همیار عشق

بلاتکلیفی دختر در رابطه دوستی (دوست پسرم تکلیف منو روشن نمیکنه)

تاریخ آخرین بروزرسانی :

اشتراک گذاری

Share on facebook
فیسبوک
Share on telegram
تلگرام
Share on twitter
توییتر
Share on whatsapp
واتساپ

در کدام زمینه می‌تونیم کمکتون کنیم؟

رزرو نوبت مشاوره

مشاوره روانشناسی برای

ایرانیان خارج از کشور

مشاوره

02122024728
رزرو نوبت

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

عضویت در خبرنامه

بلاتکلیفی دختر در رابطه دوستی (دوست پسرم تکلیف منو روشن نمیکنه)

در جامعه امروز بسیاری از دخترها و پسر‌‌ها در محیط کار، دانشگاه و یا حتی در فضای مجازی باهم در ارتباط هستند که گاهی این ارتباط تبدیل به یک رابطه عاطفی می‌شود. در اکثر مواقع ذهنیت دخترها از یک رابطه، رابطه منجر به ازدواج است، اما بسیاری از پسرها تعابیر دیگری دارند و گاهی برخی از آنها بدون هیچ هدف بلند مدتی وارد رابطه می‌شوند. حتی در مواردی که پسر از انتخاب دختر مصمم است دلایلی مانند عدم توانایی مالی، مشکلات کاری و یا مخالفت خانواده مانع از او می‎‌شود که برای جدی کردن رابطه اقدام کند. بلاتکلیف ماندن دختر در رابطه دوستی برای مدت طولانی صدمات جبران ناپذیری به موقعیت اجتماعی و آینده او می‌زند. او به عنوان یک انسان بالغ باید از ماندن در یک رابطه بی‌هدف خود‌‌داری کند که البته این الزاما به معنی ترک رابطه نیست بلکه او می‌تواند با افزایش سطح آگاهی خود در زمینه روابط عاطفی، پسر را در صورتی که گزینه مناسبی است، به ازدواج ترغیب کند.

فهرست مطالب

رابطه بلاتکلیف چیست؟

رابطه‌ای که هدف و مقصد آن مشخص نیست، بی دلیل طولانی و ادامه‌دار شده و طرفین رابطه هدف یکسانی از رابطه ندارند و یا از اهداف یکدیگر بی خبر هستند، رابطه بلاتکلیف نام دارد.

چه عواملی باعث می‌شود در یک رابطه، بلاتکلیف بمانید؟


در رابطه دوستی بین دختر و پسر غالبا پیشنهاد ازدواج از سمت پسر است در واقع شرم و یا غرور دختر اجازه نمی‌دهد بطور مستقیم تصمیم پسر را در مورد آینده رابطه از او بپرسد. بعضی از پسر‌ها بدون هیچ هدفی برای ازدواج و فقط برای تنها نبودن به یک دختر پیشنهاد دوستی می‌دهند، در این صورت اگر از همان ابتدا این موضوع را مطرح نکنند ممکن است برای دختر این سوء تفاهم پیش بیاید که اورا برای ازدواج انتخاب کرده و برای بودن با او در آینده برنامه ریزی کند. اما گاهی نیز، پیشنهاد دوستی به قصد ازدواج مطرح می‌شود  اما بدلیل مشکلاتی از جمله موارد زیر پسر مصمم به ازدواج نیست و بطور خواسته یا ناخواسته دختر را در بلاتکلیفی قرار می‌دهد:

خطرات بلاتکلیف ماندن در رابطه دوستی


شاید در ابتدای رابطه وقتی هنوز به درستی همدیگر را نمی‌شناسید اینکه بطور قطعی در مورد آینده رابطه تصمیم بگیرید منطقی نباشد، اما اگر در طولانی مدت، هدف و برنامه مشخصی برای رابطه‌تان نداشته باشید احتمال بروز مشکلات زیر به شدت بالا می‌رود:

بلاتکلیفی آسیب شدیدی به عزت نفس می‌زند

اگر از وضعیت رابطه‌تان ناراضی باشید، ممکن است شروع کنید به سرزنش کردن خودتان و برای خودتان احساس تاسف کنید. در این وضعیت پا در هوا از خودتان می‌پرسید که: “واقعاً من حق ندارم احساس امنیت کنم؟” یا این که “به اندازه کافی برای برقراری یک رابطه پایدار خوب نیستم؟”

این سوالات دائماً فکرتان را مشغول می‌کند و  عزت نفس و اعتماد به نفس‌تان را به شدت کاهش می‌دهد. اگر نتوانید انتظارات خود را مدیریت کنید و رابطه‌تان را سامان دهید، این افکار مسموم مانند گردابی شادی و عزت نفس‌تان را می‌بلعد. به تدریج باور می‌کنید که شایستگی دریافت عشق را ندارید، و هر چیزی را که سر راهتان قرار می‌گیرد، قبول می‌کنید. شاید خودتان متوجه نباشید، اما به آهستگی در دام خطرناکی می‌افتید که بیرون آمدن از آن دشوار است و هر روز که می‌گذرد عزت نفس‌تان کمتر و کمتر می‌شود.

  چطور یک مرد را دیوانه وار دلتنگ خود کنیم؟

شانستان برای یک ازدواج موفق پایین می‌آید

 اگرچه آگاهید که آینده شما در این رابطه مشخص نیست اما ممکن است از بقیه فرصت‌های خود برای داشتن یک رابطه مطمئن‌تر که به ازدواج ختم می‌شود امتناع کنید زیرا هنوز امید دارید که شرایط عوض بشود و دوست پسرتان برای ازدواج مصمم شود، در نتیجه خواستگارهایتان را بدون اینکه به خوبی در موردشان فکر کرده باشید رد می‌کنید. با گذشت زمان و بالا رفتن سنتان اینکار باعث می‌شود شانس شما برای داشتن یک خواستگار مناسب و یک ازدواج موفق پایین بیاید چون دختر‌ها در جامعه ما عمدتا انتخاب می‌شوند بجای اینکه انتخاب کنند و وقتی سن دختر بالا می‌رود احتمال داشتن خواستگار خوب و مناسب نیز کمتر می‌شود. علاوه بر این، این موضوع غیر قایل انکار هست وقتی بعد از یک رابطه بلند مدت و بلاتکلیف تصمیم می‌گیرید با فرد دیگری وارد یک رابطه پایدار مثل ازدواج بشوید او ممکن است با این مسئله به سختی کنار بیاید و جلب کردن اعتمادش کار دشواری باشد.

عدم مسئولیت‌پذیری

وقتی جایگاهتان در رابطه مشخص نشده باشد، طرف مقابل در قبال شما و زندگی‌تان احساس مسئولیت نمی‌کند. وقتی به مشکلی برمی‌خورید یا بیمار می‌شوید، طبعاً دوست دارید که عشقتان به ملاقاتتان بیاید تا با او درد و دل کنید، آیا این خواسته در رابطه‌ی شما توقع نابجایی است؟ بلاتکلیفی در رابطه فقط برای فردی مفید است که می‌خواهد زیر بار هیچ مسئولیتی در زندگی نرود. این افراد بی‌خیال دوست روزهای خوشی هستند، اما در روزهای سخت جا می‌زنند. از چنین افرادی نمی‌توانید توقع زیادی داشته باشید، مطمئن باشید که این بی‌خیالی و بی‌توجهی در روزهای دشوار به نحو دردناکی آزارتان خواهد داد.

استرس مزمن

بلاتکلیف بودن در رابطه باعث می‌شود که احساس تنهایی و خستگی کنید و سایه‌ی غم و ناراحتی تمام زندگی‌تان را تیره و تار کند. درست است که وقتی کنار هم هستید، سرخوشانه می‌خندید و از بودن در کنار هم لذت می‌برید، اما اگر بلاتکیف باشید و مدت‌ها از آخرین باری که به طور جدی درباره سر و سامان دادن به رابطه‌تان صحبت کردید، گذشته باشد، دچار ناسازگاری می‌شوید. از دوستی با هم لذت می‌برید، اما این که او هنوز از شما خواستگاری نکرده و اجازه نمی‌دهد که وارد زندگی‌اش شوید، مانند خوره روحتان را می‌خورد.

بلاتکلیفی در رابطه استرس و احساس تزلزل و ناامنی را به شما تحمیل می‌کند. حتی گاهی اوقات به عاقل بودن خودتان شک می‌کنید. خودتان را گول نزنید! اگر بیشتر از یک سال است که دوست پسرتان شما را بین آسمان و زمین نگه داشته است، این بلاتکیفی خراج جبران‌ناپذیری را از ذهن و جسم شما خواهد گرفت. دو راه پیش رو دارید، یا ساعت‌های طولانی مدیتیشن کنید یا با جدیت با این مشکل روبرو شوید و تکلیفتان را مشخص کنید.

برنامه‌های زندگی‌تان هم بلاتکیف می‌ماند

همیشه آرزو داشتید که با عشق ازدواج کنید و صاحب سه بچه شوید، دلتان می‌خواست یک ویلا کنار دریا داشتید یا برای مهاجرت برنامه داشتید، اما هر بار که درباره این برنامه‌ها با عشقتان صحبت می‌کنید، او طفره می‌رود. همه ما قبل از آن که با نیمه‌ی گمشده‌مان ملاقات کنیم، نقشه‌هایی برای زندگی‌مان در سر داریم، اما وقتی او وارد زندگی‌مان می‌شود، این نقشه‌ها را مطابق روحیه و خواسته محبوبمان تغییر می‌دهیم.

و وقتی در یک رابطه بلاتکلیف هستید، برنامه‌هایی هم که در ذهنتان است را نمیتوانید دنبال کنید چون مطمئن نیستید قرار است چه اتفاقی در آینده بیافتد.

با خانواده‌تان دچار مشکل می‌شوید

 باتوجه به تغییراتی که در فرهنگ جامعه بوجود آمده بخش عمده‌ای از خانواده‌ها می‌پذیرند که فرزندشان قبل از تصمیم نهایی برای ازدواج با پسر مورد نظرش معاشرت داشته باشد. رابطه قابل قبول در نظر خانواده‌ها رابطه‌ای با حفظ حد و مرزها و در یک بازه زمانی نسبتا کوتاه است. زمانیکه تکلیفتان در رابطه مشخص نیست و هر بار که صحبت از رسمی شدن رابطه می‌شود، پسر پا پس می‌کشد در نتیجه خانواده با ادامه رابطه مخالفت می‌کنند و در شرایط بین دوراهی خانواده و پسرمورد علاقه‌‌تان قرار می‌گیرید.

یک روز متوجه می‌شوید که ده سال از عمرتان را در انتظاری بیهوده هدر داده‌اید

به خوبی می‌دانید که جوان‌تر نخواهید شد، اما ایمان دارید که کارها سرانجام روبراه خواهد شد. خوش‌بینی و عشق بی‌قید و شرط خصلت‌های فوق‌العاده‌ای هستند، اما اگر مدتی طولانی است که منتظر معجزه‌ی عشق، تغییر کردن وضعیت و سر و سامان یافتن مانده‌اید، شاید وقتش رسیده که با خودخواهی وارد عمل شوید.

چطور از یک رابطه بلاتکلیف خارج شوم؟


اهداف شخصی خودتان را داشته باشید

هدفی که برای رابطه دارید را حفظ کنید و تسلیم خواسته و هدف طرف مقابل نشوید. همچنین برای زندگی خودتان اهداف مشخص داشته باشید. نشان بدهید که زندگی شخصی و مستقل خودتان را دارید و هرگز زندگی و اهداف‌تان را فدای رابطه نکنید.

  انواع زبان عشق

علت اینکه در رابطه ماندید را کشف کنید

چرا همچنان در رابطه ماندید با اینکه می دانید طرف مقابل قصد جدی ندارد؟ به علت وابستگی است؟ یا به علت ترس‌هایتان؟ دلایل را به کمک مشاور کشف کنید و حتما این موارد را در خودتان حل کنید تا در رابطه بلاتکلیف سال‌های زندگی‌تان را هدر ندهید و بتوانید به دور از احساسات، تصمیم جدی و منطقی بگیرید. در این زمینه می‌توانید از مشاوران همیار عشق کمک بگیرید.

