانه وصلت صورت نگرفت ولی الان بهم میگن یا باید بری خارج از کشور حالا یا با پناهندگی یا تحصیلی ( خانوادم وضع مالی خوبی دارن اما ساپورت مالی نمی کنن ) یا خودت کسی رو پیدا کنی برای ازدواج ، این مدت هم افسرده شدم هم فشار زیادی دارم تحمل می کنم و احساس بی پناهی می کنم و به شدت از آینده می ترسم لطفا کمکم کنید چون فک می کنم حتی با ازدواج هم کسی برای من ارزش قائل نمیشه و به جز این که زندگیم تموم شه راه دیگه ای نمیبینم به خاطر روابط بدی که داشتم دیگه حاضر نیستم وارد رابطه با کسی بشم

    • سلام دوست گرامی
      اقدام تحت فشار خانواده فقط یک انتخاب کورکوانه است که حانواده برای شما تعریف کرده اند و بجای راهنمایی شما در جهت یک زندگی سالم و هدفمند ،تنها شما را یا برای یک ازدواج ترغیب می کنند یا خروج از کشور
      دوست خوبم هر اقدام و تصمیمی باید سنجیده شود و بعد اقدام شود.صرف اینکه چندبار رابطه های قبلی شما موفق نیوده نباید دلیلی برای عدم ورود به رابطه جدید و شناخت باشد.باید از روابط قبلی تجربه کسب کرده باشید و با دیدی باز افراد را انتخاب کنید.
      ما در خانواده ها متاسفانه این موضوع را داریم که از یک سنی به بعد فشارها بسیار زیاد میشودو اصرار شدیدی به ازدواج دارند و این موضوع سبب پایین امدن اعتماد به نفس و انتخاب اشتباه برای خروج از فشار می شود.
      بهتر است شما الان مدیریت این شرایط را بر عهده بگیرید و بجای اینکه در جریان این فشارها روحیه خود را از دست بدید،با منطق درست به بررسی شرایط بپردازید و:
      علت موفق نبودن روابط قبلی را بسنجید و انها را بررسی کنید
      موانع ذهنی ازدواج خودتون رو پیدا کنید
      توقعات و انتظارات خودتان را بشناسید و مشخصا بدانید از ازذواج کردن چه می خواهید

  • سلام من یک دختر هستم و با پسری در ارتباطم که یکبار شکست عاطفی رو تجربه کرده ما قصد داریم که با هم آینده خوبی بسازیم و به هم قول دادیم که عشق واقعی رو با هم تجربه کنیم میخواستم سوال کنم من چگونه میتونم ایشون رو به طور کامل وابسته و عاشق کنم ؟

    • دوست کرامی سلام
      دوست شما تحربه یک ارتباط ناموفق را دارند و باید ببینید که چرا به شکست رسیده و با توجه به انچه باعث ناموفق بودن رابطه شده الان یک رابطه درست را پیش ببرید
      در این راه ، میتوانید از پیشنهادات زیر کمک بگیرید:
      1- به ایشان نشان دهید كه علاقه مند به او می باشید
      2- به ایشان فرصت بازسازی احساسی بدهید تا بتواند شرایط حدید را قبول کند و از بحران خارج شود
      3- با او صادق باشید
      4- اجازه دهید در مورد احساساتش با شما صحبت کند و شما بدون جبهه گیری فقط شنوا باشید
      5- در این ارتباط صبور باشید
      6- اهداف مشترک داشته باشید و همدیگر را تشویق کنید
      7- سعی در شناخت او داشته باشید و از خواسته ها و علایقش با خبر شوید
      8- منطقی باشید
      9- نیازهای برآورده‌نشده‌شان را برآورده کنید
      10- اعتماد به نفس و عزت نفس خود را افزایش دهید

