5 گام برای برگرداندن پسر به رابطه (چطور عشقمو برگردونم)

تاریخ آخرین بروزرسانی :

اشتراک گذاری

Share on facebook
فیسبوک
Share on telegram
تلگرام
Share on twitter
توییتر
Share on whatsapp
واتساپ

در کدام زمینه می‌تونیم کمکتون کنیم؟

رزرو نوبت مشاوره

مشاوره روانشناسی برای

ایرانیان خارج از کشور

مشاوره

02122024728
رزرو نوبت

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

عضویت در خبرنامه

5 گام برای برگرداندن پسر به رابطه (چطور عشقمو برگردونم)

 

 

فهرست مطالب

مرحله اول: به خودتان مسلط باشید


هر دو طرف بعد از یک شکست عشقی به هم می‌ریزند و دنیای‌شان زیر و رو می‌شود. اگر زمانی که وضعیت پایداری ندارید و درگیر احساسات مختلف هستید، سعی کنید که عشقتان را برگردانید، فقط باعث بدتر شدن اوضاع می‌شوید. به همین دلیل است که باید بعد از جدایی مدتی به خودتان فرصت دهید تا آرام شوید، بر احساساتتان مسلط شوید و بتوانید وضعیت را عاقلانه و منطقی بررسی کنید. به این ترتیب متوجه می‌شوید که آیا واقعاً در این رابطه شکست خورده شاد و خوشبخت بوده‌اید، آیا واقعاً برای هم مناسب هستید و این که آیا از صمیم قلب می‌خواهید دوست پسر سابقتان را برگردانید.
باید بر دلتنگی غیرقابل تحملتان غلبه کنید و با ذهنیت آرام‌تر و منطقی‌تری فکر کنید. روی خودتان کار کنید و ذهنیت بهتری ایجاد کنید. باید به این نتیجه برسید که: “من برای خوشبخت بودن به او نیاز ندارم، بدون او هم می‌توانم خوشبخت باشم.”

مرحله دوم: این اشتباهات را انجام ندهید


در این بخش به بررسی اشتباه‌های خطرناکی می‌پردازیم که اکثر بانوان بعد از شکست عشقی انجام می‌دهند. این اشتباه‌ها عشق سابقتان را از شما دورتر می‌کند و هر گونه امیدی را برای شروع مجدد رابطه به باد می‌دهد. بدترین ویژگی این اشتباه‌ها طبیعی به نظر رسیدن آنها است.


اختیار و کنترل رابطه به طرف مقابل نسپارید

شاید بعد از جدایی وسوسه شوید که اختیار رابطه‌تان را کاملاً به دوست پسر سابقتان بسپارید تا هر کاری که می‌خواهد انجام دهد. این تفویض اختیار را به این امید انجام میدهید که شاید حس قدرتمند بودن باعث شود که او دوباره نزدتان برگردد. این اشتباه بزرگ را انجام ندهید، چون تنها پیامی را که به او منتقل می‌کند، این است که او صاحب اختیار است و شما را کاملاً تحت کنترل دارد، پس خاطرش جمع می‌شود که هر وقت خواست می‌تواند نزدتان برگردد و به این ترتیب هرگز دلش تنگ نمی‌شود و هیچگاه دوباره با شما وارد رابطه نمی‌شود. اگر هر چیزی را که از شما می‌خواهد، بدون کمترین تلاشی یا حتی بدون از سرگیری مجدد رابطه به دست بیاورد، واقعاً دیگر چه انگیزه‌هایی برایش باقی میماند که او را به شروع مجدد دوستی ترغیب کند؟ هیچ انگیزه‌ای؛ شما به دست خودتان آتش این عشق را برای همیشه خاموش کرده‌اید.

به علاوه اگر اختیار مطلق را به پسری بدهید که شما را رها کرده است و هر چیزی که می‌خواهد، در اختیارش بگذارید، به جز این که ناامیدی و درماندگیتان را به او اثبات کنید، کار دیگری نکرده‌اید. او متوجه می‌شود که چقدر ناامید و تا چه حد نیازمند عشق او هستید، به این ترتیب تمایلش برای دوستی با شما به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه از بین می‌رود و تمام امیدهایتان برای برگرداندن او نقش بر آب می‌شود.

به او ابراز محبت و تمایل نکنید

این اشتباه مرتبط با همان اشتباه قبلی است، فقط به جای این که سعی کنید با کنار آمدن با رفتارهای بدش او را ترغیب به شروع دوباره‌ دوستی بکنید، تلاش می‌کنید تا باران مهر و محبت را بر سرش بریزید تا قبول کند که دوباره نزدتان برگردد. اشتباه کلیدی در هر دو حالت این است که سعی می‌کنید او را ترغیب کنید که نزدتان برگردد. این تلاش‌ها شما را ناامید و نیازمند عشق نشان می دهد و او را کاملاً از شما دور می‌کند.

برای بازگشت به رابطه التماس نکنید

اشخاص به دنبال ترحم هستند به هیچ وجه جذاب نیستند. هیچ جذابیتی در التماس کردن وجود ندارد. وقتی اولین بار یکدیگر را دیدید و او عاشقتان شد، مطمئناً به او التماس نکردید که دوستتان داشته باشد. برای جلب عشق او و قرار گذاشتن با او به حس دلسوزی و ترحمش تکیه نکردید. التماس کردن و برانگیختن حس دلسوزی پسری که شما را ترک کرده است، هیچ فایده‌ای ندارد و فقط او را مطمئن می‌کند که کار درستی انجام داده که شما را رها کرده است. التماس کردن موج مثبت‌تان را از بین می‌برد و تصویر یک دختر درمانده و ناامید را از شما به نمایش می‌گذارد که به هیچ وجه خوشایند نیست و عشق سابقتان را وادار می‌کند که هر چه سریعتر برای همیشه شما را از زندگی‌اش کنار بگذارد.

حتما بخوانید: بدون عشقم نمیتونم

حسادت نکنید

قبول داریم که عذاب آور است عشق سابقتان را دست در دست دختر دیگری ببینید؛ این قرارهای عاشقانه جدید به این معنا است که شما دیگر هیچ امیدی نباید داشته باشید، درست است؟ باید بگوییم که اوضاع آنقدر که شما فکر می‌کنید، بد نیست. رابطه‌هایی که بعد از شکست در یک رابطه جدی شروع می‌شود، از روی سرخوردگی و ناامیدی است و بنیان محکمی ندارد. چنین رابطه‌هایی هیچ کمکی به فراموش کردن دوستی قبلی نمی‌کند. این رابطه های سطحی فقط به عشق سابقتان یادآوری می‌کند که چقدر در کنار شما احساس خوشبختی و رضایت می‌کرده است و به این ترتیب برای برگشتن پیش شما راغب‌تر می‌شود.

با دوست پسر سابق مدام تماس نگیرید

این اشتباه به نقض قانون اول مربوط می‌شود و یکی از مهمترین دلایل برای وضع قانون “تماس ممنوع” است. غریزه‌تان شما را وادار می‌کند که تلفن‌تان را بردارید و پشت سر هم به او زنگ بزنید و برایش پیام بفرستید. دلتان برای او تنگ شده، دوست دارید با او حرف بزنید، می‌خواهید از زبانش بشنوید که چقدر دوست‌تان دارد، تمام وجودتان می‌خواهد که با او تماس بگیرید.

اما متاسفانه غرایزتان در این مورد علیه شما کار می‌کنند. اگر با او تماس بگیرید، فقط او را از خودتان دورتر کرده‌اید و او به این نتیجه می‌رسد که چه کار خوبی کرده است که با این دختر سمج و مزاحم به هم زده است. بنابراین مهم نیست چقدر برایتان سخت است، اما اگر می‌خواهید دوست پسرتان را برگردانید، اجازه ندارید که قانون شماره یک را زیر پا بگذارید. تخطی کردن از قانون تماس ممنوع اشتباه بزرگی است که عشقتان را برای همیشه از شما جدا می‌کند.

برای اینکه نحوه اجراء دوره ممنوعیت تماس را بیاموزید پادکست صوتی زیر را گوش دهید.

برخورد سرد یا تند و زننده با او نداشته باشید

باز هم غریزه‌تان به ضررتان کار میکند و شما را ترغیب میکند که با دوست پسر بیرحمی که قلبتان را شکسته است، بدرفتاری کنید. کاملاً طبیعی است که بخواهید متقابلاً او را آزار بدهید. اما با این رفتارهای زننده به او نمی‌رسید و فقط او را در تصمیمش برای جدایی از شما مصمم‌تر می‌کنید. حتی اگر این بدرفتاری ها در کوتاه مدت دلتان را خنک کند، در بلند مدت با دور کردن او باعث میشود که زخم قلبتان دیگر التیام پیدا نکند.

به خاطر بسپارید که خرد کردن غرور و شخصیت عشق سابقتان باعث نمی‌شود که بخواهد دوباره با شما وارد رابطه شود. با این کار فقط خودتان را از چشم او می‌اندازید و برای همیشه از دستش می‌دهید.

تلاش نکنید حسادتش را برانگیزید

اگر میخواهید در مقابل عشق سابقتان خودنمایی کنید و با قرار گذاشتن با پسرهای دیگر به او نشان دهید، که رفتنش اصلاً برایتان مهم نبوده و حسادتش را تحریک کنید، باید بدانید که این نمایش بچگانه فقط ناامیدی و درماندگیتان را نشان می‌دهد. او ذهنتان را مانند یک کتاب می‌خواند و حس می‌کند که می‌خواهید او را بازیچه خودتان قرار بدهید؛ از طرفی فقط به خاطر این که حس حسادت او را تحریک کنید، شروع به قرار گذاشتن با بقیه کرده‌اید، پس او هنوز شما را تحت کنترل دارد. هیچ مردی دوست ندارد که با احساساتش بازی شود، بنابراین به جای این که عشق سابقتان به مردهای جدید دوروبرتان حسودی کند و بخواهد جایگاهش را پس بگیرد، فقط با تنفر و رضایت از رها شدن از این رابطه نامناسب از شما رو برمی‌گرداند.

در مورد رابطه و عشق از دست رفته با او وارد مکالمه نشوید

اگر به عشق سابقتان فرصت بدهید که خودش به تنهایی فکر کند و به این نتیجه برسد که چقدر وجودتان برایش مهم است، این نتیجه‌گیری بسیار موثرتر و قدرتمندتر از زمانی خواهد بود که شما او را ترغیب به شروع مجدد رابطه کنید. همگی ما باوری را که خودمان به آن رسیده‌ایم، بسیار بیشتر از باوری قبول داریم که دیگران به ما القاء کردهاند. بنابراین بگذارید خودش به نتیجه برسد. از او نپرسید که زندگی عشقی‌اش بعد از شما چطور شده است، بگذارید خودش بفهمد که زندگیاش بعد از شما چقدر بیروح و کسل‌کننده شده است.

مرحله سوم: خودتان را قوی کنید


احتمالاً از خودتان می‌پرسید که در این یک ماهی که اجازه تماس گرفتن با عشق سابقتان را ندارید، چه کار باید بکنید. جواب بسیار ساده است: در این مدتی که او هر روز از غم دوری شما ضعیف‌تر می‌شود، باید خودتان را قوی‌تر کنید.

همان طور که او هر روز بیشتر و بیشتر متوجه غیبت شما می‌شود و جای خالیتان را بیشتر حس میکند، شما باید خودتان را بهتر، قوی‌تر و مستقل‌تر کنید و سلامت جسم و روحتان را ارتقاء دهید. یک طرف شما هستید که خودتان را وقف رشد فردی کرده‌اید و به یک دختر شادتر و با اعتماد به نفس بالاتری تبدیل شده‌اید که میتواند عاقلانه درباره روابطش تصمیم بگیرد و در طرف دیگر پسری است که یاد یار هر روز در ذهنش پررنگ‌تر می‌شود، دلتنگی‌اش هر روز بیشتر می‌شود و در نهایت تصمیم می‌گیرد به نزد دختری برگردد که روزی رهایش کرده بود.

افکار و احساسات منفی را دور بریزید

 سم این شکست عشقی را از فکر و ذهنتان پاک کنید و درد و دلشکستگی این جدایی را پشت سر بگذارید. اگر با این شکست عشقی کنار نیایید، این افکار مسموم و روحیه منفی سرشار از درد و ناامیدی اجازه نمیدهد که بتوانید دوباره با او آشتی کنید و او را برگردانید عشقتان را برگردانید.

قبول کنید که اگر ذهنتان علیه این رابطه باشد، نمیتوانید عشق سابقتان را برگردانید. احساسات و افکار منفی علیه شما کار میکنند و عشقتان را از شما دورتر میکنند، اما احساسات و افکار مثبت به نفعتان کار میکنند و مانند آهنربا او را به طرفتان میکشند. برای این که معشوق از دست رفته را نزد خودتان برگردانید، به احساسات مثبت نیاز دارید و برای ایجاد این موج مثبت باید افکار منفی را دور بریزید.

بهترین و موثرترین راه برای رهایی از احساسات منفی این است که واقعیت را بپذیرید و قبول کنید که رابطه‌تان به اتمام رسیده است. دیگر چیزی برای غصه خوردن، پشیمان شدن، امید داشتن یا نگران شدن وجود ندارد، همه چیز تمام شده است. اگر رابطه تمام شده را به گذشته بسپارید و بپذیرید که فعلاً هیچ رابطه‌ای ندارید، منشأ احساس ناامنیتان از بین میرود و این قدرت را پیدا میکنید تا امواج مثبت را جذب کنید.

چیزهایی که شما را به یاد او می اندازد فعلا کنار بگذارید

اولین و بهترین گام برای سمزدایی بعد از یک شکست عشقی این است که هر چیزی را که دوست پسر سابقتان را به یادتان می آورد، کنار بگذارید. لازم نیست یادگاری‌های او را دور بریزید، اما باید آنها را از جلوی چشمانتان دور کنید و جایی بگذارید که در دسترس و در معرض دید نباشد تا داغتان دوباره تازه نشود.

تمام عکس‌های او را از روی حافظه گوشی و رایانه‌تان پاک کنید. ایمیل‌ها و پیام‌هایشان را پاک کنید تا دیگر چشمتان به اسمش نیفتد. تمام هدیه‌ها و هر وسیله‌ای که یادش را زنده می‌کند، در جایی دور از دید بگذارید. هدف این است که هیچ چیزی اطرافتان نباشد که هر روز او را به یادتان بیاورد.

اجازه ندهید وابستگی شما را ضعیف و درمانده کند

هر چه بیشتر درباره پسری که شما را ترک کرده است، فکر کنید، بیشتر دلتنگش می‌شوید. به همین دلیل است که مقابله آگاهانه با فکر و یاد عشق از دست رفته در بلندمدت برایتان مفید است، چون اگر ذهنتان دائماً مشغول او باشد، او قدرت بیشتری بر شما پیدا می‌کند و شانس‌تان برای برگرداندن او کمتر می‌شود. به جای این که شب و روز به او فکر کنید، مشغولیت‌هایی برای خودتان ایجاد کنید تا حواستان پرت شود و بتوانید دوست پسرتان را برای مدتی فراموش کنید، به این ترتیب روح و ذهنتان آرام می‌شود و از خودخوری و نگرانی دست برمی‌دارید.

بهترین و موثرترین راه برای رهایی از احساسات منفی این است که واقعیت را بپذیرید و قبول کنید که رابطه‌تان به اتمام رسیده است. دیگر چیزی برای غصه خوردن، پشیمان شدن، امید داشتن یا نگران شدن وجود ندارد، همه چیز تمام شده است. اگر رابطه تمام شده را به گذشته بسپارید و بپذیرید که فعلاً هیچ رابطه‌ای ندارید، منشأ احساس ناامنی‌تان از بین می‌رود و این قدرت را پیدا می‌کنید تا امواج مثبت را جذب کنید.

نقاط منفی رابطه را مرور کنید

یک راه ساده برای غلبه بر قدرت دوست پسر سابقتان این است که یک کاغذ و قلم بردارید و تمام نقاط منفی رابطه و خصوصیات نامطلوب او را بنویسید. هر کاری که او انجام داده و ناراحتتان کرده، تمام ویژگی های منفی رابطه و دوست پسرتان و حتی تمام معایب مجرد نبودن و در رابطه بودن را بنویسید. تمام این نقاط منفی را بنویسید و روی آنها تمرکز کنید. به این ترتیب ذهنتان را مجبور می‌کنید که بفهمد این رابطه شکست خورده چندان هم عالی و مایه خوشبختی نبوده است و دلایل متعددی برای ناراحتی داشته‌اید. تهیه فهرست نقاط منفی رابطه کمک می‌کند تا گام بلندی را برای دور شدن از سلطه مردی بردارید که شما را ترک کرده است.

چرا رابطه ما به جدایی کشید؟

برای درک بهتر این موضوع و پاسخ به این سوال حتما پادکست صوتی زیر را گوش دهید.

برخودسازی و تندرستی تمرکز کنید

بهترین لطفی که میتوانید در حق خودتان بکنید، این است که روی خودتان تمرکز کنید و سعی کنید که به بهترین نسخه از خودتان تبدیل شوید. یکی از بهترین کارهایی که میتوانید در این یک ماهه ممنوعیت تماس انجام دهید، ورزش کردن است.

ورزش کردن هم تناسب اندام و شادابی ظاهری را برایتان به ارمغان می‌آورد، هم کمک می‌کند تا فکر عشق سابقتان را از ذهنتان پاک کنید و تمرکز و انرژی‌تان را روی تمرین های ورزشی بگذارید. به علاوه ورزش کردن روحیه‌تان را بهبود می‌دهد و باعث می‌شود که احساس بهتری درباره‌ خودتان داشته باشید. اندورفینی که حین ورزش کردن آزاد می‌شود، کمک می‌کند تا سمزدایی بعد از شکست عشقی سریع‌تر انجام شود و زودتر او را فراموش کنید.

انرژی مثبت داشته باشید

حال و هوای هر کسی و امواجی که از او ساطع می‌شود، به روحیه و خلق و خویش بستگی دارد. حال و هوایتان همان حسی است که واقعاً در این لحظه دارید، نه آن چیزی که تظاهر می‌کنید، همان چیزی که در اعماق وجودتان حس می‌کنید. این انرژی و روحیه می‌تواند به نفع یا به ضررتان عمل کند. وقتی سرشار از شادی، آرامش و انرژی مثبت باشید، موج مثبتی از شما ساطع می‌شود که دیگران را جذب می‌کند. اما وقتی مضطرب، نگران، ناامید و ناراحت باشید، این احساسات منفی بر حال و هوایتان اثر می‌گذارد.

هیچ چیزی برای مردان جذابتر از زنی نیست که انرژی مثبت در تک تک سلول‌هایش جریان دارد. مردان جذب زنانی می‌شوند که زندگی مستقل خود را دارند و خودشان می‌توانند به تنهایی خوشبخت باشند.
بنابراین با انجام دادن کارهایی که دوست دارید، این انرژی مثبت را در خودتان ایجاد کنید. این تقویت روحیه کمک می‌کند تا شکست عشقی‌تان را فراموش کنید و جذابیت بیشتری برای عشق سابقتان پیدا کنید. در این مدتی که از او فاصله گرفته‌اید، زندگیتان را مملو از کارها و چیزهایی بکنید که دوست دارید.

 

مشاوره تخصصی بازگشت به رابطه

جهت دریافت مشاوره تخصصی بازگشت به رابطه به اینجا مراچعه کنید.

 

برای برگرداندن دوست پسر سابق به رابطه، لازم است در مرحله اول به خودتان مسلط شوید. در مرحله دوم از اشتباهاتی مانند سپردن همه اختیار و کنترل رابطه به طرف مقابل، ابراز محبت و تمایل زیاد، التماس کردن برای بازگشت به رابطه، حسادت کردن، تماس گرفتن مداوم با دوست پسر سابق، برخورد سرد یا تند و زننده با او و مهم‌تر از همه صحبت کردن با او در مورد رابطه و عشق از دست رفته پرهیز کنید. در مرحله سوم بر تقویت روحیه خودتان و قدرتمند شدن تمرکز کنید. افکار و احساسات منفی را دور بریزید، چیزهایی که شما را به یاد او می اندازد فعلا کنار بگذارید و اجازه ندهید وابستگی شما را ضعیف و درمانده کند. برخودسازی و تندرستی تمرکز کنید، ورزش کنید و انرژی مثبت داشته باشید تا بتوانید او را دوباره جذب خودتان کنید.

سوالات رایج برگرداندن پسر

احتمال برگشتن عشقم چقدر است؟

برای اینکه متوجه بشوید احتمال بازگشت عشقتان چقدر است می‌توایند در آزمون سنجش احتمال بازگشت عشق شرکت کنید.

اگر مدت زیادی از جدایی گذشته باشه آیا بازهم امیدی هست؟

درست است که با گذشت زمان احتمال بازگرداندن رابطه کمتر می‌شود اما در صورتی که مسیر بازگشت را درست و اصولی طی کنید می‌توانید درصد موفقیت‌تان را تا حد خیلی خوبی بالا ببرید.

با توجه به شرایط خاص من دوره برای من مناسب هست؟

با توجه به اینکه هر رابطه‌ای شرایط خاص خود را دارد در کنار فایل‌های آموزشی یک مشاور روانشناس اختصاصی برای شما در نظر گرفته می‌شود که در طول مسیر شما را همراهی و راهنمایی کند تا بتوانید تمام آموزه‌های دوره را به درستی و با توجه به شرایط رابطه‌تان اجرا کنید.

طرف مقابل من خیلی مغروره، آیا می‌تونم برگردونمش؟

همین فرد مغرور قبلا یکبار مجذوب شما شده، غرورش را کنار گذاشته و برای شروع رابطه پیشقدم شده است اما ممکن است شما در طول رابطه‌تان اشتباهاتی را خواسته یا ناخواسته مرتکب شده باشید که او را از خودتان دور کردید. در صورتی که گام به گام مطابق آموزه‌های دوره پیش بروید و ارزشمندی‌ها و جذابیت‌هایتان را پررنگ‌تر کنید و او را به همان آدم روز اول تبدیل کنید.

من به هیج وجه نمی‌خوام اول بهش پیام بدم میشه کاری کرد که اون خودش برگرده؟

بله، در دوره تکنیک‌هایی به شما آموزش داده می‌شود تا مسیری را برای او ایجاد کنید که او خودش برای بازگشت به رابطه پیش قدم شود.

برای توضیحات بیشتر حتما پادکست زیر را گوش دهید.

رابطه ما راه دوره، برای رابطه‌های راه دور هم قابل استفاده هست دوره‌تون؟

بله. اتفاقا برای عده‌ای دور بودن برای بازگشت به رابطه یک مزیت بحساب می‌آید و در دوره بخشی مختص این شرایط در نظر گرفته شده است.

اشتراک گذاری مقاله

Share on facebook
فیسبوک
Share on telegram
تلگرام
Share on twitter
توییتر
Share on whatsapp
واتساپ

در کدام زمینه می‌تونیم کمکتون کنیم؟

رزرو نوبت مشاوره

مشاوره روانشناسی برای

ایرانیان خارج از کشور

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

عضویت در خبرنامه

پرسش و پاسخ کوتاه

برای پرسش و پاسخ کوتاه سوال خود را از طریق فرم زیر مطرح کنید. پاسخ، زیر این مقاله در سایت منتشر می شود و به ایمیلتان هم ارسال خواهد شد. برای گرفتن نوبت و مشاهده شرایط مشاوره و گفتگوی آنلاین یا تلفنی با مشاورین روانشناس رادیو عشق اینجا کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

  • دوست عزیز موارد زیادی هست که باید برای جواب دادن به این سوال بررسی بشه. نحوه آشناییتون، اتفاقات مهم درون رابطه تون، اقدامات بعد از جدایی و شرایط خاص هر کدومتون باید بررسی بشه و مشکلاتی که دارید ریشه یابی بشه. بهتون توصیه می کنم صفحه بازگشت و ترمیم رابطه رو ببینید تا بیشتر راهنمایی بشید.

  • ریحانه عزیز سلام. احسسات شما برای ما قابل درکه، برای مدیریت این شرایط ابتدا باید حال بحرانی که دارید، افکار منفی مخرب و هیجانات ناشی از اون رو مدیریت کنید تا یک تصمیم منطقی و اصولی بگیرید نه تصمیمی از روی ضعف و وابستگی. پیشنهاد می کنم صفحه من ارزشمند بدون تو رو مطالعه کنید عزیزم.

  • دوست عزیزم سلام. احساسات شما رو درک می کنیم. به شما توصیه می کنم صفحه بازگشت و ترمیم رابطه رو مطالعه کنید تا موارد مهم تری در اینباره بیاموزید…

  • دوست عزیزم برای اینکه بتونیم کمکتون کنیم به اطلاعات جزئی تری نیاز داریم. سنتون، نحوه آشناییتون دلیل جداییتون و خیلی موارد مهم دیگه

  • سلام من ۱۸ سالمه و اون ۱۹
    من با یه پسری به مدت یک سال دوست بودم ولی تازه باهام بهم زده
    واقعا دوسش دارم
    تو این مدت رو خودم کار کردم، اشتباهاتمو فهمیدم و واقعا میخوام اصلاحش کنم، نه بهش زنگ زدم نه پیام دادم و التماس کردم
    اما اون تا الان بهم پیام نداده، نزدیک ۴۰ روز از جداییمون میگذره
    به نظرتون اشتباهه که من پیش قدم بشم و پیام بدم؟ آیا پیام دادنم باعث میشه دلش برام تنگ نشه؟ اخه ما سنمون کمه واقعا میترسم اگه مدت زمان بیشتری بگذره بتونه کامل فراموشم کنه و به نبودم عادت کنه.
    باید چیکار کنم؟

    • زهرای عزیز سلام
      اینکه بهتره پیام بدی یا نه کاملا به شرایط اختصاصی شما و رابطه تون بستگی داره. اینکه رابطه شما چطور شروع شده، چی بینتون گذشته دلیل جدایی چی بوده اقداماتون بعد از جدایی چی بوده و خیلی چیزهای دیگه که اگر بررسی نشه توصیه ما فقط شبیه به نسخه پیچی میشه. پیشنهاد می کنم با یه مشاور صحبت کنی تا با بررسی جزئیات دقیق رابطه ات بهتر کمکت کنه.

  • تویه گپ کوچیکی ک متعلق به دوست خواهرم بود باهاش آشنا شدم و بزرگترین اشتباهم این بود ک با هویت جعلی باهاش چت کردم فکر میکردم یه گپه مث بقیه گپا بعد زود فراموشش میکنم مث بقیه کسایی ک باهاشون چت میکردم.پسر با شعور و عاقلی بود هردومون همسن بودیم یعنی ۱۷.به شدت از عاقل بودنش خوشم میومد رازای واقعیمو بهش میگفتم و با حرفای قشنگ و شیرینش کمکم میکرد با اون صدای دلنشینش برام ویس میفرستاد و از معایب رابطه و دوستی های پوشالی میگفت.نفهمیدم چطور عاشقش شدم اون رل دوست خواهرم بود.ای کاش همون اول بهش اعتماد میکردم و بخاطر اینکه چن تا بچه منو نشناسن و ندونن ک خواهر همکلاسیشونم بهش دروغ نمیگفتم. روز معلم گوشیم داغون شده بود واسش عکس نوشته روز معلم فرستادم آخه دانشجوی فرهنگیان بود خداحافظی تلخی داشتیم من عاشقش شده بودم ولی فکر میکردم ی حس سادس گوشی رو کنار گذاشتم و محل کارم ک بخاطر کرونا تعطیل بود باز شد و من سرکار رفتم دوباره.عجیب دلتنگش بودم و قابل فراموشی نبود اون پسر مهربون. محل کارم اتوبوس لازم داشت هرروز با اتوبوس میرفتم تا اینکه یه روز چشمم خورد ب یه قیافه آشنا .همون چشم های زیبا.همون صورت مهربون.از پشت پنجره دیدمش داخل یه املاک نشسته بود .مطمئن نبودم خودشه ولی قلبم بدجوری میتپید و اصرارداشت که بگه همونه.خودش بود.هرروز میدیدمش بعداز ظهر از پشت پنجره اتوبوس.من یه دروغ گفتم که واقعا پشیمونم و خدا اونو هرروز تو مسیرم قرار داد که عاشقش بشم و زجر بکشم.دیوونش بودم .نمیدونستم چیکار کنم.روز ها گذشت.گوشی ساده ای دستم اومد و بهش پیام دادم که گفت شما؟وقتی دیدم منو یادش نیست ناراحت شدم آخه میتونس تو تل ببینه ک منم.دیگه بهش پی ام ندادم تا اینکه گوشی خریدم.روز های سختی بود چون واقعا دلتنگش بودم حتی چندبار بخاطرش تشنج کردم همینطور تب و لرز.گوشی ک خریدم با ی اکانت ب اسم لیدیا بهش پی دادم و تو گپی ک از قبل طرح ریخته بودم و توش مدیر بودم ادش کردم با مدیر اصلی گپ هماهنگ کردم ک هر کی اومد فک کنه منو مدیر گپ باهم رلیم.اون که اومد گفت منو یاد کسی میندازی.قلبم بدجوری تپید.ولی انکار کردم.اکانتی ک اون میشناخت رو هم اد زدم بحث چت س… رو پیش اوردیم بعد گفتم میام پیشت ولی بلاکش کردم.فقط خواستم یاد من بیوفته یعنی یاد نرگس.اومد پیویم گفت دنبال دوستم میگردم اسمش ساحله گفتم خودمم خیلی ناراحت بودم ک ای کاش حقیقتو باش میگفتم.اینقدر باهم صمیمی شده بودیم ک به شدت اخلاقمو دوست داشت.یه عکس فیک براش فرستادم که ای کاش نمیفرستادم اون عاشق ساحل دروغی شده بود کارم هرشب شده بود اشک ریختن.هرشب بعد حرف زدنمون که لبخند به لبم میومد بعدش بالشم از اشک خیس میشد چون میدونستم این محبتا همش مال نرگسه نه من.مال نرگس دروغین.خدا بدجوری بابت اون دروغ بچگانم عذابم میداد.دیگه واقعا نایی نداشتم بهش پی دادم که خواستگار دارم و واقعا هم داشتم همه قبولش کردن منم همینطر دوسش نداشتم ولی خب خانوادم اصرار کردن.همش دعا میکردم آزمایشا به نفع من باشه و باهم ازدواج نکنیم.شبی ک با عشقم خدافضی کردم شب بدی بود من واقعا عاشقش بودم.اگه دوستای خواهرم منو بابت داشتن چهره نه چندان زیبام و مشکل نقص عضوم مسخرم نمیکردن و اعتماد ب نفسمو از بین نمیبردن هیچوقت ب عشقم دروغ نمیگفتم.اخلاقم واقعا جذاب بود واسه همه.باهاش که خدافظی کردم بدترین شب عمرم بود ولی خب فایدش چی بود اون منو دوست نداشت نرگس/ساحلو دوست داشت.خیلی بابت اون دروغم پشیمون بودم اینقدر اشک ریختم .تحملم تموم شد رفتم پیش بابای دوستم طراح بود بهم یاد داد باهم تابلو نقاشی بکشیم یاد گرفتم تقریبا .موقعی ک با هویت دروغیم بودم بهش گفتم حاضرم یه طرح از چهرش بکشم و بهش بدم روز معلم. با اینکه بلد نیسم ولی میکشم چون واقعا برام ارزشمنده.اون مث یه معلم واقعی باهام خوب بود با همون سن کمش.خواستم خودم باشم.ولی مهربون تر.خواستم همه اون چیزایی ک حسرت داشتن باهاشو داشتم عملی کنم.همه اون چیزایی ک تو چتامون داشتیم.با اسم اصلیم رفتم تو دایرکتش آیدی تلمو دادم گفتم بیاد تل.اومد بهش گفتم عاشق ی پسرم ک تو املاک هرروز میبینمش و شباهت عجیبی بهش داره.انکار کرد گف اون نیس .ولی قلب من میدونس اونه.اصن بهم پی نمیداد همش خودم پیشقدم میشدم.عکس خواست گفتم زشتم گفت ایراد نداره مهم باطنه نه ظاهر.فرستادم.ازم تعریف کرد.اونشب شکستم،اگه میدونستم ازم تعریف میکنه و مسخرم نمیکنه همون اول خودم میبودم.ازش عکس خواستم داد و منم رفتم با بابای دوستم کشیدمش تابلو نقاشی آماده شد.رفتم پی بهش گفتم برام ی کاری انجام بده.بیاد حرم و تابلویی ک واس اون پسر تو املاک خریدمو برام نگه داره ک داداشم نبیننش.قلب مهربونش قبول کرد و اومد حرم.بهش تابلو رو دادم.اولین بار بود ک انقدر بهم نزدیک بودیم فشارم افتاد.قلبم میکوبید به طرز عجیبی.شب بهش پی دادم گفتم تو اتوبوس از دستم افتاد ببینه نشکسته باشه.بازش کرد و نقاشی خودشو دید خیلی خوشحال شد واقعا خوشحالیش خوشحالم کرد.باهام مهربونتر شده بود.بهترین حسو داشتم .تا اینکه رل قبلیش فهمید و رفت پیویش.تازه با دوس پسرش کات کرده بود.اومد همه چیزو خراب کرد باهام بد شده بود .برای اینکه بیشتر جذبش کنم باهاش رفتم تو رابطه جن… ولی بازم فایده ای نداشت.اون دختر اومد و اونو ازم دور کرد.تا اینکه بهم پی داد ک میخواد باهام رابطه رو تموم کنه.من واقعا عاشقش بودم و خیلی شکستم.اون دختر از سر هوس اومد باهاش و من بخاطر عشقم سرخورده شدم.اون راحت عشق منو ب دست اورد و من کلی بخاطرش اذیت شدم و گریه کردم تازه داشتم طعم خوشی رو احساس میکردم ک همه چی رو اون دختر خراب کرد.بخاطر اون دختر رابطه رو با من تموم کرد.من براش همه چیز بودم.از هر نظر براش کم نزاشتم چون عاشقش بودم فک میکردم اگه خودم باشم و مهربون تر ،دیگه واقعا عاشقم میشه.ولی ورق برگشت.شبی که تابلو رو دید گفت ارزو میکنم ب عشقت برسی.گفتم امکان نداره ،من رویایی نیسم.گفت رویا نیس باید باور داشته باشی.من باور کردم ولی باورام به فنا رفت.من خودم بودم ولی نتونسم مال خودم کنمش.اون عاشقم نشد ولی عاشق ساحل شده بود قبلا یعنی هویت جعلی خودم.منو بلاک کرد از همه جا.الان واقعا داغونم.ای کاش هیچوقت دروغ نمیگفتم.ای کاش خودم بودم واقعا هرشب کارم شده گریه.خاطرات خوبمون جلو چشامه.خدا بدجوری تقاص دروغمو داد من واقعا تنبیه بدی شدم خدا منو تنبیه کرد تا دیگه دروغ نگم.من یکسال به پای عشقش سوختم حالا واقعا نمیدونم چیکار کنم.هنوز بهش نگفتم من همون ساحلم.واقعا نمیدونم چیکار کنم.بیشتر داداش مجازیام وقتی عکس من و یلدا رو دیدن گفتن من خواستنی ترم.ولی فقط اونه ک اصلا من براش مهم نیسم.واقعا داغونم لطفا یه راه حلی پیش پام بگزارید.ممنونم

    • دوست عزیز سلام
      از شنیدن داستانت متاثر شدم، واقعا احساسات رو خوب بیان کردی و برای من قابل درکه که چقدر روزهای سختی رو گذروندی. من بهت پیشنهاد می کنم با یه مشاور صحبت کنی، رابطه شما باید بررسی بشه، ویزگی های شخصیتی هردوتون، کیفیت و جزئیات رابطه تون همه باید بررسی بشه تا ببینیم چطور حال شما بهتر میشه و می تونی یه تصمیم درست برای خودت و رابطه ات بگیری.