در گذشته هم روابط بلاتکلیف داشتید؟

اگر در گذشته هم روابط بلاتکلیف داشتید، باید این الگوهای تکرارشونده را جدی بگیرید. طرحواره‌ها یا تله‌های ذهنی ما باعث می‌شوند افراد خاصی که افراد اشتباه هستند زیاد به ما جذب شوند. اگر این اتفاق برایتان افتاده است، برای بررسی شدن و درمان طرحواره‌هایتان حتما از طرحواره درمانگران همیار عشق کمک بگیرید. اگر این مشکلات درمان نشوند، این الگوی تکرارشونده همچنان ادامه خواهد داشت و اجازه نخواهد داد ازدواج موفق داشته باشید.

قاطع باشید

درباره هدفی که برای رابطه دارید و ارزش‌هایی که دارید قاطعانه صحبت کنید. قاطعانه برای شریک عاطفی‍‌تان فرصت تعیین کنید تا بتواند شرایط ازدواج را فراهم کند. اگر این کار را نمی‌کند بهتر است تصمیم قاطعانه بگیرید. در برخی مواقع خوب است که خودخواهانه و جدی عمل کنید.

آیا او واقعا شما را می‌خواهد؟

به نشانه‌ها و زنگ خطرهای رابطه خوب دقت کنید. آیا کسی که شما را واقعا بخواهد این چنین رفتار می‌کند؟ آیا رفتار یک عاشق واقعی به این صورت است؟ منطقی این موارد را بررسی کنید. اگر او واقعا شما را بخواهد قطعا برای رسیدن به شما تلاش می‌کند. برخی از افراد به اشتباه فقط به حرف‌های طرف مقابل اعتماد می‌کنند و فکر می‌کنند همین که طرف مقابل می‌گوید که من را دوست دارد و من را می‌خواهد، کافی است یا همین که قول ازدواج می‌دهد، یعنی او مال من است! اما حرف زدن و قول دادن کافی نیست. شما باید به رفتارهایش هم دقت کنید. آیا رفتارش نسبت به شما و رابطه‌تان با حرف‌هایش هم خوانی دارد یا کاملا فرق دارد؟ مثلا می‌گوید شما را می‌خواهد و شما زن زندگی‌اش هستید اما برای ازدواج قدمی برنمی‌دارد! بهتر است بیشتر به رفتارهایش دقت کنید تا به حرف‌هایش.

رابطه‌تان سالم است یا سمی؟

کیفیت و سلامت رابطه‌تان را بررسی کنید. اگر رابطه‌تان سمی و اشتباه باشد، نباید انتظار داشته باشید که به ازدواج موفق برسد. به نشانه‌ها بیشتر دقت کنید.

چطور دوست پسرم را ترغیب کنم برای ازدواج پا پیش بگذارد؟

اول مطمئن شوید که دوست پسرتان صرفا جهت تفریح و پر کردن وقت با شما ارتباط ندارد و شما را برای یک رابطه جدی و پایدار می‌خواهد. قبل از اینکه بخواهید برای ترغیب او به ازدواج تلاش کنید، یک بار دیگر بررسی کنید آیا او گزینه مناسبی برای ازدواج و زندگی مشترک هست یا خیر. سپس به دنبال دلیل او برای امتناع از خواستگاری و ازدواج بگردید زیرا خیلی از این دلیل‌ها با همکاری و مشارکت دو جانبه قابل حل هستند. مثلا اگر پسری بخاطر مشکلات مالی برای ازدواج پیش قدم نمی‌شود می‌توانید برخی از انتظارات را برای مراسم عروسی و بقیه مسائل کم کنید و به او این اطمینان را بدهید که بعد از ازدواج با او در امور مالی همکاری و همیاری خواهید کرد. سعی کنید حامی و همدل او باشید. از هنر زنانه استفاده کنید تا بتوانید رابطه خوب و لذت بخشی را با او داشته باشید. نشان بدهید زن زندگی هستید. البته این نکته را به خاطر داشته باشید که هر دلیل که وجود داشته باشد مهمترین مسئله این است که شما نباید بهترین سال‌های عمرتان را بدون هدف و بلاتکلیف بگذرانید.

بلاتکلیف ماندن دختر در رابطه دوستی به دلایل مختلف اتفاق می‌افتد گاهی این موضوع به این دلیل است که پسر صرفا بخاطر پر کردن تنهایی‌اش وارد رابطه می‌شود و هدف دیگری ندارد. گاهی پسر به دلیل مشکلاتی مانند مشکلات مالی، مخالف خانواده و یا ترس از مسئولیت و آینده برای ازدواج پیش قدم نمی‌شود. بلاتکلیفی برای دختر عواقبی از جمله پایین آمدن اعتماد به نفس، از دست دادن موقعیت‌های ازدواج، تنها ماندن در شرایط سخت، استرس و بروز مشکلات با خانواده را به همراه دارد. برای ترغیب پسر به ازدواج اول از نیت او مطمئن شده و سپس برای اینکه اورا تشویق کنید تا هرچه زودتر برای ازدواج محیا شود، سعی کنید نشان دهید شما دقیقا همان آدمی هستید که او می‌خواد، از او حمایت و مراقبت کنید، در شرایط سخت همراهش باشید، او را برای ازدواج بطور مستقیم تحت فشار قرار ندهید، تمام خودتان را برایش نگذارید و نشان دهید انسان مستقلی هستید و بعد از مدتی از کمی از او فاصله بگیرید تا به او فرصت دهید در مورد آینده تصمیم نهایی را بگیرد.

سوالات متداول


1. آیا بلاتکلیفی در رابطه طبیعی است؟

اگر چه تا حدودی عدم اطمینان در رابطه طبیعی است اما اضطراب، بی قراری، شک و تردید و بی هدف بودن در رابطه نشانه خوبی نیست و باید برطرف شود.

  اوایل رابطه عاطفی مواظب این نشانه‌ها باشید! (جملات پر ابهامی که باید جدی گرفته شوند)

2. در رابطه بلاتکلیف چقدر صبر کنم؟

ما نمی توانیم مدت زمان خاصی را مشخص کنیم چون کاملا بستگی به رابطه و شخصیت طرف مقابل دارد. در کل اگر طرف مقابل‌تان تلاش می‌کند هدف رابطه را مشخص کند و شرایط جدی شدن رابطه را فراهم می‌کند، می‌توانید صبر کنید تا کارها و تلاش‌هایش به اتمام برسد و تکلیف رابطه مشخص شود اما اگر هیچ تلاشی نمی‌کند، نباید عمرتان را هدر بدهید و سال‌ها صبر کنید. بهتر است در این شرایط یک مدت زمان معقول و درستی را تعیین کنید تا او کارهایش را انجام بدهد و تکلیف رابطه را مشخص کند. اگر به آن مدت زمان تعیین شده متعهد نبود و یا همچنان تلاشی نکرد، بهتر است تصمیم جدی برای رابطه‌تان بگیرید. فردی که نخواهد تلاش کند و یا نخواهد تکلیف رابطه را مشخص کند، شما هر چند سال هم که منتظر بمانید، اتفاقی نخواهد افتاد.

3. وقتی در رابطه بلاتکلیف هستم چه کنم؟

  • به او زمان بدهید: اگر قبلا زمانی تعیین نکرده بودید، اکنون وقت آن است که مدت زمانی را تعیین کنید تا در این زمان فکرهایش را بکند و تلاشش را بکند تا اگر می‌خواهد تکلیف رابطه مشخص شود.
  • به او فضا بدهید: در این مدت زیاد گیر ندهید و بیش از حد با او در ارتباط نباشید. اجازه بدهید کمی تنها باشد، فکر کنید و مسائلش را حل کند تا بداند با رابطه‌تان چه کار می خواهد بکند.
  • روی خودتان کار کنید: اگر وابستگی دارید، این موضوع را درمان کنید به کمک مشاور و همچنین روی نقاط ضعف‌تان کار کنید و آنها را به نقاط قوت تبدیل کنید. این کار به رشد شخصیتی و تقویت جذابیت و استقلال‌تان کمک می کند و هم به رابطه‌تان کمک می‌کند و هم برای خودتان مفید و ضروری است.

4. رابطه رو بلاتکلیف نگه داشته. یعنی منو دوست نداره؟

ما می‌توانیم عشق را نسبت به هر فردی تجربه کنیم. عشق فقط یک احساس است و انواع مختلفی دارد، می‌تواند وابستگی باشد یا هوس و… هر عشقی، عشق واقعی و عشق کامل نیست. طرف مقابل شما هم ممکن است شما را دوست داشته باشد اما نمی‌توان گفت عشقش واقعی است چون در عشق واقعی میل به رسیدن به معشوق و متعهد شدن به او وجود دارد. عشق واقعی با ازدواج موفق همراه است و نه جدایی.

5. بهم میگه فعلا با هم باشیم تا ببینیم چی میشه. ادامه بدم یا نه؟

می‌توانید مدتی مثلا 6 ماه در رابطه باشید تا یکدیگر را بشناسید اما اگر متوجه شدید ایشان قصد جدی از رابطه ندارد و فقط برای تفریح کردن با شما وارد رابطه شده است و یا متوجه شدید که برای یکدیگر مناسب نیستید، بهتر است تصمیم جدی برای رابطه بگیرید.

6. چه زمانی از رابطه بلاتکلیف خارج بشم؟

  • وقتی مدت زمان زیادی از رابطه‌تان گذشته اما او هیچ کاری برای جدی کردن رابطه انجام نداده است (مثلا یک سال یا بیشتر).
  • به شما بی احترامی می‌کند.
  • نمی‌توانید روی او حساب کنید و به او تکیه کنید.
  • شما در اولویت او نیستید.
  • افرادی که شما را دوست دارند مثل دوستان صمیمی و خانواده، به شما گفته‌اند که این فرد را ترک کنید چون او مرد زندگی نیست.
  • او بیشتر علاقه‌مند بدن و فیزیک شما است تا روان و شخصیت شما.
  • وقتی تنها باشد و نیاز داشته باشد با شما صحبت می‌کند وگرنه خبری از شما نمی‌گیرد.
  • با هم تفاهم ندارید و در بسیاری از موارد از هم متفاوت هستید.

7. وقتی می‌گوید:«شاید ازدواج کنیم» یعنی چه؟

معمولا برای مردان گفتن کلمات و عباراتی مثل «شاید»، «کسی از آینده‌اش خبر نداره که چی میشه»، «نمیتونم قول بدم»، «دوست دارم اما….»، «فکر نمی‌کنم» و… به معنی «نه» است! پسوقتی این موارد را شنیدید نباید زیاد روی او حساب کنید که قرار است فکری به حال رابطه بکند.

8. چطور بفهمم رابطه‌مون سمی هست؟

  • در رابطه‌تان دروغگویی و پنهان کاری وجود دارد.
  • در رابطه‌تان رفتار کنترل‌گری وجود دارد.
  • بی محلی کردن وجود دارد.
  • احساس ناامنی وجود دارد.
  • وابستگی افراطی وجود دارد.
  • خیانت و بی تعهدی وجود دارد.

9. چرا دوست نداره با من ازدواج کنه؟

علت این موضوع فقط مسائل مربوط به شما نیست. مسائل شخصی، ترس‌ها، باورهای ذهنی و… هم باعث می‌شوند فرد برای ازدواج کاری انجام ندهد و تلاشی نکند. پس خودتان را بابت این موضوع سرزنش نکنید چون مقصرش فقط شما نیستید.

10. مدت طولانی در رابطه بودم و سختمه جدا بشم. چه کار کنم؟

متوجه هستیم که برایتان سخت است و این موضوع طبیعی است. جدایی از عشق به این سادگی‌ها اتفاق نمی‌افتد. بهتر است در این زمینه از کمک حرفه‌ای بهره‌مند شوید و نخواهید این مسیر را یک تنه پیش ببرید. توصیه می‌کنیم در دوره من ارزشمند بدون تو شرکت کنید.