  • سلام و ممنونم بابت فرصتی ک دادید تا سوالمو بپرسم واقعا ب کمک نیاز داشتم
    من دوسالو نیم با پسری درارتباط بودم واقعا عاشقش بودم اونم میگفت دوسم داره البته بینمون روزای خوب بود ولی روزای بد و پر از دعوا و بحثم سر مسائل مختلف بوده ولی ۹روزه ک سر مسئله خیلی بی اهمیت منو تنها گذاشت و رفت چندبار سعی کردم باهاش تماس بگیرم ولی جوابمو نداد من میخوام یکم زمان بدم هم ب اون هم ب خودم طبق گفته هاتون درمقاله ای ک ازتون خوندم ولی حالا ک این فرصت پیش اومده و نزدیک کنکورمم هست.. تا قبل کنکورم نمیخوام دیگه باهاش برگردم و این یه مدت میخوام درس بخونم ویه موفقیت بزرگ ب دست بیارم تا یه آدم بازنده نباشم ولی از طرفیم میترسم توی این ۴.۵ماه بره با کس دیگه😔😔😔😔
    چیکارکنم؟
    اگه ام باهاش برگردم نمیتونم متمرکز درسمو بخونم و کنکورمو خوب بدم
    کمکم کنید ممنوووون🙏🙏🙏🙏❤

    • سلام دوست گرامی
      در مورد اشنایی با شخصی که فرمودید و اینکه به دلیل بهانه بیخود رابطه کات شده خدمت شما عرض کنم
      الان موقعیت بسیار حساسی در زندگی شما هست که برروی اینده شما تاثیر گذار هست
      بهتره الان بدون درگیری احساسی به درستون فکر کنید.
      اگه قرارهست ایشون در غیاب شما با کسی اشنا بشه، با وجود شما هم اشنا میشند و شما بدتر دچار درگیری احساسی میشید.
      پس قبل از اینکه با برنامه شروع به مطالعه کنید، قضیه احساسی را برای خودتون کاملا حل کنید و بعد شروع کنید
      از تمامی حاشیه هایی که برروی راندمان شما تاثیر میگذارد دوری کنید و هر تصمیم گیری رو به بعد از کنکور موکول کنید

  • سلام ۱۸‌سالمه ۲سال پیش از طریق دوستم با دوسته دوست پرش آشنا شدم همه چی‌خیلی خوب بود ولی فهمیدیم که دوست پسر دوستم دوست دختره فاب داشته همه چی خیلی بهم ریخت ولی ما بازم‌با هم بودیم تا اینکه یروز‌ سره یه حرفی که من نمیدونم واقعا دروغ بوده یا نه محکومش‌کردمو دیگه جواب آخرین حرفشو ندادم از اون روز به بعد مثه دوشمن شدیم سره دوستامون و حرفایی‌که اینو اون میزدنو دخالت میکردن من فکر میکردم فراموش میکنم ولی این ۲‌سال روز به روز بیشتر دوسش‌دارم حتی زندگی‌برام به شدت سخت شده نفس نمی تونم بکشم دیشب تو یه جشنی دیدمش‌ زل زده بود به من حالم‌ از اون روزم بدتره نقاش نیستم ولی از عشقش‌ میشینم کامل صورتشو نقاشی‌میکنم ولی حیف که نمیدونه چیجوری‌بهش بفهمونم آخه

    • دوست عزیز شما خودتان را وارد یک رابطه کردید و به دنبال آن با رفتارهای کاملا بچگانه باعث قطع شدن ان شدید و حتی در مورد قسمت قطع رابطه هم یکطرفه اقدام کردید .دخالت و اجازه ورود افراد دیگر باعث بدتر شدن این اوضاع شده و معلوم هست که شما مدیریت ارتباط اصلا بلد نیستید .
      اگر واقعا به ایشون علاقه دارید باید یاد بگیرید که یک رابطه درست تحت تاثیر حرفها و رفتارهای دیگران قرار نمیگیرد.
      ابتدا باید با خودتان کاملا صادق باشید و بخواهید که رابطه را بدون غرور شروع کنید
      سپس با خود ایشون صحبت کنید و مسئله را کاملا شفاف و باز کنید
      نیازی نیست که اطرافیانتون در جریان روند رابطه باشند و بدون حضور در بحث افراد دیگر برای رابطه خودتان تصمیم بگیرید