  • سلام من ی دختر۱۶ساله ام
    نمی‌دونم شما به عشق تو ی نگاه اعتقاد دارین یا نه
    هشت نه روز بود باهم وارد رابطه شدیم من یه شهر دیگه اونم یه شهر دیگه
    ولی باز عاشقش بودمو هستم
    اوایل خوب بود مهربونم بود بعد چند وقت هرچی پیام دادم سین نکرد جواب نداد
    ولی چون عاشقش بودم هی زنگ زدم هی پیام دادم
    تا اینکه جواب داد گفت من مشکلی برام پیش اومده او اینا گفت که گوشیش خرابه او اینا که پولم نداره تعمیرش کنه تا اینکه سر برج بشه تا حقشو بگیره والانم داره باگوشی مامانش باهام چت می‌کنه و اینا
    گفتم من تمام پول تعمیرشو میدم ولی قبول نکرد
    بازم تا چند روزی باهم بودیم ک یهو باز مث قبلا کلا سین نکرد پیامامو آنلاین بود ولی جواب منو نداد نمی‌دونم چرا الآنم دارم میمیرم
    بخدا نمی‌دونم چیکار کنم توروخدا کمکم کنین
    خداییی قلبم درد می‌کنه
    راستشو بخواین چن وقته بخاطر علاقه زیاد اشتهامو از دست دادم لاغر شودم همش بهش فک میکنم استرس میگیرم بگین چی کار کنم که برگرده

  • سلام من یه دختر 18 سالم با یه پسری که یک ماه از خودم بزرگتره حدود یکساله در رابطه بودم و مادرش منو میشناسه و یکی دوبار مارو بیرون بردهمن این پسرو خیلی اذیتش کردم و بهش دروغ گفتم . خیانت نکردم اما همش راجب عشق سابقم حرف میزدم یا یه دروغای شاخ داری میگفتم که اون روم غیرتی بشه مثلا میگفتم حاملم و … اون منو خیلی دوست داشت پدر مادرش جدا شدن و میگف فقط تو به حرفام گوش میدی و حوصله منو داری . یکی دوبار جدا شدیم سر اینکه من زیاد راجب عشق سابقم حرف میزدم البته اینم بگم که باهم دوستن . قبل عید من با یکی از دوستای پسر که رفیق مشترکمون بود ولی دوست پسرم ازش بدش میومد بیرون رفتم و اون خیلی ناراحت شد چون گفته بود نرم و حتی چت هم نکنم باهاش من خانوادم بشدت مذهبین وقتی خانوادم فهمیدن خواستن برن دم خونه اون دوستمون و دعوا کنن با اینکه هیچ ربطی به دوست پسرم نداشت ولی اومد که اونشب تنها نباشم و چند روز بعدشم با پدرم حرف زد تا منو کتک نزنن و آروم باشه و همه داستان اینکه ما اکیپ هستیم و… رو تعریف کرد . خیلی ریسک بزرگی بود چون ممکن بود پدرم باهاش کتک کاری کنه ولی خب نکرد . من وقتی خانوادم فهمیدن گوشیمو گرفتن و حتی الانم با لپ تاپ اینو مینویسم بار آخر من تو تلگرامم یه کانال زده بودم به اسم عشق سابقم و دوست پسرم فهمیده الان اومده تموم کرده ولی یکی دوجا شنیدم که گفته هنوز دوسش دارم ولی دیگه خسته شدم از کاراش و … تقریبا میشه گفت قیدمو زده من خیلی باهاش صحبت کردم و التماس نکردم ولی خیلی دلیل و مدرک آوردم که تقریبا میشه گفت عین التماس بود … ولی اون میگه تصمیمشو گرفته و دیگه نمیخواد بامن باشه یکی دوبار از دوستامون شنیدم اومده بوده دم خونمون و به پنجره من زل زده بوده ولی از یه طرف برگشته به دوست مشترکمون گفته بهش ترحم میکنم من گفتم برای بار آخر همو ببینیم و وسایلای همو برگردونیم در ضمن خودش گفت هنوز عکسای منو پاک نکرده حدود هزار و خرده ای عکس ازم داشت بیاد که اونارم پاک کنه حالا من وااقعا نمیدونم چطوری باید رفتار کنم اگر بخام سرد و جدی باشم و بعدا برنگرده خیلی حسرت میخورم که چرا بغلش نکردم یا نبوسیدمش … اگرم گرم بگیرم فاز ترحم برمیداره و ضعیف جلوه میکنم فقط خواهشا بگین چیکار کنم ؟

    • سلام دوست عزیز
      ممنون که با جزئیات سوالتون رو مطرح کردیدن
      ببینید به نظر میرسه خود شما هنوز روابط دارین که تکلیفشون مشخص نیست، چه رابطه قبلی چه این رابطه که در اون هستین هیچ کدوم برای شما رسمیت ندارن و اصول رابطه متعهدانه در اون ها اجرا نمیشه بنابراین هم خودتون هم طرف مقابلتون رو بلاتکلیف کردین، من بهتون پیشنهاد می کنم قبل از اینکه وارد هر رابطه ای بشید، چه رابطه جدید چه رابطه های قبلی، یک مقدار خودآگاهی بیشتری پیدا کنید. باید بتونید این سوال ها رو درباره خودتون جواب بدید: شما از رابطه با یک فرد چی می خواید؟ ایده آل های شما چیه؟ چی باعث میشد به رابطه قبلی برگردین؟ چه احساساتی رو با این آقا تجربه می کنید که براتون خوشاینده؟ خط قرمز های شما چیه؟ و خیلی سوال دیگه که اگه روی خودتون کار کنید بهشون می رسید و راحت تر تصمیم می گیرید.

  • سلام
    من با ی پسری ۵ ماه و ۲ هفته توی رابطه بودم
    ما باهم خوب بودیم
    بعضی وقتا قهر های الکی میکردیم و بعد زود با هم آشتی میکردیم
    بعدش اون ۱۰ روز جیم زد .ینی کلا نبود
    کلی سراغش گرفتم و …
    بعد ۱۰ روز اومد و بهم پیام داد
    ولی خیلی سرد بود
    وقتی بهش پیام میدادم ۱ دیقه یا بیشتر طول میکشید ک جواب بده
    و من واقعا ناراحت میشدم
    من بهش ۱۰۰ تا پیام میدادم و اون فقط در جواب ۲ تا ایموجی بی ربط میداد
    ما بخاطر همین با هم دعوا کردیم و بعد اون منو بلاک کرد از همه جا
    بعدش من با ی شماره ی دیگم رفتم پیویش و التماس کردم ک برگرده
    ولی اون آنلاین بود و پیام منو نگاه نمی کرد
    من طی این ۱۲ روز خیلی شکستم
    ولی اون عین خیالشم نیست
    بعد از ۳ روز اون جواب داد گفت ک به نفعه خودمه ک ترکم کنه و ما شبیه هم نیستیم و …
    الان وقتی بهش پیام میدم سین میکنه و جواب نمیده
    بعضی وقتا هم ج میده و بعد از ۲ دقیقه میگه من کار دارم و باید بگم
    من میخوام خودکشی کنم چون واقعا حالم خرابه
    تنها دلیل زندگیم اون بود و اون الان نیست 🙂
    چیکار باید بکنم؟

    • سلام دوست گرامی
      به سن خودتان و او اشاره نکردید.
      اشتباهات زیادی در این مسیر انجام دادید؛ التماس کردید؛ مداوم در دسترس بودید تا او شما را طرد کند؛ اصرار کردید که با او در ارتباط بمانید و….
      حال شما قابل درک است، اما روی کسی در حال سرمایه‌گذاری هستید که اصلا نمی‌خواهد با شما در ارتباط باشد!
      اینکه می‌گویید دلیل زندگی‌تان شما را رها کرده است، کمی غیرمنطقی است؛ شما فقط 5 ماه در ارتباط بودید! این مقدار از وابستگی بسیار زیاد است!
      در اولین فرصت با مشاور صحبت کیند.

  • سلام من و عشقم چند سال بود رابطه داشتیم، من۱۸و اون۲٠سال داره، با مادرش هم ارتباط داشتم و اون میدونست وقرار بود بعد کنکور من بیان خاستگاری ولی خانواده من فهمیدن و بخاطر تعصبات گفتن الان بیاین تا ابرو نرفته ولی عشقم همش دست دست کرد و گفتش که بعد از کنکور من میاد ویک سری بهانه اورد که پدرم میگه سنم کمه و توی فامیل مسخرم میکنن زود ازدواج کنم و اینکه واسه خوب جلوه دادن خودش جلوی خانوادم گفتش که بیشتر رابطه از طرف دختر(یعنی من) بوده، من خیلی تعجبب کردم اخه اصلا ایتطوری نبود، درسته مخالف ازدواج توی این سنم ولی نباید پشتمو خالی میکرد و منم از این کارش عصبانی شدم و بهش یک پیام پر گلایه دادم واینکه اگه بعد کنکورم هم بیاد بخاطر اینکه پشتم نبود ردش میکنم و سریع بلاکش کردم، اما دلم براش تنگ شده و دوس دارم برگرده از طرفی هم پس غرورم چی، لطفا راهنماییم کنین

  • سلام وقت بخیر
    من یک دختر۱۹ ساله که با ی آقای ۲۵ ساله حدودا هشت ماه تو رابطه بودم و خیلی همو دوست داشتیم رابطمون خیلی خوب بود
    و اینکه میشه گفت تقریبا یه فرد مورد اعتماد بود
    وقتی که من سر یک موضوعی ازش دلخور بودم و همونطوری موند مطمئن بودم فرداش زنگ میزنه از دلم در بیاره ولی دو روز گذشت تا اینکه برگشت به دوستم گفت واقعاا بازم واسش یک مشکلی پیش اومدن (ایشون تو خونه بعضی وقتا با پدرشون دعوا و بحثای جدی داشتن و اینبارم میگفت بازم بحث کردن و یک هفته ای خونه نرفت و بوتیکش میموند)
    بخاطر اینک حتی نیومد خودش پیام بده توضیح بده خب متقابلاً منتظرشدم خودش بیاد که نیومد
    جدا شدیم و خیلیی واست سخت بود
    فکرکردن به اینکه چجوری من بهش اعتماد کردم و من تو فکر خودم اون دلیلش بهونه میدونستم
    دو هفته ای گذشت سعی کردم خودم دست کم نگیرم قوی باشم حتی اگه نبودمم تظاهر کنم که کم کم تونستم
    چند باری منو میدید بهم زل میزد و معلوم بود شدیدا ناراحته. ولی واقعا سعی میکردم ازش متنفر بشم تا اینکه تقریبا بعد یک ماه از جدایی اومد الکی از طرف دوستش پی ام داد که پشیمونه خجالت میکشه حتی پا پیش بزاره
    بازم یه هفته ازین حرفا گذشت تا اینکه خودش اومد پیام داد
    گفتم یک دلیل قانع کننده بیار
    قسم خورد که واقعا خودت میدونی با بابام چقد دعوا داریم….
    یکی دوروز بعدش آشتی کردیم و واقعا می بینم چقدر بهم علاقه منده و خودمم همینطور
    الان من سر حرفای خواهرم به دوستم خودم سرزنش میکنم چون میگن باید یه دلیل دیگه می‌اورد شنید دختر دیگه ای بود و….
    چند روزه اشتی کردیم اما شدیدا فکرم درگیره

    • سلام دوست گرامی
      یکی از نکاتی که باید به آن توجه داشته باشید، کیفیت رابطه طرف مقابل با خانواده‌اش است.
      در ضمن زمانی باید به رابطه برگردید که آن مشکلی که باعث بهم خوردن رابطه‌تان شده بود، حل شده باشد وگرنه دچار چرخه معیوب می‌شوید.

  • اگر توی مدتی که من نبودم اونم به نبودن من عادت کرد چی؟اگه توی این مدت اونم مثل من روی محکم بودن خودش کار کرد و در نهایت دیگه منو فراموش کرد چی؟

    • سلام دوست گرامی
      به سن خودتان اشاره نکردید.
      تصور کنید این ترسی که شما دارید، حقیقت داشته باشد و او به نبودن شما عادت کند؛ آیا این رابطه کیفیت مناسبی داشته که با نبودن شما، کمرنگ شود؟؟
      ارزیابی کیفیت رابطه دقیقا به همین معناست که مشاور با درنظرگرفتن مولفه‌هایی مانند تعهد، صمیمیت و… متوجه می‌شود که آیا رابطه به اندازه کافی، کیفیت دارد یا خیر.

  • سلام من و عشقم چند سال بود رابطه داشتیم، من۱۸و اون۲٠سال داره، با مادرش هم ارتباط داشتم و اون میدونست وقرار بود بعد کنکور من بیان خاستگاری ولی خانواده من فهمیدن و بخاطر تعصبات گفتن الان بیاین تا ابرو نرفته ولی عشقم همش دست دست کرد و گفتش که بعد از کنکور من میاد ویک سری بهانه اورد که پدرم میگه سنم کمه و توی فامیل مسخرم میکنن زود ازدواج کنم و اینکه واسه خوب جلوه دادن خودش جلوی خانوادم گفتش که بیشتر رابطه از طرف دختر(یعنی من) بوده، من خیلی تعجبب کردم اخه اصلا ایتطوری نبود، درسته مخالف ازدواج توی این سنم ولی نباید پشتمو خالی میکرد و ننم از این کارش عصبانی شدم و بهش یک پیام پر گلایه دادم واینکه اگه بعد کنکورم هم بیاد بخاطر اینکه پشتم نبود ردش میکنم و سریع بلاکش کردم، اما دلم براش تنگ شده و دوس دارم برگرده از طرفی هم پس غرورم چی، لطفا راهنماییم کنین

  • سلام من دختری ۱۸ساله هستم و حدود ۱۰ ماه با یه پسری ک هم سن بودیم رل بودم و واقعاعاشق وهم بودیم و قصد ازدواج داشتیم و بعد یه مدت به خاطر دعواهای پدرومادرش ک ب گفته خودش منجر ب طلاق میشه بدون هیچ دعوا و کدورتی از من سرد شد و دیگه جوابمو نداد بد یه مدت ک حرف زدیم گفت ک من عاشقتم بودم و هستم و میمونم ولی نمیتونم خوشبختت کنم هر روز استوری های منو چک میکنه ولی پیامی نمیده چیکار باید بکنم ک دوباره برگرده؟؟

    • سلام دوست گرامی
      اولاً سن شما برای انتخاب همسر و ازدواج مناسب نیست
      دوماً طرف مقابل شما در شرایط سختی قرار دارد و خانواده‌اش از هم پاشیده شده است.
      ممکن است چون در شرایط طلاق والدین بودند، از رابطه بترسند.
      بنابراین فعلاً به او فرصت دهید و برای مسیر بازگرداندن ایشان به رابطه، از مشاوره استفاده کنید.

  • سلام دختری 15ساله هستم که باپسری2سال بزرگترخودم چندماهی درارتباطم ایشون به غیراز من با دخترای زیادی دررابطه هست وخیلی ام اهل دروغه
    هربارکه بخاطر کارهای اشتباهش میگم که کات کنیم میگه نه
    از رفتارو طرز حرف زدنش معلومه که منو دوست داره منم دوسش دارم
    الان چند روزیه که جوابمو نمیده مشکلی نداشتیم که باعث بشه جوابمو نده الان چیکارکنم؟بمونم یا برم؟

    • سلام دوست گرامی
      سن شما برای ارتباط عاطفی خیلی پایین است و طرف مقابل نیز کیس مناسبی برای رابطه نیست.
      بهتر است در زمان مناسب‌تر و هدف مشخص‌تری وارد ارتباط عاطفی شوید.

  • سلام من دختري هستم ٢٤ ساله كه با پسري ٧ سال بزرگتر از خودم دوست شدم دو سال باهم بوديم و باهم زندگي كرديم و هيچگونه رابطي جنسي هم باهم نداشتيم سر يك سري مسائل كه به قول خودش از رفتار هام خسته شده بود با من تموم كرد و گفت نميخواد با من باشه و حتي من رو ببينه و فقط ميتونيم دو تا دوست معمولي باشيم اما بعد از چند وقت دوباره به من پيام داد و احوالپرسي كرد اما چيزي از بازگشت به رابطه نگفت ميخوام بدونم اميدي به برگشتنش هست يا نه؟

    • سلام دوست گرامی
      به نظر می‌رسد در یک بلاتکلیفی و ابهام به سر می‌برید و نمی‌دانید تکلیف این رابطه چیست.
      اما این نکته را بخاطر داشته باشید که یک رابطه هیچوقت عقبگرد ندارد، بلکه همیشه رشد می‌کند و به مرحله بعدی می‌رود. بنابراین وقتی شما دونفر باهم رابطه عمیقی داشتید، هیچوقت دوست معمولی نخواهید بود.
      امید به بازگشت را باید در خودتان جستجو کنید که به چه دلیل می‌خواهید او کنار شما باشد؟
      می‌توانید از مشاوره نیز استفاده کنید.

  • سلام دختر ۱۹ساله ای هستم که با پسری 1سال بزرگتر از خودم حدودا 1سال و چند ماه در ارتباط بودیم و من به این فرد اون تایم هیچ حسی نداشتم و اون فرد خیلی منو دوست داشت ود وست ها و خانواده ها من به طوری بود که در جریان بودن ، یک قضیه ای پیش اومد منم که فکر نمی‌کردم قضیه حسی که تازه پیش اومده برام جدی باشه گفتم این سری اومدم ایشالله با یک دختر دیگه ببینمت و اینا.
    دور و دور خبر منو از اشناهامون می‌گرفت و بهم میگفتم چیکار کردی باهاش همش ازت میپرسه خلاصه تا اینکه بعد یک مدت دیدم حس دارم بهش و قویتر از این حرفاست و فاصله همه چیزو برام واضح کرده بود تایمی که برگشتم این فرد با یک فردی وارد رابطه شد (این تایم دو هفته بود) شدیدا عصبیه، میگه مگه تو اینو نمیخواستی؟من قبلیه نیستم من آدم جدیدم و همه ی حرفامو یا عصبانیت بهم زد میگه ببین من نامرد نیستم حس جدیدمو با چیزی عوض کنم
    سوال من اینه پس من چی؟
    خاطرات یک سالمون چی؟
    این همه ادعاهایی که داشت چی؟
    گریه هاش الکی بود؟
    طوری که از حرفاش فهمیدم دلش با منه ولی چرا با ی فرد دیگه وارد رابطه شده؟ و اینم میدونم که با جلو اومدن دختره بوده
    الان من چیکار کنم؟ دارم دیونه میشم.

    • سلام دوست گرامی
      تناقض زیادی در حرفهای شما وجود دارد.
      او نمی‌تواند منتظر تصمیم و تغییر شما باشد، وقتی تکلیف شما با خودتان مشخص نیست.
      بهتر است اصراری به این رابطه نداشته باشید تا او بتواند خودش تصمیم بگیرد.

  • من ۲۰سالم هست پسری رو چندماهه قبل دیدم و عاشقش شدم اما نمیتونستم بهش بگم بخاطر موقعیتی ک توش قرار داشتیم یک ماه بعدش دیدم خودش بهم پیام داده و ازم خواسته باهم باشیم اما بعد یک ماه گفت که اون قبلا عاشق دختری بوده که رفته و الان ادم رابطه نیست و نمیخواد بیشتراز این وابستم کنه و ولم کرد
    من خیلی دلم میخواد برگرده اون شمارمو هنوز داره و استوریامو نگاه میکنه اما وقتی بهش پیم میدم جوابمو نمیده چیکار کنم برگرده واقعا دوستش دارم و نمیخوام بخاطر افکاری که از رابطه قبلی داشته منو فراموش کنه

    • سلام دوست گرامی
      او همچنان درگیر پرونده رابطه قبلی خود است وتا زمانی که نتواند آن موضوع را برای خودش حل کند، نمی‌تواند شخص مناسبی برای ارتباط باشد و شما برایش حکم یک چسب زخم خواهید داشت که باید دردهای او را پوشش دهید؛ این قاعده بسیار اشتباه است.

    • سلام من16 سالمه و با پسری19 ساله وارد رابطه شدم
      پنج ماه اول با هم خوب بودیم ولی بعد از اون دیگ رفتاراش عوض شد
      دقیقا موقعی که فهمید خیلی دوسش دارم واسه همون گذاشتم رفت
      من می‌خوام برگرده چون واقعا دوسش دارم چجوری میتونم وابسته کنم ب خودم؟

      • سلام دوست گرامی
        در طی یک رابطه عاطفی، عوامل زیادی باعث می‌شود تا دونفر نسبت به یکدیگر سرد شوند و تنها با یادگیری‌ مهارت‌های ارتباطی است که می‌توانید یک رابطه را حفظ کنید.
        در ضمن سن هردوی شما پایین است و دلیل سردی رابطه می‌تواند همین باشد که هنوز تکلیف خود را در زندگی نمی‌دانید.

    • سلام دختری ۱۵ساله هستم رلم دوسال ازم بزرگتره
      یه بار دعوامون شد بهم گفت بیا تمومش کنیم واسه دوتامون بهتره
      ولی من همون روز التماسش کردم تا برگشت
      الانم باهم دیگه خوبیم
      فقط میشه بگین آیا رابطه رو تمومش کنم یا نعه؟!

      • سلام دوست گرامی
        اشاره کردید التماس کردید تا او به رابطه برگردد؛ رابطه‌ای که با التماس بخواهید آن را نگه دارید، متاسفانه کیفیت خوبی ندارد.
        در ضمن هردوی شما در سن نوجوانی هستید و بهتر است که در این سن، به فکر وظایف دیگری برای سن خودتان باشید.

  • بابا خدایی خیلی دمتون گرم واسه ماهایی که هیشکیو نداریم یه امیدی هستین. عجیبه برام که چقدر ل شکسته داشتیم و داریم. باید دونست اونایی که چند سال پیش نظر دادن الان تو چه حالین. مرسی که هستین

  • سلام.من۵ساله با اقایی ک ی شهر دیگ هستن دوستم.دوسال اول رابطه همه چی عالی بود بدون هیچ دعوایی.ولی بعد دوسال متوجه شدم ب خانمی ک قبلا بهش علاقه داشته و تو ی پاساژ هم کار میکردن ب بهونه ای نزدیک شده.البته ک هیچوقت باهاش دوست نبوده فقط ب گفته حودش تو دوران دبیرستان ازش خوشش میومده.کات کردیم ولی من برگشتم سمتشون.ایشون رفتن سربازی و طی سربازی هم یبار دیگ برگشته بودن سمت همین خانم البته این تو دورانی بود ک کات کرده بودیم بخاطر شرایط مالی و فشار سربازی.من با خودش و خانم حرف زدم ک دختره گفت چیزی بین ما نیست .در کل ایشون علاقه خاصی ب دخترای قد بلند داشتن و‌دارن و تو گوشیشون چت با دخترای قد بلند و دیدم.ولی همیشه هم میگه منو واقعا دوست داره و عاشقمه.نمیدونم باید چیو باور کنم.سالی دوبار هم همو میدیدیم.تا اینکه قرار شد دوماه پیش بیان خاستگاری من و با مادرم هم تلفنی حرف زدن.ولی مناسفانه پدرشون فوت کرد و همه چی بهم‌ ریخت .تصمیم گرفتن از اهواز برن شیرازی زندگی کنن ک من گفتم برای شما ک فرقی نداره بیاین شهری ک منم میخام برم یعنی کرج ک کنار هم باشیم.بخاطر طرح کار میخام برم کرج من.ولی قبول نکردن وگفتن مامانم دوست نداره.اینم بگم ک ب شدت وابسته مادرشه.و همین بهونه باعث شد ک کات کنیم.و بعد فوت پدرش میگه دیگ انگیزه ندارم.اخرشم گفت اگه قسمت باشه بازم یروزی بهم میرسیم.من واقعا حالم بده باید چیکار کنم؟ممکنه برگرده؟الان ۱۶روزه حرف نزدیم

    • سلام دوست گرامی
      نکته اصلی در ماجرای شما این است که بدون حل مسائل قبلی مجدد رابطه شروع می‌شده.
      شما چند نقطه خطر را اشاره کردید و بهتر است که برای بازگرداندن ایشان کمی منطقی‌تر به ماجرا نگاه کنید. آیا او وقتی برگردد، همه مسائل حل خواهد شد؟
      متاسفانه او اهل حل مساله نیست و فعلا در حال فرار است.
      بنابراین پیش از هرگونه تصمیم برای بازگرداندن این رابطه، با مشاوران رادیوعشق نوبت مشاوره داشته باشید.

  • سلام من سه ساله با پسری دوست بودم و قصد ازدواج داشتیم اما بخاطر لجبازی من و تکرار اشتباهی ک ایشون ازش متنفر بود از هم جدا شدیم
    الان میخوام برگرده باید چیکار کنم که رابطمون از قبل بهتر شه و دوباره بهم اعتماد کنه

    • سلام دوست گرامی
      به سن خودتان و طرف مقابل اشاره نکردید.
      زمانی که ارتباط به دلیل یک اشتباه بهم می‌خورد، قدم اول این است که آن اشتباه دیگر تکرار نشود و ریشه تکرار این اشتباه را متوجه شوید.
      سپس به او فرصت دهید تا بتواند مجددا به شما اعتماد کند.
      اما در موردشما، آیا او دیگر تمایلی برای بازگشت ندارد یا مردد است؟ آیا همچنان از او باخبر هستید و او می‌تواند تغییرات شما را ببیند؟
      تمامی این نکات در کنار موارد دیگر در جلسه مشاوره بررسی می‌شود تا بتوانید مسیر درستی برای بازگرداندن ایشان طی کنید.

  • سلام ۳ساله با پسری دوستیم.من ۲۴سالمه و ایشون۲۳.
    رابطه ی فوق العاده زیبا پر از عشق واحترام و اعتمادی داشتیم که هیچ جوره قهرطولانی و ناراحتی های انچنانی نداشتیم و همه چیز رو باهم حل کردیم،همیشه هم زیاد هم رو میدیدیم بغیر همین اواخر که شرایط کرونا باعث شده بود هم رو کم ببینیم،اماعلی رغم همه ی اینها،و اینکه خودمم هنوز امادگی ازدواج رو ندارم،ایشون هرازگاهی میگفتن که تضمین اینکه انتظار داشته باشم رابطمون یک روزی به ازدواج ختم شه براشون خیلی استرس زاست و مسئولیت سنگینی داره وخیلی سنشون کمه و …،با توجه ب اینکه الان به لحاظ شرایط ذهنی درونی و همچنین مادی نمیتونن جلو بیان من معطلشون نشم و منتظر نمونم،خانوادشون هم میگن ازدواج برای سن ایشون زوده،هرچند ایشون خیلی پر تلاش هم هستند،من هم هنوز طالب رسمی کردن رابطه نیستم در شرایط فعلی،ولی بخاطر علاقه و رابطمون هربار به نوعی بااین مشکل کنار اومدیم و رد شدیم
    حتی ایشون میگفتن همه تلاششون رو میکنن که این قضیه رو بپذیرن و خودشون هی از ازدواج حرف میزدن اما باز بعد چند وقت تنها از بابت قضیه ازدواج پشیمون میشدن،هرچند میگن خودش و خونوادشون همه جوره من رو قبول دارن و دوسم دارن.خلاصه این آخرین بار گفت که دیگه نمیتونه بجنگه و میخواد تاابد تنها بمونه تا دیگه خودش رو هم درنظر بگیره بفکر خودش باشه و دیگه ایشون تصمیم خودشون و محکم گرفتن ،هرچند رابطه عاشقانه و عاطفی خیلی عمیقی داشتیم.حالا ایشون دو هفته ایه رابطه رو ترک کردن برای اینکه تاابد تنها بمونن،و این شرایط برای من واقعا سخته نمیدونم برمیگردن یا نه،هرچند هردو انقدر ادمای سخت کوشی هستیم که تحت این شرایطم هم خودم مشغول کارها و خودسازی هام بودم،هم مطمئنم ایشون دست از تلاش برنداشتن…آیا میشه برای بازگشت و بهتر شدن رابطمون امیدی داشت؟
    نمیخوام پا پیش بذارم ولی میخوام که بهتر از قبل جوش بخوره رابطمون

    • سلام دوست گرامی
      مساله سن و نداشتن شرایط ازدواج منطقی است.
      زمانی می‌توانید برای بازگشت ایشان سرمایه‌گذاری کنید که ببینید او چه تلاشی را برای آینده مشترک می‌تواند انجام دهد؟
      همچنین به جای راه‌حل جدایی می‌توانستید به مشاور پیش از ازدواج مراجعه کنید.