 

 

اشتراک گذاری مقاله

Share on facebook
فیسبوک
Share on telegram
تلگرام
Share on twitter
توییتر
Share on whatsapp
واتساپ

در کدام زمینه می‌تونیم کمکتون کنیم؟

رزرو نوبت مشاوره

مشاوره روانشناسی برای

ایرانیان خارج از کشور

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

عضویت در خبرنامه

پرسش و پاسخ کوتاه

برای پرسش و پاسخ کوتاه سوال خود را از طریق فرم زیر مطرح کنید. پاسخ، زیر این مقاله در سایت منتشر می شود و به ایمیلتان هم ارسال خواهد شد. برای گرفتن نوبت و مشاهده شرایط مشاوره و گفتگوی آنلاین یا تلفنی با مشاورین روانشناس رادیو عشق اینجا کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

  • پری عزیزم سلام. به نظر میرسه هر دوی شما به رفتارهای پخته تری نیازمند هستید و باید مسائل رابطه تون رو به شیوه های اصولی حل کنید همچنین در بیان صادقانه و صحیح احساساتتون باید مهارت های متنوعی کسب کنید عزیزم. من بهتون توصیه می کنم با یک مشاور صحبت کنید تا جزئیات رابطه و و شخصیت شما رو بررسی کنه تا راهنمایی بهتری در اختیارتون بگذاره عزیزم.

  • سلام وقت بخیر
    من دانشجو هستم و ۲۲ سالمه و تقریبا یک سال و چند ماهی میشه با آقا پسری آشنا شدم. ایشون هم دانشجو هستن ولی در شهر ما نیستن. از شروع رابطه قصدمون ازدواج بوده و هست. ولی گهگاهی حالشون که روبراه نباشه ، چند روزی با اطلاع قبلی ازم فاصله میگیره و میگه بهت چند روز آینده اطلاع میدم(در این مدت جویای احوال من میشود) و این ویژگی اخلاقی شون منو اذیت میکنه و نگرانم نکنه ترکم کنه و زمینه سازی جدایی را می‌چیند، البته این را هم بگویم که در طول اشنایی‌مون دوبار چنین اتفاقی افتاده و برگشته، فقط نمیدانم چطوری در این مواقع رفتار کنم. البته خانواده من از این رابطه اطلاعی ندارن و خانواده ایشون اطلاع دارن. بخاطر ترس از دست دادن ایشون که نکنه خانواده ام بخاطر ارتباط با ایشون بهم گیر بدن، با خانواده ام در جریان نزاشتم.

    بنظرتون بهترین راهکار چی میتونه باشه؟ چون شرایط رفتن به مشاوره و ارتباط با مشاور را ندارم. خیلی ممنون از پاسخگویی‌تون

  • سلام وقت بخیر
    من دانشجو هستم و ۲۲ سالمه و تقریبا یک سال و چند ماهی میشه با آقا پسری آشنا شدم. ایشون هم دانشجو هستن ولی در شهر ما نیستن. از شروع رابطه قصدمون ازدواج بوده و هست. ولی گهگاهی حالشون که روبراه نباشه ، چند روزی با اطلاع قبلی ازم فاصله میگیره و میگه بهت چند روز آینده اطلاع میدم. و این ویژگی اخلاقی شون منو اذیت میکنه و ترسیدم. البته خانواده من از این رابطه اطلاعی ندارن و خانواده ایشون اطلاع دارن. بخاطر ترس از دست دادن ایشون که نکنه خانواده ام بخاطر ارتباط با ایشون بهم گیر بدن، با خانواده ام در جریان نزاشتم.

    بنظرتون بهترین راه چیه؟

    • دوست عزیزم سلام
      اگر شما و ایشان قصدتان ازدواج است باید با برنامه ریزی و صراحت این موضوع را جلو ببرید. مساله چند روز نبودن ایشان نیز لازم است روشن شود، آیا در این مدت شما هیچ گونه تماسی نمی توانید با ایشان داشته باشید؟ اگر این موضوع شما را آزار می دهد با ایشان مطرح کرده اید؟ علت تمایل ایشان را به تنهایی می دانید؟ بهتر است رابطه را کمی روشن تر و نظام مند تر پیش ببرید. پیشنهاد می کنم حتما با یک مشاور صحبت کنید تا با بررسی جزئیات بتواند بهتر کمکتان کند

      • در این مدتی که حالشون روبراه نیست، خودشون با پیام از احوالم باخبر میشن و علت این فاصله رو ازشون پرسیدم گفتن که دوست نداره این حال بد ایشون توی رابطه‌امون اثر بگذاره و ترجیح میده خلوت کنه تا حال منو بد نکنه.
        البته بهش گفتم این فاصله چندروزه حال منو بدتر میکنه و مشکلات من یا تو نداره مال جفتمونه.

        بهترین راهکار چی میتونه باشه؟

  • سلام وقت بخیر
    من دانشجو هستم و ۲۲ سالمه و تقریبا یک سال و چند ماهی میشه با آقا پسری آشنا شدم. ایشون هم دانشجو هستن ولی در شهر ما نیستن. از شروع رابطه قصدمون ازدواج بوده و هست. ولی گهگاهی حالشون که روبراه نباشه ، چند روزی با اطلاع قبلی ازم فاصله میگیره و میگه بهت چند روز آینده اطلاع میدم. و این ویژگی اخلاقی شون منو اذیت میکنه و ترسیدم. البته خانواده من از این رابطه اطلاعی ندارن و خانواده ایشون اطلاع دارن. بخاطر ترس از دست دادن ایشون که نکنه خانواده ام بخاطر ارتباط با ایشون بهم گیر بدن، با خانواده ام در جریان نزاشتم.

    بنظرتون بهترین راه چیه؟

    • دوست عزیزم سلام
      اگر شما و ایشان قصدتان ازدواج است باید با برنامه ریزی و صراحت این موضوع را جلو ببرید. مساله چند روز نبودن ایشان نیز لازم است روشن شود، آیا در این مدت شما هیچ گونه تماسی نمی توانید با ایشان داشته باشید؟ اگر این موضوع شما را آزار می دهد با ایشان مطرح کرده اید؟ علت تمایل ایشان را به تنهایی می دانید؟ بهتر است رابطه را کمی روشن تر و نظام مند تر پیش ببرید. پیشنهاد می کنم حتما با یک مشاور صحبت کنید تا با بررسی جزئیات بتواند بهتر کمکتان کند

  • من و دوست پسرم ۳۲سالمونه و ۳ساله باهمیم
    ۱سالی هست ازش خواستم تکلیف رابطمونو مشخص کنه
    میگه من فک میکنم برام زوده ازدواج کنم و برا۴۰سالگی بهش فکرمیکنم
    گفتم که موقعیت من با تو فرق داره و اگه ۴۰سالمون بشه و تو بگی تورونمیخوام من دیگه موقعیت خوب برا ازدواج ندارم.
    همه ی ترفند های این مقاله راهم انجام دادم و نتیجه ای نداشته نمیخوامم از دستش بدم چکارکنم؟

    • سلام دوست گرامی
      نکته مهمی را باید به شما یادآور شویم که تکلیف هر انسانی دست خودش است! طرف مقابل به شما گفته است که موقعیت و آمادگی ازدواج را ندارد، پس در انکار به سر می‌برید که حرف او را باور نکردید.
      بهترین پیشنهاد برای شما مراجعه به مشاور پیش از ازدواج است. ممکن است طرف مقابل‌تان ترس‌هایی داشته باشد که آن را به زبان نیاورده است.

  • سلام من 23سالمه و با یک آقای 26ساله 6ماهه در ارتباطم و قصدمون هم ازدواجه,من الان یه مدته که سرد شدم درحالی که دوسشم دارم,هم میخوام به رابطه پایان بدم هم نمیخوام نمیدونم چیکار کنم

    • سلام دوست گرامی
      آیا طی این 6 ماه که تصمیم ازدواج گرفتید، مقدمات آن را فراهم کردید؟ آیا خانواده ها در جریان این ارتباط بودند؟
      اشاره کردید سرد شدید، دلیل این سردی چیست؟ رفتارخاصی از طرف مقابل دیدید؟
      به نظر می‌رسد در این تصمیم مردد هستید و نیاز به کمک دارید، بنابراین برای ارزیابی رابطه‌تان، نیاز دارید با مشاور صحبت کنید.

  • سلام من یه دختر ۲۰ ساله هستم واقایی که باهاشون تو رابطه هستم ۲۲ سالشونه ما یک سال و نیم که باهمیم قصدمونم ازدواج و خانواده هامونم در جریانن فقط منتظریم هم من هم ایشون کارامون اوکی تر بشه تا ازدواج کنیم ولی چندوقتیه که بدبینی و شک من باعث شده همش سر هرچیزی دعوا بیوفتیم ایشون کاری نکردن من بخاطر گذشته ی بدی که داشتم اینجوری شدم و واقعا نمیدونم چیکار باید کنم هروقت دعوا میوفتیم بعدش خوب میشم و ایشون همیشه میگن من صبر زیادی دارم ولی واقعا نمیدونم باید چیکار کنم رفتارامو درست کنم لطفا کمکم کنید من از اولم شکاک بودم این چند وقت کنترلش از دستم در رفته…

    • سلام دوست گرامی
      بهتر است در اولین فرصت برای بستن پرونده گذشته خودتان و برطرف کردن شک و بدبینی به مشاور مراجعه کنید.

  • سلام من ۲۲ سالمه ۱ ساله با پسری ۲۴ ساله آشنا شدم که قصدشو از اول بهم گفت ازدواجه و رابطمون بر همین مبنی بود
    به خاطر کرونا کارش و از دست داد و سربازی هم نرفته
    تو این زمان چون برای من یک بار خواستگار اومد فشار زیادی بهش اومد از لحاظ روحی
    یک بار گفت من شرایط ازدواجو‌ ندارم میتونیم دوست باشیم که من پذیرفتم
    اما انقدر فشار روش بود و دائم به این مساله ها فکر می‌کرد باعث شد ۱ ماه جدا بشیم
    بعدش برگشت با همون حرف‌ها و بهم قول داد مال هم بشیم
    معمولا قول نمیده اما تازگیا دوباره فشار روش زیاد شده با اینکه من حرفی نمیزنم و خودش مدام به این مسائل فک میکن
    ه به این نتیجه رسیده ک شرایطشو نداره و من نمیدونم باید چیکار کنم ممنون میشم راهنمایی کنین

    • سلام دوست گرامی
      طرف مقابل شما در شرایطی نیست که بتواند ازدواج کند.
      از دست دادن شغل، سربازی نرفتن و… می‌تواند اضظراب‌های زیادی را برای او ایجاد کرده باشد. بنابراین بهتر است اگر او نمی‌تواند به این مسیر ادامه دهد، این رابطه را به اتمام برسانید تا شرایطش را مهیا کند.
      این انتخاب شماست که بخواهید منتظر او بمانید یا خیر

  • سلام من دختری 20ساله هستم بااقایی 31ساله یک سال و نیمه تو رابطه ام
    با اختلاف سنمون هم مشکلی ندارم همدیگرو خیلی دوست داریم و همیشه از همه لحاظ پشتیبان همیم
    نیت رابطه ازدواجه ولی زمانی براش مشخص نیست به گفته خودش شرایط مالیش مساعد نیس و بابت آینده استرس داره
    هربار هم که میخوام زمان ازدواج رو بدونم همین جمله رو میگه
    الان من استرس اینو دارم ک تو یه مسیر اشتباه قرار گرفته باشم و با انتظار موضوع حل نشه
    یعنی یک لحظه به خودم بیام ببینم دوسال دیگه گذشته و من فقط عمرو موقیعت هامو ازدست دادم لطفا راهنماییم کنید

    • سلام دوست گرامی
      اشاره کردید با اختلاف سن مشکلی ندارید در حالیکه یکی از مسائلی که باید به آن توجه کنید همین مساله است.
      نکته بعدی عدم مشخص نیودن تکلیف ایشان است، در حالیکه این حق شما هست که هدف رابطه را دقیقا بدانید و برای ازدواجی که از آن صحبت شده است، برنامه زمانی بچینید.
      بنابراین دو راه‌حل برای کاهش نگرانی شما وجود دارد:
      مشخص کردن زمان و بازه زمانی برای طرف مقابل که هدف رابطه را مشخص کند و راه دوم دعوت طرف مقابل به مشاوره پیش از ازدواج برای بررسی وضعیت ارتباطی شمادونفر.