  • سلام خستە نباشید، من 28 سالمە با یە اقایی در ارتباط هستم از 16 سالگی ایشونو میشناسم چند سال پیش اومد خواستگاری چون سنم کم بود خونوادم قبول نکردن بعد اون چند بار جدا شدیم و باز هم اشتی خودم یە چیزایی بە دروغ در مورد خودم بهش گفتم کە واسە همیشە برە، دو سال رفت اما حالا بازم اشتی کردیم چندین بار توضیح دادم دلیل حرفامو اما خیلی رو روحیەش تاثیر گذاشتە چیکار کم کە فراموش کنە اون حرفارو، خیلی هم دوسم دارە نە میتونە کلا تموم کنە نە اینکە بیاد خواستگاریم

    • سلام دوست گرامی
      رابطه ای که با دروغ همراه باشد ایحاد حس اطمینان و اعتماد را خیلی سخت می کنه و مخصوصا اکر در مورد مسائل اصلی رابطه باشدو شما مطرح نکردید در مورد چه مسائلی دروغ گفتید.
      یکبار به در گذشته به علت سن کم شما این رابطه قطع شده و مدت 12 سال بصورت قهر و اشتی ادامه دادید و اکنون که در سن مناسب ازدواج هستید با گفتن دروغ ایشون رو منصرف کردید .
      بهرحال ترمیم اعتماد مجدد نیاز به صداقت همیشگی شما دارد و وقتی فردی که دروغ شنیده، به علت آسیب تمایلی به آشتی کردن ندارد و اگر فرد خاطی نیز به اشتباهش در خصوص شکستن اعتماد اقرار نکند، باز هم در برقراری رابطه مشکل به وجود می آید.
      برای به دست آوردن اعتماد از دست رفته باید هر دو طرف رابطه تمام تلاش خود را به کار گیرند. قبل از تلاش برای بازسازی اعتماد به این سوال فکر کنید: “آیا شخص و رابطه تان با او ارزش این تلاش عاطفی را دارد؟”
      بهتر است به اشتباهتان اعتراف کنید و عذر خواهی کنید
      با صراحت و کاملا صادقا باشید. هدف شما این است که نشان دهید می ‌خواهید ۱۰۰ درصد صادق باشید و به خاطر بازسازی رابطه تان روراست هستید
      وقتی طرف مقابل عکس ‌العمل نشان می دهد، قوی باشید
      صبور باشید و برای بازسازی رابطه زمان بدید

  • سلام دختری 20ساله هستم حدود یک ماه پیش هم دانشگاهیم به من ابراز علاقه ازطریق اینیستاکرد درحالیکه من ایشونو تو دانشگاه کلا ندیدم. میگن پزشکی میخونن واصلاعلاقه ای ندارن ومیخوان برم سربازی. قبل سربازی میگن نامزد شیم. درحالیکه من حتی ازصحت حرفای ایشون اطمینان ندارم. به نظرتون چجوری رفتارکنم باهاشون؟ایشون میگن من توعشقم صادقم ومیخوامت اما من چجوری باورکنم به ایشون گفتم ازکجا بدونم گف وقتی همسرم شدی. میشه چند راه برای امتحان کردن ایشون به من پیشنهاد بدین؟