  • سلام من 20سالمه و عشقم 25 سالشه
    من عاشقش شدم و قول ازدواج داده بود که یک ماه اول بامن خوب بود بعد شروع کرد به بهانه گیری که توو قبلاً باکسی بودی درحالی که من باهیچکس نبودم هربار برمیگشت و می‌رفت الان دیگه کلا رفته چند روز پیش پیام داد ولی باهاش نرم هم حرف زدم قصد برگشتن نداشت و این بار اخلاق منو بهونه می‌کنه درحالی که من خیلی خوش رفتاری میکنم باهاش و میخوام برش گردونم چیکار کنم

    • سلام دوست گرامی
      قول ازدواج دادن با اقدام درست و صحیح برای ازدواج متفاوت است.
      آیا از خودتان سوال کردید که دلیل اصرار شما برای ماندن در این رابطه چیست؟ اگر صرفاً دوست داشتن است که دلیل ناکافی است.
      ابتدا باید مشخص کنید انگیزه شما از بازگرداندن ایشان چیست؟
      سپس اگر ویژگی خاص اخلاقی‌ای در شما هست که او را دلسرد کرده است، شروع به تغییر کنید. اما اگر این صرفا یک بهانه است، بهتر است به بازگرداندن فکر نکنید.
      این رابطه نیاز به بررسی بیشتری دارد تا بتوانیم در مسیر درستی قدم برداریم و به شما کمک کنیم تا بتوانید در صورتی که صلاح است او را بازگردانید، پس از مشاوران رادیوعشق نوبت مشاوره دریافت کنید.

  • سلام وقتتون بخیر
    من نامزدم باهام مشکل داره وترکم کرده مشکلش اینکه باورم نداره وهرچی میگم بابی احترامی جواب میده و مسخرم میکنه والان ترکم کرده ومیگه دیگه نه زنگ بزن نه پیام بده اون فکرمیکنه ازش چیزی پنهان میکنم وبهش دروغ میگم توروخداکمکم کنید برش گردونم اخه تنهاامیدم بعدخدااون من جزاون کسیوندارم😔

    • سلام دوست گرامی
      نیاز به اطلاعات بیشتری وجود دارد تا بتوانیم برای بازگرداندن این رابطه راه‌حل داشته باشیم.
      سن خودتان و طرف مقابل را اشاره نکردید. علت قطع شدن رابطه را نیز نگفتید.
      اما جمله کلیدی شما این بود که من به جز او کسی را ندارم. اگر این مقدار وابستگی در این رابطه وجود داشته باشد، طرف مقابل خسته می‌شود و حاضر نیست رابطه را ادامه دهد. باید بررسی شود که تاکنون خودتان چه اقداماتی برای بازگرداندن این رابطه انجام داده‌اید؟ چرا با وجود بی‌احترامی‌ها و تحقیرهایی که شدید، حاضر به ادامه این رابطه هستید؟
      نیاز است برای راهنمایی بیشتر از مشاوران رادیوعشق نوبت مشاوره رزرو کنید.

  • سلام من عاشق پسری شدم که یک ماه بامن خوب بود بعد شروع کرد به بهانه گیری که او قبلاً باکسی بودی درحالی که من باهیچکس نبودم هربار برمیگشت و می‌رفت الان دیگه کلا رفته و میخوام برش گردونم چیکار کنم

    • سلام دوست گرامی
      به سن خودتان و او اشاره نکردید.
      گفتید چندین بار رفته و برگشته، پس رابطه شما کیفیت بالایی ندارد.
      باید ابتدا اطلاعات بیشتری از رابطه‌تان بازگو کنید تا مشاور بتواند ارزیابی دقیق‌تری انجام دهد. سپس اگر بازگرداندن او فکر خوبی باشد، به شما کمک خواهد کرد تا به شیوه درست، این اقدام را انجام دهید.

  • سلام من مهسا ۱۸ساله هستم ۲سال و نیمه وارد رابطه با پسری شدم که الان۲۹سالشه. قبلاً عاشق شده و همش توی آن دوسال از اون دختر بامن حرف زد و من خیلی ناراحت میشدم و هربار گریه میکردم که اون چرا به فکر عشق اولشه. دیروز هم سر همین ماجرا بهش گفتم برو براش بمیر واین چیزا اونم از من جداشده. من چیکار باید بکنم که برگرده؟

    • سلام دوست گرامی
      ناراحتی شما به حق و طبیعی است، چون طرف مقابل شما همچنان درگیر رابطه قبل هست و متاسفانه در رابطه با شما این مساله را رعایت نکرده است.
      دلیل اینکه می‌‌خواهید او برگردد چیست؟ چون او همچنان و احتمالاً درگیر گذشته‌اش است و شما نباید زمان خود را در کنار کسی بگذرانید که شما را ناراحت می‌کند. شما درمانگر او نیستید تا بتوانید او را از گذشته جدا کنید.
      پس ابتدا مشخص کنید غیر از دلتنگی چه چیزی است که باعث شده است شما مایل به بازگشت او باشید؟

  • من ۱۹ سالمه و طرفم ۲۲ سال،، نزدیک ۲ ساله همدیگه رو میشناسیم اوایل رابطه ی خوبی داشتیم تا به خاطر یه سری حرف و حدیث و اشتباهاتی که ناخواسته انجام دادم نسبت بهم بی اعتماد شد و بددهنی میکرد که منم رابطه رو تموم کردم الان چیکار کنم پیام بده؟

    • سلام دوست گرامی
      جزییات بیشتری نیاز است تا ابتدا کیفیت رابطه شما بررسی شود.
      سپس به این موضوع فکر کنید که دلیل اینکه می‌خواهید او برگردد چیست؟
      می‌توانید از مشاوره رادیوعشق استفاده کنید.

  • سلام
    من ۱۶سالمه و با یه پسر ۱۹ساله ب صورت مجازی وارد رابطه شدم اولاش بهش حسی نداشتم و اون هی سعی میکرد ک منو جذب خودش کنه منم عکس العملی نشون نمیدادم یه هفته باهم بودیم ک من رابطرو تمومش کردم و وارد رابطه دیکه ای شدم بدش دیدم ک دلم براش تنگ شده و بهش ‌پیام دادم اونموقع دقیق دوهفته گذشته بود از جداییمون و بعد پیام دادنم سریع سین زد و جوابمو داد بهم میگف دلیل زندگیم رفته امیدم رفته دلیلی ندارم خوب باشه حالم منم بهش گفتم ک وارد رابطه دیگه ای شدم بهم گفت پس چرا اومدی پیش من منم گفتم دلم برات تنگ شده بود و درجواب شنیدم ک اونم دلش تنگ شده بودو ازم خواست رابطمو تموم کنم و برگردم پیشش تا پنج ماه خوب بودک بهش ابراز علاقه کردم و کاملا عوض شد رفتاراش کاراش ولی بازم خوشحال بودنم واسش مهم بود حتی گاهی قسمم میداد ک گریه نکنم بعد شیش ماه کات کردیم ینی اون رابطرو تموم کرد و دلیلشم این بود ک گف حالش بده و نمیتونه بمونه و امکان داره دلمو بشکونه بعد هشت روز پیام داد ک برگشته سه روز نکشید ک من رفیقمو فرستادم تا امتحانش کنم اول اسم دختررو گف و ازم پرسید ک رفیق منه یانه منم گفتم نه نمیشناسم بعدش گفتم ک این دختره کیه گفت همینجوری پرسیدم و من قسمش دادم ک راستشو بگع ک گفت وبعد گفت بعد اینکه فهمیدم رفیق تو نیست بلاکش کردم ولی بازم داشت باهاش حرف میزد منم دیگه تحمل نکردم و همه چیو گفتم اونم گفت از اولم میدونستم از لج توام ک شده باهاش وارد رابطه میشم تا بدونی ادم عشقشو امتحان نمیکنه و بهش اعتماد داره بعدش من ازش خواهش کردم ک نره ولی قبول نکرد و فردای اون روز ازش پرسیدم اینکه من پیشتم حالتو خوب میکنه جواب داده بود اره ولی من گفتم دروغگویه خوبی هستی حالت پیش من خوب نیست پیش کس دیگه خوبه و اعصابش کاملا خورد شد و در اخر پرسیدم میمونی یانه ک جواب داد منو فراموش کنو بیخیالم شو منم گفتم اوکی خدافظ
    راسش من واقعا بهش حس دارم و میخوامش حتی بهم درخواست ازدواجم داده بود تا حدی ک با پدرشم صحبت کرده بود حتی بهم گفت من تورو میخواستم ولی باکارات از چشمم افتادی
    الان من چیکار کنم ک خودش برگرده جوری ک وابستم بشه و دیگه نره الانم با همون دختره حرف میزنه منم دارم از لجش با مربی باشگاشون ک خیلی ادمی هستش ک بالاعه و همه جوره عالیه و میخوام حرص اونو درارم تا برگرده و منت منو بکشه ک نمیتونه بدون من بمونه

    • سلام دوست گرامی
      پرسش شما بسیار طولانی و داستان وار است. مساله اصلی خودتان را به صورت خلاصه بیان کنید. 🌹

  • سلام من ۲۰ سالمه با اقایی ۱ سال دوست بودم که ۲۸ سالشه من نسبت به اون خیلی سرترم از نظر همه چیز ولی این اقا فقط ۳ ماه اول با من خیلی خیلی خوب بود تا فهمید من دوسش دارم رابطمون سردشد تا اینکه الان ۴ ماهه فقط ۳ هفته یه بار میاد دنبالم میریم خونشون ۲ ساعت با همیم
    بعد نه بهم پیام میده نه زنگ میزنه منم پیام میدم غر میزنم میخونه ولی جواب نمیده تا بخواد بیاد دنبالم پیام میده
    یه مدت من پیام ندادم بهش حدود ۳ هفته خودش پیام داد من باز شروع کردم گفتم خیلی دوست دارم چرا باهام اینجوری میکنی ….. بازم خوند ولی جواب نداد من چیکار کنم درست شه رابطم خیلی دوسش دارم

    • سلام دوست گرامی
      کیفیت رابطه عاطفی شما اصلاً مناسب نیست و درگیر یک رابطه یکطرفه شدید.
      نیاز دارید برای بهبود این رابطه و یادگیری مهارت‌های ارتباطی از کمک تخصصی مشاور استفاده کنید.

  • سلام من 17 سالمه حدود5 ماه با آقایی دوست معمولی بودیم و متوجه شدبم همو دوست داریم و با قصد جدی رابطه رو شروع کردیم
    حدود 2 سال باهم بودیم رابطه ما در ابتدا دعوا خاصی نداشت اما آخرا مقداری دعواها زیاد شده بود و آقا هم خیلی خیلی صبور بودن و رابطه رو در کمال ناباوری تموم کردن و بعد 3 هفته اومدن اخرین حرفارو زدن و رابطه رو تموم کردن گفتن که حساشون از بین رفته
    اما من واقعا همون آدم قبلو دیدم با این تفاوت که احتیاج به تنهایی داشت و خسته شده بود
    من خیلی دلم میخواد که برگرده چیکار کتم؟

    • سلام دوست گرامی
      طبق صحبت شما شروع رابطه از 15 سالگی بوده است. به سن طرف مقابل اشاره نکردید. اما حرف ایشان که گفته‌اند حس‌شان از بین رفته است، کاملاً درست است؛ چون حسی که در سن نوجوانی بوجود می‌آید، بخاطر هیجانات خاص این دوره است. وقتی رابطه‌ای به صورت صحیح و در زمان مناسب آغاز شود، افراد نیازی به تنهایی و رفع خستگی ندارند.
      بهتر است در ابتدا دلیل برگشت ایشان را بررسی کنید و اینکه چه انگیزه‌ای در شما وجود دارد که او را به رابطه بازگردانید؟
      برای دریافت مشاوره و شرکت در دوره بازگشت عشق و ازدواج از رادیوعشق نوبت مشاوره دریافت کنید.

    • سلام من با یک پسری دوماه پیش اشنا شدم اوایل رابطمون خیلی خوب بود کم کم بهم علاقمند شد
      به خانوادش گفته بود منو دوس داره و برا ازدواج میخواد منو
      باهم چند باری رفتیم بیرون ولی وقتی شبا چت میکردیم همش دعوا داشتیم همش بحث داشتیم من همش غر میزدم اوایل نازمو میکشید ولی کمی که گذشت خسته شد
      من پشیمون شد بودم از غرام
      ولی اون سرد شده بود میگفت دیگه نمیتونم و مادرشم ک رفتارای منو دیده بود گفته بود نه نمیشه تا اینکه یک شب باهام کات کرد و دیگه برنگشت
      میخوام ببینم ایا برمیگرده؟ چیکار کنم برگرده؟هر کار کردم برنگشت

      • سلام دوست گرامی
        به سن خودتان و طرف مقابل اشاره نکردید.
        اگر صرفا دلیل بهم خوردن رابطه شما این ماجرا باشد، نیاز است قبل از هر اقدامی برای بازگرداندن ایشان، روی اخلاق و علت اینکه غر می‌زدید کار کنید. در واقع شما با کسب مهارت ابتدا به خودتان و سپس به این رابطه شانسی دوباره می‌دهید. اما اگر مشاور رابطه شما را بررسی کند و متوجه شود، غیر از این مسائل، مشکلات دیگری بخصوص از جانب طرف مقابل نیز وجود داشته است، به شما راهنمایی می‌کند که به چه صورت بتوانید رابطه را بازسازی کنید.
        نیاز به اطلاعات بیشتری برای پاسخ به سوال شما وجود دارد و باید کیفیت این رابطه سنجیده شود.
        می‌توانید برای دریافت راهنمایی بیشتر و اقدامات صحیح برای بازگرداندن، از رادیوعشق، نوبت مشاوره دریافت کنید.

  • سلام
    من۱۷سالمه با پسری ۱۹ساله حدودٱ یه ماه باهم بودیم و همه چی خوب پیش میرفت که یهویی خواس ازم جدا شه نمیدونم درست یا نه انگار سرطان داره و منو بلاک هم کرده خیلی دوس دارم برگرده به رابطه کمکم کنین

    • سلام دوست گرامی
      سن هردوی شما پایین است و زمان مناسبی برای انتخاب شریک عاطفی نیست، چون رفتارهای هیجانی و یکدفعه‌ای زیاد وجود دارد.
      اشاره کردید 1 ماه باهم بودید و همه چیز خوب بود. در طی یکماه شناخت چندانی در رابطه اتفاق نمی‌افتد و رابطه در حالت ماه عسل است!
      چه اتفاق خاصی افتاد که یکدفعه او خواست از شما جدا شود؟ و از کجا شنیددی که او سرطان دارد؟
      برای آموختن مسیر صحیح برگشت ابتدا باید مشاور وضعیت و شرایط رابطه شما و اهدافی که برای برگشت دارید را بررسی کند. سپس طبق شرایط خودتان مسیر درست را پیش پای شما می‌گذارد. برای کسب راهنمایی بیشتر می‌توانید از مشاوران رادیوعشق نوبت مشاوره دریافت کنید. همچنین برای مطالعه بیشتر می‌توانید به «قطب‌نمای بازگرداندن عشق و ازدواج» همیار عشق مراجعه کنید.

  • سلام من با پسری ۲ سال رابطه داشتم همه چی رویایی و خوب بود فقط من بیش از حد روی دختری که دوست صمیمیش بود حساس شدم و دعوا های کوچیک و بزرگی داشتیم و آخرین دعوا باعث جدایمون شد برای جلب توجه خیلی پی ام دادم و خودش پیشنهاد داد دوست صمیمی باشیم ولی من می خواستم مثل قبل باشه دروغ خیلی بدی بهش گفتم درباره خودکشی فهمید و روابطمون در حد ۰ شد من احتمال میدم هنوز عاشقم باشه و بتونم با روش هاتون برش گردونم اما آدم بسیار قوی و مثبت اندیشی هست و فکر میکنم مطالبی که ذکر کردید درباره برگردوندنه عشق سابق رو مطالعه کرده یا مشاوره گرفته از کسی که بعد از دروغ من هیچ پیامی نداده و تو شبکه های اجتماعی بلاک نکرده اما هیچی رو سین نمیکنه ممنون میشم بفرمایید باید چیکار کنم

    • سلام دوست گرامی
      به سن خودتان و طرف مقابل اشاره نکردید.
      روش‌هایی که برای جلب توجه و برگرداندن ایشان به کار بردید، شیوه‌های اشتباهی بودند و به همین دلیل او را از خودتان دور کردید.
      برای آموختن صحیح شیوه بازگرداندن او به رابطه می‌توانید از مشاوران همیار عشق وقت مشاوره دریافت کنید.
      و نکته مهم سوال شما وجود یک دوست صمیمی دختر در رابطه شما بوده است که کمی تناقض بوجود می‌آورد و باید این موضوع را نیز با مشاورتان در میان بگذارید تا بررسی شود.

    • سلام من یک ساله که با پسری تو رابطه بودم و رابطه مون رو خیلییی دوست داشتم و عشق اون هم واقعی بود اما متاسفانه یک سری رفتار ها و کارای اشتباه که تقصیر من بود طی ی مدت روی هم جمع شده بود رابطمون رو بد کرده بود. ینی همش دعوا و بحث بود اما باز هم دیگرو دوست داشتیم تا این که چند وقت پیش بهم گفت که خسته شده و دیگه دلش رابطه نمیخواد و همچنین
      دیگه به من حسی نداره. ( و خودش هم از خیلی جهات مشکلات و گرفتاری داره) رابطمون هم بیشترش مجازی بود. همو کم میدیدم. ولی این اواخر خیلی بد شده بود و گفته که حتی اگ حسی م برگرده دیگ رابطه نمیخواد. و اینم بگم که من کلی خواهش و التماس کردم که بمونه و من رفتارمو درست میکنم و یکم موند ولی باز رفت. شرایط هم جوریه که بعضی وقتا ها میبینمش. میتونم برش گردونم؟؟

      • سلام دوست گرامی
        به سن خودتان و طرف مقابل اشاره نکردید.
        گفتید رابطه بیشتر مجازی بوده و کمتر همدیگر را دیدید و اشاره کردید که او نیز گرفتاری و مشکلات خاص خودش را دارد. در رابطه دائما بحث و دعوا وجود داشته
        با مجموع این شرایط ابتدا باید کیفیت رابطه شما سنجیده شود. یعنی علت این بحث‌ها و دعواها چه بوده است؟ به چه علت این دعواها به حل مسائل منجر نمی‌شده؟
        یک رفتار اشتباه دیگر اصرار و التماسی بوده است که برای ماندن ایشان داشته‌اید.
        شما نیاز دارید برای روال درست و یادگیری مهارتهای ارتباطی با مشاوران رادیوعشق نوبت مشاوره داشته باشید تا میزان احتمال بازگرداندن ایشان به رابطه سنجیده شود و به شما کمک کند تا بتوانید تصمیم درستی برای این رابطه بگیرید.

  • سلام. من ۲۱ سالم هست و حدود یک سال و نیمه با آقایی ۲۳ ساله از طریق دانشگاه آشنا شدم و قرارمون هم ازدواج هست و خیلی همدیگرو دوست داریم اما مدتیه ایشون بخاطر فشار مالی شدید و ترس از آینده ای ک نتونه از پسش بربیاد پیشنهاد جدایی داد و هردو علی رقم میل باطنی و اصرار خودش قبول کردیم. ولی من رابطمو دوست دارم و نمیخوام از دستش بدم چیکار کنم که دوباره برگرده به رابطه و از نو شروع کنیم؟ خواهش میکنم کمکم کنید

    • سلام دوست گرامی
      ازدواج نیاز به مقدماتی دارد.از نظر مالی و عاطفی باید افراد آمادگی پذیرش زندگی مشترک را داشته باشد.
      اگر طرف مقابل شما در خودش این توانایی را نمی‌بیند و رابطه را تمام کرده است، بهتر است به او فشار نیاوردید. چون اگر برخلاف میل و با ترس شروع مجددی داشته باشید، رابطه دوامی نخواهد داشت.
      اما ناامید نباشید، شما می‌توانید با شرکت در دوره بازگرداندن عشق و ازدواج همیار عشق، راه‌حل‌های علمی، مفید و کاربردی برای برگرداندن ایشان به کار ببرید.
      جهت دریافت نوبت مشاوره، به پشتیبانی همیار عشق پیام ارسال کنید.

    • سلام تو عید امسال با یه آقای آشنا شدم که قبلا ازدواج کرده ولی همسرشون فوت شده ویه دختر دارن…ما خیلی بهم علاقه مند شدیم ورابطمونم خیلی خوب بود هیچ مشکلی نداشتیم تا اینکه پدر همس سابقش که دخترشم بزرگ کردن وپیششم هستن کرونا گرفت وفوت شد ایشون رفتن شمال که منزل همر سابقشون اونجاس ایشون گوشی وخاموش کرد ومن هر چه پیام دادم خیلی کم جواب داد تا یه بار پیام داد که مخواد پهلو مادرزنش واینا بمونه نمیتونه برگرده بدون که از من بخواد فراموشش کنم همینجور هر چی اس دادم دیگه جواب نداد جز استیکر ناراحت …من تصمیم گرفتم یه ماهی احوالشو نگیرم اونم خبری ازش نیست وخیلی منتظرشم ودوسش دارم باید چکار کنم؟

      • سلام دوست گرامی
        به سن خودتان و طرف مقابل اشاره نکردید و اینکه آیا شما هم سابقه ازدواج دارید یا خیر؟
        ایا با این مساله که ایشان فرزند دارند مشکلی ندارید؟ سابقه زندگی ایشان چقدر بوده است؟
        به نظر می‌رسد ایشان هنوز نسبت به زندگی قبل دلبستگی و احساس مسئولیت داشته باشد. بنابراین تا وقتی اولویت‌بندی دقیق انجام نداده‌اند، شما فعلا سراغی نگیرید.
        حتما برای بررسی بیشتر از مشاوران همیار عشق نوبت مشاوره دریافت کنید.

    • سلام من ۲۱ سالمه با پسری رابطه عاشقانه داشتم اونم همسن منه خیلی رابطمون جدی بود و کاملا خوب
      اما دعوا هم داشتیم دعواهای شدید که علتشون بیشتر من بودم و مادرشم باهام مخالف بود
      الان ۱۰ روزه که یکهو گوشیشو خاموش کرده و کلا ارتباطشو با من کاملا قطع کرده بدون هیچ دلیلی
      بعد ۴ سال رابطه عاشقانه همه چی خوب بود
      قبلش دعوایم نداشتیم و به دوستش هم گفته چندروز دیگه باهاش تماس میگیرم اما نگرفته و من دارم داغون میشم.بنظرتون برمیگرده؟

      • سلام دوست گرامی
        تناقض زیادی در حرف‌های شما وجود دارد. از طرفی درباره دعواهای متعدد خودتان صحبت می‌کنید و از طرفی می‌گویید مشکلی در رابطه شما وجود نداشته است.
        اشاره کردید علت اصلی دعواها تابحال من بودم، آیا تغییری در خودتان ایجاد کرده‌اید که پس از ورود مجدد به رابطه مشکلات سابق دیگر بوجود نیاید؟
        و ایا واقعا طرف مقابل شما هیچگونه تقصیری در دعواها و بحث‌ها نداشته است؟
        اینکه به دوستشان گفته‌اند که با شما تماس می‌گیرند،بهتر است صبور باشید، ممکن است ایشان برای مدتی نیاز به یک خلوت داشته باشند.

    • سلام من ۱۸ سالمه پسری که دوسش دارم ۲۰ سالشه
      ما نزدیک به چهار سال باهم بودیم و همه چیز عالی بود
      تو گذشته من اشتباهات بدی کردم اونم همین طور
      بعد از این مدت بهم گفت که دیگه نمیتونه تحملم کنه و گفت که ازم زده شده ب
      هم اس میده پیام میده اما همش بد حرف میزنه من نمیخوام از دستش بدم خواهش میکنم کمکم کنین

      • سلام دوست گرامی
        شروع رابطه شما از 14 سالگی بوده است، یعنی زمانی که یک نوجوان، هیجانات زیادی را تجربه می‌کند.
        بنابراین زمان مناسبی برای شروع رابطه نبوده است.
        اشاره کردید اشتباهات بدی در گذشته داشتید و طرف مقابل نیز همیطور بوده است، اما با وجود این مسائل همچنان طرف مقابل خشمش را به شما بروز می‌دهد، در چنین حالتی باید ابتدا مشخص کنید هدف‌تان از بودن در این رابطه چیست؟
        با وجود سرزنش‌ها و حرف‌هایی که طرف مقابل به شما می‌زند، چگونه می‌خواهید رابطه را پیش ببرید؟ دلیل این حرف که دیگر نمی‌تواند شما را تحمل کند، چه بوده است؟
        برای حل مساله شما، مشاور نیاز دارد تا این جزییات را بداند و مشخص شود کیفیت رابطه در گذشته چگونه بوده است. بنابراین برای حل این مساله، از مشاوران رادیوعشق نوبت مشاوره دریافت کنید.

  • سلام خانمی هستم ۴۴ ساله تقریبا نزدیک ۳ ساله باپسری که ۸ سال از خودم کوچیکتر آشناهستم. واقعا همدیگرو دوست داریم.واقعا پسر خیلی خوب مهربون خونگرمیه و تاحالا به من بی احترامی نکرده.همه جوره پشتم بوده منم همینجور. ولی چند روز پیش سریک موضوع خیلی کوچیک باهم بحثمون شود و من حرف خیلی ناراحت کننده ی بهش زدم که واقعا خودم عذاب وجدان گرفتم 😔 شب و روز خواب ندارم. البته بگم من تازه پدرمو از دست دادم وبهش گفتم تو شرایط روحی خوبی نبودم که اون حرف رو زدم بهش ..نکه بگم الان ازهم جدا شدیم نه ولی دیگه اون بهم اعتماد نداره و میگه حسی که نسبت بهم داشته رو از دست داده خواهش میکنم بهم بگید باید چیکارکنم تا بتونم مثل سابق بهم اعتماد کنه و باورم کنه من اشتباه خودمو قبول دارم نباید اون حرف رو میزدم ازشم معذرت خواهی کردم .خواهش میکنم کمکم کنید بهم بگید چیکار کنم 🙏

    • سلام دوست گرامی
      جزییات کمی درباره این ماجرا گفتید.
      در جلسه مشاوره می‌توانید از ابتدای شروع این رابطه تا این اختلافی که باعث ناراحتی و بی‌اعتمادی ایشان شده است را مطرح کنید تا براساس شرایط‌تان راه حل مناسبی به شما ارائه شود.
      شرایط روحی شما بهم ریخته است و این اتفاق نیز برای شما درد بزرگی به همراه داشته است. حال که معذرت خواهی کردید، بهتر است که فعلا زمان بدهید تا ایشان بتوانند شرایط شما و معذرت‌خواهی‌تان را بپذیرند.
      اما به صورت کلی باید جزییات بیشتری را مطرح کنید تا بتوانیم راه حل مفیدتری برای شما داشته باشیم. در صورت تمایل به دریافت مشاوره می‌توانید از مشاوران رادیوعشق نوبت مشاوره دریافت کنید.

  • سلام من و دوست پسرم ۲۲ سالمونه
    ۴ سال باهم در رابطه بودیم
    رابطمون پستیو بلندیای زیادی داشته
    دعوا بوده حال خوبم بوده
    من خیلی دوسش داشتم روش حساس بودم
    الان بعد از ۴ سال ایشون گفتن دیگه نمیتونن بمونن خیلی ناگهانی (البته یکم بداخلاق بودن گفتم تغییر کنن واقعا اذیت میشدم با اون رفتارا ک گفتن نمیتونن و البته من چون خیلی دوسشون داشتم کم نزاشتم تو رابطم ..حساسم خیلی بودم گفتن زده ام شدن یکم)
    حتی آخرش گفتن خیلی دوسم دارن و سخته جداشدن
    ولی جداشدن و رفتن و گفتن فقط چون زده شدن از ی سری رفتارا
    میدونمم دوسم داشتن مطمعنم از رابطم چون شناخت دارم
    الان دوهفتس جداشدیم ولی نمیدونم چرا بر نگشتن
    یعنی برنمیگردن وقتی رفتن؟
    منتظر نباشم؟
    اگر یک اقایی دوست داشته باشه ولی زده بشه و بهش مهلت بدی برمیگرده؟
    یک فلش داشتم که همه ی عکس های من از بچگی تا الان داخلش بود اون دستشون بود دیگه بهم ندادن گفتن گم شده ولی من مطمعنم که گم نشده تو کشوی میزشون بود ندادن برای اذیت نمیدن یا چیز دیگری ؟

    • سلام دوست گرامی
      یکی از اشتباهاتی که افراد در رابطه انجام می‌دهند این است که به امید تغییر دادن رفتار طرف مقابل، رابطه را ادامه دهند.
      به نظر می‌رسد هردوی شما از رفتار هم خسته شدید و نیاز به کمی دوری و یادگیری مهارت‌هایی دارید تا بتوانید رابطه را مجددا بسازید.
      فلش می‌تواند عامل یا بهانه‌ای برای صحبت مجدد باشد، البته باید به شیوه صحیح این درخواست را داشته باشید تا او نیز متوجه شود که شما آرام هستید و قصد دعوا کردن با او را ندارید.
      برای یادگیری مسیر صحیح بازگشت می‌توانید از مشاوران همیار عشق نوبت مشاوره دریافت کنید.

  • سلام دوست گرامی
    به سن خودتان و طرف مقابل اشاره نکردید.
    برای برگشت به این رابطه ابتدا باید از خودتان بپرسید که انگیزه‌تان از برگشت به رابطه چیست؟ چون اشاره کردید به شما تهمت زده شده و… آیا این برگشت فقط از روی دلتنگی یا ترس از تنهایی نیست؟ و نکته مهمتر این است که کیفیت رابطه توسط مشاور کاملاً بررسی می‌شود و نقاط قوت و ضعف رابطه طی مدتی که باهم در ارتباط بودید سنجیده می‌شود.
    بنابراین پیش از هرگونه تصمیمی، با مشاوران همیار عشق نوبت مشاوره داشته باشید.

  • سلام من ۳۳ سالمه من با یه پسری اشنا شدم ۵ ماه باهاشم
    اون زمان خیلی باهام خوب بود عاشقم بود و دوستم داشت
    ولی الانو نمیدونم دوستم داره یا نه نمیدونم چرا یه چند روز باهام سرد شده و احساس میکنم ازم دور شده
    گاهی وقتا بهم جواب پیامم میده من اگه پیام ندم نمیده
    نمیدونم چکارش کردم ازم دور شده اون هرچی خواست من انجام دادم
    میخوام عشقمو برگردونم به زمان اشنایی میشه راهنمایی کنید ممنون میشم

    • سلام دوست گرامی
      اوایل رابطه به دلیل اینکه هنوز شناخت طرفین از هم کافی نیست و به مسأله خاصی برنخوردند، همه چیز عالی به نظر می‌رسد.
      اما به مرور زمان ممکن است رفتارهایی را متوجه شوند که برای‌شان تعجب آور باشد، مثلا چسبندگی و وابستگی بیش از حد، تجسس و پیگیری و رفتارهای شک آمیز و…
      بنابراین شما باید به شکایت‌های احتمالی ایشان از خودتان فکر کنید که طی مدت زمان اخیر به چه مسائلی بیشتر اشاره می‌کردند؟
      از طرفی دیگر گاهی میزان سرمایه‌گذاری افراد در رابطه باهم متفاوت است، یک بار دیگر اهداف خودتان و طرف مقابل را در رابطه مرور کنید. اگر اهداف مشابهی برای آینده رابطه نداشتید، یعنی این رابطه کیفیت درستی ندارد.
      برای برسی مسائل و مشکلات رابطه‌تان از مشاوران همیار عشق نوبت مشاوره دریافت کنید.

  • سلام من ۱۷ سالمه پنج ماه با پسری که ۱۹ سالشه رابطه داشتم
    یک یا دو ماهه که همش بهونه کات کردن میاره و دعوا میکنه و هرچی پیام میدم و ازش خواهش میکنم که برگرده جواب نمیده
    دوباره چهار روزه پیش بهش اعتراض کردم که چرا بهم توجه نمیکنه باهام دعوا کرد که چرا اینو گفتم و دیگه جوابمو نداده تا الان

    • سلام دوست گرامی
      سن هر دوی شما برای رابطه عاطفی پایین است. مهمترین ویژگی این سنین، عدم ثبات و نداشتن یک نظر قطعی برای آینده است.
      آیا اتفاق خاصی یک یا دوماه پیش افتاده که ایشان می‌خواستند جدا شوند؟ مثلاً شکایت خاصی از شما می‌کردند؟
      نیاز به توجه شما آیا به صورت افراطی به ایشان گفته می‌شد؟
      اگر برای رفع نیاز به توجه کنار کسی باشید، او دلزده و دلسرد می‌شود، چون باید این نیاز به صورت کاملاً متعادل در رابطه عنوان شود.
      برای مشاوره بیشتر از مشاوران همیار عشق وقت مشاوره دریافت کنید.