  • سلام
    اگر پسری برای بدست آوردن دل یک دختر سه سال تلاش و صبر کنه آیا میشه گفت در زندگی هم به اون دختر وفادار خواهد بود؟
    این پسر ناراحت اما داره تحمل میکنه تا دختر جواب مثبت بده

  • سلام
    من ۱۵سالمه و الان یه سالی میشه که با یه اقا وارد رابطه شدم ایشون ۲۴ سالشونه
    چند وقتی میشه که حرف از ازدواج میزنه ولی تردید داره با مامانم حرف زده ولی میگه از نظر کار مشکل دارم یه روز کلا از ازدواج و اینا صحبت میکنه یه روز میگه منو تو خواهر برادریم قبلا اینجوری نبود الان حدود یک ماهه اینطوری شده
    وقتی حرف از تموم شدن رابطه میزنم نمیزاره و خودش هم که تموم میکنه پشیمون میشه و بر میگرده
    لطفا کمکم کنین بهش خیلی وابستم و دوستش دارم

    • سلام دوست گرامی
      سن 15 سالگی برای انتخاب شریک زندگی، سن مناسبی نیست. البته اشاره کردید 1 سال است رابطه دارید، یعنی انتخاب شما در 14 سالگی اتفاق افتاده است.
      دوره نوجوانی سرشار از هیجانات مختلف است.
      اگر طرف مقابل شما به ثباتی از نظر کار و هیجان نرسیده باشد، یعنی هنوز پختگی لازم را برای ازدواج ندارد.
      بهتر است قبل از هرگونه تصمیم جدی، از مشاوران رادیوعشق، نوبت مشاوره دریافت کنید.

  • سلام من ۴ سال به پسری علاقه دارم و اون تکلیفمو مشخص نمیکنه حتی زیر بار این نمیره ک دوست دخترش باشم
    و میگه الان قصد رابطه جدی رو ندارم و اینطوری منو ۴ ساله که نگه داشته
    وسط این ۴ سال من متوجه شدم ک اون به دختری علاقه منده و با هم دوستن و قصد ازدواج دارن و خانواده ها هم از دوستیشون باخبرن
    ولی بنا به دلایلی بهم خورد رابطشون و دوباره اومد سراغ من که مدتی بگذره و عاقل تر بشم
    راجع به همه چیز حرف می‌زنیم ولی حالا ک ۲ ماه از این حرف ها می‌گذره میگم باهام میمونی یا نه جوابی نمیده و کلا انگار دوست نداره حرف بزنه و باز میگه قصد رابطه جدی ندارم حالا من چیکار میتونم بکنم باید بمونم یا برم

    • سلام دوست گرامی
      به سن خودتان و طرف مقابل اشاره نکردید.
      به نظر می‌رسد که در انکار عمیقی فرو رفته‌اید و 4 سال از زندگی‌تان را با خود صادق نبودید.
      ایشان برای شما مشخص کرده است که قصد جدی برای ازدواج با شما یا حتی دوستی ندارد و هر زمان تنهاست به سمت شما می‌آید! حتی در طول این مدت با شخصی دیگر آشنا شده است.
      تا وقتی شما نخواهید کسی نمی‌تواند شما را به بازی بگیرد و شما را منتظر نگه دارد، بلکه این مساله نشان می‌دهد که خودتان این فضا را دادید و معطلید که ایشان تکلیف زندگی شما را روشن کند. دوست گرامی مسئولیت این زندگی و انتظار و هر انتخابی که می‌کنید، با خود شماست.بهتر است دست از این انکار کردن واقعیت بردارید و به سراغ آینده و سرنوشت خودتان حرکت کنید.
      در صورتی که نیاز به راهنمایی بیشتری دارید، با مشاوران همیار عشق نوبت مشاوره داشته باشید.

  • سلام
    من دانشجوام و حدودا 6 یا 7 ماهه که با یه دختر دوست هستم. قضیه از این قراره که من و اون دختر خانم از همدیگه خوشم میومد. من باهاش قرار گذاشتم و همه چیز رو بهش گفتم و اونم اوکی داد واسه دوستی. بعد از یه مدت ینی حدودا چهار ماه بهش گفتم رابطه عاطفی داشته باشیم. ولی جوابش منفی بود و گفت من بلاتکلیفم و نمیخوام رابطه عاطفی داشته باشم و فقط میخوام دوست باشیم(البته حدود 1 سال قبلش وارد رابطه ای شد و متاسفانه بهش خیانت شد )
    منم عصبی شدم و باهاش بد صحبت کردم. یه مدت سرد شده بود باهام ولی بعدش رفتارش خوب بود تقریبا .
    بهش پی ام می‌دادم ولی بعد یه مدت اون مثلا هر وقت دلش میخواست جواب میداد(حتی سه ماه پیامامو سین نکرد و منم چیزی نگفتم)
    بعد از سه ماه ازش پرسیدم چرا جواب نمیدی. اونم خیلی شرمنده بود و معذرت خواهی کرد گفت مثلا من رابطه عاطفی نمیخوام و تکلیفم معلوم نیست، با اینکه من دفعه دومی حرفی از رابطه نزدم. گفت میخوام دوست باشیم فقط .
    الان هنوز ولی تقریبا دیر به دیر بهش پی ام میدم و اونم جوابمو میده. گاهی حرف دلمو بهش میزنم و خیلی اوکی باهاش رفتار میکنم ولی طرز جواب دادنش واسم عجیبه اصلا درکش نمیکنم چون بالاخره یه زمانی ازم خوشش میومد. من از چند نفرم پرسیدم واسه طرز جواب دادنش و اونا گفتن داره با دست پس میزنه با پا پیش میکشه.
    اگه میشه لطف کنید بهم راهنمایی کنید لااقل بدونم منظورش از اینکارا چیه؟ چون من الان واقعا بلاتکلیفم
    با تشکر از کمکتون

    • سلام دوست گرامی
      طرف مقابل شما به علت شکست عاطفی که در رابطه قبلی‌اش داشته، همچنان سوگوار است و نتوانسته که پرونده گذشته را ببندد.
      این موضوع باعث شده است که او به درخواست شما برای رابطه عاطفی جواب منفی دهد.
      اگر پیام‌های ایشان با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن باشد، یعنی از دادن جواب منفی به شما پشیمان شده است اما خودش نمی‌تواند مستقیم این موضوع را بگوید.
      اما سرمایه‌گذاری شما برای همچین جواب‌هایی اشتباه است.
      تکلیف شما دست خودتان است و باید تصمیم بگیرید که می‌توانید او را همینگونه که هست یعنی دوست عادی بپذیرید؟ اگر از ارتباط با او اذیت می‌شوید بهتر است دیگر شروع کننده پیام و تماسی نباشید تا اینکه همدیگر را به صورت حضوری ملاقات کنید.
      این نکته را هم به خاطر داشته باشید شکست عاطفی ایشان اگر حل نشده باشد و ایشان به پذیرش این شکست نرسیده باشند،می‌تواند هرلحظه در رابطه شما اثر بگذارد.

  • سلام من 4 ماهه با پسری آشنا شدم که هر دو معلم هستیم .من وقتی هدف رابطه رو میپرسم میگه دوستی نیس و فعلا داریم آشنا میشیم .من واقعا تو بلاتکلیفی مونده ام نمیدونم چیکار کنم وقتی هم میپرسم کی تکلیفم مشخص میشه میگه نمیدونم چندتا خواستگار هم بخاطر اون از دست داده ام
    وقتی هم راجب آینده و اهدافش میپرسم خیلی عصبانی میشه از یه طرفی هم من بهش وابسته ام اونم راضی به جدایی نیس

    • سلام دوست گرامی
      شما انتخاب کردید که در این رابطه باشید، بنابراین طرف مقابل شما تا زمانی که اقدام جدی از سمت شما نبیند، حرف شما را باور نمی‌کند که می‌خواهید همه چیز را جدی کنید.
      بنابراین باید این مساله را روشن کنید که تا چه زمانی قرار است این روند در رابطه شما باشد؟
      و یک نکته را باید دقت کنید که 4 ماه زمان آشنایی طولانی نیست که شما را آزار بدهد، اما باید هدف دقیق رابطه را مشخص کنید تا براساس آن برای شناخت هم زمان بگذارید.
      مراجعه به مشاوره پیش از ازدواج به شما بسیار کمک می‌کند تا بتوانید به طور دقیق او را بشناسید.

  • سلام وقت بخیر
    من حدود یکسال با یه آقایی در ارتباطم.. بشدت عاشق ایشون هستم و خیلی کارا براشون کردم از نظر غیر مادی.. ایشون هم منو دوست دارن و خیلی خیلی هوامو داشتن همیشه مشکلی داشتم کمکم کردن، مخصوصا از نظر مالی.. فقط یکم از نظر احساسی بی توجهی میکنه و محبت کلامی اصلا نمیکنه.. و از طرفی متاسفانه تکلیف منو مشخص نمیکنن برا ازدواج.. همش میگن این قضیه نیازمند پیشرفت تو رابطه است و الان زوده و اینا.. خیلی باهاش دراین مورد صحبت کردم ولی هر بار همین جمله شو تکرار میکنه.. من 28 سالمه و نمیخوام وقتمو تلف کنم و آخرش نتیجه ای نداشته باشه..
    مدتیه نسبت بهش سرد شدم و جالبه حتی راضی به جدایی هم نیست و هیچ جوری نمیذاره من برم.. خیلی عصبانی ام ولی همچنان عاشقانه از ته قلب دوستش دارم..
    از طرفی حدود دو ماه میشه یه آقایی که میشناسمشون خیلی بهم توجه نشون میدن، هرکاری حاضرن برای من بکنن و در عمل نشون دادن من براشون اهمیت زیادی دارم ولی چون ما رابطه دوستی رو باهم شروع نکردیم همش غیرمستقیم در مورد ازدواج و خانواده و این مسائل مهم مربوط به ازدواج ازم سوال میکنن..
    از طرفی کسی که دوسش دارم رو نمیتونم کنار بذارم، از طرفی منطقم میگه نفر دوم بیشتر به دردم میخوره چون حداقل تکلیفش با خودش مشخصه برای ازدواج.. میترسم نفر دوم هم از دست بدم و عشقم هم منو بلا تکلیف بذاره تا ابد.. ولی قلبا نمیخوام از کسی که عاشقش هستم جدا بشم.. گاهی وقتا میگم به اونی که عاشقش هستم اولتیماتوم بدم و تهدیدش کنم که میرم ازدواج میکنم تا ببینم کاری میکنه یانه، ولی میدونم یکم حرکت بچگانه ای هست.. نمیدونم چیکار کنم ممنون میشم راهنمایی کنید

    • سلام دوست گرامی
      به سن طرف مقابل و نفر دوم اشاره نکردید.
      تصمیم گیری در موقعیتی که در آن قرار گرفتید، کمی سخت است.
      به چند نکته باید توجه کنید:
      مدت زمان 1 سال برای شناخت و روشن کردن تکلیف رابطه، به شرط بالا بودن کیفیت رابطه، زمان مناسبی است.
      شما باید معیارهای اساسی در انتخاب همسر را برای خودتان مشخص کنید. اگر محبت کلامی برای شما مساله مهمی باشد بودن در کنار عشق‌تان ارضا کننده نیست و روزی شما را دلسرد خواهد کرد. از طرفی شما به تازگی 2 ماه است که با این فرد آشنا شدید و هنوز شناختی از او ندارید.
      در حین رابطه بودن با فرد دیگری آشنا شدید و این نکته مهمی است که کدام نیاز در شما برطرف نشده است که به سمت شخص دیگری رفتید؟
      از طرفی دیگر روشن بود تکلیف برای ازدواج در عین حال که خیلی برای رابطه مهم است، اما شما باید هم احساس و هم عقل را در نظر بگیرید.
      اگر واقعاً عشق شما برنامه‌ای برای آینده ندارد، بهتر است ابتدا یک زمان(مثلا دوماه)مشخص کنید، اصلاً نگویید که خواستگار دیگری دارید و از او بخواهید تا دوماه آینده تکلیف خودش و این رابطه را مشخص کند.
      و نکته آخر شما نباید معطل باشید که یک شخص دیگر برای شما تعیین و تکلیف کند.
      برای بررسی بیشتر و دریافت راهنمایی، می‌توانید از مشاوران همیار عشق، نوبت مشاوره دریافت کنید.