    • سلام
      درخواست ایسناگرامی ،عدم شناخت و دیدن ایشون،عدم علاقه ایشان به رشته تحصیلی،اصرار بر نامزدی قبل از سربازی،همه و همه می تونه نشونه یک رابطه و مسیر اشتباه باشد .بهتر است ابتدا روند را از فضای مجازی به واقعیت تبدیل کنید ودر مورد صحبت ها و گفتارهای ابتدایی ایشون به واقعیت برسید و در مورد اونا فکر کنید.اشنایی در فضای مجازی،فقط برای همون فضا جوابگو هست و نمیتوان هیچ برخورد و تصمیمی گرفت پس از ان ،در مورد عدم علاقه به ادامه پزشکی و اصرار بر ترک تحصیل و رفتن به سربازی صحیت کنید و تنها بادلایل منطقی قول کنید.زمان بذارید و بدون حساسیت در مورد ایشان به شناخت برسید و در صورتی که با معیارها و ایده ال شما هماهنگ بودند و از نظر اخلاقی و رفتاری تفاهم لازم را داشتید می توانید تصمیم جدی تری بکیریدوعزیزم امتحان کردن افراد باید در فضا و موقعیت های واقعی پیش بیاد .لطفا بدون شناخت هیچگونه قول و قراری ندارید و اجازه بدید بصورت رسمی اقدام کنند تا شما با نظارت و بررسی بزرگترها به شناخت برسید .چون صحبت کردن از اینکه صداقت من را پس از ازدواج خواهی فهمید تنها بک حرف بی پابه و اساس است و انسان صادق از ابتدا در رفتار و کلان ابن مورد را نشان میدهد و نیازی به زمان های بعدی ندارد.

  • سلام دختری 20ساله هستم حدود یک ماه پیش هم دانشگاهیم به من ابراز علاقه ازطریق اینیستاکرد درحالیکه من ایشونو تو دانشگاه کلا ندیدم. میگن پزشکی میخونن واصلاعلاقه ای ندارن ومیخوان برم سربازی. قبل سربازی میگن نامزد شیم. درحالیکه من حتی ازصحت حرفای ایشون اطمینان ندارم. به نظرتون چجوری رفتارکنم باهاشون؟

    • سلام
      درخواست ایسناگرامی ،عدم شناخت و دیدن ایشون،عدم علاقه ایشان به رشته تحصیلی،اصرار بر نامزدی قبل از سربازی،همه و همه می تونه نشونه یک رابطه و مسیر اشتباه باشد .بهتر است ابتدا روند را از فضای مجازی به واقعیت تبدیل کنید ودر مورد صحبت ها و گفتارهای ابتدایی ایشون به واقعیت برسید و در مورد اونا فکر کنید.اشنایی در فضای مجازی،فقط برای همون فضا جوابگو هست و نمیتوان هیچ برخورد و تصمیمی گرفت پس از ان ،در مورد عدم علاقه به ادامه پزشکی و اصرار بر ترک تحصیل و رفتن به سربازی صحیت کنید و تنها بادلایل منطقی قول کنید.زمان بذارید و بدون حساسیت در مورد ایشان به شناخت برسید و در صورتی که با معیارها و ایده ال شما هماهنگ بودند و از نظر اخلاقی و رفتاری تفاهم لازم را داشتید می توانید تصمیم جدی تری بگیرید

  • سلام خدمت شما!
    من به مشوره شما نیاز دارم، با یه دختری تو رابطه هستم که منو میخاد به خانواده اش نشون بده، و نامزد شیم و بعد اینکه نامزد شدیم هر کدوم مون راه خودشو بره هر دو تا مون شرایط زندگی خوبی داریم، و خارج هستیم. هر دو تا مون سر کار میریم هر هر دو تا مون مشکل مالی نداریم، من شخصا این دختر خانم و خیلی دوس دارم، ولی من از اینکه بعد نامزدی جدا شیم میترسم، آینده این خانم چطوری میشه.من خودم میتونم از پسش بر بیام ولی ترسم از این دختر خانم هس، خیلی ممنون میشم از شما ❤️