  • سلام وقت بخیر رها هستم
    من ۲ساله با یه پسری رابطه دارم
    اما الان ۲هفتست که بهم خیانت کرده،و این قضیه رو خودش بهم گفت
    و میگه که قصدش فقط رفع نیاز جنسیشه
    من هنوز باهاش در ارتباط هستم
    بگید که باید چیکار کنم؟

    • سلام دوست گرامی
      سن خودتان و طرف مقابل را اشاره نکردید.
      خیانت مسأله ساده‌ای نیست اما برای اینکه عجولانه تصمیم نگیرید، باید به چند نکته توجه کنید:
      فرض کنید شما انتخاب کردید که با ایشان رابطه را ادامه دهید، اگر این اتفاق مجدداً بیفتد، شما دیگر نمی‌توانید از او گلایه‌ای کنید، چون خودتان از تقصیر او گذشتید.
      خیانت در صورتی درمان می‌شود که فرد عهدشکن یعنی طرف مقابل‌تان، بتواند اعتمادسازی دقیق و روشنی انجام دهد و در غیر این صورت نمی‌توان انتظار داشت که رابطه به شکل درستی پیش برود.
      اشاره کردید هنوز با او در رابطه هستید، آیا ایشان توانستند بابت این خیانت از شما دلجویی کنند؟ شما در حال حاضر چقدر به او اطمینان دارید؟
      در ادامه رابطه چه هدف‌هایی را دنبال می‌کنید؟
      بهتر است برای پاسخ صحیح به این سوالات و آموختن مسیر درست رابطه از مشاوران همیار عشق نوبت مشاوره تلفنی یا آنلاین دریافت کنید.

  • سلام من 17 سالمه . سه ماه پیش با پسری رل زدم که رفیق دوست پسر خواهرم بود و من از قبل تقریبا میشناختمش .قبلا یه بار اومده بود پیویم بلاکش کردم .بعد یه سال دوباره اومد و این بار با هم حرف زدیم و فرداش رفتیم بیرون .تو قرار اول فهمیدم خیلی ازم خوشش اومده ولی من واقعا دوسش نداشتم :/ ولی کم کم یه مدت که گذشت ازش خوشم اومد در حد عشق:/ .
    ولی بعد دو ماه خواهرم با رفیقش کات کرد و اون رفتاراش عوض شد.
    بدرفتار میکرد انگار که از چشمم افتاده بودم. ازش هم میپرسیدم میگفت مشکل خانوادگی دارم حالم خوب نیست و…
    روزی که خواهرم قطعی با رفیقش کات کرد پی ام منو سین کرد جواب نداد و اخرین بازدیدشو مخفی کرد
    در حالیکه من بهش گفته بودم از این کارا متنفرم و اعصابمو خورد میکنه.
    اعصابم خورد شد و بهش گفتم خودت خواستی خداحافظ
    اونم گفت خواهرت کات کرد خداحافظ .
    دیگه مطمئن شدم بخاطر کات کردن خواهرم با رفیق نازنینش اون رفتارارو میکرد.
    درواقع منو به رفیقش فروخت .و بعد بلاکش کردم.
    اونم منو بلاک کرد هم تو تلگرام هم اینستا.
    الان یه ماهه کات کردم ولی هنوز حسم بهش همونه.
    نمیدونم چرا منتظر پی امشم :/ .
    به نظرتون با اینکه من کات کردم پی ام میده؟ اگه برگشت برگشتن منم کار درستیه ؟

    • سلام دوست گرامی
      17 سالگی اوج دوره بلوغ است و در این سن هیجانات شما دائماً بالا و پایین می‌شود. نشانه آن هم همین مورد است که ابتدا از ایشان خوشتان نیامده بود و بعد از مدتی عاشقش شدید.
      رابطه دوستش با خواهر شما ربطی به رابطه شما نداشته که با تمام شدن آن رابطه، رابطه شما هم قطع شود.بنابراین بهتر است که با قطع این رابطه کنار بیایید.
      برای مطالعه بیشتر به «نکات طلایی کنار آمدن با شکست عاطفی(دوره زندگی پیرزومندانه پس از جدایی)» مراجعه کنید و در صورت تمایل و برای شرکت در دوره، می‌توانید از مشاوران همیار عشق نوبت مشاوره دریافت کنید.

  • سلام خسته نباشید.من حدود دو سال هستش با پسری دوست هستم
    اون اقا ۲۲ سال و من ۱۷ سالم هست.
    اوایل دوستی خیانت دیدم، ولی بازم بخاطر عشقی که داشتم پیشش موندم
    تا این چند وقت اخیر اذیت های الکی میکنه و از عمد تلفن منو جواب نمیداد و خیلی هم به خانواده مادرش یعنی خالش دختر خاله هاش وابسته هستش
    همیشه با اونا بیرون میره.
    ولی موقعه من میشه میگه وقت ندارم .
    تا یک هفته پیش که رفت خونه خالش برگشت باهام خیلی بد حرف زد
    حتی الکی فحش داد .
    الان یک هفتس خبرمو نگرفته .
    بنظر شما عاشقمه؟

    • سلام دوست گرامی
      سن شما برای داشتن رابطه عاطفی بسیار پایین است و ممکن است هیجانات زیادی را در رابطه تجربه کرده باشید.
      خیانت دیدید و ماندید، دلیل این گذشت چه بوده است؟ عش قو دوست داشتن نمی‌تواند صرفاً دلیلی برای ماندن باشد.
      اذیت‌های ایشان وقتی اتفاق می‌افتد، آیا همچنان با این وجود تمایل به ادامه رابطه دارید؟
      با شما بد حرف می‌زند، برای شما وقت نمی‌گذارد، خیانت کرده، فحش می‌دهد و…
      این مسائل ساده نیست و بهتر است برای ادامه این رابطه حتماً از مشاوره با مشاوران همیار عشق بهره مند شوید

  • سلام روزتون بخیر من ۲۲سالمه و دوس پسرم ۳۰ سالش بوده و باهم رابطه ی جنسی داشتیم بعد دوماه به من گفت من زن دارم و یه بار ازدواج کردم و زنشم باردار بود و خب خیلی حرفاو شگردای مردای متاهل و زد دیگه گف که ازدواجم سنتی بوده منو تمکین نمیکنه ۲۵ سالم بود و خانمش ۲۰ سالش بوده ازدواج کردن من دانشجوام تو دانشگاه شریف و خب هم خانواده ی سطح بالایی دارم وهم خودم زیبام و از هر نظر بعد ها که خانوم ایشون رو دیدم برتری و اختلاف فاحشی به هر لحاظ از این خانوم دارم بعد ها به من گف که نمیشه من مسولئیت بچه رو دوشمه ولی خب مدام میگف من برنامه ای واسه اینده ام با این خانوم ندارم معلوم نیست بعدها که تو زندگیم باشه و گاهی میپرسید حاضری زن دوم کسی شی؟…و خب این اقا منو همش منتظر میذاشت بعد اینکه گف متاهل من بلافاصله خواستم تموم کنم گف دارم جدا میشم و فقط برای پرونده ی پزشکیش میاد تهران و توی روستامون رشت هستش خانومم خلاصه اینکه به مرور مشکل ایجاد خصوصا اینکه رابطه ی جنسی خوبی با من داشت و خیلی طالبش بود من گفتم تا اخر آذر فرصت داری واقعیت و تصمیمت رو بگیری و نهایتا آذر کات کردم و یه پولی به این اقا داده بودم بعدها تماس گرفتم خانمش بارها شک کرده بود اون شب بحث شد فحاشی کرد نهایتا همه چیز رو گفتم و دوستش رابطه بین ما اون میگه میخواد منو ببینه ولی دوستم باهاش حرف زد خیلی عصبی بود و گف اون خودش نخواست ما باهم باشیم کسی از طرف اون به من زنگ نزنه ….رابطمون پر از احساس بود و خیلیییی برا من احترام قائل بود تو همه چی با من مشورت میکرد رو من خیلی حساب میکرد و قبولم داشت تا اینکه خانوادم فهمیدن همه چیزو حتی رابطه ی جنسی و خلاصه خیلی تبعات داشت برا من و الان دارم سعی میکنم خودمو بسازم و وارد رتبطه ای نشم ولی حسم بهش در تمام این ۹ ماه کات ذره ای کم نشده بلکه عمیق شده و ما ۱ سال باهم بودیم ولی رتبطه ی جنسی مون و دیدار و تماسون زیاد بود ….الان نمیدونم چی کار باید کزد دوس دارم یه بار باهاش حرف بزنم و نمیتونم فراموشس کنم مطلقا حتی شده ۷ _۸سال دیگه جداشه من بازم حاضرم منتظر بمونم و تو این پرسه به زندگیم برسم و الان دنبال مهاجرتم

    • سلام! من مائده ۲۲ ساله هستم تابستان امسال از طریق تصادف با دوست پسرم آشنا شدم ایشون یک سال از من بزرگ تر بودند بعد از دو هفته درمورد تصمیم ازدواج صحبت کردن و وقت مشاوره گرفتن از نظر مشاور ما خیلی بهم نیومدیم اما نیاز به زمان زیادی داریم در کل زمان رابطمون همیشه همه چی و برای من میخواست و از این بابت اذیت میشدم من شخصیت مستقلی دارم اما دلش میخواست منو بچه کنه و همش دنبالم باشه باهمه چی من حتی خوراکی خوردم حساس بود و لی خانواده هامون از نظر فرهنگی فاصله دوری داشتند همیشه هر کاری داشتم سریع میومد اما بعد چند ماه. که بخاطر قرنطینه کرونا خونه بودیم بحث کردیم و اونم استخاره قرآن گرفت گفت بد اومده و بعد حتی وسایلم و با پیک فرستاد و خداحافظی کرد و منم جواب ندادم حالا دو ماه از جدایی مون گذشته از طریق وات ساپ یه عکس برام فرستاد که معلوم بود نوشته یه کتاب اما من باز نکردم و سریع حذفش کردم.میخواستم بدونم این کار یعنی چی ممکنه برگرده؟ و من باید چیکارکنم؟ ممنون میشم کمکم کنید‌.

      • سلام دوست گرامی
        تصمیم‌گیری برای ازدواج، بعد از دوهفته ارتباط، تصمیم بسیار ناپخته‌ای است و نوع رفتار ایشان طی مدت ارتباط و نتیجه‌ای که از استخاره گرفتند، همگی نشان از ناپختگی و عدم بلوغ در ایشان دارد، بنابراین بهتر است به رفتارهای او برای برگشت، توجهی نداشته باشید.

  • سلام روزتون بخیر من ۲۲سالمه و دوس پسرم ۳۰ سالش بوده و باهم رابطه ی جنسی داشتیم بعد دوماه به من گفت من زن دارم و یه بار ازدواج کردم و زنشم باردار بود و خب خیلی حرفاو شگردای مردای متاهل و زد دیگه گف که ازدواجم سنتی بوده منو تمکین نمیکنه ۲۵ سالم بود و خانمش ۲۰ سالش بوده ازدواج کردن من دانشجوام تو دانشگاه شریف و خب هم خانواده ی سطح بالایی دارم وهم خودم زیبام و از هر نظر بعد ها که خانوم ایشون رو دیدم برتری و اختلاف فاحشی به هر لحاظ از این خانوم دارم بعد ها به من گف که نمیشه من مسولئیت بچه رو دوشمه ولی خب مدام میگف من برنامه ای واسه اینده ام با این خانوم ندارم معلوم نیست بعدها که تو زندگیم باشه و گاهی میپرسید حاضری زن دوم کسی شی؟…و خب این اقا منو همش منتظر میذاشت بعد اینکه گف متاهل من بلافاصله خواستم تموم کنم گف دارم جدا میشم و فقط برای پرونده ی پزشکیش میاد تهران و توی روستامون رشت هستش خانومم خلاصه اینکه به مرور مشکل ایجاد خصوصا اینکه رابطه ی جنسی خوبی با من داشت و خیلی طالبش بود من گفتم تا اخر آذر فرصت داری واقعیت و تصمیمت رو بگیری و نهایتا آذر کات کردم و یه پولی به این اقا داده بودم بعدها تماس گرفتم خانمش بارها شک کرده بود اون شب بحث شد فحاشی کرد نهایتا همه چیز رو گفتم و دوستش رابطه بین ما اون میگه میخواد منو ببینه ولی دوستم باهاش حرف زد خیلی عصبی بود و گف اون خودش نخواست ما باهم باشیم کسی از طرف اون به من زنگ نزنه ….رابطمون پر از احساس بود و خیلیییی برا من احترام قائل بود تو همه چی با من مشورت میکرد رو من خیلی حساب میکرد و قبولم داشت تا اینکه خانوادم فهمیدن همه چیزو حتی رابطه ی جنسی و خلاصه خیلی تبعات داشت برا من و الان دارم سعی میکنم خودمو بسازم و وارد رتبطه ای نشم ولی حسم بهش در تمام این ۹ ماه کات ذره ای کم نشده بلکه عمیق شده و ما ۱ سال باهم بودیم ولی رتبطه ی جنسی مون و دیدار و تماسون زیاد بود ….الان نمیدونم چی کار باید کزد دوس دارم یه بار باهاش حرف بزنم و نمیتونم فراموشس کنم مطلقا حتی شده ۷ _۸سال دیگه جداشه من بازم حاضرم منتظر بمونم و تو این پرسه به زندگیم برسم و الان دنبال مهاجرتم

  • سلام فاطمه هستم 24 ساله به مدت تقریبا 1 سال با پسری رابطه خیلی احساسی و عاشقانه داشتم حدود یک هفته پیش مادرش اومد که منو ببینه خونمون،وقتی رفت جوابش منفی بود و پاشو کرد تو یه کفش و گفت نه و کاری کرد که عشقم از من زده بشه و یهو از این رو به اون رو شد رابطمون و جفتمون با گریه از هم دور شدیم.حالا من نمیدونم چی شد که اصلا یهو همه چی انقدر عوض شد.
    لطفا کمکم کنید من نمیتونم بدون اون زندگی کنم

    • سلام دوست گرامی
      به خاطر اتفاقی که برای رابطه و شما افتاده است، متاسفیم.
      شما در ابتدا و قبل از هر اقدامی باید دلیل مخالفت مادر ایشان را بررسی کنید.
      مخالفت خانواده‌ها در ازدواج، میتواند دلایل منطقی و یا غیرمنطقی داشته باشد. اگر دلایل ایشان منطقی است، بهتر است شما هم واقع‌بینانه نسبت به این ازدواج نگاه کنید. اگر دلایل غیرمنطقی دارند، باید طرف‌مقابل شما و یا یک واسطه موثر، با ایشان صحبت کند تا قانع شود.
      توجه داشته باشید که مخالفت یک عضو خانواده و ازدواج اجباری می‌تواند خشم زیادی در فرد مخالف و همچنین شما داشته باشد و در ادامه زندگی مشترک این مسأله به ضرر رابطه شما تمام شود.
      برای راهنمایی بیبشتر می‌توانید از مشاوران پیش از ازدواج همیار عشق وقت مشاوره دریافت کنید.

  • سلام مهسا هستم ٢٢ ساله به مدت ٢/٥ با كسي در رابطه بودم بسيار به هم علاقه داشتيم و عاشقش شدم تصميم يه ازدواج داشتيم حتي رابطه جنسي هم داشتيم در اين دو سال و نيم يه بار كات كرديم بعد سه ماه برگشت و الان يه ماه باز كات كرديم من قرار بود براي تحصيل به خارج از كشور برم و پدرم قبول نكرد بعد ٢ سال براي همين نرفتن گفت بازيش دادم و من گفته بودم ميرم الان نميرم كات كرد الان متوجه شدم با كسي رابطه جديدي شروع كرده و چطور ميتونم برگردونمش من بكارتمم از دست دادم

    • سلام دوست گرامی
      علت کات کردن رابطه‌تان به مدت 3 ماه چه بوده است؟ به سن و مشخصات ایشان اشاره‌ای نکردید.
      به نظر می‌رسد حرف ایشان و دلخوری‌اش از نرفتن شما به خارج از کشور، یک بهانه است. اما باید رابطه‌تان دقیقا مورد بررسی قرار بگیرد.
      اشاره کردید ایشان با شخص دیگری وارد رابطه شده است، آیا دلیل برگرداندن ایشان، حسادتی است که بخاطر ارتباط جدیدش متوجه اش شدید؟
      شما سرمایه‌گذاری زیادی در رابطه‌تان کردید و مطمئناً از نظر جنسی نیز تحت فشار هستید و وابستگی بدنی و روانی مانع از فراموش کردن ایشان شده است.
      بهتر است برای تصمیم‌گیری بهتر و یادگیری اصول صحیح بازگرداندن رابطه، با مشاوران همیار عشق نوبت مشاوره دریافت کنید.

  • سلام، من با پسری جهت ازدواج آشنا شدم، خودم 36وآقا پسر34سالشونه، 20روز در ارتباط بودیم وسه جلسه هم دیدار حضوری داشتیم، هردو مورد پسند و علاقه هم قرار گرفتیم، من تصمیم گرفتم که رابطه جدی تر پیش بره با حضور خانواده ها، و دیدار حضوری کنسل بشه تا بعد از دیدار خانواده ها،طرف مقابلم این تصمیم یکطرفه برداشت کردن و خودخواهانه خواندن، با این بهانه رابطه تموم کردن، آیا من اضافه خواهی کردم،یا ايشون؟ آیا این رابطه امیدی به برگشت و ادامه داره؟

    • سلام دوست گرامی
      جدی‌تر کردن رابطه با دیدار حضوری منافاتی ندارد و اشتباه شما این بوده است که زمانی که باید دیدارهای حضوری بیشتر باشد تا شناخت بهتری صورت بگیرد، آن را لغو کردید. میشد به ایشان بگویید که این دیدارها با اطلاع خانواده‌ها باشد. البته زمان آشنایی شما (20روز) زمان کمی بوده است و شناخت پیش از ازدواج مطمئناً به زمان بیشتری نیاز دارد.
      اینکه ایشان به دنبال بهانه بودند یا واقعاً این مسأله برایشان اهمیت داشته و دلخور شده‌اند، نیاز به بررسی بیشتری دارد و باید بتوانید به لحن خودتان وقتی که این درخواست را به ایشان گفتید، دقت کنید. ممکن است حرف شما به شیوه یک درخواست نبوده است و بیشتر شبیه اطلاع دادن یک تصمیم باشد و برای همین ایشان را ناراحت کرده است.
      مهم است که مشاور شما بداند که بعد از قطع رابطه آیا شما یا ایشان تلاشی برای برگشت به رابطه انجام داده‌اید؟
      بله شما می‌توانید برای بررسی رابطه و آموختن مسیر بازگرداندن شخص مقابل به رابطه، از مشاوران همیار عشق نوبت مشاوره بگیرید.

  • سلام من 17سالمه یه پسری 2ساله عاشقشم و عاشقم بود اول رابطه تا 3ماه خوب بودیم بعدش یهو دیگه پیام نداد و بار آخر پیام داد گفت این دختره اذیت میکنه منم دعوا کردم دیگه پسره دیگه پیامم نداد استوریاش بعضیاش از من مخفی می‌کرد آخرین بازدیداشم از من مخفی می‌کرد میخوام ببینم مشکل پسره چیع برمیگرده یا منو نمیخواد؟

    • سلام دوست گرامی
      2 سال که عاشقش بودید با هم در رابطه بودید یا فقط از هم خوش‌تان می‌آمد؟
      منظورتان این است که شما اذیتش می‌کنید و برای همین دیگر به شما پیامی نداد؟
      کمی جزئیات این رابطه محدود است،بهتر است حتماً رابطه خودتان را مرور درست و منطقی کنید تا بتوانید علت رفتارهای ایشان را متوجه شوید. به شکایت‌های ایشان توجه کنید که در طی رابطه از چه مسائلی ناراحت بودند؟
      و دقیقاً هدف خودتان را از رابطه با ایشان مشخص کنید. شما سن کمی دارید و این سن اوج هیجانات نوجوانی است و زمان مناسبی برای حضور در یک رابطه عاظفی نیست.

  • سلام.من ۲۲ سالمه دانشجوی حقوق هستم و۴ ساله ازدواج کردم وازاول تصمیم به جدایی داشتم چون ازدواجم اجباری بوده.درحین جدایی درحالیکه خونه روترک کرده بودم وخوابگاه دانشجویی بودم بایه پسرهم رشته ایم آشنا شدم که ۳ماه اول فقط درحد همکلاسی معمولی بودیم البته اون ابرازعلاقه کرده بوداما من به خاطرشرایطم نپذیرفتم وبعداز۳ ماه کم‌کم به خاطراخلاق خوبش ازش خوشم اومدوخودش شرایط منو فهمید وبعداز۲۰ روزماواردرابطه عاطفی شدیم ومن تمام شرایط زندگیموبراش گفتم واون میکفت که توبرای من بایه دخترفرقی نداری ووجودخودت برام مهمه نه شرایطتت واینکه بسیار آدم بااخلاق ومقیدوبااصولی بودواینکه خیلی به بودن وازدواج بامن اصرارداشت.الان من هنوز در شرف طلاق هستم اما نزدیک یکماهه که اون پسر یهویی گفت که نمیتونه بامن باشه ومنوترک کرد.ماهیچ رابطه جنسی باهم نداشتیم وکلا ۵ماه باهم بودیم و۴بارهمودیدیم حتی دست منم نمیگرفت.فقط وفقط دوبار راجعبه مسایل شخصیم مثل پریودی باهاش صحبت کردم.الان من ضربه سختی خوردم چون نه من زیاده روی کرده بودم‌نه اون اما یهو چی شد منوول کردنمیدونم درحالیکه من آگاهانه تمام شرایطو بهش گفته بودم واونم آگاهانه پذیرفته بود.همیشه ام ازبودن همسرم توی خونه من ناراصی بود چون من کاملا توافقی دارم جدامیشم وجایی روندارم که برم مجبورم توخونه خودم باشم.وتا یکماهه دیگه جدامیشم.ممنونم اگرکمکم‌کنید که چیکارکنم که برگرده چون به نظرمن اون پسریکی ازمعدودآدم هایی هست که منو میفهمه وحالم باهاش خوبه ورفتاردرست بامن روبلده.اون ۲۳سالشه.

    • سلام دوست گرامی
      مشکل اصلی اینجاست که شما باید ابتدا تکلیف رابطه قبل خود را با همسرتان روشن می‌کردید و سپس به رابطه جدید وارد می‌شدید. پذیرفتن این مسأله که شما همچنان با همسر خود در یک خانه هستید برای فرد جدید قابل پذیرش نیست و طبیعی است که ناراضی باشند. اشاره کردید جایی را ندارید که بروید و توافقی جدا می‌شوید، بعد از طلاق کجا ساکن خواهید بود؟
      بهتر است برای بررسی وضعیت‌تان حتما با مشاوران رادیوعشق نوبت مشاوره داشته باشید تا بتوانید تصمیم درستی بگیرید.

  • سلام، من دختری 23ساله هستم با پسری در فضای مجازی آشنا شدم که 3 سال از من کوچیکتره مدت کمی باهم در رابطه بودیم اما من بسرعت بهش علاقه مند شدم چون خصوصیات اخلاقیش خیلی به من نزدیک بود و در واقع همونی بود که همیشه میخاستمش ولی به محض اینکه بهش علاقه مند شدم اون خواست که رابطه رو تموم کنیم فقط بخاطر اینکه دیدارمون تقریبا غیرممکن بود و اون ایران نبود اصلا… حدودا یکسال باهم بودیم ولی بیشترش به دعوا و بحث سر بی نتیجه بودن این آشنایی بود… الان یکساله و 4ماهه که دیگه هیچ حرفی نزدیم من تو این مدت پیشنهاداتی داشتم و حتی مدت کوتاهی با یکی از هم کلاسی های دانشگاهم در ارتباط بودیم…. ولی هنوزم بعد این مدت با تمام تلاش هایی که داشتم نتونستم از فکر اون فرد بیرون بیام و الان این قدر دل تنگشم که دوست دارم دوباره بهش برگردم و پیشنهاد بدم که من هرطور هست به ملاقاتش برم… ممنون میشم اگه راهنمایی کنید

    • سلام دوست گرامی
      اختلاف سن شما، دوری راه و وابستگی از این راه دور مجموعه فاکتورهای خطر در این رابطه بوده است.
      در حال حاضر 1 سال و 4ماه است که رابطه ندارید، اگر واقع‌بینانه بخواهیم به این موضوع نگاه کنیم، در این مدت اگر علاقه‌ و تمایلی در ایشان به صورت جدی وجود داشت، این تمایل را نشان می‌داد و این مدت طولانی سپری نمی‌شد.
      بهتر است ابتدا از این وابستگی رها شوید و فقط در این صورت است که احتمال بازگرداندن ایشان بیشتر می‌شود. برای کسب آگاهی بیشتر قطب‌نمای«بازگرداندن عشق و ازدواج» را مطالعه کنید.

  • سلام من 19سالمه دوست پسرم 18 سالشه فامیل هم بودیم پسر عمو دختر و من مدت ها از حسش به خودم اگاه بودم ولی نمیخواستم به روی خودم بیارم و با یکی دیگ تو رابطه بودم ک خبر داشت ولی من با اون کات کردم و خیلی سریع رابطمو با پسرعموم شروع کردم چون میدونسم خیلی دوسم داره و برام کم نمیزاش و بهشم گفته بوددم همه چیو راجب رابطه ی قبلیم و سعی میکردم فراموش کنم همه چیو چون 3سال با رل قبلیم بودم ولی وسط رابطه من دچار احساس شدید شدم و خواسم برگردم با رل قبلیم و پنهانی باهاش صحبت میکردم اونم میگفت ک میخواد برگرده درست کنیم ولی من دلم برای پسرعموم میسوخت چون بیش از اندازه بهم محبت میکرد یمدت باهاش سرد شدم ک بره ولی اصلا فایده نداشت بیشترم باهام خوب میشد تا اینک تصمیم گرفتم بیخیال رل قبلیم شم و با پسرعموم بمونم چون خیلی دوستم داش و خیلی حواسش بهم بود برای همین اونو بلاک کردم و چسبیدم به پسرعموم ولی یروز دوباره سروکله ی رل قبلیم پیدا شد ک التماس میکرد برگردم منم نمیدونستم چیکار کنم و بینشون موندم و به جفتشون گفتم من نمیخوام جفتتونو برید میخوام دیگ با کسی نباشم یمدت گذشت رل قبلیم بیخیال شد منم با پسرعموم بودم و براش همه چیو گفتم ک یه مدت با اون در ارتباط بودم و از اونموقع با من سرد شد ینی همون موقع شروع نشد ولی کم کم سرد شد تا اینک 4ماه پیش همه چی عوض شد دیگ سرد شده بود جواب پیامامم نمیداد زنگ نمیزد دیگ بی قرار نبود واس دیدنم حال من هروز بدتر میشد و اون خوشحال تر میشد خواسم رابطه رو تموم کنم اصلا براش مهم نبود اون همه عشق و محبتی که بهم داشت همش نابود شد منم کارم الان هرشب گریس و غصه خوردن 4ماهه ک این وضعمه و همش التماسش میکنم و با اینکارم اونو دورتر میکنم یکم سعی کردم دیگ پیامش ندم ک دو شب پیش پیام داد که میخواام بهت فرصت بدم ولی از هم دو شب پیش باهام سرده بازم مث قبلش نیست درضمن اینک توی رابطه ی قبلیمون من یه عنصر خیلی سرد و خشک بودم و اون عنصر خیلی فعال و پر از عشق و محبت من میخوام اونجوری باشه الانم جامون عوض شده به قدری که چتای قبلمونو ک میخونم باورم نمیشه ک اونجوری بوده منم اینجوری لطفا راهنمایی کنید من واقعن دوس دارم گذشته ای ک خراب کردم جبران کنم

    • سلام دوست گرامی
      وابستگی شما به رابطه قبلی هنوز تمام نشده بود که وارد رابطه جدید شدید و علت تردیدتان برای برگشت همین بود که هنوز به نفرقبل فکر می‌کردید و نسبت به التماس‌های او حساس شده بودید.
      عمده‌ترین اشتباه شما این بود که دائماً هر مسأله‌ای را به نفر جدید یا همان پسرعموی‌تان می‌گفتید و این یکی از مسائلی است که باعث شده او سرد شود.
      به نظر می‌رسد که چذابیت‌های شما کاهش یافته است که دیگر او حاضر نیست مثل قبل گرم باشد. برای بازیابی این جذابیت‌ها می‌توانید از مشاوران رادیوعشق نوبت مشاوره دریافت کنید.

  • سلام خسته نباشید من با یه آقایی حدود چهارسال پیش رفتم توی رابطه خیلی دوستش داشتم ولی اون خیلی بهم بی توجهی میکرد یکی دوبارم بهم خیانت کرد ولی من بخشیدمش تا حدود یه سال پیش از هم جدا شدیم طی این دوره جدایی من با چنتا پسر داخل دایرکت اینستاگرام فقط چت کردم بعد از یه مدت ما برگشتیم بهم دیگه دوباره ولی من ازش خیلی دلگیر و دلسرد بودم ولی بازم دوستش داشتم چند باری جدا شدیم و دوباره برگشتیم من از اینکه چت میکردم با چند نفر پشیمون شدم همرو پاک کردم و بلاک کردم ولی اون رفت توی رابطه من بهش پیام دادم و اون بازم برگشت به من گفت هیچکس مثل تو دوستم نداره وقتی رمز ایسنتاگراممو بهش دادم همه پیامای منو بک آپ گرفت و پیدا کرد و الان میگه خیلی دلش گرفته ازم و نمیخواد دیگه باهام باشه میشه راهنماییم کنید من پشیمونم از کارم چجوری از دلش در بیارم و رابطمو درست کنم
    هر دومون 20 سالمونه

    • سلام دوست گرامی
      رابطه شما کیفیت مناسبی نداشته و دائما در کات و برگشت بوده‌اید. حتی اشاره کردید خیانت دیده‌اید، او وارد رابطه دیگری شده بود. شما او را بخشیده‌اید اما او با دیدن چت‌های شما در دوره‌ای که رابطه نداشتید، بهم ریخته است!
      شما باید مهمترین سوالی که از خودتان بپرسید این باشد که به چه دلیلی با این فرد می‌خواهید ادامه دهید؟
      تا چه میزان مهارت‌های لازم برای پیش بردن رابطه عاطفی را دارا هستید؟
      مسیر بازگرداندن صحیح او به رابطه را بایدآموزش ببینید و ممکن است در حین آموزش متوجه شوید که دیگر خودتان نمی‌خواهید رابطه را با او ادامه دهید. برای این یادگیری لطفا از متخصصان مشاور در رادیوعشق وقت مشاوره دریافت کنید.