  • سلام من حدود ۴ماهه در رابطه هستم و یک دختر را خیلی دوست دارم(پسر هستم) الان من ۲۰ سال دارم و دختر هم هم سن من هست خیلی رابطه مان باهم خوب هست درباره یه سری مسائل کوچک باهم تفاهم نداریم که با کمی حرف زدن قابل حل است من قصد ازدواج را با ایشون دارم ولی نمیخوام این موضوع رو الان مطرح کنم من باید درسم تموم بشه و سربازی هم برم بعد این موضوع رو مطرح کنم هر چند وقت یه بار ازم میپرسن هدفت از رابطه با من چیه منم یه جواب سربالا میدم و اونم چیزی نمیگه الان بیشتر توی این موضوع گیر کردم که جواب رو چی بدم به غیر از اینکه میخوام باهاش ازدواج کنم گفتم چون سنم کمه وهنوز خیلی هم نیست که باهم آشنا شدیم ممکنه سلیقه هامون در آینده تغییر کنه الان بهش پیشنهاد ازدواج نمیدم ولی قصد قلبیم اینه اگر میشه راهنماییم کنید و اینکه من فکر میکنم از یه لحاظ به من نمیخوره اونم اینه که از لحاظ مالی از من پایین تره خوب هستن ولی عالی نیستن رابطمون پاکه و تا الان هیچ کار اشتباهه نکردیم و هردومان در سطوح اعتقادی رفتاری فرهنگی و… به هم نزدیک هستیم فقط بحث مالی مطرحه منم از صبح که از خونه میرم بیرون وقتم تا شب پره و وقتی برای اینکه اون دختر رو برای سرخوشی و تنهایی بخوام ندارم
    خیلی ممنون از کمک شما

    • با سلام
      خیلی خوبه که نسبت به رابطه‌تون نگاه جدی و درعین حال منطقی دارید. اما بهتره به جای جواب سربالا دادن به سوالات طرف مقابل‌تون، از دغدغه‌هاتون باهاش صحبت کنید تا ایشون هم دچار نگرانی یا سوء‌‌تفاهم نشه. لازم نیست الان بهش پیشنهاد ازدواج یا قول صد در صد ازدواج بدین. اما بهش بگین که به این رابطه به عنوان یک رابطه جدی فکر می‌کنید و دوست دارید با ایشون ازدواج کنید ولی چون الان شرایطش رو ندارید و هنوز شناخت کافی رو از هم به دست نیوردید نمی‌تونید جدی درباره‌اش حرف بزنید یا قول بدید. حرف زدن درباره دغدغه‌ها و نگرانی‌هاتون به هردوتون این فرصت رو میده که سوءتفاهمات رو کمرنگ کنید و با امنیت و آرامش بیشتری در رابطه باشید.

  • خواهش میکنم سوال منم جواب بدید. من الان 23 سالمه و 5 ساله با آقا پسری دوست بودم. البته چندین بار تمام کردیم رابطه و و مجدد به هم برگشتیم. تو این مدت های جدایی هم من با افراد دیگه در حد آشنایی رابطه داشتم و هم ایشون. این باعث میشد بفهمم که هیچ کس به اندازه ی اون برای من باارزش و مهم نیست. از اول ایشون گفتن که من شرایط ازدواج و ندارم. خودش هم خیلی وقت ها به ازدواج فکر میکنه،ولی بعد میگه من شرایط شو ندارم و تو هم اصلا بهش فکر نکن. ما واقعا از نظر خانوادگی،تحصیلات ،اعتقادات و اخلاقیات به هم شباهت هایی داریم.نمیدونم، همه اش میگم کسی که بعد از 5 سال دوست داشتن تو،هنوز نمیخواد به ازدواج جدی فکر کنه،حتی من و به خانواده اش معرفی نمیکنه،آیا ممکنه یه زمانی تغییر کنه و بخواد این رابطه رو جدی دنبال کنه؟یه چیز وحشتناکی که الان دچارش شدم بعد 5 سال،خیال اینکه من فقط براش سرگرمی هستم. بهش عشق و علاقه و توجه نشون میدم و اون هم فقط به همین چشم به من توجه میکنه و براش کافیه. قبلا میگفتم اگه میخوای ثابت کنی عاشقمی، لااقل با خانواده ات صحبت کن. و اون میگفت که من از اول گفتم شرایط ازدواج و ندارم.شما به من بگید،این یه رابطه ی ناسالم حساب میشه؟ حس میکنم فقط دارم با عشق بی هدف،ذهن و قلبم و خسته و آشفته میکنم

    • سلام. متاسفانه خیلی از افراد وقتی توی رابطه‌ای میرن چشمشون رو روی خیلی چیزای واضح می‌بندن و با خودشون میگن بعدا درست میشه. شما میگید که طرف مقابل‌تون از همون اول گفته شرایط ازدواج نداره و در طول این مدت بارها اینو به شما یاداوری کرده. ولی شما نادیده‌اش گرفتید و با خودتون گفتید زمان درستش می‌کنه. ولی واقعیت اینه که به زور نمیشه کسی رو واردار به ازدواج کرد یا تغییرش داد. بدون بررسی نمیشه نطر داد که ایا ایشون به شما به چشم سرگرمی نگاه می‌کردن یا نه. اما چیزی که مشخصه اینه که ایشون فعلا به ازدواج فکر نمیکنن. گفتید ایشون بعد از ۵ سال دوست داشتن شما نمیخواد به ازدواج فکر کنه. باید گفت ممکنه بعد از ۱۰ سال باز هم وصع همین باشه. تلخه ولی واقعیت داره. پس بهتره یه کم جدی‌تر و واقع‌بینانه‌تر به موضوع نگاه کنید. قطعا تمام کردن یه رابطه طولانی خیلی سخته ولی ممکنه و میتونه به شما کمک کنه در اینده وارد رابطه‌ای بشید که به انتظارات شما شبیه‌تره.

  • سلام خواهش میکنم راهنماییم کنید، من سه ماهه با پسری دوستم که هر دو مون سرکار میریم و من دانشجو هم هستم.. اوشون به صورت دوشیفت توی مغازه خودشون کار میکنه ولی فقط جمعه ها میتونیم همدیگرو ببینیم، یه روزایی هم که من جمعه ها سرکارم به ایشون میگم یه روز دیگه همدیگرو ببینیم ولی همش میگه نمیتونم و با برادرم همکارم نمیشه شیفتم رو عوض کنم.. مگه غیر از اینه که پسری که تورو دوست داشته باشه بلاخره یه راهی واسه دیدن تو پیدا میکنه؟

    • سلام. مشخصا اینکه کم می‌تونید همدیگرو ببینید برای شما ناراحت‌کننده اس و این قابل درکه. این هم درسته که افرادی که بهم علاقه دارن شرایط رو طوری فراهم می‌کنن که زمان بیشتری با هم بگذرونن. ولی هر رابطه‌ای در بطن واقعیت شکل می‌گیره و ممکنه گاهی با ایده‌آل‌های ما فاصله داشته باشیم. به هر حال شرایط کاری هر دوی شما قابل چشم‌پوشی نیست به خصوص اگر بخواد به یه رابطه بلند مدت فکر کنید. بهتره شما خواسته‌تون به طرف مقابل بگید ولی اونو متهم نکنید که شما رو دوس نداره یا… حتما اول بهش بفهمونید که شرایط کاریش رو درک می‌کنید و از احساس خودتون هم بگید که براشون دلتنگ می‌شید و… و ازشون بخواهید با هم فکری برای این موضوع کنید و راهی پیدا کنید که به کار هیچ‌کدومتون لطمه نزنه

  • سلام میشه تو این زمینه راهنمایم کنید. 3 سال یه پسر تو زندگیم بود که به دلایل نرسیدن تفاهم جدا شدیم ولی همو دوست داشتیم. اون رفت با دختر دیگه ایی دوست شد و باهاش رابطه هم داره و میگه بخاطر رابطه نمیتونم ازش جدا شم مجبورم بمونم پیشش و ادعا داره که هنوز عاشقمه و هرچند وقت پیام میده و ابراز علاقه میکنه گذشته رو یاداوری میکنه که دلتنگت میشم و بعدش میره نمیدونم باید چه رفتاری باهاش انجام بدم و چند وقت دیگه هم میدونم به صورت اتفاقی میبینمش چون از نزدیکانمونه نمیدونم باید چطور رفتار کنم

    • دوست عزیز
      سلام

      قبل از هر چیزی باید تکلیف خودتون رو با ایشون مشخص کنید. ایشون بعد از اتمام رابطه با شما رفتند با فرد دیگری در ارتباط هستند. در عین این که با ایشون هستند، به شما هم گاه‌گاهی ابراز علاقه می‌کنند؛ در حقیقت نه به شما وفادرند و نه به ایشون. آیا می‌تونید به این فرد اعتماد کنید؟ اصلا از رابطه با ایشون چی می‌خواید؟

      وقتی با خودتون مشخص کردید که ایشون براتون چه جایگاهی دارند، اونوقت راحت‌تر می‌تونید تصمیم بگیرید که با ایشون چه رفتاری داشته باشید. اگه به نظرتون ارتباط با ایشون درست نیست، بهتره خیلی بی‌تفاوت رفتار کنید ولی اگه هنوز با این وجود ایشون رو دوست دارید، باید بپذیرید که ایشون همین‌طور هستند؛ ممکنه مدت‌ها با فرد دیگه باشن ولی به شما هم ابراز علاقه کنند؛ به‌علاوه، باز هم اگه برگردند، ممکنه برن و با یکی دیگه باشن! تصمیم با شماست.

  • سلام خسته نباشید
    من سه سال پیش با پسری اشنا شدم ک متاسفانه تو یک ماه با یه شناخت کم رابطمون جلو رفت بعد خیلی سریع ازهم سرد شدیم و کات کردیم. تو فضای مجازی هرچندوقت یه بار سراغمو میگرفت که من سرد برخورد میکردم میرفت. چند روز پیش منو تو یه مراسمی دید پیام داد همو ببینیم یکم اصرار کرد منم قبول کردم رفتیم بیرون اول کافه بعد رستوران خیلی جنتلمن رفتار کرد (تاحالا بیرون نرفته بودیم باهم) ازم درخواست کرد بهش یه فرصت دیگه بدم من گفتم باید بهش فک کنم ولی اصرار کرد منم گفتم امیدوارم پشیمون نشم قبول کردم ولی از همون لحظه که برگشتم خونه به جز اینک ببینه رسیدم یانه دیگ پیامی نداد ۳سال پیش هم همینجور بود اهل پیام و زنگ اصلا نبود حتی الانم منو فالوو نکرده یا حتی استوریامم چک نمیکنه. فردای اون روز هم انلاین میشد ولی پیام نداد البته تا ۳،۴ شب سرکاره ولی یه پیام نداد من باید چیکارکنم؟ رابطه رو کات کنم؟

    • دوست عزیز
      سلام

      این شرایط خیلی سخته و ناراحت‌کنندست و این بلاتکلیفی قطعا اذیتتون می‌کنه؛ اما بهتره خوب فکر کنید و ببینید آیا به نظرتون میشه به خاطر ویژگی‌های خوبی که داره، این مساله رو فراموش کرد یا نه؟ اگه به نظرتون میشه، بهتره از راه درستش بهش نشون بدید که برای این رابطه باید ارزش بیشتری قائل بشه و برای داشتن شما باید تلاش کنه.
      اما چطوری؟ در دوره “بازگرداندن عشق و ازدواج” یاد خواهید گرفت که چطور با رفتارهای درست، اون فرد رو به یک رابطه متعهدانه و سالم علاقه‌مند کنید.