    • سلام دوست گرامی
      بهتر است قبل از اینکه هر اقدامی کنید با این خانم صحبت کنید در مورد احساسات خودتان به صراحت اعلام نظر کنید و ار ایشون بخواهید که بصورت جدی در مورد شما فکر کنند .
      اما اینکه بخواهند در ظاهر به نوعی خانواده ها را اغفال کنید و برعکس صحبت هایتان عمل کنید اصلا کار سنجیده مناسبی نیست و غیر از دست دادن اعتماد حانواده،سبب تجربه ناحوشایندی برای هردو خواهد بود پس یهتر است زیر بار درخواست خانم نروید

  • سلام و وقت بخیر من فاطمه متولد 3مرداد72 هستم یک برادر از خود بزرگتر دارم در تهارن زندیگی میکنیم و برادرم 3 سال هست ازدواج کرده و من همراه پدر و مادرم زندیگ میکنم مورخ 13 دی ماه 97 برای من به معرفی یک نفر خواسنگار آمد بین معرف و خواستگار هم هیچ اشنایی قبلی نبوده است آقا پسر متود 4 دی 1370 هستند و کارمند یکی از دفاتر الکترونیک شهر هستند مهندسی برق خوندند و پدر و مادرشون از هم جدا شدند ایشون همراه برادر کوچکتر با پدر زندگی میکنند البته به مادرشون هم سر میزنن ولی بیشتر با پدر هستند جلسه اول با مادر بزرگ پدری تشریف آوردن . در نگاه اول ایشون به دل من نشست / پدرم سوالاتی پرسیدند خیلی شبیه به هم بودیم در خیلی از مسائل خیلی پولدار نیستند و معمولی هستند و من مشکلی ندارم / در کل جلسه اصلا نه عصبی بودند نه بداهلاق و نه سرد و هرگزگاهی میخندیدند / من سوالاتی که به نظرم نشونه ی نظر ایشون نسبت خودم هست رو میگم :پدرم یکی از سوالاتشون برای اینکه بفهمن این آقا بروگرا هستند یا درونگرا این بود که پرسیدند احساساتتون رو بیان میکنید یا خیر گفتند به همسرم حتما/ پدرم پرسیدند علت ازدواج گفتند که زندگی و کار بدون ازدواج هدفی نداره ازدواج یه هدف برای زندگی و سوال دیگر اینکه مادر بزرگ ایشون از من پرسیدند نظر ما چیه من گفتم نمیدونم ولی با سر جواب مثبت اولیه رو دادم و بعد از آقا پسر سوال شد ایشون با خجالت گفتند هر چی مادربزرگم بگن جلسه ی ما 1 ساعت طول کشید رفتند مادرم و پدرم گفتند فکر کنید تماس بگیرید برای جلسه بعد قرار بذاریم / من از روز پنج شنبه از نگرانی اضطراب دارم میمیرم انقدر نگرانم و دلشوره دارم که حد نداره هر چقدر هم سرم گرم میکنم نمیشه . حالا با این تفاسیر تماس میگیرن یا نه ؟ مدت زمان که طبیعیه طول بکشه زنگ زدنشون چند روزه ؟ جوابمو بدین خواهش میکنم و این هم بگین اگر آقا پسری خوششون نیاد رفتارشون چجوریه

    • سلام دوست گرامی
      رفت و امد خواستگار برای هردختری طبیعی هست و اصلا دلیلی ندارد شما اینقدر نگران تماس خانواده پسر باشید.
      بهرحال همانطور که شما باید ایشان را قبول کنید پسر هم این حق را دارد که با رضایت ادامه بدهد.
      اگر اینطور که بیان کردید در حلسه خواستگاری همه چیز به خوبی پیش رفته پس جای نگرانی نبست و با شما تماس مبگیرند اما اگر فاصله تماس با حلسه خواستگاری بیشتر از ده روز شد پدر و مادرتان میتوانند از طریق راوی، اطلاعات بگیرند

مقالات مرتبط