    • وقت بخیر من ۱۹ سالمه و اون آقا ۲۱
      ما ۲ ساله توی رابطه هستیم.
      یه هشت ماه به دلیل یسری مشکلات جدا بودیم ولی دوباره به هم برگشتیم،من بارها بخاطر اشتباهاتش بخشیدمش ولی اون از چیزهای کوچیک هم به راحتی نمیگذره، این آقا بسیار شکاک و بی اعتماد هستش و به دلیل تایم کاری که داره نمیتونه به اندازه کافی برای من وقت بزاره.
      این اواخر به دلیل همین با هم بحث داشتیم و من گفتم که به من بی توجهی و منو اولیت خودتت قرار نمیدی در صورتی که هیج جوره برات کم نمیزارم و میخوام همونجور که من به تو اهمیت میدم توهم اینکارو کنی و دیگه باهاش حرف نزدم این اقا ۳ روز پیداش نشد و پیامی با این مضمون براش ارسال کردم *انگار نیاز داری و بری ببینی رابطه ما کنی برات در چه حدیه و اولویت بندیاو هدفتو مشخص کنی ،من آدمیو میخوام که همجوره کنارم باشه، تو این ۳ روز بهم فهموندی بود و نبودم برات مهم نبوده ،اگها ینجوری راحت تری به زندگیت ادامه بده!
      بعد ارسال پیامم جوابمو نداد و بعد یک هفته ۲ بار بهم زنگ زد جواب ندادم و شبش یک بار تویه اینستا استوریمو ریپلای کرد که:هرجور راحتی

  • سلام ببخشید من ۲۰ سالمه دوسپسرم ۲۲ سالشه حدودا ۱ ماه هست که اشنا شدیم از طریق دوسته دوسپسر سابقم ک عین داداش بود واسم امابعدا بهم گفت دوستم داره یه سری رفیقشو اورد سر قرار من ازین رفیقش خوشم اومدو علا رقم عذاب وجدان دوسپسرم ب خاطر دوستش ک ب من علاقه داشتو ولی من اونو دوست داشتن رابطمون شروع شد.من تو رابطه حس حسادتشو زیاد تحریک میکردم مثلا روی خواننده ی مورد علاقم حساس بود بعد بهم گفت من خیلی غیرتیمو حرف ازش نزن جلو دوستامم راحت نباش با اون دوستشم ک منو دوس داشت قطع رابطه کردیم ولی این اواخر دیدم سر یه چیز مسخره کات کردیم سر اینکه من با دوستم بیرون بودمو گفتم بش بیا گف نیم ساعت میتونم باشم گفتم عب نداره همون نیم ساعت میبینیم همو بعد برسونمون خونه‌…گف ک ازین حرفن بدش اوند من حس میکنم بهونه اورد اخه همون روز سر یه چیزای الکی دیگ هم بحثمون شده بود گف منو نسبت ب خودت داری سرد میکنی با رفتارات.من گفتم مشکله خودته اگه دوسم داشته باشی با این چیزا سرد نمیشی کاریم اخه نکرده بودم منو از اینستا انفالو کرد گف پیجت رو مخمه عکسو دابسمش از خودت میزاری …نزدیک دوهفته بود ک باهم حرف نزده بودیم ک من فالوش کردم اومد گف چرا فالوم کردی بحث وا شد بهش گفتم من دوستت دارم گف من سرم شلوغه سر کارمو سر تمرین اخه فوتبالیسته گف نمیتونم واست وقت بزارم …حرکات توهم خیلی حساسم میکنه و اینا …من میخوام اونو ب رابطه برگردونم چیکار کنن خیلی هم غد و مغرور منم خیلی مغرورم و واسم عادی نیس ک یه مسر اینجوری بهونه الکی اورده و منو از سر خودش وا کرده حداقل میخوام باهاش وارد رابطه شمو خودم رابطرو تموم کنم ک وجدانم راحت شه…تورو خدا راهنماییم کنید خیلی ممنونم

    • سلام دوست گرامی
      انگیزه شما از برگشت به رابطه خشم زیادی است که ناشی از طرد شدن از سوی طرف‌مقابل‌تان بوده است. بنابراین به جای تمرکز روی برگشت به رابطه بهتر است که در مورد این خشم با مشاوران رادیوعشق صحبت کنید.

      • سلام . من و دوست پسرم حدود ۵ ماه رابطه عالی با خنده و شادی و نشاط داشتم . بعد از ۵ ماه تصویر دوست دختر سابقش که الان کانادا هست رو دید و بهم ریخت و بمن گفت احساس میکنم هنوز اونو دوست دارم و ظالمانست کنارت باشم درحالی که تمام وجودتو برای من میذاری و من بفکر اونم … و جدا شدیم … ولی من خیلی افسرده ام و دلم میخواد برگردیم بهم و من بهش کمک کنم فراموش کنه و خودمم داشته باشمش . ی چیز دوسر برد !! بنظرتون برمیگرده ؟ ؟ واقعا من چیکار کنم

        • سلام دوست گرامی
          از اتفاقی که برایتان افتاده است متاسفیم، مطمئناً ناراحتی و افسردگی شما طبیعی است، اما طرف مقابل به شکل صادقانه‌ای از علاقه خود به عشق سابقش سخن گفته است و سرمایه گذاری مجدد برای این رابطه شما را دچار افسردگی بیشتر می‌کند و ارزش شما را پایین می‌آورد. اشاره نکردید که چه مدت است رابطه تمام شده است، اما اگر به تازگی جدا شده‌اید، ابتدا باید برای بهتر کردن حال روحی خودتان تلاش کنید و سپس به فکر رابطه‌تان باشید. مشاوران رادیوعشق برای اینکه بتوانید ارزشمندی خودتان را حفظ کنید به شما کمک می‌کنند تا بتوانید از سوگی که اتفاق افتاده است به پذیرش برسید. مطالعه نکات طلایی دوره زندگی پیروزمندانه بعد از جدایی رادیوعشق برای شما بسیار مفید است.

  • سلام حدودم یه سالی میشه که با پسری در رابطه هستم با هم زندگی میکردیم هیچ موقع واسه رابطه تلاشی نکرد و فقط از طرف من بوده خیلی مغروره و به من ثابت کرده که واقعا دوسم داره ولی سریه اخر خیلی بد دعوامون شدو التماس کرد از زندگیش برم بیرون منو از همه جا بلاک کرد البته همیشه همینطور میشه ولی ین سریع التماسم میکرد واسه اینکه ازش دور شم میگه که تنهاییشو دوس داره و تنهایی راحت تره ولی من میدونم که منو خیلی دوس داره ولی بخاطر شرایط مالیش هر سریع که وضعیت مالیش خراب میشه با من بد میشه و من خیلی دوسش دارم میگه اماده رابطه نیستو نمیتونه و تقصیره من بود نزدیک چند هفتس من بخاطر دخالت دوستام رابطه ام باهاش بد شده و همش باهاش بد رفتار کردم الان نمیدونم چیکار کنم ولی بهش نه پیام دادم نه چیزی فقط میخوام ببینم بازم میتونم برش گردونم یا نه احتماله باز گشتش چقده لطفا رهنماییم کنید

    • سلام دوست گرامی
      سن خودتان و طرف مقابل و شیوه آشنایی مهم است
      چند فاکتور خطرناک در رابطه شما هست و باید به آن دقت کنید:
      هیچوقت برای رابطه تلاش نکرده و همیشه تلاش از طرف شما بوده.
      التماس ایشان برای تمام شدن رابطه
      عدم آمادگی برای ازدواج
      این عوامل نشانه‌هایی نیست که بتوانید سریعا از آن عبور کنید
      برای بررسی بیشتر حتما از مشاوره رادیوعشق استفاده کنید.

  • سلام ،من دخترم ۱۹ سالمه و عشقم هم ۱۹ سالشه ،حدود ۵ سالی میشه ک رابطه داشتیم و ایشون فامیل دورهم هستند و فاصله شهری هم داریم از هم رابطمون هم فق در حد پیام بود ولی زنگ نه ،یه چند باری خیلی کم بود،چندباری هم تونستم از نزدیک کنارش باشم و باهاش حرف بزنم ،تو این چندسال ابراز علاقه میکرد و میگف ک هدفش از رابطه ازدواجه هر باری ک رابطمون کات شد اولن ک نمیزاشت اما اگ این اتفاق میوفتاد بیشتر اوقات بعد از یک یا چند روز پشیمون میشد و برمیگشت ،در حدی بود ک میفهمیدم واقعن عاشقمه و میخادم اما از حدود چند ماه پیش اخلاقای عاشقانش کمتر شده بود و غرغرای من بیشتر حتی خودشم نمیدونست ک چرا اینجوری شده از وقتی ک دانشگاه رفت ولی نمسخاست منو از دست بده و همیشه هم میگف ک دلت نمیکنم نمیتونم اینکارو کنم اما خب بداخلاق و کم توجه شده بود تا اینکه دو سه ماه پیش رفت سرکار ،از اون موقع به بعد همه حواسش شد کارش توجهش به من کم شد درحدی ک گفتیم هفته ایی یه بار حرف بزنیم یعنس من گفتم یا هفته ایی یه بار حرف بزنیم یا بزار برو ولی موندو قبول کرد یه چند هفته ایی خوب بود تا اینکه باز بی توجهیا شروع شد و بهانش شد کارش ،حتی روز تولدمم یه پیام تبریک نگف و بعد ک یهش گفتم گف میخاستم غروب بهت پیام بدم ،من هم سره این موضوع هم سره موضوع بی توجیهاش عصبی شدم و کات کردم اما بعد یه هفته اومد دنبالم و گف حرف بزنیم باید ببینمت رفتم پیشش و حرف زدیم وکاملن پشیمون از کاراش بود ومعذرت خواهی کرد و شرمندگی داشت ،یه هفته بعد از این قرارمون باهام خوب بود توجه میکرد تماس تصویری میگرفت حرف میزد اما کم کم شرد شد و بی توجه یه جورایی بی ارزش شدم براش پیامامو سین میکرد جواب نمیداد اوایل سرد جواب میداد بعد یه مدت اصلن جواب نمیداد ،انلاین میشد تو واتساپ ،و من یه بار ک بهش پیام دادم گف سر کارم نصف شب گف مزاحم کارم شدی ،اگه نیستم کار دارم ن اینکه فراموش کردم، و دیگه چیزی نگفتم بهانش شده بود کارش پیشرفت کارش ،و در اخر ک ازش پرسیدم دلیل بی توجیهاشو گف خسته شدم بی حس شدم درگیر شدم ،و منم تموم حرفامو بهش گفتم ک اگه واقعن نمیخای منو درست بیا بگو و اینا کلی حرف نوشتم براش ،اومد نوشت یا سرکارم یا خستم یا عصبی ام میتونم رابطه داشته باشم اما نمیخام تمام میکنیم بسه دیگ با کل زندگیم شوخی کردم دیگه نمیخام برا ایندم حتی یه بارم کوتاه بیام ،نوشت میخام ایندمد بسازم فقط و فقط خودم دارم سختیای زندگی و کارمو میکشم تنهایی ام میکشم کمک نمیخام حوصله هیچ کی رو ندارم گف تو شرایط اشتباه اومدی تو زندگیم ،زمان اشتبا و جای اشتباه بودی گف وقت خوشی منم میرسه زودم میرسه ،و گفتم خدافظ و دیلیت اکانت کردم هم واتساپو هم تلگرام هم اینستامو ،یه دو شب دیدم ک بعد رابطه خیلی شبا انلاینه تا صبح تو واتساپ دیشب براش نوشتم اگه کسی تو زندگیت بود و خیانت بود میتونستی درست بگی و اینا ،اومد ک کسی نیس اگه میخاستم قبل تر از اینا خیانت میکردم و من یه هدف بزرگ دارم برای رسیدن بهش هرچیم فداش میکنم تو1یح نداد چرا انلاینه شبا تا صبح ولی یه جویم گف ک گسی تو زندگیش نیست و مربوط به کارشه ،کارشم تو شرکتای ارز دیجیتال و بورس و ایناس ،بلاکچین ماینره ،میخاستم ببینم من باور کنم کسی تو زندگیش نیست و هدفش کارشه و بعد منم وارد رابطه ایی نمیشه ،واقعن این مدت عاشقم بوده و منو میخاسته یا الکی گفته و الکی نگهم داشته؟چطور بتونم بفهمم براش مهمم و الان رابطه تموم شده اونم اذیت میشه؟اینکه برمیگرده و واقعن عاشقمه یا نه ؟منتظر برگشتش بمونم یا نه اخه من همه شبکه های اجتماعیی ک اون داشت دیلیت زدم و راهی براش نذاشتم میخاستم ببینم برگردم و فعالیتمو ادامه بدم ؟ امکانش هست پشیمون شه و برگرده؟یا همینجوری برای همیشه ولش کنم و تمام؟اخه الان چند روز بیشتر از این اتفاق و کات شدن نمیگذره

  • یه سوال
    من ۱۸ سالمه تقریبا بعد اینکه با یه پسری بود که از پارسال بعضی وقتا پیام میداد حرف میزدیم تا چند ماه پیش که این حرف زدنا بیشتر شد تبدیل شد به هر روز و چند بار همو دیدیم بهم پیشنهاد داد باهم دوست شیم ۱ ماه و ۱۲ روز گذشت تا اینکه یکشنبه خیلی یهویی یه پیامی واسم فرستاد و بهم زد گفت بیا مثل قبل که دوست معمولی بودیم باشیم اما خب دیگه مثل قبل باهم حتی حرف نمیزنیم روز بعدش زنگ زد اما دیگه اخریش بود من الان باید چیکار کنم مگه چی شد یهو اینطوری کرد؟ امکان داره دوباره باهم اوکی شیم؟هی همش بهش فکر میکنم اعصابم خورده

    • سلام دوست گرامی
      اگر ایشان نیز همسن شما باشند، تغییر ایشان وابسته به این مساله است که بصورت ناگهانی شروع به هیجانی شدن و تصمیم گرفتن می‌کنند.
      شما باید مرز خودتان را برای اطرافیان مشخص کنید تا آنها نتوانند با رفت و آمد خودشان، اعصاب شما را برهم بزنند.

  • سلام خسته نباشید
    من ۲ سال و نیم هست که با پسری دوست هستم هر بار که قهر میکردم کلی تلاش میکرد تا دوباره به دستم بیاره ولی الان ۵ روزه که کات کردیم ولی هیچ تماسی با من نداشته حتی دلیل جداییمون خیلی مسخرس یه دلیل محکم نیست که قانع بشم حتی خداحافظی هم نکردیم گفت دیگه بهم پیام نده منم گفتم باشه نده دیگه ندادیم
    اونم ناراحتیشو یه جوری داره نشون میده که من برم جلو اما خودش گفت دیگه پیام نده از طرفی منم واسش تلاش کردم همیشه هم تلاش فقط از طرف اون نبوده از طرف منم بوده
    به نظرتون باید چیکار کنم؟

    • سلام دوست گرامی
      به سن خود و طرف مقابل اشاره ای نکردید
      برای برگشتن به رابطه اول باید انگیزه خود را از این برگشت مشخص کنید و ببینید ایا همچنان مانند اوایل رابطه می خواهید کنار او باشید یا خیر.
      سپس باید کیفیت رابطه‌تان بررسی شود تا متوجه شویم که طی این 2سال و نیم رابطه در چه وضعیتی بوده است.
      شما می توانید از دوره برگشت به رابطه رادیوعشق استفاده کنید.

  • سلام خسته نباشید..۶سالی هست که با پسری به طور اتفاقی آشنا شدم پس از مدتی به او ابراز علاقه کردم اول میگفت دوست ندارم و مثل خواهرمی اما من مداوم و همیشه به او میگفتم که دوستش دارم..این دوسال اخیر همش حرفش این بود که نمیدونم میخوامت یا نه و من رو کاملا توی بلاتکلیفی میگذاشت تا این که نزدیک به دو هفته پیش به او گفتم اگه میخواستی میگفتی و وقتی نمیخوای دیگه بلاتکلیفی معنایی نداره…و چند روز پیش بود به او پیام دادم و گفتم که میخوام تو رو فراموش کنم چون اینطوری فقط خودم عذاب میکشم و خداحافظی کردم..پیامم رو خوند ولی اصلا هیچ چیزی نگفت نه خداحافظی نه هیچ چیز دیگه…..البته این رو هم بگم ارتباط ما فقط در حد پیام و گاهی اوقات خیلی خیلی کم درحد‌ زنگ بود که اون هم خودم بهش زنگ میزدم…اینطوری براتون بگم که اون فقط و فقط وقتایی که کار داشت و میدونست که براش انجام میدم بهم پیام میداد…مثلا فقط در مواقع ناراحتیش‌ میومد سراغم…و کلا احساس میکنم که بودن یا نبودن من براش فرقی نداشت….من خیلی دوسش دارم ولی نمیدونم چکار کنم و برای این بهش گفتم میخوام فراموشش کنم گفتم شاید بیاد طرفم یا یه مدت بگذره جای خالیم رو احساس کنه بیاد طرفم…..نظر شما چیه؟

    • سلام دوست گرامی
      به نظر می‌رسد شما به تنهایی سرمایه‌گذاری زیادی برای این رابطه انجام داده‌اید و زنگ‌خطرهای مختلف آن را نادیده گرفته‌اید. ابراز علاقه ابتدا از سمت شما بوده، طرف‌مقابل بارها اشاره کرده که علاقه‌ای به ارتباط ندارد و نقش شما برایش مثل خواهر است! تا زمانی که شما به صورت مداوم به سمت ایشان می‌روید، او شما را طرد خواهد کرد. اگر می‌بینید که او هیچ واکنش مثبتی به شما ندارد، بهتر است در این بازگرداندن ارتباط کمی تامل کنید. در مسیر برگشت ابتدا باید بپذیرید که این رابطه تمام شده است و سپس اقداماتی صحیحی مثل افزایش عزت‌نفس را در خود پرورش دهید. همچنین شما می‌توانید برای آموزش صحیح و بررسی رابطه از مشاوران رادیوعشق، وقت مشاوره تلفنی یا آنلاین دریافت کنید.

  • سلام من به مدت ۱ سال با آقایی بودم که هم دانشگاهی من بود و اینم بگم که شروع رابطه از سمت ایشون بود و من تا قبلش هیچ حس یا حتی کنجکاوی نسبت به ایشون نداشتم. تو قرارهای اول هم خود طبیعیم بودم و کوچیکترین اشتیاقی نداشتم چون فکر میکردم یه چیز زودگذره اما به مرور با دیدن شخصیت آروم و مهربونش کم کم بهش متمایل شدم چون مطمئن شدم که واقعا دوستم داره. چند ماه اول خوب بود تا اینکه اولین بار توی تابستون که رفتیم خونه هامون بعد یه مدت حس کردم که بی توجهی میکنه و دیگه مثل قبل پیام نمیده،البته اون موقع من خیلی حساس بودم چون از اولش نمیخواستم دل بسته بشم اما هر چی بود خیلی زود تموم میشد و این حالت کلا ۲ یا ۳ بار تو تابستون پیش اومد و تو همون وقع هم بود که فهمیدم چقدر دوسش دارم. توی رابطمونم خیلی گام به گام و با ملاحظه بود که باعث شد هیچ وقت حس فشاری نداشته باشم و به حد و مرزام احترام میذاشت اما مشکل ما این بود که خیلی کم با هم حرف میزدیم.جفتمون البته تا حدودی درونگراییم اما باز هم این موضوع اذیتم میکرد.وقتایی که با هم بیرون میرفتیم کمتر از شوخی و خنده خبری بود البته بازم خیلی وقتا بود که کلی خوش میگذشت بهمون اما بازم به وضوح میدیدم که باهام سرد میشه حتی وقتی بعد از تعطیلی بین دو ترم زمستون دیدمش انگار شوقی نداشت که باعث میشد به وضوح بعد از چند دقیقه پکر بشم و میگفتم اصلا دلت تنگ شد؟ میدونستم مشکل ما وقتییه که به مدت طولانی پیش هم نباشیم و اون هم یک ترم دیگه فارغ التحصیل میشه و میره. سر تعطیلی دانشگاه ها هم اولش خوب بود و تا همین چند وقت پیش هر چند وقت یبار پیام میدادیم تا دوباره سرد شدنه شروع شد و با اینکه هیچ کاری نداشت اگه من پیام نمیدادم هیچ خبری ازم نمیگرفت که باعث شد خیلی جدی به فکر جدایی بیوفتم چون این مسئله قبلا بارها تکرار شده بود و واقعا اذیتم میکرد و حس اضافه بودن میکردم و میدیدم که هیچ اهمیتی براش ندارم و هیچ تلاشی برای رابطه نمیکنه.اینم بگم که به شدت آدم استرسیه و به جای رو به رو شدن با مشکلات بیشتر سعی میکنه ازشون فرار کنه.

    تقریبا بهش فهمونده بودم که چقدر از این موضوع ناراحتم و دارم به چ فکر میکنم و از یه طریق دیگه هم مطمئن شده بود.
    وقتی که بهش پیام دادم که حرف بزنیم خواستم اول اون بگه تا شاید یکم تخلیه شه از لحاظ احساسی چون فکر میکردم به خاطر شرایط این روزاشه اما در کمال ناباوری گفت که رابطمون افتاده تو سراشیبی و بیا قبل از اینکه به تهش برسیم خودمون تمومش کنیم
    اصلا باورم نمیشد بدون هیچ تلاش و حرف دیگه ای همچین چیزی بگه حتی وقتی که انقدر جدی به جدایی فکر میکردم هم انگار ته قلبم امیدوار بودم مخالفت کنه اما خودش گفت و گفت که میدونم چی میخوای و امیدوارم برات ساده تر کرده باشمش جدایی رو.
    با اینکه میدونستم که دوستم داره و فقط داره از مسئولیت فرار میکنه و یا به خیال خودش داره از خود گذشتگی میکنه اما بازم نمیتونستم باور کنم بدون هیچ تلاشی رفت سراغ آخرین گزینه. بعدش اما خیلی اصرار کرد که بیا دوست بمونیم و این حرفا(قبلا بهش گفته بودم حتی اگه نخوام باهات وارد رابطه بشم اما بازم میخوام همیشه مثل یه دوست داشته باشمت، چون واقعا بچه خوبیه)
    اما من قبول نکردم چون نمیتونستم تحمل کنم انقدر ساده منو از سر خودش باز کرد و حس میکردم بهم بی احترامی شده و با گفتن دوست بودنش انگار شده عروسک خیمه شب بازیش بودم. به خصوص اینکه من خودم نمیخواستم با پیام کات کنم و گذاشته بودم حضوری با هم حرف بزنیم به حرمت روزایی که با هم بودیم و احترامی که براش قائلم.
    کاش نصف تلاشش برای دوست بودن رو واسه رابطمون میکرد و واسه همین گفتم که اصلا امکانش وجود نداره.
    به شدت بهم ریختم به خصوص اینکه هیچ نقطه منفی دیگه ای تو رابطمون نبود که با فکر کردن بهش آروم شم. ۲ روز بعدش بهش زنگ زدم اماجوابم رو نداد که باعث شد اولش شکه بشم از کارش و بعد از اون تا حدی کنار بیام با این قضیه از هیچ جایی هم بلاک نشدم.
    اما بازم ته قلبم دوسش دارم و هر چقدر هم که خودمو سرگرم میکنم اما به محض فراغت از کار و حتی ضمن کار دوباره یادش میوفتم و حالم خراب میشه.
    بیشتر از ۲ هفتس که جدا شدیم و دورا دور خبر دارم که اونم حالش خوب نیست زیاد و ناراحته اما دیگه به هیچ وجه نمیخوام خودمو بی ارزش کنم.
    تا ۳ ماه آینده هم نمیبینمشو حس میکنم اینجوری بدتره.
    چیکار کنم که هم برگردیم و هم اون ارزش و اهمیتی که باید رو داشته باشم؟

    • سلام دوست گرامی
      دیدگاه شما طولانی است، امکان پاسخ دادن به آن در سایت وجود ندارد. اما شما می‌توانید برای آموختن شیوه برگشت صحیح به رابطه، ابتدا با مشاوران همیار عشق صحبت کنید و در صورتی که ایشان تایید کنند، می‌توانید دوره برگشت به رابطه را تهیه کنید. در ضمن این نکته را بخاطر بسپارید که این احساساتی که تجربه می‌کنید مانند: خشم، غم، دلتنگی و.. کاملاً طبیعی است بخصوص اینکه به تازگی جدا شده‌اید.

  • سلام من با یه پسری چند هفته در ارتباط بودم و همه اخلاق و رفتارمون مثل هم بود و ایشون قصد ازدواج با منو داشتن ولی یه روز اومدن و بهم گفتن ک نمیتونه از من نگهداری کنه و مراقبت نمیتونه بکنه و اینک نمیتونه خواسته های منو بر آورده کنه از جمله اینکه فقیر هست و توان مالی خوبی نداره و الان هم جدا شده ولی بلاکم نکرده و هر روز پیام میده ک بخدا دوست دارم و جز تو کسی رو ندارم اما من ناراحتی درون این شخص ندیدم

    • سلام دوست گرامی
      اطلاعات کافی درباره رابطه و خودتان نداده‌اید. نشانه جدا شدن صرفاً بلاک شدن نیست. اگر طرف مقابل به صراحت گفته باشد که این توانایی را ندارد که رابطه را جدی‌تر کند، احتمالاً یا قصد جدی‌ای برای ازدواج نداشته و یا اعتمادبه نفس لازم برای پذیرش مسئولیت رابطه را ندارد. در هر صورت این میزان اطلاعات کافی نیست و بهتر است برای بررسی رابطه عاطفی خود از رادیوعشق، وقت مشاوره بگیرید.

  • سلام
    من چندماه با یه پسری دوست شده بودم خودم خیلی خیلی مغرورم اون ۱۰۰برابر ازمن مغرورتر بود ولی با این حال ابراز علاقه میکرد ولی من زیاد چیزی نشون نمیدادم سر اینکه گوشیشو جواب نمیداد یه پیام بهش دادم و بهش بی احترامی کردم و اونم جواب داد که دیگه باهات کاری ندارم
    الان ۲ماه میشه از اون موضوع میگذره بهش زنگ زدم جواب نمیده پیامم اصلا باز نمیکنه و جواب نمیده حتی بهش پیام دادم بلاکم کن نتونم بهت زنگ بزنم بازم هیچی
    الان وقتی اون تحت هیچ شرایطی نمیخواد با من حرف بزنه احتمال داره که بتونم برش گردونم؟خیلی پشیمونم و هرروزو هر لحظه بهش فکر میکنم وقتی حاضر نیست جواب بده چجوری میتونم باهاش ارتباط بگیرم ممنون میشم جواب بدید

  • پسری بعد از هفت ماه رابطه مجازی ب بهانه دروغ ازم جدا شد
    ایشون ب گفته خودشون منو واسه ازدواج میخواستن ولی شرایط کار ایشون و خانواده من از همون اولم معلوم بود ک شاید مخالفت کنن خانوادم
    چندبار از هم فاصله گرفتیم ولی نتونستیم جدا بشیم
    تا اینکه ب ایشون ی دروغ گفتم و البته قبول دارم استباه بوده
    ولی ایشون با مشاور تماس گرفتن مثل اینکو مشاور بشون گفته بود چون رابطه مجازی دوام واقعی نداره و خواسته امتحانت کنه و بشون گفته بوداز رابطه مجازی بیاین بیرون تا وقتی که واقعی نشده رابطه
    و ایشون احساس میکنم بدون ناراحتی اینکارو کردن و باهام سرد شدن ک جداییو خواستن
    من تلاش کردم برای برگرداندن ولی ایشون گفتن چندماه جدا باشیم تا تکلیف کارشون و وابستگی کم بشه و فقط هرماه یا هفته ای یک بار با پیام از هم خبردار بشیم و اگر برگشتن بعد از چندماه قطعا ب دیدنم میان و اون موقع ازم خواستگاری میکنن
    من الان واقعا نمیدونم بهانه است ک برن و دیگه برنگردن
    یا شاید برگردنن؟
    حتی بشون گفتم اگر بنا ب جداییه دیگه چندماه فایده نداره و کلا برو و دیگه ازم سراغ نگیر
    ولی گفتن اگر تصمیم ب ازدواج داشتم چی
    بشون گفتم جدایی اگر باشه این پیام دادن ها فایده نداره
    دوستش دارم ولی موضوع مخالفت خانواده من بخاطر کارشون و ملیتشون هست
    درکنار همه اینها تا جایی که تو این هفت ماه رابطه مجازی شناختمشون ابشون خیلی پسر خوبین و منطقی هستن و حداقل من عصبانیتشونو ندیدم
    نمیدونم چیکار کنم ؟.نمیدونم برمیگرده یا نه.؟نمیدونم تو این چندماه جدایی بهشون پیام بدم یا ن؟. اصلا نمیدونم چندماه جداییه یا تا ابد جدایی ولی ایشون نخواستن ب رو بیارن؟

    • سلام دوست گرامی
      یکی از انواع آشنایی، در فضای مجازی اتفاق میافتد. اما ما برای اشنایی بیشتر نیازمندیم که طرف مقابل را در فضاهای مختلف و به ضورت حضوری ببینیم تا رفتارهای او را ارزیابی کنیم. وقتی در رابطه مخالف های اشکاری وجود دارد، بهتر است با دید منطقی تر و نگاه بلند مدت به این رابطه نگاه کنید؛ خطرهای رذابطه را بشناسید و برای مشورت گرفتن با مشاوران همیار عشق در تماس باشید.

  • سلام
    سه سال آشنا بودیم 1 سال زندگی مشترک داشتیم برای هم میمردیم حتی نمیتونستیم دقیقه ای بدون هم باشیم چندین بار چندین دفعه قهر کردیم اما به روز نرسیده برگشتیم باهم بودیم سخترین روزها رو کنار هم بودیم تو داشته ها تو نداشته ها | اول من عاشق شدم بعدا اون | با هم رابطه ی جنسی هم داشتیم (ما ازدواج میخواستیم بکنیم) اما سر یه مسئله ی تکراری گیرهای الکی من و … خسته شد رفت و اول گفت نمیخوام وارد رابطه با کسی بشم بعد رفته با یه دختره نه در کنار هم بلکه با فاصله عکس گذاشته و میگه من میخوام ازدواج کنم دیگه سمتم نیا به من پیام هم نده | مگه میشه یه شخصی که کل زندگیمو پاش ریختم پیش من میگفت به همه ی آرزوهام میرسه میگفت منو با هیچکس عوض نمیکنه الان اینطوری منو تنها گذاشت رفت| التماسش کردم چند بار گفتم برگرد کارای بدمو گیرای الکیمو حذف میکنم البته اونم کار بد داشتا نه اینکه فقط من کارام اشتباه باشه | خلاصه هر کاری کرد که من بهش زنگ نزنم پیام ندم | دو هفته ای اینطوری گذشته آخرین تماسمون 2 روز پیش بود که گفتم تو دوست دختر گرفتی بهم گفت به تو ربطی نداره و دیگه کلا بلاکم کرد | من عاشقشم هر روزم گریست اون دست و پای منو میبوسید اون بدون من نمیتونست الان از خوبیام نمیگه فقط از بدیام میگه میگه منو تو قفس کردیو فلان و بسار | صبح تا شب براش زحمت میکشیدم حتی خرجشو میدادم اینارو همرو فراموش کرده ؟؟ خوبیامو ؟؟ قسم میخورد دوستم داره | من بخاطر اون از همه زدم الان نمیتونم و نمیخوام با کسی در رابطه باشم میخوام بدونم آیا یه ماه صبر کنم و پیامی ندم امکان داره برگرده ؟؟ یا نه ؟؟ دارم دیوونه میشم با خودم گفتم یه ماه میمونه اگر نیومد میرم روانپزشک چون اصلا نمیتونم تحمل کنم | اینم بدونید که بدون اون خیلی خیلی من خوشبخترم و اون بدون من باید خیلی خیلی سختی بکشه | آخه چطور میشه این همه مهر و محبت و حمالی رو نادیده بگیره ؟؟ و بره و بگه نمیخوام بیام تو فقط برای من عذاب بودی 😐 !!!!

    • سلام دوست گرامی
      مطمئنا با آسیبی که دیده اید، سوگ زیادی را تجربه می کنید و برای مدیریت این حس و رفتار باید از کمک مشاور استفاده کنید.بنابراین شما می توانید با ارجاع به روانشناس بالینی دوره درمان خود را انجام دهید. همچنین می توانید برای بررسی بیشتر با مشاوران همیار عشق وقت مشاوره تلفنی یا آنلاین بگیرید

  • سلام. وقتتون بخیر. چطور میتونم پسری که بهم علاقمند بود و خودم ازخودم دورش کردم و بهش گفتم اصلا در طول دورانی که همکار بودیم قصد نداشتم باهاش ارتباط بگیرم و بعد از اتمام همکاریمون هم چند بار شمارتو پاک کردم، را برگردونم درحالیکه راهش هم دوره و اصلا همدیگه رو نمی بینیم.
    البته بعد ازاینکه ناراحتش کردم بهش گفتم عذاب وجدان گرفتم و حتی مدتی بعد برای اینکه بدونم ارتباط برقرارمیکنه یانه، پیامهایی با محتوایی که ارتباطی بهش نداشت و مثلا من اشتباهی فرستادم، را براش ارسال کردم که هیچ جوابی هم نداد. الان نمیدونم چه فکری درموردم میکنه یا اصلا حتی نمیدونم هنوز مجرد مونده یانه؟
    ایشون همکار قدیمی خواهرم بود ولی الان هیچ ارتباطی با هم ندارند و حتی از طریق خواهرم هم نمیتونم باهاش ارتباط داشته باشم یا حتی روم نمیشه بهانه ای پیدا کنم و از همکارانم که قبلا با ایشون در ارتباط بوده اند، بخواهم باهاش تماس بگیرند و خبری ازش بهم بدهند. لطفا راهنماییم کنید چطور میتونم برش گردونم.
    ممنون

    • سلام دوست گرامی . برای برگشت به رابطه باید چند نکته را مدنظرداشته باشید: رابطه شما چه مسیری را طی کرده بوده؟ دلیل بهم خوردن رابطه چه بوده؟ آیا هنوز مانعی که باعث بهم خوردن رابطه شما بوده ،هنوز وجود دارد؟ برای بررسی بیشتر نیاز دارید که حتما با مشاور صحبت کنید. می توانید از همیار عشق نوبت مشاوره تلفنی یا آنلاین دریافت کنید.