  • با سلام من ۴ سال پیش ب مدت دوسال عاشق شخصی مغرور بودم بعد ۲ سال ب اجبار جدا شدم با شخصی نامزد کردم الان بحث رفتن سر خونه زندگیه منو نامزدمه که دوسش ندارم.برگشتم برای اخرین بار عشق سابقمو دیدم گفتم چقدر دوسش دارمو این رابطه رو نمیخوام اونم وعده ازدواج بهم داد تاریخ خاستگاریو ازدواجمونم تعیین کردیم از این ور من با خانوادم کلنجار رفتم راضی شن واسه طلاق
    الان سه هفتست از حرف زدن منو عشقم میگذره جواب پیامامو نمیده گوشیشو بر نمیداره فقط یک بار گفت شرایطم جور نیست صحبت میکنیم ولی خبری ازش نیست .
    واقعا قصدش چیه؟من براش جونمم میدم حتی ۹ میلیونم گفت مشکل مالی دارم بدهکارم ریختم ب حسابش یعنی واسه پول وعده ازدواج داده؟باهاش چ رفتاری کنم؟
    منمنون از پاسخگوییتون

    • دوست عزیز
      سلام

      قبل از هر چیز بهتره ارتباطتون با نامزدی که دارید رو مشخص کنید چون اینطوری نه تنها به ایشون آسیب می‌زنید، بلکه در رابطه هم دچار مشکل خواهید شد. در قدم بعدی بهتره که حتما حتما با روانشناس متخصص در ارتباط باشید و این مساله رو بررسی کنید. اگر ایشون واقعا قصد ازدواج داشته باشند، حتما با شما به جلسات مشاوره میان. اینطوری می‌تونید اولا بررسی کنید که آیا این ازدواج به صلاحتون هست و براتون مناسبه یا نه؛ دوما اگه مناسبه، کمکتون کنه که برای این کار اقدام کنید.

  • سلام خسته نباشید. من مدتی هست که با آقایی آشنا شدم و الان باهاش در ارتباط هستم مشکل من این هستش که این آقا قصد مهاجرت به خارج از کشور رو دارن و احتمال این که بخوان مهاجرت کنن خیلی زیاده. من آیا باید این رابطه رو ادامه بدم یانه؟

    • دوست عزیز
      سلام

      پاسخ به این سوال بسیار بسیار شخصیه و بستگی زیادی به هدف شما از رابطه داره. دوتا فرض وجود داره، اینکه ارتباطتون رو ادامه بدید و به هم علاقه‌مندیتون بیشتر بشه و با هم برید که خب قسمت خوب ماجراست؛ اما فرض کنید شما به ایشون علاقه‌مند شدید و ایشون نه، یا شما هر دو به هم علاقه‌مند شدید ولی امکان رفتنتون نبود. خب اینجا به نظر تکلیفتون چیه؟ شما باید تصمیم بگیرید که هدفتون از رابطه چیه؛ اگه دنبال رابطه متعهدانه هستید، بهتره بدونید که احتمالش هست که به هدفتون نرسید.

  • سلام
    وقتتون بخیر
    حدود یک سال هست که با کسی ارتباط دارم
    رابطه مون خوبه
    دوسش دارم و فک می کنم اونم منو دوس داره ، چون هر وقت ازش فاصله می گیرم میاد دنبالم
    اما رابطه مون هیچ اسمی نداره
    نمی خوام همین طوری ادامه بدم … چطوری متوجهش کنم که اگه می خواد ادامه بدیم بهم پیشنهاد جدی بده؟
    ممنونم

    • دوست عزیز
      سلام

      بودن در رابطه بلاتکلیف و بدون عنوان جز کلافگی هیچ سودی نداره. بهتره که خیلی جدی ولی با آرامش در این مورد با ایشون صحبت کنید و شرایط خودتون رو توضیح بدید. یکی از مواردی که مرزهای ارتباط رو مشخص می‌کنه، عنوان رابطست. به عبارت دیگه، قطعا شما حرف‌هایی که با نامزدتون می‌زنید رو نمی‌تونید با همکلاستیون بزنید.
      پس، بهترین کار اینه که بهشون بگید مایلید درباره اینکه عنوان ارتباطتون چی هست باهاشون صحبت کنید. اینطوری اگه طفره رفتند و یا گفتند که ارتباط خاصی نیست، شما حداقل تکلیف خودتون رو می‌دونید.

  • سلام. بخاطر كار با اقايي اشنا شدم و دفعه اول چون خيلي به كارهاي خودش اهميت مي داد يا با دوستانش قرار داشت و من را دعوت نمي كرد (گر چه نشون دادن به دوستان رو منطقي ميبينم تا وقتي از رابطه مطمئن نيستيم، خودم هم همين طور هستم) به هم زدم. دفعه ي دوم با اصرار ايشون و صحبت كردن يكي از دوستانشون قبول كردم دوباره امتحان كنيم. سعي مي كرد اكي باشه همه چيز براي من ولي باز بحث اولويت بود، خيلي مواقع مي تونست برنامه ريزي كنه كه ببينيم هم رو ولي نمي كرد. احساس مي كردم كلا قادر به برنامه ريزي دقيق نيست (از برنامه هاي روزانه اش متوجه شدم).
    چون باز بي برنامه بودنش ازارم مي داد، با اينكه فرق كرده بود توي رفتار و صحبت كردنش، به ايشون گفتم به اين صورت نمي تونم ادامه بدم و تموم شد.
    چون بلاك كردن رو ضعف مي دونم انجام ندادم و دوباره ايشون مسج ميدن. گاهي پُست خنده داري مي فرستن يا حالم رو مي پرسن. من هم دير يا رسمي و كوتاه جواب مي دم. ولي كسي كه دو بار نتونسته انتظارات اوليه يك رابطه رو عمل كنه بهشون ديگه جاي فرصت سومي نمي مونه.
    اقاي مهربون و خوبي هستن. و در يك سطح و تجارب مشترك هستيم.
    نمي دونم به چه صورت به ايشون بگم رابطه اصولي داره !
    اگر نمي تونه پايبند به اصولش باشه مسیج نده.!

    • سلام دوست گرامی همانطور که خودتان اشاره کردید فردی که دوباره به تعهدات رابطه پایبند نبوده امکان دادن فرصت مجدد دوباره در همان شرایط سابق اشتباه هست.
      بهتر هست با ایشان مستقیم صحبت کنید و دلایل ارسال پیام را بپرسی و در صورتی که جهت جلب توجه شما اقدام به این کار میکنن ایشان را روشن کنید که در یک رابطه بی هدف و شرایط قبلی حاضر به بودن نیستید

  • سلام خسته نباشید
    من ۴سال با اقای که همکارم بود اشنا شدم اوایلش شرایط خوب بود بعدش فهمیدم خیانت بهم کرده؛ دوباره با هم بودیم بعدشم رفت با یه نفر دیگه نامزد کرد. حالا توی این ۴سال همش اومد رفت حالا بازم میگه من بخاطر اینکه خانوادم نذاشتن ازدواج کردم ولی من تو رو دوست دارم
    این اقا یه اخلاقی داره به همه از بالا نگاه می‌کنه؛ هیچ وقت نمی‌زاره من از گذشته بگم میگه رو تکراری. انگار من خیانت کردم؛ مقصر منم برعکس شده همه چی. واقعا دیگه خسته شدم از رفتارش. من همش تموم میکنم جواب نمیدم ولی انقد پیام میده زنگ میزنه جواب بدم بعدش که من نرم میشم بازم همون رفتار خودخواهانه رو ادامه میده.

    • دوست عزیز
      سلام
      اول از همه بگم که توی شرایط سختی هستید و ناراحتی و خستگی شما از این شرایط کاملا قابل درکه. اما می‌خوام یکبار موضوعی که مطرح کردید رو بدون قضاوت و جانبداری از بالا بخونیدش. واقعیتش رو بخواید، هر رابطه‌ای دو طرف داره و هیچ وقت یه نفر به طور کامل سهم نداره. اما چرا اینو می‌گم؟ بزارید یه بار به طور خلاصه، موضوعی که مطرح کردید را براتون بازگو کنم. شما 4 سال با کسی بودید که بهتون خیانت کرده، با فرد دیگه‌ای نامزد شده، نگاهش به شما از بالا به پایینه و … ؛ به نظرتون آیا فقط ایشون توی رابطه و مشکل‌دار شدنش سهم دارن؟ (توجه کنید، من اینجا نمی‌خوام مقصر تعیین کنم، بلکه می‌خوام بهتون نشون بدم که توی این رابطه شما هم سهم داشتید؛ شما می‌تونستید همون بار اول که بهتون خیانت شد، خیلی جدی‌تر به رابطتون نگاه کنید و در صورت نیاز، دنبال کمک حرفه‌ای روان‌شناس می‌گشتید).
      البته الان نمی‌خوام با نگاه کردن به گذشته افسوس بخورید یا به خاطرش خودتون رو ملامت کنید؛ این‌ها رو گفتم تا ببینید که بهتره به جای تغییر دنیا و آدم‌هاش خودمون رو تغییر بدیم؛ چون شما هیچ‌کس رو نمی‌تونید غیر از خودتون تغییر بدید. پس تو قدم اول، سعی کنید سهم خودتون رو تو این شرایط ببینید و براش کاری انجام بدید. اگه فکر می‌کنید می‌خواید با این شرایط رابطه رو ادامه بدید که هیچی، اما اگه نه، بهتره که خیلی جدی بهشون نشون بدید که رابطه براتون تموم شدست و به هیچ عنوان بعدش به تماس‌های ایشون پاسخ ندید. یه راه سومی هم هست و اون اینه که ازشون بخواید همراه شما به جلسات زوج‌درمانی بیان تا روی رابطتون کار کنید. البته پیشنهاد اول و سوم فقط در شرایطی قابل اجرا هستند که ایشون مجرد باشند و نامزدیشون به هم خورده باشه. ولی اگه ایشون همچنان با فرد دیگه‌ای نامزد هستند، هرچه سریع‌تر رابطه رو ترک کنید.
      خیلی وقت‌ها، در خیانت‌های زوجین این جمله شنیده می‌شه که آخه همسرم رو دوست ندارم یا مجبور شدم باهاش ازدواج کنم ولی دوستش ندارم و … . هیچ‌وقت سعی نکنید به خاطر این حرف‌ها زندگی زن یا مرد دیگه‌ای رو خراب کنید. حتی اگه هم این آقا خیلی عاشق شما باشه، حق نداره تا زمانی که با فرد دیگه‌ای در رابطه جدی هست، با شما ارتباط برقرار کنه. همیشه اینطور موقع‌ها بهترین راه اینه که خودتون رو جای همسرش بزارید؛ آیا دوست دارید تو چنین شرایطی بودید؟

  • سلام من مدت شش ماه ميشه كه با اقاي در رابطه هستم اما من اصلا نفهميدم اين اقا منو واقعا ميخواهد يا نه و اينكه خيلي بي تفاوت هستش تا حالا چند بار ازش پرسيدم كه دوستم داري يا نه جوابي نداد فقط گفت كه من خودم انتخاب ميكنم موندم چيكار كنم أصلا بلاتكيف هستم و از من ميخواهد براش خريد كنم و اينكه از پول خواست من بهش دادم با اينكه كار هم ميكنه خونه ماشين هم داره حال به نظر شما چيكار كنم أين منظورش چي هست لطفا راهنمايي كنيد. بعضي اوقات مياد انلاين جواب پيام منو نميده .ممنون.

    • دوست عزیز
      سلام

      می‌خوام یه بار دقیق تمام جمله‌هایی که نوشتید رو بخونید. شما 6 ماه هست که در ارتباطی هستید که برای فرد مقابل خرج می‌کنید ولی اون هیچ تعهدی به شما نداره و کلا هم به شما بی‌تفاوته. به نظرتون این رابطه رو تا کی می‌تونید ادامه بدید؟ چه چیزی تو این رابطه وجود داره که شما به خاطرش موندید؟
      خرج کردن برای کسی که دوست دارید اشکالی نداره، اما تا کی می‌خواید خریدهای ایشون رو انجام بدید، براشون خرج کنید و … ، ولی ندونید که کجای زندگی طرف مقابلتون هستید؟ پیشنهاد می‌کنم یکبار خیلی جدی با ایشون صحبت کنید و براشون توضیح بدید که می‌خواید جایگاهتون رو تو این رابطه بدونید.
      یادتون باشه، من نمی‌خوام شما به زور ایشون رو وارد رابطه متعهدانه کنید، اما می‌خوام بدونید هر رابطه‌ای یه حد و حدودهایی داره و این مسائلی که مطرح کردید، خیلی تو روابط بدون عنوان و غیرمتعهدانه جا نداره. بهتره، تکلیف خودتونو تو این شرایط مشخص کنید.