  • با سلام من مدت یک سال با آقایی دوست بودم و رابطه ی احساسی داشتیم و به قصد ازدواج ولی زمانشو معلوم نکرده بودیم این اواخر ایشون نظر منو پرسیدن در مورد خارج رفتن و برگشتن و چون من واکنش بدی نشان دادم و بحث ازدواج را پیش کشیدم یکم بحث پیش اومد که باعث شد بحث جدایی مطرح شود و من خیلی حرف های بد و زشتی به ایشان زدم و خواستار جدایی شدم و ایشون اول موافقت کردن و بعد بلافاصله گفتن که همه چیزو درست میکنن و تحمل ناراحتی منو ندارن ولی من باز لجبازی کردم به حدی حالشون بد شد که شبش گفتن خدافظ و به خدا سپردن همه چیزو و من قصد جدایی نداشتم فقط میخواستم ناز کنم و از این حرف ترسیدم و سعی کردم کاری کنم که تموم نشه یه روز حرف نزدیم و فرداش با یه کاری منو به حرف اوردن و رابطه تموم شد الان دو هفتس میگذره و من چند استوری هم گذاشتم در اینستاگرام و ایشون دیدن.امشب ایشون در واتساپ یک استوری غمگین گذاشتند در حالی که هیچ وقت این کارارو نمیکردن الان نمیدونم با وجود اینکه ایشون اخر حرف نهایی را زدن درسته من واکنشی به استوری نسون بدم یا نه همین که دیدم استوری را کافیه؟چون دلم میخواد برگردن ولی نه به صورتی که من خورد بشم چون روز اخر خیلی خودمو کوچیک کردم تا رابطه تموم نشه
    خیلی ممنونم ازتون

    • سلام دوست گرامی. به نظر می رسد در رابطه شما مشکل حل مساله و صحبت درباره اهداف و برنامه های اینده وجود داشته باشد.به همین دلیل نیاز هست حتما مهارت برقراری صحیح رابطه را آموزش ببینید شما می توانید برای بازگست به رابطه با مشاوران متخصص در همیار عشق نوبت مشاوره بگیرید و از دوره بازگشت به رابطه استفاده کنید.

  • سلام من ٢٨ سالمه ٤سال پيش يجايي شروع بكار كردم كه دوس پسرم از روز اول اسرار داشت با من دوست بشه ولي من نميخواستم چون يكي ديگرو دوست داشتم ٨ماه اسراركرد منم ارتباطم كه خراب شد با ايشون وارد رابطه شدم همش از ازدواج ميگفت تا اينكه مشكل بد مالي براش پيش اومد سرش كلاه گذاشتن يك ميلياردشو بردن بعد ازون افسرده شد و بداخلاق چندبار با من تموم كرد گفت برو پي زندگيت اسرار كردم و خودشم كه سختش بود برگشت هر سري اما هميشه من زنگ ميزدم اونم ميزد اما كم محبت نميكرد عرض شده بود ٤سال دوست بوديم تا اينكه اين اواخر با دوتا از دوستاي نابابش كه اهل دختر بازي بودن شريكي شركت زدن يه منشي گرفتن كه منشي خيلي راحت بود از دوس پسر من ٦سال و از من ١٣ سال بزرگتره پسره ١١ ساله داره جدا شده من رفتم دفتر اين خانوم و صميميت و ديدم ناراحت شدم با اينكه شريك احساسي من بهشون تاكيد كرده بوده كه من خانومم مياد با من صميمي نباش اونشب ما دعواي خيلي بدي كرديم سره منشي البته تنها بوديم بعد از اون چندبار همو ديديم تولد رفتيم اما ميگفت ديگه تموم تو خيلي گير ميدي نميخوامت هرچي التماس كردم درست نشد منو از همجا بلاك كرد پيام هاي بوس و قلب منشي و تو اينستاش ديدم همش اكيبي ميرن شمال ولي شريك احساسي من قسم ميخوره كه با اون نيست ٢٠ روز قطع ارتباط كردم كه خودش همش منو تحريك ميكرد يهو از تلگرام بلاك كرد كه صدامو دربياره استوري ميزاشت همش كارايي ميكرد كه منو تحريك كنه حرصم بده عذاب ميداد تا اينكه زنگ زدم خوشحال شد ولي خب كاري نكرد من با يه پيج ديگم پيام دادم كه برگرديم گفت نه با اون پيج استوري ميزارم با اينكه فالو نكرده همش نگاه ميكنه من چندروز پيش رفتم ديدمش اول خوشحال شد همش هر سري منو ميبينه گوشيمو ميگيره چك ميكنه ميگه ميخوام بيينم كي آمارمو ميده ولي دايركتم و اس ام اس واتس آپ همرو تا دايركت يه پسره كه قبل از اين دوسم داشت و دوست نشده بودمو ديد عصباني شد از ماشين پيادم كرد امروز كه ولنتاين بود بهش زنگ زدم جايي بود انگار نميدونم كجا ولي گفت اشتباه گرفتين قطع كرد دوباره زنگ زدم گفتم بره آخرين بار همو ببينيم گفت نه ضمنا من يه شغل خيلي خوب استخدام شدم كه اين ميدونست شرايطش از هر لحاظ خوبه درامدي و موقيعتي مطمعنم اين موضوع روش تاثير ميزاره روزي كه ديدمش حرفاش ضد و نقيص بود اول گفت دختره شاهم بشي نميخوامت بعدش گفت بزار برم چند ماه عشق و حال كنم خودم ميام كه من گفتم حتما فكر كن منتظر بمونم الان نميدونم چيكار كنم اميدي هست نيست چطور تحمل كنم دوريشو چطور حضم كنم منوبخاطر سه زن ٤٠ساله ول كرده زني كه همه كاره هست خودشم ميدونه حالم واقعا بده زندگيم انگار سياه شده

    • سلام دوست گرامی. باتوجه به توضیحاتتون، مطمئنا در روند این رابطه آسیب های زیادی دیدید.
      گیر دادن های شما در این رابطه ممکنه بخاطر عدم وجود فضای امنی بود که در رابطه از طرف مقابل وجود داشت که باید حتماً بیشتر بررسی بشه.
      با توجه به اینکه نیاز به بررسی بیشتری در مورد رابطه تون دارید حتما از مشاوره تلفنی همیار عشق استفاده کنید.

  • سلام
    من و دوست پسرم هفت ساله باهمیم. اوایل خوب بود کارش کم بود وقتش بیشتر.ولی الان خیلی درگیره خودش که میگه کاره یبارم بخاطر همین کارش وقت کمش بهم زدیم. وقتی پیش همیم خوبه همه چی خوش میگذره به جفتمون کلی حرف میزنیم باهم ولی بعد که برمیگردم خونه دوباره همینه، زیاد پی ام نمیده یموقه های دوروز کلا آنلاین نیست. مهربونه خوب حرف میزنه حتی تو عصبانیت اما حس میکنم یجای کار میلنگه

    • سلام
      سرد شدن رابطه در رابطه‌های طولانی مدتی مثل رابطه شما خیلی اتفاق میفته. یه بخش عمده‌اش به خاطر تغییرات شرایط دوطرف رابطه است. مثل همین تغییرات شغلی طرف مقابل شما که مطمئنا باعث ایجاد تغییراتی تو زمان‌بندی زندگی و انرژی که برای رابطه می‌تونه بذاره میشه. اما یه بخشیش هم میتونه به خاطر یکنواخت شدن رابطه یا یک سری ناراحتی‌ها و مشکلاتی باشه که در طول زمان در رابطه به وجود اومده. بهتره در اولین فرصت یه زمان مناسب رو برای صحبت با ایشون انتخاب کنید و به طور مفصل، بدون متهم کردن ایشون به خاطر سرد بودن رابطه و… درباره این موضوعات حرف بزنید. این صحبت حتما باید حضوری و در شرایط مناسبی باشه که هردو بتونید روی موضوع صحبت تمرکز کنید. بهتره در این صحبت ایشون رو تشویق کنید درباره دغدغه‌هاش درباره رابطه و ناراحتی‌های احتمالی حرف بزنه و شما هم خوب به حرفاش گوش کنید و باهاش همدلی کنید. اگر به موضوع خاصی اشاره نکرد، میتونید با کمک گرفتن از تکنیک‌های برای گرم‌تر شدن رابطه‌تون تلاش کنید. پکیج جذب عشق با موبایل هم در این زمینه می‌تونه کمک‌تون کنه.

  • سلام روزتون بخیر
    من 21سالمه با پسری ک از خودم چن ماه کوچیکتر بود دوست شدم 6ماه از رابطمون گذشت که بخاطره یه دعوایی جو بینمون متشنج شد و تو این دعوا ایشون با خانوادش رابطش خراب شد و به نوعه طردش کردن و ب همین دلیل رابطمونو بهم زد میگف من دیگه اون ادم سابق نیستم و همه چیزمو از دست دادم و نزاشت ک کنارش بمونم بعد یه ماه من بهم پیام اصن شرایط خوبی نداری هم جسمی داغونه هم روحی برایه همین میگه من لیاقت تورو ندارم و نمیتونم مسئولیت قبول کنم و هنوز دوسم داره مطمئنم منم عاشقشم نمیتونم ازش دل بکنم این یک ماه خیلی بهم سخت گذشت و فقط منتظر بودم اون برگرده.. و الان برام خاستگار اومده ولی من اصن نمیخام ک ازدواج کنم.. میشه بهم بگین چیکار باید بکنم لطفا 🙏

    • سلام
      مطمئنا تا زمانی که شما از نظر عاطفی به فرد دیگه‌ای دلبسته هستید نباید به ازدواج کردن فکر کنید چون میتونه باعث آسیب‌های زیادی بشه. با این حال ایشون الان به هیچ وجه شرایط جدی کردن رابطه‌تون رو ندارن چون با مشکلات واقعی درگیر هستن. بهتره با مشاورین رادیوعشق صحبت کنید تا اگر بازگشت به رابطه براتون مناسب بود، در این زمینه راهنمایی‌تون کنن و درغیر این صورت بهتون کمک کنن با این شرایط کنار بیایید.

  • با سلام
    من در محل کارم با یک آقایی 4سال همکار بودم بعد این 4سال منتقل مکانی دیگر شدتواین 4 سال خیلی بهم محبت می کرد خیلی هوامو داشت خیلی حواسش بهم بود بعضی وقتا غیرت داشت روم ولی به خاطر غرور زیادش هیچوقت حسش رو بروز نمی داد و اینقدر غرور داشت که میگفت که شما مثل خواهرمین حتی بعدها شنیده بودم که خواستگارامو رد میکرده یا اگر واسم خواستگاری میومد ناراحت میشد وقتی که از اداره ما رفت ارتباطش باهام قطع نشد به هربهونه ای بود بهم زنگ میزد حالمو میپرسید یا پیام می داد ولی غیر مستقیم که من هوا برم نداره فکرکنم خبریه ما خیلی ارتباطمون نزدیک و صمیمی بود به دلیل آشنایی که خونواده هامون باهم داشتن الان که وارد سال 5ام شدیم دوسه ماه پیش خواهرش بهم زنگ زد گفت میخوایم مهدی مون رو داماد کنیم و ما شمارو انتخاب کردیم من اولش جا خوردم آخه اون اینقدر مغرور بود فکرشو نمیکردم ولی میفهمیدم دوستم داره اینقدر علاقه ش تابلو شده بود که تمام همکارامون فهمیده بودن میگفتن اون تورو میخواد خواهرش گفت با خونواده صحبت کنید که بیایم خونتون من صحبت کردم به دلیل شناختی که ازشون داشتیم گفتیم بیان ولی زنگ که زدم به خواهرش گفت مهدی مون گفته من اول باید با خودش صحبت کنم گفتم منکه روم نمیشه زنگ بزنم بگید هرموقع خواستن زنگ بزنن تااینکه شنیدم عمل جراحی کوچیک داشته و فعلا نمیتونه بیاد خونمون گفت باید بهتر بشم نمیتونم بشینم خونواده رو در جریان گذاشتم و از طریق واتساپ حرفامو زذم شرایطمو گفتم ایشون هرچی گفتم تایید میکرد فقط با سرکار رفتن و درس خوندنم موافق نبود بعد یه مدت اومد محل کارم گفت من دارم کارامو میکنم انتقالی بگیرم بیام تو شهر چون کار ایشون امدادی هست و پایگاه جاده ای هستن گفتن ممکنه 10 روز شیفت باشن نباشن اینجوری هم واسه شما سخته هم من تا درست نشه نمیتونم تشکیل زندگی بدم گفتم اگر واقعا منو انتخاب کردید من صبرمیکنم گفت دعا کنید ببینیم چی میشه بعد یه هفته زنگ زد کار داشت گفت یه بنده خدایی از شما تحقیق میکرده و من تاییدیه دادم و گفتم دختر خیلی خوبی هست من خیلی ناراحت شدم بهش پیام دادم گفتم یعنی چی یکی زنگ زده تاییدیه دادم اگر نمیخواین تکلیف منو مشخص کنین اگرم منو انتخاب کردم دیگه این حرفا چیه از روزی که خواهرتون زنگ زدن چندین نفر خونمون زنگ زدن من به خاطر شما و به احترام خواهرتون گفتم صبر میکنم و به کسی جواب ندادم بعدشما خواستگار واسم میفرستید جواب نداد روز بعدش زنگ زد گفت من بهتون گفتم اگر موقعیت بهتری داشتید ازدواج کنید منو فراموش کنید برید دنبال زندگیتون من الان شرایط ازدواج ندارم چون هم خرج دانشگاه میدم هفته یه بار میرم کرمان کارم درست نشده قسط دارم چطوری زن بگیرم شاید تا 6ماه یا یک سال شایدم بیشتر طول بکشه مدیونی واسه شما نباشه شاید کسی مثل شما گیرم نیاد ولی الان شرایطشو ندارم گفتم اگه قصد ازدواج نداشتین چرا خواهرتون زنگ زدن گفت اتفاق خاصی نیفتاده کسی هم خبر نداره که نگران باشین حرفاش داغونم کرد یک هفته س از اون تماس میگذره ولی خبری ازش نیس اون همه علاقه و توجه به همین راحتی فراموش نمیشه باخودم میگم کاش اون پیامو نداده بودم کاش صبر میکردم نمیدونم چطوری به خوانواده م بگم همش امیدم اینه که پشیمون بشه نمیدونم باید چیکارکنم حالم خیلی بده

    • سلام
      طبق صحبت‌هایی که کردین به نظر می‌رسه ایشون به شما علاقه دارن ولی به شدت بلاتکلیفن و نمیتونن تصمیم بگیرن. این بلاتکلیفی ممکنه به این زودی برطرف نشه بنابراین شما نباید خودتون رو درگیر این شرایط کنید. متوجه هستم که بهش علاقه پیدا کردین و روی حرفش حساب کردین ولی نباید مدت‌ها منتظر بمونید شاید پشیمون بشه برگرده. ضمن اینکه شما پیام بدی بهش ندادین و پشیمونی ایشون به خاطر شک و تردیدهای خودشه نه به خاطر پیام شما.

  • ببخشین خیلی فوریه میشه زود جواب بدین.
    یکهفته هست که قهریم هفته گذشته من تماس گرفتم جواب نداد منم بیخیال شدم تا اینکه الان خودش زنگ زده باید جواب داد یا خیر؟؟ چهاربار تماس حالت تک زنگ ولی پیامی نداده
    (ما هفت ساله که دوستیم و دوستینونم فراز و نشیب زیاد داشته)

  • سلام وقتتون بخیر ،۹ماهی میشه که باهم دیگه ایم فامیل هستیم و از قبل رابطمون مادرش منو واسش مدنظر داشت و اینو علنا به همه گفته بود من اوایل دوسش نداشتم اما بعد از یمدت بخودم اومدم انگار که فهمیدم که داشتم فقط خودمو گول میزدم و پشیمون بودم بابت اینکه چرا تو دورهمی و اینا بهش بی توجهی کردم ،باهاش اوکی شدم همه چی خیلی خوب بود همه راضی به ازدواجمون بودن یکی دوماه هنوز از رابطمون نگذشته بود که بهم میگفت دادن مخالفن میکنن و فقط الان باباش راضی هست اما بعد دو سه ماه باباشم دیگه مخالفت میکنه ،من میپرستمش مطمئنم که اونم منو خیلی دوس داره اما آرامششو بهم زدن با مخالفتشون اعصابشو بهم ریختن ،حرفای غیرمنطقی میزنن و اینو حتی خودشم میدونه..ما تو این 9ماه دست کم هفته ای یبار همو میدیدیم اما این سه ماهه اخیر ماهی یبار شد و اسرار داشت که یمدت قطع رابطه کنیم تا همه چیزو درست کنه اما اونا هی تهدیدش میکنن که فامیلو بهم میریزن و میگن به همه که منو پسرشون باهم درتماسیم ،الان دوماهی میشه که از اخرین قرارمون گذشته و باوجود اینکه گفته بود قطع رابطه کنیم من چندباری بهش زنگ زدم و پیام دادم اونم چیزی نمیگفت و فقط میگفت یمدت درارتباط نباشیم بهتره خودم بهت خبر میدم ،من دوباره نتونستم خودمو کنترل کنم و همزن دیشب بهش پیام دادم خیلی عصبی بود هیچ زمانی ندیده بودم که بخواد باهام اینطوری رفتارکنه گفت حوصله دردسر ندارم دیگه دوست ندارم زوری که نیست خیلی بد باهام حرف زد اما به معنای واقعی مشخص بود که اینارو میگه که بیخیال بشم ،همه چیز بین منو اون جدی بود همه جوره باهم بودیم ..سایتتونو که خوندم متوجه شدم که من همه اینکارایی و که گفتین انجام ندیم و انجام دادم با اینکه خودم میدونستم اینجوری بدتر میشه اما اینکارو کردم میدونم که باید به مشاورینتون مراجعه کنم و از تمام جزئیات رابطمون حرف بزنم اما میخوام کمی راهنماییم کنید

    • سلام. دقیقا همون‌طور که گفتین لازمه که اطلاعات بیشتری خصوصا درباره اینکه چرا خانواده ایشون نظرشون عوض شده وجود داشته باشه. با این حال فعلا دیگه شما نباید هیچ پیگیری و اقدامی کنید و یه کم بهش فرصت بدین چون این پیگیری کردن همون‌طور که دیدین باعث میشه ایشون عصبی بشن و حرف‌هایی بزنن که باعث تنش بشه و شرایط رو بدتر کنه. بهتره توی رفتارتون نشون بدین که تموم شدن رابطه رو پذیرفتین و دیگه تماسی با ایشون برقرار نکنید.

  • من و عشق راه دورم که بنده ۳سال ازش بزرگترم بعد از ۲سال و نیم به تصمیم اون رابطه رو تموم کردیم،چون معتقد بود همه شرایط علیه ماست و مادرش مخالف وصلت و نرسیدنمون ضررش کمتر رسیدمون به هم هست.واقعا هم همو دوست داشتیم و تنها مشکلمون همین مخالفت مادرشون بوده
    بنظرتون واقعا حق با ایشون بوده و ما نمیتونستیم تلاشی بکنیم برای ادامه رابطمون و بودنمون؟!هراز گاهی فقط پیام میداد حالم رو جویا میشد این مدت که بهش گفتم این کار رو هم نکنه دیگه و ارتباط قطع کامل.کارم درست بوده ایا؟!

    • سلام.
      موضوع مخالفت خانواده‌ها یک موضوع جدیه و حتما باید با احتیاط درباره‌اش احتیاط کرد. البته به این معنی نیست که هیچ تلاشی براش نمیشه انجام داد ولی واقعیت اینه که بار اصلی این تلاش‌ها به دوش همون فردیه که خانواده‌اش مخالفن. اون باید انگیزه لازم رو برای رابطه داشته باشه و راهکارهای صحیح برای جلب رضایت خانواده‌اش را پیدا کنه و به کار ببره. برای اظهار نظر درباره اینکه آیا قطع رابطه شما درست بوده یا نه باید بررسی بشه که ایشون چه اقداماتی برای جلب رضایت خانواده‌اش انجام داده. درباره قطع کامل رابطه هم باید گفت درخواست شما برای اینکه دیگه بهم پیام ندین درخواست صحیحی بوده. چون وقتی دونفر تصمیم می‌گیرن رابطه رو قطع کنن، پیام دادن‌ها یا دیدن‌های گهگاهی فرآیند قطع رابطه رو برای هر دو طرف سخت‌تر می‌کنه.

  • سلام من با پسری به مدت ۸ماه از راه دور که در کشوری دیگری هست آشنا شدم رابطه ما پر از شادی و انرژی بود ایشون میخواستن بیان ایران که من را ببینن که البته چند باری به صورت سر بسته از من پرسیده بود که حاضر هستم بروم به کشور دیگری و من گفتم که پدر من اجازه این کار نمیده ایشون فک کردن که من کلا حتی تا زمانی که ازدواج کنم مهاجرت نخواهم کرد و فکر میکنم ایشون بد برداشت کردن …… و به یک باره متوجه سردی ایشون شدم و علت رفتارش را پرسیدم و گفتن که را دور و برای من ساده نیست نمیتونم تا آخر عمر هی بیام و برم ایشون حتی اجازه نداد تا من صحبت کنم البته اون لحظه هر دو عصبانی بودیم … و حتی این را هم بگم ۳هفته بد ایشون ایران هستن من اصلا نمیخوام رابطم که سوتفاهم شده از دست بدم برام سخت که ایشون بد متوجه شدن میشه کمکم و راهنمایی کنید

  • سلام من دختری ام ۱۸ ساله من حدودا دو ونیم سال با پسری در ارتباط بودم و دوسال از من بزرگتر بود عاشقش بودم و اونم میگفت که عاشقامه و تو این مدت دعوا زیاد میکردیم ولی باز باهم بودیم تا اینکه رفت دانشگاه و عوض شد یجورایی و حدودا ۴ ماه پیش بهم گفت که تموم کنیم من دوست دارم ولی ما نمی تونیم باهم باشیم نمیخوام آینده ی تو بخاطر من خراب شه و تموم کرد و تو این ۴ ماه من بهش پی ام میدادم بعضی وقتا و اونم جوابمو میداد التماسشم کردم که برگرده یه چند روزی برگشت بعد دوباره تموم کرد
    من امسال هم کنکور دارم و واقعا سردرگمم نمیدونم باید چیکار کنم میشه کمکم کنین.؟

  • سلام من واسه اولین بار وارد ی رابطه شدم ک الان چهار ماه ازش میگذره منو اون خیلی هم دیگرو دوست داشتیم و هنوزم داریم یعنی اون فقط بخاطر اینکه دوسال دیگ میره از ایران منو ول میکنه تا من بیشتر وابسته نشم ولی من ترجیه میدم الان پیشم باشه و نگران اینده نباشهو همینطور نگران من

    • سلام
      متاسفانه خیلی وقت‌ها شرایط واقعی زندگی و منطق با احساسات ما همسو نیستند. شما منطقا میدونید که دو سال دیگه اگر بخواهید از همدیگه جدا بشید خیلی براتون سخت‌تره ولی احساسات‌تون شما رو فریب میدن. وقتی میدونید یک رابطه به هر دلیللی به سرانجام نمیرسه باید هرچه سریعتر تمومش کرد تا وابستگی بیشتر نشه و آسیب جدایی کمتر باشه. مگر اینکه بشه برای اون رابطه حل مسئله کرد. یعنی راهی پیدا کرد که مشکل فعلی در آینده قابل حل باشه. البته این راهکار باید مطابق با منطق و مورد قبول دو نفر باشه نه برمبنای آرزو و احتمالات. برای بررسی بیشتر موضوع با سیستم مشاوره صحبت کنید.

  • سلام، همیار عشق عزیز، از اینکه کمکمون میکنین خیلی ممنونم، من به مدت ۳ ماه با یک پسری دوست بودم و خیلی هم روابط خوبی داشتیم، گاها دعوا و بحث داشتیم‌ در طول اون مدت، بعد از ۳ ماه که تابستون شد و دیگه هم دیگه رو نمیدیدیم گفت که میخواد تنها باشه و رفت و من کلی خواهش و التماس کردم به دفعات زیاد اما هر بار بد تر شد و من هم دیگه در یک جایی به این‌ نتیجه رسیدم که بیشتر تلاش نکنم، با اینکه برام خیلی سخت بود اما عقب کشیدم و تا اینکه دوباره دانشگاه هم دیگه رو دیدیم، و دوباره خودش پیشقدم شد، معذرت خواهی کرد و گفت جبران میکنه اما دوباره بعد از یک ماه رفت، و هر دفعه دلیلش این بوده که تو حس بیشتری از رفاقت به من داری اما من فقط تورو به چشم‌رفیق میبینم و صحبت کردن باهات تو این شرایط کار درستی نیست، من نمیخوام اصراری دیگه به برقراری رابطه عاطفی با ایشون بکنم، اما راستش هر دو بار این تلاش رو کردم، اما میخوام الان فقط مثل دوست و رفیقی که اون میخواشت باشیم، چون آدم‌خوبیه، نمیدونم بازم خودش برمیگرده؟ اصلا دیگه امیدی هست؟ چی کار میتونم بکنم؟ میشه کمکم کنین؟

    • سلام
      این خیلی مهمه که دو نفری که با هم در ارتباطن، تعریف یکسانی از رابطه شون داشته باشن. یعنی هر دو قبول داشته باشن که دوتا دوستن و در این چهارچوب با هم رابطه داشته باشن. یا اینکه نه هردو قبول داشته باشن که بهم علاقه دارن و شریک عاطفین. اما وقتی یکی رابطه رو یک دوستی ساده میبینه ولی طرف مقابل انتظار رابطه عاطفی داره و علاقه‌مند شده، ادامه رابطه باعث عذاب یک نفر یا هر دو میشه. شما به طرف مقابل‌تون علاقه دارید و هیچ‌وقت دوستی ساده نمیتونه راضیتون کنه. این هم که الان میخواهید رابطه‌تون به شکل دوستی ساده ادامه پیدا کنه، فقط به خاطر وابستگی تون هست. ولی باید بدونید شما در این شرایط فقط باید ادای دوست ساده بودن رو دربیارید و حتما خیلی اذیت میشید چون به ایشون علاقه دارید. باید این واقعیت رو بپذیرید تا زمانی که این علاقه وجود داره باید قید دوستی معمولی رو بزنید چون فقط وابستگی تون رو زیاد میکنه. پیشنهاد می‌کنم با سیستم مشاوره صحبت کنید.

  • سلام
    خسته نباشید
    من حدود ۳ سال پیش با خانمی آشنا شدم که به مرور از همدیگه خوشمون اومد و درست وقتی رابطه جدی تر داشت می شد من مجبور شدم برم سربازی و تکی این مدت هم خودم خیلی اذیت شدم هم ایشون بهشون قول داده بودم بعد از برگشتم میرم خاستگاریشون ولی هر بار که خواستم این کار رو انجام بدم با بیکاری خودم و نداشتن شغلی درست و دولتی روبرو و منصرف می شدم و می خواستم بعد از اینکه این مشکل حل شد این کار رو انجام بدم که متاسفانه هیچ وقت نشد تقریبا از عید امسال سرشکسته شده بودم که نمی تونم کاری پیدا کنم و این به مرور روی رفتار من با ایشون تاثیر می ذاشت به طوری که بعد از مدتی تصمیم گرفتم به خاطر ایشون از شدت رابطه کم کنم و به ایشون می گفتم حست زیاده و کمش کن و در نهایت یبار گفتم حسم بهت کم شده دیگه مثل قبل دوستت ندارم در صورتی که اینطور نبود . ایشون خیلی ناراحت شد و کلا حال روحیشون بهم ریخت یه مدت می خواستم جبرانش کنم ولی می ترسیدم یه بار هم ایشون به من گفتن بیا ۱ ماه طور دسگه بتشیم اما من به خاطر درگیری ذهنیم نتونستم این یک ماه رو باهاشون باشم . و رابطه به مرور کم شد ولی ارتباط دورادوری بود تا من تصمیم گرفتم شغل دولتی رو بیخیال بشم و یا خودم کسب و کاری ایجاد کنم یا برم سر یه شغل غیر دولتی و با خانواده خودم صحبت کردم که برن خاستگاری ایشون وای وقتی باهاشون تمام گرفتم و جریان رو گفتم گفتن دیر شده و خاستگاری اومده و تا تعیین مهریه هم صحبت شده یهو انگار دنیا به روم خراب شد و حالم بد شد بعد از چند روز اسرار ایشون با خانوادشون صحبت کردن و پدرشون اجازه دادن که برای صحبت و شنیدن شرایط من به منزلشون بریم اما ایشون واقعا با من سرد شدن و میگن حس تنفری نسبت به من پیدا کردن و جواب پیام های من رو به زور می دن و من از این حرفشون واقعا می ترسم .گاهی به نظر خوب می یان گاهی بد چند شب پیش به من گفتن خواب دیدن که با من از کربلا دارن بر می گردن و این دقیقا فردای روزی بود که من هم دعا کرده بودم که خدا و امام حسین کمک کنن بهم .چندین بار تلفنی و از طریق پیام باهاشون صحبت کردم و ابراز پشیمانی از گذشته کردم و قراره بعد از صفر به منزلشون بریم اما نمی دونم باید چکار کنم که این حسشون بر طرف بشه . لطفا راهنماییم کنید

    • سلام. موضوعی که بیان کردید خیلی شایعه و خیلی از رابطه‌ها تحت تاثیر شرایط جانبی مثل نداشتن کار و … قرار می‌گیرن. اما متاسفانه افراد خیلی وقت‌ها با فردی که خیلی هم بهش علاقه دارن و نزدیکن روراست برخورد نمیکنن و اونو گیج میکنن. وقتی مشکل عمده‌تون کاره همون رو به طرف مقابل بگید نه اینکه من دیگه دوست ندارم یا تو خیلی وابسته‌ای. البته متوجه نگرانی‌های شما هم هستیم و نمیخواهیم سرزنشون کنیم. ولی بهتره برای آینده، این موضوع رو مدنظرتون قرار بدید و همیشه با طرف مقابل‌تون روراست باشید و اما الان بهترین کار اینه که باز روراست از نگرانی‌هایتون و اشتباهی که کردین به طرف مقابل‌تون بگید و بهش بگید که چقدر براتون اهمیت داره. بهتره این صحبت‌ها رو حضوری انجام بدید و از قبل هم براش آماده باشید. یه دور اتفاقاتی که تا اینجا افتاده رو مرور کنید و سهم خودتون رو در اتفاقات بپذیرید. طرف مقابل شما الان به شک افتاده و شما باید سعی کنید اعتمادش رو جلب کنید.

  • سلام وقت بخیر
    من مدت یک سال با پسرخالم رابطه داشتم، چندبار بهم پیشنهاد داده بود از وقتی که دبیرستان بودیم حتی من رد میکردم تا پارسال که قبول کردم خیلی دوسم داشت خییییلی عجیب عاشقم بود واقعا ثابت میکرد کلی نگرانم بود مراقبم بود ولی این مدت من يه شهر ديگه درس میخوندم تا اینکه درسم تموم شد و بعد از 6 ماه همدیگرو حضوری دیدیم خیلی رابطمون گرمتر و صمیمی تر شده بود عشقش خیلی بیشتر شده بود منم علاقه مند شدم بهش ولی چون قبلا تجربه ی رابطه نداشتم خیلی بچگی کردم خیلی دلشو میشکستم حرفای تلخ و بد میزدم با پسرای پولداری که چه کارهایی واسه عشقشون میکنن مقایسش میکردم میگفتم تموم کنیم برو از زندگیم اونم هي التماس میکرد ميگفت تو رو خدا نرو من ولت نمیکنم کلی خاطره داریم با اینکه منم ته دلم به موندن بود و ناز میکردم،قهرام هي بیشتر ميشد حرفام تلخ تر ميشد تا اینکه يه بار يه هفته قهر کردم استوري شاخه گل گذاشتم الکی گفتم يه پسره داد ديگه آروم نميشد داغون شد ولی بعدش زنگ زدم گفتم که الکی بوده و ميخواستم حرص تو رو دربيارم توجهتو جلب کنم ولی تو دلش موند،نمیزاشتم بیاد محل کارم میگفتم نیا حرف درميارن نیا به گوش مامانم ميرسه اون فکر کرده بود من نمیخواستم کسی ببینتش شدیدا ناراحت ميشد و اینم تو ذهنش موند، همه اينا باعث شد سرد شه خیلی ميگفت دوستت دارم ولی سرد شده بود منم خیلی ناراحت شدم تحمل سردیشو نداشتم دوتا آهنگ راجع اینکه من میرم و دنبالم میگردی و اینا واسش فرستادم و دلیت اکانت کردم اونم ديگه هيچي نگفت بعد از دو روز زنگ زدم گفتم ناراحت شدم که سرد بودی نمیخواستم تموم کنم ولی گفت تو همه چیو خراب کردی از رفتارات خسته شدم واقعا ديگه نميتونم کنار بيام و تموم کرد، بعدش هرچي پیام دادم جواب نمیداد فقط پاک میکرد پیاما رو گذاشتم 3 روز تنها باشه باز دو شب پیش يه پیام احساسی طولانی و راجع به اینکه من بی تجربگی کردم پشیمونم و اشتباهاتمو فهمیدم واسش فرستادم که بعدش زنگ زد گفت ميدونم چقدر داری تلاش میکنی ولی همه چیز خراب شده و درست نمیشه و تو الان فقط احساساتی شدی که داری اينجوري حرف میزنی (ینی فکرکرده من احساساتی شدم الان اينا رو گفتم ولی بعدش دوباره برمیگرده حالتم) و بازم پیام دادم گفتم بخدا همه چيزو درست میکنم فقط يه فرصت بده قبول نکرد بلاکم کرد. من واقعا دوسش دارم چیکار کنم من؟

    • سلام
      طوریکه مشخصه ایشون خیلی ناراحت هستن و نیاز به زمان دارن تا کمی ناراحتیشون فروکش کنه و بتونن بهتر تصمیم بگیرن. خوبه که شما هم به اشتباهات‌تون آگاه شدید. در حال حاضر دوره برگرداندن عشق خیلی می‌تونه به شما کمک کنه. پس فعلا دست از پیام دادن به ایشون بردارید (بذارید یه کم تو خودش باشه) و سریعا دوره رو تهیه کنید.

      • ممنون از راهنماییتون، اینم بگم که آخرش وقتی داشت تموم میکرد همش ميخواست منو از خودش متنفر کنه و ميگفت ديگه دوستت ندارم و آدمی که ميخواستم نبودی واسه اینکه من راحت تر ولش کنم ميگفت من خیلی دروغ بهت گفتم، ولی میدونم که دوستم داشت،
        حالا نظر شما چيه؟ واسه چی اون حرفا رو زد و خواست ازش متنفر شم؟
        ممکنه واقعا ديگه نخواد منو؟

  • سلام خسته نباشید من حدود 1 سال پیش با دختر خانمی اشنا شدم و وارد رابطه شدیم 3 ماه گذشت که ایشون ب من واقعا علاقمند بود و واقعا عاشقانه منو دوس داشت منم دوستش داشتم اما بخاطر رفتارای خودش باعث شد ازش سرد بشم بخاطر شکاک بودن زیادش و اینکه حتی به دوستای پسر منم حسودی میکرد بعد ی مدت باهاش تموم کردم رابطه رو.خیلی ضربه خورد مدام ازم درخواست بازگشت به رابطه رو داشت ولی من پیش خودم میگفتم این که فکرم راحت باشه اروم باشم ارزش بیشتره.بعد چند ماه که ایشون به هر دلیلی هر 2 هفته 1 بار ب من زنگ میزدن و مدت کوتاهی حرف میزدیم باهم ب من متوجه شدم ایشون با کسی وارد رابطه شده و بعد اون من تازه فهمیدم چه اشتباهی کردم و من واقعا دوسش داشتم انگار دوس داشتنم چند برابر شده بود بهش زنگ زدم و ازش خواستم برگرده اما قبول نکرد و مدام اون روزای بدی کداشتو واسم شرح میداد من گفتم قبول دارم و پشیمونم هستم بالاخره انسان جایزالخطاس.اومدم همه جیو درست کنیم گفتن من با ایشون نمیتونم تموم کنم بعدش چند روز بعد زنگ زد گفت واقعا عاشقتم تو ک اومدی دوباره پام لرزید دوست دارم و فلان.گفتم پس چرا رفتارت ی چیز دیگ رو میگه.خلاصه بعد چند ماه که من هرکاری واسش کردم هرکاری که فکر کنین که دوباره اعتمادشو جلب کنم و علاقمندش کنم ولی انگار ایشون از فهمیدن احساس من ب خودش داشت سواستفاده میکرد رفتارش و حرفاش بعضی وقتا جوری بود که فکر میکردم واقعا عاشقمه و بعضی وقتا جوری بود ک فکر میکردم از غریبه غریبه تره.اخرین بارم با هم بیرون بودیم و کسی ب گوشیش زنگ زد و من وقتی خواستم بدونم کیه نزاشت بدونم و گفت مزاحمه ولی از اسم کسی ک زنگ زد متوجه شدم یکی از فالوراشه بهشم گفتم ولی منو بلاک کرد و همین موضوع 1 هفته طول کشید تا دیگه بعد چند ماه از هم جدا شدیم باز ولی من چون روزای خوبشم دیده بودم اون روی خوبشم دیده بودم دلم واسش تنگ میشه مدام از ذهنم بیرون نمیره نمیدونم چی کنم واقعا!!!؟؟

    • سلام
      وقتی یه رابطه به هر دلیلی تموم میشه دو نفر به شدت احساسای منفی میاد سراغشون. دلتنگ میشن، یاد خاطرات خوب میفتن، ناامید میشن، پشیمون یا عصبانی میشن. اینا اتفاقات طبیعیه و باید اجازه بدید این احساسات تجربه بشه. اما متاسفانه اولین کاری که دو نفر میکنن اینه که تا چند روز نگذشته شروع میکنن به حرف زدن با هم حالا یا میخوان برگردن یا دعوا میکنن … ولی این کار اشتباهه و نمیذاره شما تصمیمات درستی بگیرید. نمیگیم نباید به یه رابطه برگشت ولی قطعا مدت کوتاهی بعد از جدایی نباید برگشت چون اغلب شرایط پیچیده تر میشه. ضمن اینکه وقتی رابطه ای قطع میشه باید کاملا قطع بشه. نه اینکه ارتباط عاطفی نداشته باشیم ولی با هم حرف بزنیم. نتیجه اش این میشه که این ارتباط کاملا قطع میشه نه ارتباط بعدی به درستی شروع میشه. مثل همین اتفاقی که برای شما و شریک عاطفی‌تون افتاده. بهتره برای بار دوم دیگه این اشتباه رو نکنید و حداقل فعلا به رابطه برنگردید. شریک عاطفی شما الان بین رابطه با شما و رابطه جدیدی که شروع کرده مونده و طبیعیه که شک و تردید بیاد سراغش و یه روز غریبه بشه و یه روز دیگه گرم و صمیمی. پس با فاصله گرفتن اجازه بدید هر دوتون توی تنهایی با خودتون کنار بیایید. بهتره از برای طی کردن این مسیر از مشاور کمک بگیرید.

  • سلام وقتتون بخیر
    ماتو یه رابطه 2سالو2ماهه بودیم که الان12روزه کات شده از طرف دوس پسرم من 27اون 26که خانواده اون مشکلم داشتن که من بزرگترم راضیشون کرد،که یه رابطه مث نوار قلب داشیم یعنی خوبیاش عالی دعواهاش دعوا به حدی که قرار شد کات کنیم ولی من رفتم مشاوره گفت تو یکم زیادی بها دادیو چسبنده ای بیخیال شو 2ماه دریغ از یه دعوا همه چی عالی ولی بیرون رفتنامو خیلی کم چون دیگع من گیر نمیدادم یهو برگشت گفت سکس میخوام بعد 2سال منم بلاک کردم طاقت نیووردم برگشتم معذرت خواهی کرد گفت از رو دودلیمه رفتیم پیش مشاور گفت شخصیتش هرمسه کمال گراس شکاکه عصبیه تو کودکیش مشکل داشته زمان بده نه زیاد تکلیفتو بگیر ازدواج با شک صلاح نیس اصلن ، تو یه هفته بعد مشاوره باز با دوستاش چندین بار رفت بیرون من گفتم جمعه باید بریم بیرون گفت چون باید استفاده کردی اصلن نمیریم ولی جمعه با دوستش رفت منم دیگه واقعن ناراحت شدم گفتم نرو ناراحت میشم رفت اس دادم تو انسان نیستی ذاتت خرابه اینا چرا تو که میتونستی با من نرفتی وقتی برگشت ز زد ج ندادم بعد 2ساعت اس داد من حیونم انسان نیستم گفته بودم جمعه بیرون نمیریم تو منو اینجوی کردی دیگه ازم متنفرباش بم ز نزن بلاک میشی ممنون خدافظ منم بعد اهفته اس دادم این غرور لعنتیو کینه بی جاتو بذار کناراینا ایراداتن نه حیون و کثیف باشی قلبم میگه منو میخوای زد لعنت بهت بزار بمیرم ولی تموم شه قلبت اشتباه میکنه نذار یه جور دیگه تمومش کنم بلاکم کرد ولی از شبکه اجتماعی بلاک نیستم فقط ز اینا بلاکم ممنون یشم نظرتونو بگین تسست 121بود جوابش زده بود بر می گرده حالا باز شما بگین ❤ بر می گرده یا نه خیلی همو دوس داشتیم ولی نمیدونم چرا سنگ شده😔…

    • سلام
      دوست عزیز همون‌طور که گفتید رابطه شما بالا و پایین‌های زیادی داشته و علت قطع شدن رابطه صرفا به چندتا دعوای اخیرتون مربوط نمیشه. بررسی احتمال از سر گرفتن رابطه هم به این راحتی اتفاق نمیفته و باید موارد زیادی را بررسی کنید. شما اول باید خودتون به تصمیم برسید که اصلا می‌خواهید این رابطه رو به این شکل ادامه بدید؟ و بدونید که در صورت ادامه رابطه حتما باید با مراجعه به مشاوره مسائلی که دارید رو حل کنید. اگر تصمیم‌تان به برگرداندن رابطه باشه دوره برگرداندن عشق و ازدواج می‌تونه کمک‌تون کنه

  • خواستگارمه ولی فهمیددوست پسرداشتم چون مذهبیه ازدواج بهم زد.ولی بعداومددایرکتم وگفت عاشقم شده ولی نمیتونه فراموش کنه.میخوام باهام ازدواج کنه چون منم ازش خوشم میاد وموردهای ایده آلوروداره

    • سلام
      مشخصه که موضوع رابطه قبلی شما برای ایشون خیلی مهمه که با وجود علاقه پیدا کردن به شما نتونستن باهاش کنار بیان. ممکنه حتی در حال حاضر موضوع را بپذیرن ولی بعدا مشکلاتی از این بابت براتون به وجود بیاد، خصوصا اگر چنین تفاوت دیدگاه‌هایی در سایر مسائل هم داشته باشید. با این حال اگر بخواهید کاری برای برگرداندن ایشون انجام بدید بسته به اینکه شرایط آشنایی‌تون چطور بوده (سنتی بوده یا به شکل دیگه‌ای) متفاوته. پس بهتره با سیستم مشاوره تلفنی همیار عشق صحبت کنید و شرایط‌تان را به طور کامل توضیح بدید تا بتونید به بهترین شکل راهنمایی بشید.

  • سلام،من ۳۷ سالمه مطلقه هستم و با دختر ۱۷ ساله خودم در شمال کشور زندگی میکنم،حدودا دوسال پیش بایه پسر ۲۸ ساله که پرستار بود و اهل شیراز تو اینستاگرام آشنا شدم،چون باهم فکرامون یکی بود و تقریبا یکبار شکست تو زندگی رو تجربه کرده بودیم(ایشون فقط یکبار با یه دختری تو دبیرستان دوست بودن و باهم قطع رابطه کرده بودن و شکست عشقی رو تجربه کرده بود) خیلی احساس نزدیک بهم داشتیم بنابراین با سماجت ایشون باهم رابطه رو شروع کردیم،اوایل تا یکی دوماه فقط از طریق تلفن و تماس تصویری باهم میتونستیم در ارتباط باشیم تا اینکه ایشون اومدن شمال برای اولین بار و ما رابطمون رو خیلی گرم و بطور جدی شروع کردیم،همه چی خوب بود خیلی بهم علاقه داشتیم و اطمینان میکردیم بطوری وابسته شده بودیم که یک دقیقه هم بدون هم نبودیم حتی تو فضای مجازی،رفت و آمدامون هم که زیاد شده بود هم اون میومد شمال و هم من میرفتم شیراز بدون اینکه خونوادههامون بفهمن،ولی این اواخر کارش خیلی زیاد شده بود و تو خونوادشون هم مشکل برخورده بود احساس طرد شدن از خونوادش رو میکرد از طرفی دوری و سختیهای راهمون هم بهش فشار میاورد و مدام بهانه گیر شده بود، چند بار باهم قهر کردیم حتی تا دوهفته هم قهرمون طول کشید ولی آخرین بار خسته شده بودیم میخاستیم تمومش کنیم خداحافظی کردیم ولی بعد از دوهفته دوباره برگشت و ایندفعه با التماس،از اونجاییکه هردومون غرور زیادی داریم این ازش بعید بود ولی من با خواهشهای اون قبول کردم که بازم ادامه بدیم چون خیلی دوسش داشتم،اما یهو یه شب همه چیز خراب شد وقتی من شام رفته بودم با دخترم بیرون در حالیکه اون شیفت شب مونده بود تو بیمارستان، برگشتنمون طول کشید و اون فکر کرد من با کس دیگه ای بیرون رفته بودم ،خلاصه هرچی براش توضیح دادم و دلیل آوردم قانع نشد و تمومش کرد و رفت،الان دوسه هفته میگذره و من هیچ خبری ازش ندارم از همه جا منو بلاک کرده حتی جواب پیامهایی رو که گاهی براش میفرستم رو نمیده ولی من میخوام برگرده چون خیلی دوسش دارم و هیچ کس به اندازه اون منو به این حال خوبی که تو این دوسال داشتم نبرده بود،اسمشو هرچی میذارید بذارید ولی من میخام که اون برگرده و ازتون خواهش میکنم کمکم کنید لطفا بهم بگید چیکار کنم؟

    • سلام دوست گرامی
      رابطه شما و شریک عاطفیتان، با توجه به تفاوت سنیتان و شرایط شما، اشتباه بوده اما بهرحال رابطه ای هست که پیش امده و نمیشود به گذشته برگشت.
      بهتر هست کمی زمان بدهید شاید اصلا این رفتار ایشان بهانه ای برای اتمام رابطه بوده
      اگر ایشان هم مثل شما از این رابطه راضی بوده باشند برمیگردند.
      ضمنا میتوانید از دوره برگشت عشق، در همیار عشق استفاده کنید

  • با سلام وقت بخیر
    سوالی داستم از خدمت شما
    تمام این کارایی که شما نوشتین انجام ندین من متاسفانه انجام دادم؛ دوستام هم همش گفتن اینکارارو انجام نده اما من خیلی حالم بده.
    بهش نگفتم برگردیم فقط میگفتم چرا با من اینکارو کردی میخوام جواب سوالامو بگیرم ازت میخوام حرف بزنم خالی شم اما اون همش بی محلی میکنه بهم اصلا براش مهم نیست امروز پیام میدم فردا میاد جواب میده میگه این چرت و پرتا چیه نوشتی ؛ حتی حس حسادتشم تحریک کردم هرکاری بگین کردم الان این صفحه رو خوندم دیدم هرکار اشتباهی که شما گفتین انجام ندین من انجام دادم و اون پرو تر شده و با خودش فکر کرده من اویزونش شدم برای همین برام کلاس میذاره ؛ میخواستم ببینم اگه از الان با همه ی این اتفاقات من حرفای شما رو رعایت کنم اون دلش برای منم تنگ میشه که بخواد برگرده یا اینکه دیگه از من متنفر شده؟
    خودم فکر میکنم اون از من متنفر شده و بدش میاد چون بی محلی میکنه بهم و این بی محلی منو خیلی آزار میده حالم خیلی بده .
    نمیخوام باهاش رابطه داشته باشم دوباره اما طاقت این بی محلیاشم ندارم دلم میخواد اون پیام بده بخواد باهم باشیم تا اروم بگیرم.
    اینم بگم ما ۶ ماه باهم بودیم البته فقط از طریق مجازی تلفنی صحبت میکردیم فقط ؛ و اینکه خیلی باهاش قهر کردم چون اون اصن به چیزی که من میخواستم ازش احترام نمیذاشت و بیشتر سر یه مسئله ای شاید بی ارزش دعوامون میشد.
    ممنون میشم جوابمو بدین که ایا من این کارایی که گفتین اگه از الان انجام بدم ایا جواب میگیرم که اون خودش دلش تنگ بشه برگرده یا دیگه از من بدش میاد

    • سلام دوست گرامی
      مدتی دور از ایشان و درخواست برای برگشت به رابطه باشید و سعی کنید از انجام رفتارهایی که قبلا انجام دادید دوری کنید

  • lسلام خسته نباشين من حدود يسال در رابطه اي بودم ك مادام بالا و پايين داد گاهي همه چي خوب و گاهي بد
    خودم رابطه رو تموم كردم و اون اقاهم پذيرفت
    فقط سختي بود و عذاب برام ولي با اين حال هنوز دوسش دارم و وابستگي زيادي دارم بهش نميدونم بايد چيكار كنم
    چون خودمم رابطه رو تموم كردم نميخوام برگردممم از طرفي ترس از دست دادنش هم هست واقعا نميدونم با اين احساسام چي كار بايد بكنم
    ممنون ميشم راهنماييم كنيد

    • سلام دوست گرامی
      رابطه ای که با فراز و نشیب زیادی همراه باشه باید در ادامه دادنش تفکر کرد.
      وقتی رابطه تمام شده و شریک عاطفی شما برای برگشت شما کاری نکرده پس منطقی باشید و درصدد برگشت نباشید

  • سلام روزتون پرانرژی .من با آقا پسری 4 ماه دوست بودم و تو این 4 ماه رابطمون هم به عنوان همکلاسی بود و هم 2 دوست بودیم که از نظر ایشون دوست صمیمی اش بودم بعد 4 ماه ایشون بهم پیشنهاد رابطه جنسی دادن و گفتن عاشق منن و 6ماه هست بهم توجهه دارن و صمیمی ترین دوستشونم و تمرکزشون همیشه به منه ودوسم دارن .خیلی پسر خوبی هستن هم از لحاظ شخصیتی هم تحصیلی و من پیشنهادشونو رد کردم و گفتم نمی تونم فعلا اینکار رو کنم ایشون اصرار کردن و من گفتم فعلا نه و علت و پرسیدن من گفتم فعلا نه.این مسئله باعث شد که شب بهشون زنگ بزنم و بگم عشقشو بهم ثابت نکرده و چرا با دخترا حرف میزنهو دعوا شد و لحبازی و سر لجبازی باایشون رابطه ام فعلا قطع شد بعد دوهفته باهاشون حرف زدم و گفتم سلام و علیکمونو نگه داریم گفت چشم و گفت قهر نیست باهام .و حرصمو در میاره یا واکنش بهم نشون میده .هفته پیش یکی از دوستام شماره اشو میخواست و بهش پیام دادم و جواب پیامم و داد ولی نه سرد ونه گرم و توجهه داره بهم تو کلاس و بیشتر لجم و میاره یا میرم پیشش میشینم تو سلف میره تو خودش بعد پا میشه میره جای دیگه میشینه ولی موقع رفتن بهم خسته نباشید میگه میشه برش گردونم الان رابطه ام فرمتش چیه؟

    • دوست عزیز
      سلام

      قبل از هر چیز، به این موضوع فکر کنید که ایشون، بدون هیچ رابطه متعدانه‌ای، به شما پیشنهاد رابطه جنسی دادند و با رد کردن پیشنهاد ایشون، رفتارهای اینچنینی از خودشون نشون می‌دن! حالا با خودتون فکر کنید، ادامه ارتباط با ایشون به کجا می‌رسه؟ اگه دوباره پیشنهاد دادن چی؟ اگه پیشنهادشون رو پذیرفتین ولی ترکتون کردن چی؟ ….

      بهتره قبل از هر چیز به این سوالات فکر کنید و بعد برای اقدامات بعدی تصمیم بگیرید.

  • سلام. خسته نباشید. من یه آقایی رو 6 سال دوست داشتم ولی بهش نگفتم تا اینکه جریانی پیش اومد و من مجبور شدم حرف دلمو بزنم.اولش خیلی آروم با من برخورد کردن و مشکلی نداشتیم اوکی بودیم باهم تا اینکه گفت قصد داره بره خارج.منم تصمیم داشتم درسمو که خوندم برم اونجا پیشش و اینو مطرح کردم باهاش.ولی نمیدونم چیشد یهو واقعا که گفت منو نميخواد در صورتی که قبلا چنین حرفی نزده بود و اوضاع خوب بود. منم عصبانی شدم و بلاکش کردم. قرار بود همو ببینیم ولی حالا که اینطور شده نمیدونم چکار کنم. دلتنگش هستم. به نظر شما پیام دادن بهش اشتباهه ؟ که بگم میخوام ببینمش

    • دوست عزیز
      سلام

      چون ارتباط رو شما قطع کردید، بهتره اولا از بلاک بودن درشون بیارید و اگر خواستید پیام بهشون بدید، می‌تونید بابت عصبانیتتون توضیح بدید. اما به هر حال در نظر داشته باشید که ایشون به درخواست شما جواب منفی دادند و … .
      شما تو این موقعیت دو کار می‌تونید انجام بدید: یا جواب منفی ایشون رو بپذیرید و … یا اینکه برای به دست آوردنشون تلاش کنید. البته باید در نظر داشته باشید که ممکنه جواب بده تلاشتون و ممکن هم هست جواب نده. اگر برای جذبشون می‌خواید تلاش کنید بهتره با روان‌شناسان همیار عشق در تماس باشید تا موضوع رو به صورت کامل بررسی و کمکتون کنند.

      • سلام. متشکرم از پاسخ گویی تون. راستش ما هردوتامون قبل از این یه شکست بد رو پشت سر گذاشتیم، منم میترسم که نکنه از سر لجبازی و ترس از تجربه دوباره، چنین برخوردی داشتیم باهم. چون ایشون هم یه سری مشکلات دارن برا سفرشون ممکنه کلافه یا عصبی بوده باشن یعنی؟ من نمیخوام بخاطر یه سری چیزهای الکی از دست بدمش.

      • سلام. متشکرم از پاسخ گویی تون. راستش ما هردوتامون قبل از این یه شکست بد رو پشت سر گذاشتیم، منم میترسم که نکنه از سر لجبازی و ترس از تجربه دوباره، چنین برخوردی داشتیم باهم. چون ایشون هم یه سری مشکلات دارن برا سفرشون ممکنه کلافه یا عصبی بوده باشن یعنی؟

  • سلام وقتتون بخیر.
    دختری ۲۰ ساله هستم که حدود ۴ ماه پیش با شخصی که ۳ ماه از خودم کوچکتر بود آشنا شدم. اولش من از ایشون خیلی خوشم میومد ولی به دلیل اصرار زیاد مبنی بر این که بیا خونمون کم کم دلسرد شدم و کلا بعد ۲ هفته رابطرو کاملا قطع کردم و ایشونم ک دید من تمایلی ندارم کلا بیخیال شد. بعد از ۴ ماه دوباره پیداش شد و ی حالت درد و دل طور باهام راجع به مشکلاتش حرف زد و دوباره بیرون رفتن و اینا تا این که باز پیشنهاد داد ک بیا خونمون و من این سری قبول کردم که برم اما شبش بهم گفت بهتره ک این کارو نکنیم من نمیخوام اذیتت کنم و بعدش کلا غیبش زد و بعد لز چند روز با ی خانوم دیگه ای رفت تو رابطه و وقتی بهش گفتم انکار کرد. اولین سوالم اینه ک چرا هی میره و هی میاد؟ دومین سوالم اینه ک با این ک این ادم اصلا مناسب من نیست و خواسته هامون مشترک نیست من چه طوری میتونم بیشتر جذبش کنم و کاری کنم که بمونه

    • سلام دوست گرامی
      خود شما دقیقا اعلام کردبد با شخص دیگه ای در ارتباط هستند و فرد مناسب شما نیستند پس بهتره از فکر جذب ایشون خارج بشید

  • سلام من با پسری آشنا شدم که دو سال ازم بزرگتره ۱ سال و ۲ ماه با هم دیگه تو رابطه بودیم حرف میزدیم حتی اومد با مادرم صحبت کرد و خانوادم در جریان بود نزدیک عید ۹۸ بود که دوست دختر سابقش بهش پیام داد و اون هم رفت سمت اون دختر. حتی برای خواستگاری هم پیش رفت اما اون دختر پسش زد و دوباره سمت من اومد و خواهش کرد که دوباره باهم باشیم رابطمون از سر گرفته شد. دوست دختر سابقش به پیج من اومد و با اصرار دوست پسرم من اونو به پیج اینستام راه دادم ولی همیشه اصرار داشته که اگه سوالی از من پرسید در رابطه با رابطمون بگم که من بهش پیشنهاد دادم و هیچ چیز عاشقانه ای توی صفحه اینستام درمورد خودمون نذار. تولدش بود و من عکس دستامو گذاشتم و تولدش تبریک گفتم و گفتم که این مدت با همیم
    بهم گفت اگه دوست دختر سابقم ببینه این پستو دیگه رنگ منو نمیبینی اونم دید، برای همیشه باهام خداحافظی کرد نمی دونم آیا دوباره برمیگرده یا نه… منو بلاک کرده

    • سلام دوست گرامی
      رابطه شما حتی در صورت برگشت ایشان هم اشتباه هست و بهتر هست به دنبال قطع کامل ارتباط باشید
      ایشان هنوز درگیر رابطه قبلی هستند
      پس ادامه دادن اشتباه هست
      منطقی باشید و اجازه ندهید همیشه سایه یک شخص دیگه در رابطه شما باشید

      • سلام من ۱۶ سالمه و میدونم که سنم برای برقراری احساس عاطفی کمه ولی عشق سن و سال نمیشناسه من با یه پسری وارد رابطه شدم ما خیلی همو دوس داشتیم تا اینکه چند روز بود که برای چت کردن هی بهونه میاورد و من ناراحت شدم ازش اونم برگشت گفت که ازت خسته شدم خیلی بهم گیر میدی و فلان بعد این حرفاش ما از هم جدا شدیم و من بلاکش کردم و الان یه ماهه که کات کردیم ولی من هنوز دوسش دارم میخوام برگرده نمیدونم چیکار کنم میشه راهنماییم کنید؟

        • سلام دوست گرامی
          جواب را خودتان دادید که سن شما برای روابط عاطفی، کم است. خودتان نیز تجربه کردید که این رابطه مدتی زندگی شما را مختل کرده بود. بنابراین بازگرداندن این رابطه به صلاح شما نیست.