  • سلام
    من تو یه رابطه دوستی ۴ ماهه هستم. اوایل رابطه همون ماه اول سر اینکه من رابطه جنسی رو نمیخواستم بحث پیش اومد بینمون و ایشون رابطه رو تمام کردن. که البته همون شبش باز پیام دادن و رابطه برگشت ولی متاسفانه اصلا صحبتی درباره اینکه پس قراره مسئله رابطه جنسی بینمون چطور پیش بره دیگه نشد.
    تو چند ماه بعد ارتباطمون من کنار اومدم و رابطه جنسی رو داشتیم ولی الان چند وقتیه که دیگه نمیخوام این رابطه بینمون باشه و از وقتی این مسئله رو به ایشون گفتم رابطمون خیلی سرد شده و اصلا مثل قبل نیست، اما از طرفی ایشون خیلی اصرار داره که رابطه به هم نخوره.
    من دیگه اصلا اون احساس سابق رو به ایشون ندارم و حس میکنم ایشون به این دلیل رابطه رو به هم نمیزنه که شاید منتظره من رابطه رو تمام کنم یا اینکه فکر میکنه من بازم با این مسئله کنار میام و رابطه جنسی خواهیم داشت.
    در ضمن علارغم اینکه من از ابتدا گفته بودم که هدفم از رابطه ازدواج هست و ایشون هم پذیرفته بودن ولی هیچ تلاشی در این راستا نمیکنن، حتی در حال حاضر شاغل هم نیستند.
    ممنون میشم راهنمایی کنید که چکار باید کنم!

    • سلام دوست گرامی
      اینکه مطرح کردبد رابطه خوبی دارید و پارتنرتان درکتان میکند خیلی خوب هست اما بهتر هست قضیه رو از سمت پارتنرتان هم ببینید که ایا ایشان هم اینهمه تفاهم در رابطه میبیند؟
      از طرفی باید با ایشان صحبت کنید
      دغدغه ها و نگرانی های ایشان را برای ازدواج نکردن متوجه بشید و اگز دلایل منطقی هست کمک کنید تا رفع شوذ.رابطه قبلی شما با توجه به عصبی بودن خواستگارتان رابطه درستی نیست و بهتر هست تمام شده بدانید.برای رابطه فعلی وقت بکذارید و تلاش کنید تا هم را بهتر بشناسید و مراجعه به مشاور هم خوب هست

  • سلام. خسته نباشید.
    دختر 24 ساله مجرد هستم. پرستارم. سه سال و ده ماه پیش به پسرداییم ابراز علاقه کردم. با تمام وجود بهش ثابت کردم ک دوسش دارم. صادق بودم باهاش و به صداقت و عشقم ایمان داره. ولی بهم میگه با یکی بهتر از من ازدواج کن و برو. ما 19دی پارسال باهم خداحافظی کردیم. اما بعد از یه هفته پیام دادن هاش باز شروع شد. بیشتر از قبل.

    قبلشم ک تو رابطه بودیم، یه بار اسممو صدا نزد یا نگفت دوست دارم یا قربون صدقم نرفت؛ ولی وقتی شیفت بودم برام عذا میاورد. بهم توجه میکرد. اهمیت میداد. اصن بهم میگف نرو سرکار.
    پسرداییم پیش مادربزرگم بزرگ شده. وقتی هشت سالش بوده داییم فوت میکنه . زنداییم ولش میکنه و میره و ازدواج میکنه، ولی رهام نمیکنه. میگه با خودم درد و دل کن. میگه پول میخوای بگو خودم بهت بدم. میگه حالت بده زنگ میزنم حرف بزنیم. یه حالیم. چی درسته، چی غلط. راستش خسته شدم. سه سال و ده ماهه ادامه دادم، جنگیدم. ثابت شدم؛ ولی هیچی به هیچی. خواستگار خوب زیاد دارم. ازدواج کنم یا بمونم. مادر پدرم، خیلی اصرار دارن که ازدواج کنم. خدا کنه جوابمو بدید.

    • دوست عزیز
      سلام

      قبل از هر چیز باید بهتون بگم که بودن در چنین رابطه‌ای بسیار سخته و آسیب زیادی بهتون وارد می‌کنه چون این فرد دانسته یا نداسته، با بلاتکلیفی خودش در رابطه، قطعا شما رو هم سردرگم کرده. پس، پیشنهاد می‌کنم با توجه به توضیحی که در پایین می‌زارم تصمیم نهایی خودتون رو بگیرید.
      حالا می‌خوام به بهانه سوالی که پرسیدید خیلی کوتاه در مورد «سبک‌های دلبستگی» صحبت کنم که به احتمال زیاد در این موردی که مطرح کردید، می‌تونه مفید باشه. رفتارها و اعمال ما به عوامل زیادی بستگی داره، از نوع تربیت خانواده، سبک‌های‌ شخصیتی والدین و … گرفته تا جامعه‌ای که در اون زندگی می‌کنیم و وقتی هم با کسی ارتباط عاطفی برقرار می‌کنیم، تمامی این موارد رو با خودمون وارد ارتباط می‌کنیم. یکی از این موارد که بسیار در طرز فکر و به تبع اون در رفتارهای ما تاثیر می‌گذاره، سبک دلبستگیمون هست. اما این سبک دلبستگی چیه؟
      آقای جان بالبی و بعد از اون خانم ماری اینزورث (و بسیاری دیگه از روان‌شناسان)، چندین سال روی مساله‌ای به نام سبک‌های دلبستگی و انواع اون تحقیق کردند. اما اول بزارید بهتون بگم منظورشون از دلبستگی چیه؟ منظور از این واژه، نوع پیوند عاطفی‌ای هست که نوزاد/کودک با مراقبت‌کننده اصلیش (بیشتر مادر) داره. این پیوند عاطفی تا حدود زیادی روی سبک شخصیتی و سبک ارتباطی کودک در آینده تاثیر می‌زاره؛ به همین دلیله که روانشناسان روی دوران نوزادی و ارتباط والدین و کودکان تاکید زیادی می‌کنند. اما حالا بیاین ببینیم که این تاثیر چطور هست. خانم اینزورث و روان‌شناسان بعد از اون، تونستند بر اساس نوع رابطه‌ای که مراقبت‌کننده اصلی (معمولا مادر) با نوزادش داره، دو سبک دلبستگی اصلی به نام ایمن و نا‌ایمن رو پیدا کنند.
      سبک دلبستگی ایمن
      مادرانی که در دوره نوزادی حواسشون به فرزندشون هست، پاسخ‌گوی نیازهاش هستند، بهش توجه می‌کنند و …، کودکانی با دلبستگی ایمن پرورش می‌دهند. این کودکان در هنگام بزرگسالی، بسیار راحت‌تر از دیگران می‌توانند ارتباط برقرار کنند و معمولا هم رابطه‌های سالم و متعهدانه‌ای دارند. این افراد، به دیگران اعتماد دارند (چون یک مادر پاسخ گو داشتند که نیازهاشون رو برآورده می‌کرده و بهشون اطمینان داده که کنارشون هست). به‌علاوه، حتی اگه هم در رابطه‌ای شکست بخورند، خیلی راحت‌تر می‌تونن به خودشون کمک کنن و این دوران رو پشت سر بزارن.
      سبک‌های دلبستگی ناایمن
      این سبک‌، خودش به دو دسته تقسیم می‌شه: ناایمن اجتنابی و ناایمن دوسوگرا (اضطرابی)
      ناایمن اجتنابی
      این کودکان معمولا خیلی مستقل هستند. انگار مي‌خوان به مادرشون نشون بدن که چون تو به ما هیچ توجهی نشون نمی‌دی، من هم به تو توجهی ندارم و بدون تو هم می‌تونم زندگی کنم. این افراد در بزرگسالی خیلی سخت با دیگران صمیمی می‌شن، چون یاد گرفتن نباید به کسی اعتماد کنن. از اونجایی که مادرشون خیلی به اون‌ها توجه نداشته، می‌ترسن که این شرایط رو دوباره تجربه کنن، به همین دلیل از شروع رابطه جدید خیلی می‌ترسن.
      ناایمن دوسوگرا (اضطرابی)
      تحقیقات نشون داده، بیشترین درصد آدم‌ها در این گروه قرار دارند (البته این تحقیقات در آمریکا بوده، ولی به نظر میاد در ایران هم همین باشه). کودکان در این گروه هیچ وقت اعتماد کامل رو دریافت نکردن، هیچ وقت هم بی‌توجهی کامل نداشتن. مادرهای این دسته معمولا رفتارهای متناقضی باهاشون داشتن؛ گاهی بهشون توجه می‌کردن و گاهی هم نه. کودک، یاد می‌گیره که نمی‌شه به کسی اعتماد کرد. ممکنه امروز باشه و فردا دیگه نباشه. کودکان این سبک رفتاری رو با خودشون وارد دنیای بزرگسالی می‌کنن. همین میشه که خیلی وقت‌ها از مراجعینم یا در همین سوال‌های دایرکت، می‌شنوم که دختر یا پسر می‌گه گیجم. فرد مقابل یه روز می‌گه دوستم داره و یه روز دیگه می‌زاره می‌ره. راستش رو بخواید، یکی از دلایل مهم چنین رفتارهایی، همین سبک دلبستگی دوسوگراست.
      اما چی‌کار می‌شه کرد؟ تنها کسایی که می‌تونن در این شرایط کمک کنن خود فرد و روان‌شناس متخصص و دوره دیدست. خود فرد باید بخواد که تغییر کنه و بعد با کمک روان‌شناس مسیر بهبودی رو باید طی کنه. این کار خیلی زمان می‌بره. به همین دلیل باید ببینید که آیا اصلا این فرد می‌خواد تغییر کنه؟ سراغ روان‌شناس می‌ره؟ آیا شما می‌تونید براش صبر کنید؟ (ممکنه چند سال طول بکشه). و اگه نه، آیا می‌تونید این شرایط رو تحمل کن؟ آیا می‌خواید تو این سردرگمی بمونید؟ این شرایط بعد سه سال که هیچی، بعد صد سال هم بدون تلاش فرد مقابلتون و شما تغییری نمی‌کنه. پس لطفا، تصمیم خودتون رو بگیرید و اگه به نظرتون بهتر بود که از این شرایط بیرون بیاید، حتما حتما رابطه رو قاطع تموم کنید.

  • سلام پیج خیلی عالیی دارید.میخواستم یه مشاوره ازتون بگیرم من یک سال پیش کسیو دوست داشتم و باهم خوب بودیم تااینکه بخاطر یسری چیزا که مهمترینش همون رابطه جنسی بود رابطه تموم شد و الان با کسِ دیگه ای رابطه داره و بااین وجود من هنوز بعداز یک سال بهش علاقه دارمو هنوز به برگشتنش فکر میکنم و اون هم طوری نیست که بهم روی خوش نشون نده یعنی باهام مهربون برخورد میکنه اگر باهاش صحبت کنم نمیدونم چیکار کنم میشه راهنمایی کنید.
    در عین حال هم فکر میکنم نمیتونم هیچکس دیگه ای رو وارد زندگیم کنم و حتی فکر کردن به اینکه واقعا همه چی تموم شده برام سخته

    • دوست عزیز،
      سلام

      بعد از به هم خوردن هر رابطه عاطفی، معمولا افراد مراحلی مشابه با مراحل سوگ تجربه می‌کنند که شامل 1. شوک و انکار 2. خشم 3. چانه زنی 4. افسردگی 5. پذیرش و 6. بهبودیه. (برای مطالعه بیشتر در مورد این مراحل می‌تونید پست «دوستش دارم، اما نمی‌تونم فراموشش کنم» رو مطالعه کنید.)

      اگر مراحل به طور کامل طی نشه (که به طور طبیعی نباید بیش از 6 ماه طول بکشه)، آدم‌ها بین مراحل چرخش می‌کنن؛ مثلا همزمان خشم داشتن نسبت به فرد مقابل یا خودش، امید به برگشت و افسردگی و غم از برنگشتن. پس با توجه به این توضیحات، اگر هنوز با وجود یکسال نتونستید این مراحل را پشت سر بگذارید، حتما با یک روانشناس صحبت کنید. اما چرا؟ چون اگر شما نتونسته باشید درست از این مراحل عبور کنید، وارد هر رابطه‌ای هم بشید، باز هم به مشکل برمی‌خورید.
      پس:
      1. قبل از هر چیز با کمک روان‌شناس متخصص، داستان این رابطه را برای خودتون تموم کنید.
      2. بعد از اون، اگر باز هم خواستید با این فرد وارد رابطه بشید، حتما حتما به این سوالات خوب فکر کنید:
      چرا رابطه تموم شد؟ فقط به خاطر مسائل جنسی؟ اگه که برگرده، این موضوع براتون قابل حله (یعنی الان حاضرید که با ایشون وارد رابطه جنسی بشید)؟

      و اما در مورد سوال دوم. طبیعیه که وقتی هنوز رابطه قبلی براتون حل نشده، این فکرها سراغتون بیاد. پس فعلا به خودتون فرصت بدید که این رابطه را درست با خودتون حل و فصل کنید و بعد از اون، به این سوال بپردازید.

  • سلام .من نزدیک یک سال و نیم با آقایی بودم که هیچ تشابهی با هم نداشتیم اما به معنای واقعی عاشقش بودم.اون آقا اون جور که باید تو رابطه باشن نبود و تا میذاشتم میرفتم انقدر دنبالم میومد تا دوباره اوکی می‌شدیم اما روز از نو روزی از نو .تا اینکه من گذاشتمش کنار.چجوری کنار بیام با نبودش و فراموشش کنم ؟چجوری یه آدم باید عشقشو کنار بذاره؟اصلا نمی‌فهمم. کلی موقعیت عالی برای رابطه و ازدواج دارم اما اصلا نمیتونم به کسی فکر کنم.
    میترسم دیگه نتونم فراموشش کنم .میترسم دیگ غیر از اون نتونم کسی رو بپذیرم و مجبور باشم با کسی باشم که دلم باهاش نیست.

    چی کار کنم؟

    • دوست عزیز
      سلام،

      قبل از هر چیز می‌خوام که خیلی با دقت دو تا پست:
      1. «آیا مورد سوءاستفاده عاطفی قرار گرفته ام؟»
      و 2. «با سوءاستفاده عاطفی چه کار کنم ؟»
      را خوب مطالعه کنید.

      یکی از مهم‌ترین نشانه‌های سوءاستفاده کنندگان عاطفی (emotional manipulators)، تشنه و بلاتکلیف نگه داشتن شما در رابطه هست. پس، اگر با توجه به پست اول، به این نتیجه رسیدید که فرد مقابلتون جز این دسته هستند، توصیه می کنم حتما فاصلتون را با ایشون حفظ کنید.

      اما در مورد بخش دوم سوالتون، باید بگم که شما در یک رابطه بلاتکلیف قرار دارید، به همین جهت این احساسات و دغدغه های ذهنی طبیعیه. تا زمانی که نتونید این رابطه را برای خودتون حل و فصل کنید، با این سوالات درگیر خواهید بود.
      برای همین پیشنهاد می کنم در قدم اول، حتما فاصلتون را با ایشون حفظ کنید و با کمک روان‌شناس به خودتون کمک کنید تا مراحل جدایی را با موفقیت سپری کنید و زندگی جدیدی برای خودتون بسازید.

  • سلام، مرسی از پیج عالیتون. یه سوال داشتم. من با یک آقایی حدودا یک ساله که از راه دور در ارتباطم. قبلا من به ایشون خیلی ابراز احساس می‌کردم ولی ایشون خیلی احساسی نبودند.
    بعد از مدتی من بهشون سرد شدم، و حالا ایشون به من ابراز علاقه می‌کنند. ولی من دیگه نمی خوام باهاشون در ارتباط باشم. ولی نمی دونم چه کار کنم؟

    • دوست عزیز
      سلام
      اگر درست متوجه شده باشم، شما قبلا ایشون را دوست داشتید؛ ولی کم‌کم احساستتون کاهش پیدا کرد و برعکس ایشون علاقشون به شما زیاد شده. می خوام تو این رابطه به دو موضوع توجه کنید.
      اول اینکه. چقدر آینده این ارتباط براتون مهمه؟ آیا واقعا می‌خواید با ایشون دوست باشید یا نه؟ اگر از عدم تمایلتان به ادامه رابطه مطمئنید، بهتره که برای جلوگیری از مشکلات بعدی، ارتباطتان را با ایشون قطع کنید. در پست “چطور رابطه خودمان را تمام کنیم؟» درباره این موضوع به طور مفصل صحبت کردیم. حتما آن را مطالعه کنید.
      دوم اینکه. اگر فکر می‌کنید که می‌خواید به رابطتون فرصت دوباره بدید، به فرد مقابلتون بگید که حتما حتما باید چند جلسه دو نفری با مشاور صحبت کنید. اینکار باعث میشه که هر جفتتون بیشتر و عمیق تر به این رابطه فکر کنید و تصمیم گیری بهتری برای آیندتون داشته باشید.

  • با سلام
    من مدتی هست که توی رابطه ضعف پیدا کردم. شاید به خاطر اینکه شخص مقابلم زیاد سمتم نمیاد. کل رابطه ما در طول روز فقط یک پیام عاشقانه هست و دیگه سکوت کامل تا دوباره فردا صبح همین پیام. خیلی مسخره شده. دلم می‌خواد تمومش کنم اما نمی‌تونم. مدام پیگیر میشم تا یه قرار ملاقات با هم بزاریم در طول هفته. اما اشتیاقی نشون نمیده. مثلا در جواب میگه خبرت میدم. اما من میدونم این خبرت میدم همون جواب منفیه. چیزی که باعث تعجب منه اینه که ایشون به شدت ابراز علاقه میکنن و اینکه منع کردن حرف جدایی رو بزنیم.
    اما همه جوره با رفتارش به من میفهمونه که اولویت نیستم فقط به زبون نمیاره. من نمیخوام اولویتش باشم اما میخوام کنترل رابطه دست من باشه که نیست متاسفانه.

    • دوست عزیز
      سلام

      بودن در رابطه بلاتکلیف، بسیار سخته و فقط فرسودگی میاره.
      به همین جهت، پیشنهاد می‌کنم اگر واقعا می‌خواید که رابطتون ادامه پیدا کنه، حتما به صورت مستقیم و واضح موضع خودتون را بهشون اعلام کنید. مثلا به ایشون بگید که این وضعیت براتون خوشایند نیست و شما برای ادامه رابطه، نیاز به اطمینان بیشتری از ایشون دارید.
      سعی کنید درخواست‌ها و نیازهاتون را در مورد رابطه شفاف و مستقیم بگید. بعد به ایشون فرصت فکر کردن بدهید. احتمالا همون روزهای اول، تغییر زیادی در ایشون مشاهده نمی‌کنید.
      اما خاطرتون باشه که شاید هم اصلا هیچ کدوم از این کارها جواب نده. اون موقع هست که باید در مورد قطع یا ادامه ارتباط تصمیم بگیرید؛ البته توجه داشته باشید که اگر با وجود برآورده نشدن نیازتون باز هم به میل خودتون رابطه را ادامه دادید، یعنی شرایطشون را کامل پذیرفتید!

      و اما نکته ای که در آخر سوالتون بود (اینکه گفته بودید می خواید کنترل رابطه دست شما باشه). خوب به این جمله دقت کنید، کنترل کردن! همانطور که در اکثر پست های همیار عشق گفته شده، رابطه، یک ارتباط دو طرفه است که کنترلش دست یک نفر نیست. شما هر دو با هم باید برای آن تلاش کنید و هر دو سهم مساوی دارید. داشتن این دیدگاه بسیار میتونه به رابطتون آسیب بزنه. سعی کنید هر دو با هم برای رابطه تلاش کنید.

  • سلام، من الان حدود سه ساله یه اقایی رو میشناسم و یه ساله که باهم ارتباط داریم، از لحاظ علاقه ازش کاملا مطمعنم و رابطمون جدی بود، یعنی فقظ صرفا برای گذروندن تایم نبود، خانواده ها هم در جریان دوستیمون بودن
    تا اینکه به دلیل بالا گرفتن دعوا ها (عدم شناخت متقابل از رفتارها) من دیگه نتونستم ادامه بدم و تمومش کردیم، منتها نتونستیم تحمل کنیم و تصمیم گرفتیم بخاطر هم دعواهارو کم کنیم و تلاش کنیم همو درک کنیم، منتها این اقا به دلیل مشکلات شدید مالی که چند ماهی بود باهاش روبه رو شده بود دیگه حاضر نیست رابطه رو از اول شروع کنیم، و هربار به من وعده میده که فلان تاریخ میشینیم صحبت میکنیم و حتی اخرین بار گفت این مشکلات من موقتیه و واسه همیشه نیست، ولی رفتاراش عین وقتاییه که رابطه داشتیم ولی اسمش اینکه ما جدا شدیم!
    من مطمعنم رو اینکه مشکل داره و قصدش پیچوندن نیست
    ولی این شرایط واسم سخته، الان یک ماه و نیمه دارم تحمل میکنم، تحملش خیلی سخته، خیلیا میگن صبر کن، کنارش باش تا مشکلش حل بشه چون با رفتاراش بهم میفهمونه که تنها چیزی که نگهش داشته، حضور منه!
    واقعا نمیدونم باهاش چیکارکنم
    توروخدا کمکم کنید

  • سلام من ۲۰سالمه ودخترم.با یه پسری حدود۴ ساله درارتباطم و خیلی حسمون نسبت به هم عمیقه و قصدمون جدیه منتهی درس هردومون باید تموم بشه خانواده ها الان رضایت نمیدن.توی این۴ سال خیلی مشکلات داشتیم و چند باری ازهم جدا شدیم.جدا شدنمون اینجوری بوده که این اقا با یکی از دوستای من که خیلی باهاش صمیمی بودم دوست شدن.وقتی این موضوع رو فهمیدم ایشون کاملا انکار میکرد و به من میگفت تو دیوونه ای و فحشم میداد.منم به مدت یه سال ایشونو کامل تحت نظر گرفتم تا اینکه با مدرک‌ کامل این دفعه بهش خیانتشو ثابت کردم و ترکش کردم و با کس دیگه ای وارد رابطه شدم به مدت ۳ ماه که به تفاهم نرسیدم و درهمون مرحله اشنایی خانواده ها همه چی به هم خورد و موضوع اصلی اینه که الان۶ ماهه ایشون رفتارش یه روز با من خوبه یه روز بد وقتی هم بهش میگم رفتارت عوض شده میگه نه خجالت بکش من دارم همه سعیمو میکنم که برات کم نزارم خودمو بخاطر تو دارم عوض میکنم.چن روز پیشم بحثمون شد و خودش قبول کرد که عوض شده مثل قبل نیست رفتارش وحرفاش ارزشی برام قائل نمیشه و گف که مشکل روحی داره خود به خود ازم فاصله میگیره دست خودش نیست و گفت میره پیش مشاور تا بهمون کمک کنه اما فقط در حد حرف گفت.الان با این توضیحاتی که گفتم چیکار باید بکنم خواهشا کمکم کنید واقعا بین دوراهی گیر کردم یا بمونم کنازش باشم کمکش کنم یا برای همیشه با این سابقه ای که داره ترکش کنم.

    • سلام دوست خوبم
      رابطه ای که یکبار به هر دلیلی تمام شده باید مجدد مورد بررسی قرار بگیرد و این بار با دیدی باز و منطقی در مورد شروع ان و یا عدم شروع ان تصمیم گرفت.خیانت در یک رابطه و عدم تعهد به ان از مسائلی هست که اگر جدی و درست درمان نشود راه برای خیانت های بعدی هم چنان باز می ماند و شخص خیانت کار ، حق حود می داند که این رفتار را داشته باشد.
      اما بهتر است قبل از اینکه رابطه به سمت اشتباهات قبلی سوق پیدا کند با ایشان صحبت کنید و مسایل و مشکلات را باز کنید و دلایل رفتار ایشان را بپرسید ،پیگیر مشاوره هاشون بشید و در بعضی جلسات حاضر بشید.روند درمان و بهبود شرایطشان را بررسی کنید اگر واقعا دچار مشکلات روحی باشند شما می توانید از طریق مشاور،میزان حاد بودن را متوجه بشید و تصمیم بگیرید. و در صورتی که دلایل قانع کننده ای و قابل حل شدنی دارند ایشان را در رفع مشکلات همراهی کنید و سپس رابطه را ادامه بدهید

مقالات مرتبط