  • سلام عشقم یه بارخیانت کردبرگشت ولی نتونستم بهش اعتمادکنم هرروزجروبحث ودعوابودترکم کرددوسال زنگ میزدواسطه میفرستادجوابشونمیدادم تااینکه بااصراربسیارایشون دوباره واردرابطه شدم الانم دوباره جنگ ودعواحالایک ماه قهر یه روزفقط خوبه بعدیک ماه آشتی کردیم فقط چهارساعت خوب بودیم الانم انلاین میشه ج‌واب نمیده قبلارابطمون خوب بودخواهش میکنم بگیدچ کارکنم رابطمون خوب بشه ب ازدواج ختم بشه

    • سلام دوست گرامی
      رابطه ای که یبار به هر دلیلی خراب شده باید برای برگشت مجدد خیلی محتاط بود.فقط صرف علاقه به بازگشت مهم نیست باید رابطه از اساس درست باشد.
      دلیل این مشکلات در رابطه را پیدا کنید و حل کنید و انوقت دنبال ازدواج باشید

  • سلام خسته نباشید منو عشقم یک سالو خورده ای ک باهمیم همیشه خوب بوده رابطمون اما این مدت من ی کارایی کردم ک باعث شدم ازم دور شه همو خیلی دوست داریم رفتارش خیلی تغییر کرده ن فقط با من با همه با دوستاش خانوادش روحیش مثل قبل نیس همیشه میگه دوس ندارم ازدستت بدم اما اینجوری هم واسم سخته خیلی سعی کرده رفتارش مثل قبل شه اما هر دفعه ناامید میشیم منم هر دفعه بهش امید میدم میگم درست میشه نگران نباش انقد ک روحیش عوض شده هر دفعه انرژی منفی ب خودش میشه بدتر میشه دوستش دارم اونم دوستم داره شک ندارم خیلی ثابت کرده اما نمیدونم چیکار کنم روحیش باز برگرده

    • سلام دوست گرامی
      باید دید مسائلی که باعث دوری شما از هم شده چقدر مهم بوده و نتایج رفتاری جه بوده است.
      بهتر هست هر دو نفر به مشاور مراجعه کنید تا طی صحبت منطقی، رابطتون به روال سابق برگرده

  • سلام من چند ماهی بود که ب یک پسر خوب آشنا شدم من خودم ۱۸ هستم و اون ۲۳ … اون همسایه من هستش و من اینشونو از اینستا پیدا کردم … ما شروع کردیم به چت کردن وبعد از یک ماه همدیگر رو دیدیم و جوری که معلوم می شد از من خوشش اومده بود ولی به خاطر کارش سرش بیشتر وقتا شلوغ بود ما هر روز باهم چت می کردیم و از کا رهای هم اطلاع داشتیم ما هم دیگه رو دوبار دیگه هم دیدیم و خیلی صمیمی شده بودیم جوری که دیگه تقریبا داشتیم دوست می شدیم … من اول زیاد علاقه ای نداشتم ولی بعد از قرار دوم علاقه ی شدیدی بهش پیدا کردم و اینشون هم همینطور معلوم می‌شد ولی یک دفعه خیلی عوض شد خیلی کم پیام میداد و روز بعدش من بهش گفتم چطوره یا درست چت کنیم یا که اصلا دیگه کنتکت رو قطع کنیم اینشون هم بهم گفتن به نظرم بهتره ما فقط دوستای معمولی بمونیم ومن هم قبول کردم و همونجا گفتم که از اول دوستش داشتم و اون بعد از چند ساعتی جواب من رو داد و گفت من اصلا فکر نمی کردم که تو منو دوست داشته باشی چون همیشه جوری رفتار می کردی که من فکر کردم فقط دوستای معولی بمونیم و گفتش که دلش از من سرد شده چون من همیشه بهش گفتم که من اینطورم یا اونطورم … من بعد از چند روز بهش دوباره پیام دادم و ‌پرسیدم آیا در مدت ۵ماهی که ما می نوشتیم به من حسی داشته یا نه و اون بعد از یک ساعت جواب پیام منو داد با اینکه خونده بودش …. گفت اوایل بله ولی به مرور کمتر و کمتر شد و من گفتم حتما الان دیگه هیچی و اونم گفت بله ومن گفتم که اومدم که یه شانس دوم به هردومون بدم ! و گفت که نمی تونه اینکار رو کنه من هم همه چیز رو درباره احساساتم بهش اعتراف کردم و خداحافظی کردم اونم گفت که متاسفه که دیگه حسی نداره :/ من فرداش بهش پیام دادم و گفتم که بیا همو برای بار آخر ببینیم و خداحافظی کنیم اونم گفت که نمی تونه ای کار رو انجام بده ! و گفت که لطفا دیگه چت نکنیم و در آخر به خاطر اینکه دلیل کارهاش رو ‌رسیدم گفت : من اصلا از هیچکس خوشم نمی اد
    من نمی دونم الان چیکار کنم احساس می کنم داره بهم دروغ میگه فکر می کنم شاید خوانوادش از ما خبردارشدن و دارن بهش فشار میارن ! ! من می‌خوام اونو برگردونم الان یک هفته از اون اتفاق گذشته و من تصمیم دارم که تا دو هفته هیچ استوری در اینستا پست نکنم و باهاش در تماس نباشم و بعد از دو هفته بهش پیام بدم به نظرتون کار درسته ؟ اصلا باید چی بنویسم ؟ لطفا کمکم کنید 🙏

    • سلام دوست گرامی به نظر میرسه ایشون در احساسات نسبت به شما سرخورده شدن و توقع از رابطه را چیز دیگری میخواستن که براورده نشده
      عجله نکنید و صبور باشید
      رابطه را کاملا قطع نکنید و هر از گاهی پیام بدهید.
      یک مدت به این روش ادامه بدهید تا متوجه بشند که برای شما رابطه هنوز تمام نشده.سعی کنید در کنارمنطق از احساسات هم کمک بگیرید

  • سلام
    من مدت دو سال و نیم هست که با پسری در شهر دور به صورت تلفنی و مجازی در ارتباط بودم. البته یک ماه بعد اشنایی ایشان همراه خانواده برای خواستکاری اقدام کردند ولی خانواده من در حضور همه عنوان کردن شرط این ازدواج انتقالی کار پسر هست. چند باری تلاش کردیم و نهایتا تا نیمه راه امور انجام شد. اما سر بحث مهریه و شرایط قانونی به توافق نرسیدیم.
    من همزمان هم مهریه (مطابق عرف خانواده پسر و عروس های قبلی) خواستم و هم خواهان شروط صمن عقد شامل حق تحصیل حق مسکن (چون در یک شهر نیستیم و اعتباری و اطمینانی نداشتم که بعد ازدواج به شهر خود برگردد)، حق پاسپورت و خرو ج کشور د حق حضانت بودم. یعنی کلیه شرایط ضمن عقد رو همزنان میخاستم.
    خلاصه چند بار بحث و ناراحتی شد و هر بار اشتی از طرف ایشان انجام میشد.
    یکسال رابطه ایشان درگیر کارهای دفاع بودتد و برای انتقالی مجدد اقدامی نکردند و کلا تایم سوزوندند. بهمن ماه سال پیش محددتنها به منزل اندن و با خانواده صحبت کردن.
    خانواده من هم گفتن به سلامتی دفاع کردید و شش ماه تایم بدید و کارهای انتقال رو انجام بدبد
    ایشان طی شش ماه پشتکاری نداشتند و نهایتا با بالا رفتن سن تازه به خودشون اومدن و گفتند اقدام میکنن ولی خانواده ها مجدد ارتباط برقرلر کنند و حتی اگر بشه بله برون قبل انتقالی انجام بشه چون شاید با انتقالی مخالفت بشه (ناراحتی من این هست که حتی اقدامی نکرد تا پاسخ منفی بگیرن).
    کلا این مدت یا کاری نمیکردن یا یهو میخاستن ظرف یک جلسه مراسم بله برون نامزدی عقد در یک جلسه تموم بشه.
    خلاصه خانواده من گفتن که ما سابق حرف خودمون رو زدیم و درست نیست محدد بحث انتقالی تو تماس با خانواده ایشان مطرح بشه چون حرف و درخوایت رو ادم یکبار بیان میکنن.
    بعد این موضوع هم مادر ایشان کلا ناراحت شدند که بهد ۳ سال دیگه شرط و پیش شرط نداره و نباید مهریه و اننقالی و … سخت گرفته بشه برای همین دیگه کلا مخالف ازدواجن و برای این ازدواج قدم برنمیدارن.‌پسر هم تحت تاثیر رفتار مادر کلا تو یک روز صرف بحث تلفن که گفتم بهتره چند روز دست نکه داری و موافقت اداره رو بگیری بعد با خانواده ام با دست پر اقدام کنی هنه چیز رو خراب کرد و این ارتباط مجدد کات شد.
    حالا چند سوال
    من هیچوقت تو رایطه برای اشتی پیش قدم نشدم . البته هیچوقت به این جدیت اوضاع خراب نبود. نمیدونم این انتظار از من میره که برای اشتی پیشقدم بشم؟
    دوم حس میکنم بین ما کشش هست و علاقه هم هست منتها همیشه بخاطر تغییر حدید ترسیدیم و نخاستیم از دایره امن بیرون بیایم. من به ایشان گفتم شهر شما میتونم چند سال زندگی کنم ولی تمایل دارم حق مسکن رو ب بدی تا خیالم راحت باشه نخای از من برای تمام عمر در شهری باشم که علاقه به زندکی ندارم.
    متاسفانه ما دارای اهداف مشترک زیاد هستیم
    از نظر اخلاقی به هم میایم
    تست سخصیت دادیم هر دو یک تیپ داریم. نمیگم خیلی خوبه یک تیپ بودن ولی کاملا درکش میکنم
    حس علاقه و کشش هست
    ولی تو این مقطع نمیدونم پیشقدم شدن کار درستی هست و اینکه به عنوان دختر دوست ندارم صرف اینکه ایشون تایم هدر کردن هیچ شرطی نداشته باشم. مهریه در خانواده ایشون نرخ معمول و عرف هست ولی ایشون میگن دامادها و برادرها خواستن زیر بار برن، من زیر بار نمیرم.
    و اخر چون دور بودیم نشد حتی تو جلسه حضوری یا مکالمه تصمیم بگیریم و به صورت تلگرامی کات شد.

    • دوست عزیز
      سلام

      بسیاری از مسائلی که شما مطرح کردید رو می‌شد با مراجعه به روان‌شناس و یادگرفتن اصول درست حل مساله حل کرد؛ اما به هر حال ناراحتی بابت کاری که در گذشته بهتر بود انجام بشه سودی نداره. شما قبل از هر چیز باید یکبار دیگه مسائلی که براتون پیش اومده رو بررسی کنید و ببینید آیا با وجود این موارد هنوز باز هم خواستار ادامه رابطه و جدی شدنش هستید یا نه؟ اگه هستید، می‌تونید با کمک گرفتن روان‌شناس متخصص، تلاش خودتون رو برای بازگردوندن ایشون انجام بدید. شما می‌تونید با شرکت در دوره آنلاین “بازگرداندن عشق و ازدواج” یاد بگیرید که چطور ایشون رو برگردونید. شما در این دوره یک روان‌شناس اختصاصی هم دارید که می‌تونید به طور مجزا روی مهارت‌هاتون کار کنید و اینطوری اگه رابطه ادامه پیدا کرد، دیگه در مواجهه با مسائل اینچنینی بتونید هوشمندانه‌تر و درست‌تر عمل کنید.

  • من یکماهه با پسری اشنا شده بودم و لحظه های خیلی خوبی با هم داشتیم،و همیشه ازم تعریف میکرد و می گفت ممنون که اینقدر خوبی ،شرایطش خیلی خوبه مستقل و بسیار ادم موفقیه و از نظر اخلاقی هم خیلی خوبه،من پشت سر هم دو تا سفر برام پیش اومد که در سفر دوم که بودم بهم پیام داد به نظرم اصلا نیاز به رابطه دایمی و ازدواج نداری و کمبودش رو هم حس نمی کنی، و گفت اوج خودخواهی بوده که توی ای شرایطی که من تنها بودم ول کردی رفتی و از خود گذشتگی نداری و هیجانی رفتار می کنی، و گفت این رفتارا سه بار تکرار شده و الان که اولشه اینجوریه بعدش بدترم میشه،و هر چی سعی کردم متقاعدش کنم بدتر شد و از وقتی برگشتم دیگه همدیگه رو ندیدیم حدود سه هفته میشه، چند بار پیام دادم که گفت ما علایق و اخلاقامون به هم نمی خوره و ادم وارد رابطه و ازدواجی نمیشه که می دونه طرف باهاش متفاوته، و من گفتم یه ماه کمه بذار بیشتر شناخت از هم پیدا کنیم بعد تصمیم بگیر، اما گفت وابسته تر میشیم بدتر میشه، خواستم ببینمش یا زنگ بزنم اما گفت بدترش می کنه و گفت مطمئن باش دیگه هیچی مثل قبل نمیشه،من هر کاری می کنم فراموشش کنم نمی تونم واقعا دوسش دارم و نمی خواسم از دستش بدم ، زنگ زدم بر نداشت و پیاممو هم نگاه نکرد، فقط تو اینستا پست های هم رو میبینیم،خیلی بی قرار و بی تاب و دلتنگشم چون احساساتم خیلی درگیر شده بود توی این رابطه ، اون هر روز موفق تر میشه و من ناراحت تر که چرا از دستش دادم،نمی دونم چیکار کنم؟ واسه برگردوندنش میشه کاری کرد؟

    • سلام دوست گرامی
      مواردی که مطرح کردید نیاز به بررسی دقیق تری دارد
      ایا با اطلاع این شخص سفر رفتید؟
      سفرها الزامی بوده یا تفریحی؟
      شریک عاطفی شما به چه دلیل این گونه برداشت کرده ؟
      تلاش کنید با ایشان حضوری صحبت کنید تا متوجه دلایل واقعی ایشان شوید و مراجعه به مشاور هم کمک کننده خواهد بود

  • سلام خسته نباشید من با پسری دوست بودم که به خاطر طرحش کلا از من دور بود و 2 3 ماهی چند روز هم رو میدیدیم.به خاطر اینکه من انتظاراتی رو چندین بار مطرح میکردم(تلفنی چون کلا رابطه ی ما بیشتر به حرف زدن تلفنی بود به خاطر دوری ) که ایشون به خاطر ویژگی های خودش اهلش نبود،دیگه مسئله ی دوری براش سخت شد و بهم گفت به خاطر اینکه دوری سخته و تو هم داری اذیت میشی و انتظاراتی که داری(از جمله وقت گذروندن با هم و اینا ) منطقیه که از هم جدا شیم.تو هم منطقی باش وگرنهواسه منم سخت میشه .اون داشت منطقی برخورد میکرد من هم احساسی که نهه من دوستت دارمو نمیتونمو اینا…که بعد گفت کاش بهت نمیگفتم،اصن فک کن راجبش باهات حرف نزدم …و بعد 2 3 روز دیگه جواب تماسهام رو نداد.من هم چون تازه همین الان متنتونو خوندم مدام زنگ زدم و چون جواب نمیداد ک مثلا منم بیخیال شم مدام تا 3 4 روز پیام دادم(پیام هایی که گفتین بده از جمله دوستت دارمو نمیتونمو خوابم نمیبره و بیا منطقی باز حرف بزنیمو اینا )
    2 3 روز ول کردم پیام ندادم تا این که امروز باز پیام دادم که الان یه مدت گذشته فکر کردم و بیا منطقی حرف بزنیم…اگه نشد دیگه اوکی تموم(2هفته ای هس که گذشته )…و این دفعه جواب داد!و گفت اوکی.که من گفتم تایم حرف زدن رو یه موقعی میذاریم که هم من وقت داشته باشم هم تو که باز گفت اوکی.ولی الان که پیام شما رو خوندم دیدمم تماااام کارای اشتباها انجام دادمو نذاشتم 20 روز بگذره و دلش تنگ بشه و الان زوده و حرف زدن بدتر میکنه الان کارو و قضیه رو تموم میکنه….خواهشا بهم جواب بدین که الان من چ کنم با این وضعی که پیش اومده و این ک گفتم حرف بزنیم ولی هنوز وقتش نیست و درصورت حرف زدن چون هنوز تایم زیادی نگذشته احتمالا باز به تموم شدن ختم شه…الان این اشتباهمو چجوری جبران کنم؟؟؟؟

    • سلام دوست گرامی
      شما در دورانی که نباید اصرار و خواهش زیادی برای برگشت میکردید این کار را انجام دادید و اگر الان که ایشان اوکی برای صحبت دادن بخوایند به توصیه ها عمل کنید شاید همخوانی نداشته باشد.
      بهتر هست منطقی باشید و چند روز اینده یک قرار برای صحبت تنظیم کنید و کلیه مشکلات رابطه را با هم بررسی کنید و هرکدام برای بهبودرابطه تلاش کنید

  • سلام من یه چند ماهی بایه پسری در تلگرام دوست بودم ولی رابطمون بخاطر لجبازی و اینا کات شد ولی دو هفته بعدش من با عنوان این که دوست ساده باشیم برگشتم ولی رفتارش خیلی بد بود انگار یه ادم دیگه شده بود ولی بعضی وقتا انگار مثل قبل میشد یجورایی مهربون میشدمنم بعد چندماه با یکم تحقیر ولی نه زیاد البته بدون فحش و اینا برای اینکه دلم خنک شه بلاکش کردم الان ۸ ماه گذشته ولی من هنوز نتونستم فراموشش کنم حالم خیلیی بده هر کاری بگین کردم خواهش میکنم کمکم کنین من به مشاور دسترسی ندارم میخوام برگردم به رابطه ولی نمیدونم غرورمم داره داغونم میکنه حس میکنم اونم منا دوست داره

    • سلام دوست گرامی
      رابطه شما دوبار با حالت نامناسب تمام شده و برگشت به این رابطه منطقی نمیباشد .ایشان اگر تمایلی داشتند طی این مدت اقدامی کرده بودند.منطقی باشید و به دور از احساسات اجازه بدهی دوران بحرانی اتمام رابطه سپری بشه

  • من چند روزه سر يه مسئله اي ك همش سرش دعوا و بحث داشتيم يني داشتن دوستِ دختر توسط دوست پسرم كات كرديم.من فكر ميكردم برميگرده و عذر ميخاد و خودمم واسه اينكه با دوستاي دخترش كنار بيام و گير ندم اماده كرده بودم.ولي بهم زنگ زد و گفت همه چيز تموم شدهثن ميخام تنها باشم.نميخام رابطه داشته باشم.و من اصلا نميتون مب حالت عادي برگردم چون واقعا دوستش داشتم.بنظرتون چيكار كنم تا برش گردونم؟با كل ادماي روي زمينم فرق داره.و راحت ميتونه احساساتشو در نظر نگيره.ولي دلم ميخاد دلتنگ شه و يبارم ك شده اون بياد دنبالم

    • دوست عزیز
      سلام

      قبل از هر چیز بدونید که اگه همینطوری بهش بگید که دوست‌هاش رو به خاطر شما کنار بگذاره، اینکار رو نمی‌کنه. به عبارت دیگه، نوع درخواست دادن شما خیلی مهمه. به همین دلیل، بهتره که از راهش وارد بشید. شما می‌تونید با کارشناسان بازگرداندن عشق تماس بگیرید تا راهنماییتون کنند.

  • سلام عرض شد. من با نامزد دو سالم به دلایلی که واقعا صد در صد لجبازی از طرف او بود قطع رابطه کردیم. یعنی خودش تو آخرین مرحله حتی گفت ازت متنفرم و منو از همه جا مثل واتس آپ٫ وایبر٫ اینستا بجز تلگرام که نمیدونم چرا بلاک کرد و حالا بعد از دو هفته پنج روز پیش فقط از دو جا (ایمو و وایبر) منو آنبلاک کرد و چهار بار از این دو جا باهام تماس گرفت ولی من تا به الان جوابشو ندادم با اینکه دلم براش یه ذره شده. جالبی اینجاست که هنوز منو از اینستا و واتس آپ آنبلاک نکرده و فقط از اون دو جا که باهام تماس گرفته آنبلاک کرده. من الان باید چه کار کنم؟ آیا همچنان به جواب ندادن تماسش حتی اگه مجدد باز تماس گرفت جواب ندم؟

    • سلام دوست گرامی
      اگر نامزدتان درصدد برقراری ارتباط مجدد هست بهتر هست به ایشان زمان بدهد تا اشتباهات گذشته را جبران کنند.پ در صورت تماس مجدد ،قرار حضوری بذارید و باهم صحبت کنید

  • سلام خسته نباشید من با دوس پسرم 2سال در رابطه بودم یه هفته ای میشه که رابطمون از طرف ایشون تموم شده ودلیل موجه ای به من ندادن بااین که من میدونم ایشون من رو دوست دارن وبخاطر آینده نامعلومی که دارن چه از نظر شغلی و سربازی ودرس ونمیخواستن که اینده من خراب شه واین رابطه بهم زدن وگفتن که برای هردومون بهتره به نظرتون باید فراموشش کنم یا برمیگرده واگه یه ماه بعد من به ایشون پیام بدم وایشون درخواست ملاقات منو رد کنن چه کنم واون پیامی ک گفتین یه خاطره خوب بگم در چ موضوعی باشه مثالی میزنید

    • سلام دوست عزیز
      نحوه پیام دادن شما باید بسیار حساب شده باشد. طوری که کمترین هزینه عاطفی را داشته باشد. ضمنا قبل از اینکه ارتباط مجدد برقرار کنید باید یک مجموعه اقدامات را انجام داده باشید و پیشنیاز این ارتباط به وجود آمده باشد.

  • سلام وقت بخیر
    نامزد من بعد 3 سال رابطه با هر خوبی و خوشی ، یک یهو بعد اینکه کار مناسبی پیدا کرد و شرایطش بهتر شد رفتارش هر روز سردتر و سردتر شد و بعد هم با انتقادهای مکرر من بخاطر رفتار سردش بیشتر دورتر شد و یکهو دیگه جوابمو نداد الان احساس میکنم شماره منو از گوشیش پاک کرده راه برگشتی وجود داره ؟

  • با سلام به شما .من دختری بیست ساله هستم و در دانشگاه از پسری بیست یک ساله خوشم اومد .من نمیشناخت تو گروه پست گذاشت و منم به بهانه همون پست به پیوی رفتم و سر صحبت باهاش باز کردم یه هفته باهم حرف زدیم دیر پیامای من سین میکرد سرد بود محل نمیداد منم از رفتاراش خسته شدم باهاش دعوا کردم اونم گفت کارت فوری که نیست من جواب بدم تو نباید حساس بشی بعدش پشیمون شدم ازش معذرت خواهی کردم اونم گفت بین ما چیزی نبوده و دیگه پی ام نمیدم بعدش من بلاک کرد این ماجرا گذشت دوهفته بعدش ما تو دانشگاه هم دیدیم دوبار به هم خیره شدیم .گذشت من متوجه شدم عاشقش شدم من تو دانشگاه میدید منم هی نگاش میکردم کم کم متوجه شدم به من علاقه مند شده هر وقت من میدید واسه اینکه من متوجهش بشم از کنار من رد میشد یادمه یک بار تو کلاس هم ردیف با من نشست من به دوستاش معرفی کرده بود اونا به من اشاره میکردن نگاهش از من پنهون میکنه اما میاد کنار من نزدیک من غیر مستقیم به من کمک میکنه .من توی گروه دانشگاخ با پسری دعوام شد که از من خوشش میومد دوست پسرمم همون شب من از بلاکی در اورد .من میبینه مضطرب میشه هی با صورتش ریشاش ور میره زبان بدن من تقلید میکنه سعی میکنه نزدیک من باشه من خودم رفتم پیوی بعد ان بلاک شدنم بهش گفتم من میدونم تو چه احساسی به من داری حرف بزن اما گفت من منظورت متوجه نمیشم داری اشتباه میکنی تو انتخابت تجدید نظر کن من فکر میکنم ترسیده بود من ضایعش کنم. دوستم داره فقط مشکل اینه که نمیتونه بگه الانم دیگه دانشگاه تموم شده و ما هم نمیبینیم میخواستم بپرسم چیکار کنم که بهم بگه دوستم داره چجوری بهش علاقم بفهمونم ؟ یعنی باز برم پیوی باهاش سر صحبت باز کنم ؟کمکم کنید من خیلی حالم بده چجوری کاری کنم رو ترسها غرورش پابزاره

    • سلام دوست گرامی
      اجازه بدهید ایشان اغازگر ارتباط و ابراز علاقه باشند و وقتی شما به صورت مستقیم و غیر مستقیم گفتگو را اغاز کرده اید و ایشان اشتیاقی نداشتند باید منطقی باشید و نگذارید درگیر یک احساس یکطرفه بشید.ایشان در صورت تمایل به ارتباط با شما خودشان پیش قدم می شوند.پس صبور باشید

  • سلام وقتتون بخیر.
    من حدود ۱سال با یه آقایی که ۲سال از خودم کوچیکتر بود رابطه داشتم و قصدمون ازدواج بود حتی با مادرشونم آشنا شده بودم ولی به یه سری دلایل مثل سن،تحصیلات و شغلش من ناخواسته پرخاشگر میشدم و رهاش میکردم ولی اون ظاهرا عاشقم بود نمیذاشت برم تا اینکه آخرین بار اونم منو رها کرد ولی من بعد از جدایی فهمیدم دوسش دارم و اذیت شدم بارها رفتم سمتش ولی گفت عاشقمه ولی نمیشه چون شغل خوبی نداره و… آخرین بار ۱ماه پیش گفتم باهمه چی کنار میام من مشکلی ندارم بازم گفت نه و تصمیم گرفتم ازش دور باشم الان ۳ هفتست ازم خبری نداره ولی من میبینم که چقد خوشحال و غرق کارش شده با وجود همه اینا من دلم میخواد برگرده آیا امکانش هست یا اینکه باید قید احساسمو بزنم

    • سلام دوست گرامی
      اینکه شما در ابتدای رابطه به دلیل مشکلات به ایشان پرخاش کردید و ایشان را زیر سوال بردید جای صحبت دارد و باید دقیق بررسی شود.از طرفی رابطه ای که یکبار تمام شده باید بررسی و بازبینی شود.اما اینکه الان ایشان در شرایط خوبی هستند و شما خواهان بازگشت به رابطه هستید را باید با خود ایشان صحبت کنید و بگید که بابت گذشته پشیمون هستید و در صورت موافقت ایشان دوباره رابطه شروع شود

  • سلام. وقت بخير. من سه سال قبل با اقايي اشناشدم اون منو ميخواست ولي من دوست پسر داشتم. افسردگي گرفته بود كه هي به من ز ميزد قربون صدقه ميرفت من جواب نميدادم بلاك ميكردم. دلم براش سوخت. يه مدت هر از گاهي بهش سر ميزدم و باهم قرار ميذاشتيم ولي از نظر من دوستانه بود تا حالش خوبشه. اين اقا واقعا منو براي ازدواج ميخواست اما من بهش ميكفتم كه من دوستانه دوستش دارم. يسال اين روند بود. تا كه يه مدت از هم بيخبر بوديم، دوباره سر و كله اش پيدا شد. من رابطم بهم خورده بود و ديدم اين اقا يساله منو ميخواد و ازدواجه كفتم بذار باهاش وارد رابطه بشم. اما تا ديد من دوسش دارم گفت من عشق رو توي نرسيدن ميبينم(به دخترعموشم علاقه داشته و دخترعموش قبولش نكرده و هنوز عاشقشه) كفت نميتونم دوباره بهت اعتماد كنم ،تو منو خيلي اذيت كردي، من هي عاشقتر ميشدم اون كمرنگتر. ديكه نه پيام ميداد نه زنگ ميزد زياد ولي هر از گاهي ميديديم همو. خيلي سعي كردم بشه اون ادم قبل اما ميكفت اون ادمو تو كشتي. منم خيلي احساساتيم و دوست داشتم يه رابطه عاشقانه دو طرفه باشه و هي نميشد منم هي ارتباطمو قطع ميكردم. دوباره جوش ميخورديم. دوسش داشتم. بعد از يه مدت تو گوشيش ديدم چندتا دختر ديكه هستن كه باهاشون ارتباط داره. خودش ميكفت فقط چت ميكنيم. من خيلي عصبي شدم و تموم كردم. دوماه ازش بيخبر بودم. وقتي ديدم نيست رفتم با دوست پسر قبليم. بعد از دوماه سر و كله اش پيدا شد منم دوسش داشتم رفتم ديدمش اما بهش كفتم با كسي بودم. رابطمون ديكه عاشقانه نشد و روش باز شده بود به همه ميكفت ما دوست معمولي هستيم و منم ميخوام از ايران برم. رفت از ايران ،يك ماه. اما نشد برگشت. وقتي برگشت بعنوان دوست رفتم ديدارش. اما بهش كفتم هيچ حسي ازت نميگيرم ديكه. باز دوهفته ازش بيخبر بودم كه خودش ز زد و من خانوادشو ميشناختم از قبل. همه فاميلاشو. با فاميلاش چندبار مسافرت رفتيم. اما حس ميكردم من عاشقشم و اون اصلا دوستم نداره. از اخرين سفر كه اومديم ديدم باز تو گوشيش با دخترا حرف ميزنه صبح بخير و قربون صدقه هاش براي كس ديگس اما باز نيكفت من فقط چت ميكنم وگرنه چرا توي اينهمه سفر يه زنگم نزدن اين دخترا. وقتي اومدم خونه، تصميم گرفتم بعد از سه سال رابطه كه هي قطع و وصل ميشد يبار درست حسابي باهاش حرف بزنم يا يه رابطه قشنگو دو طرفه شروع كنيم يا تمومش كنيم براي هميشه. بهش كفتم. كفت ما خيلي وقته رابطه اي نداريم. فثط دوست معمولي ايم. ميخوام تنها باشم. نميتونم با شك و دروغ زندگي كنم نميخوام دوست دختر داسته باشم و …. حتي اجازه نداد يبار همو ببينيم صحبت كنيم. منم عاشقشم خيلي ، الان دو هفتس نديدمش. دو سه روز ز و اس ام اس زدم و استوري گذاشتم اما جواب نداد. من همون دختري بودم كه ارزوش بود با من باشه و زنش باشم و الان جوابمم نميده. اينترنتشو خاموش كرده. منم دو سه روزه ديكه بهش پيام و ز نزدم. الان نميدونم چيكار كنم. واقعا ذوسش دارم. اكه نياد چي؟ هميشه من رفته بودم اينبار اون رفته. اكه يه روز بياد بايد چه كنم كه رابطمون اساسي بشه و باز بخواد همسرش باشم و عاشقم بشه؟

    • سلام دوست گرامی
      رابطه ای که مرتب در پروسه شروع و پایان باشد میتواند رابطه ای اشتباه و مخرب باشد
      بهرحال دلایل و علل پایان دادن رابطه اینقدر قوی بوده که هربار اتفاق می افتاده.
      پس بهتر هست منطقی باشید و قبول کنید که این رابطه درست نبوده
      بهر دلیلی مثل عدم علاقه ایشان به شما و…این رابطه تمام شده هست پس برای خودتان ارزش قائل بشید و ایشان را فراموش کنید

  • سلام
    ببخشید یکی اینکه گفتید به هیچ گونه مسج یا تماس اصلا جواب ندیم مگر ضروری، اگه 1% مسج داد سلام چطوری و از این موارد، چیکار کنیم؟ سین کنیم جواب ندیم، کلا پاک کنیم مسیجشو یا چی؟
    یکی هم شما مطمئنین که ایشون روز به روز که میگذره دل تنگ تر میشه ولی ما روز به روز بهتر؟

    • سلام دوست گرامی منظور شما از اینکه جواب پیام ندید را متوجه نمیشوم؟منظور شما در کدام حالت از رابطه هست؟در بخش کات کردن و فراموشی یا در موقعی که موقتی مشکلی پیش آمده؟ لطفا کامل توضیح بدید تا راهنمایی بهتری انجام شود.

  • سلام من حدود دو سال با يه اقايي در ارتباط بودم. همه چيز عالي بود حتي طي اين دوسال ما كوچكترين بحث و دلخوري اي ازهم نداشتيم ! آرامش و اعتماد به معني واقعي ! هدفشون هم ازدواج بود تا چند ماه قبل از عيد كه ديگه انقدر شرايط و اوضاع مسكن بد شد گفت من نميتونم تو اين شرايط ازدواج كنم مگر اينكه اوضاع عوض بشه.. گذشت تا يك هفته قبل از عيد يهو بي مقدمه گفت يه مدت نميتونم باهات در ارتباط باشم نميتونم بهت حسي داشته باشم و بيشتر از اين فيلم بازي كنم !!(درحالي ك چندروز قبلش باهم بوديم انقدر خوب بوديم تا جايي كه بهم ميگفت ادم با تو اصلا پير نميشه)) ! تا اينكه ارتباطمون قطع شد و يك ماه بعد از پيامش رفتم ديدمش گفتم به احترامت يه مدت صبر كردم گفت برنامم عوض شده نميتونم تو رو معطل خودم بكنم.يوقتا يسري مسائل هست كه مانع ميشه گفتم چي گفت خيلي چيزا مثلا خانواده.. چند ماهه كه ميخواستم بهت بگم ولي انقد خوب بودي نميتونستم..ازم نخواه دليلشو بگم چون عذابم ميده!! گفتم اگر كس ديگه اي هست بهم بگو گفت اصلا بحث اين چيزا نيست. ديگه حس قبل رو نميتونم داشته باشم.(يه نكته ك قبلا انقدر فشار كارش زياد بود گفته بود حس ميكنم دارم افسردگي ميگيرم ديگه حس و حال قبلمو ندارم!) بعد گفتم اگر حسي بهم نداشتي چرا دستمو محكم ميگرفتي گفت چرا فكر ميكني حسي نبوده باور كن حسي بوده !!(اين حرفش اونيكي حرفش رو نقض نميكنه ؟!) !بهش گفتم تو چشمام نگاه كن بگو دوستم نداري تا برم ، نگاه نكرد گفت نميتونم داشته باشم..
    پسري ك دوستت نداشته باشه كنارت نميمونه با ذوق نگاهت نميكنه ؛ ميكنه؟؟!!!! الان نميدونم اون چه حسي داره ايا به من فكر ميكنه هنوزم يا منو از زندگيش كاملا پاك كرده؟؟ يا بين دوراهي بوده ك اين حرفارو زده ؟؟!

    كسي رو پيدا نكردم ك بتونه كمكم كنه اصلا اين رفتارهايي ك شما نوشتيد به من هم ميتونه كمكي بكنه؟ يا اميدي به برگشتش نداشته باشم؟! چه كمكي ميتونم به خودم بكنم؟ :))

    • سلام دوست گرامی
      شریک عاطفی شما به شدت مردد و بلاتکلیف هست و از طرفی توان مدیریت و ایجاد تعادل در زندگی عاطفی و کاری و مالی خود را ندارد.کسی که به بهانه گران شدن مسکن از زیر بار تعهد شانه خالی میکند معلوم هست فرد مسئولیت پذیری نیست.لطفا منطقی باشید و با پذیرش این موارد رابطه را تمام کنید

  • سلام وقت بخیر
    من 5ساله ک با یک نفر دوست هستم بطوری ک خانواده هردومون در جریان هستن. خییلیی همو دوس داریم و من اطمینان کامل بهش دارم. من میدونم ک سردیه این رابطه تقصیره منه چون من بچگی کردمو 1بار باعث بی اعتمادیش شدم ک از اونجایی ک خیلی رو من حساس بود خیلی عصبانی شد. همینو هی کرد بهونه ک نظرش راجع ب ازدواج بامن عوض شده ولی گاهی اوقات میگفت اگر دیگه اشتباهی نکنی من فراموش میکنم قبلا رو. الآنم همین شد واقعا دوسم داره ولی انگاری ی حس دودل بودن داره و فک میکنم دوستاش نمیزارن ک بیاد سمت من. اما از طرفی هم خانوادش خیلی دوسم دارن و همیشه پشت من بودن. الآنم بمن گفته با خانوادم صحبت کردم گفتم همه چیز تمومه بین ما ولی مادرش اومد پیش من گفت اصلا بما حرفی از جدایی نزده و همیشه میگه اگر مبینا نباشه من میمیرم فقط مدتیه ذهنش درگیره کاره اگر ی کار خوب گیرش بیاد گفته سریع میرم خاستگاریش. ولی الان بمن گفته ک نمیخواد. یعنی بمن ی چیزی میگه و ب خانوادش ی چیز دیگه😒. من واقعا نمیدونم چکار کنم. انگاری بلا تکلیفه

    • سلام دوست گرامی
      شریک عاطفی شمابه شدت درگیر ومردد هست و در حال حاضر بهتر است با ایشان صحبت کنید و با گرفتن فرصت مجدد درصدد رفع اشتباهتان باشید .مراجعه حضوری به مشاور نیز بسیار کمک کننده خواهد بود

  • سلام
    من یه مدت حدود 5 سال با یه آقایی رابطه داشتم و کاملا هم جدی و برای ازدواج بوده حتی تمام خانواده ی اون اقا در جریان بودن به خاطر اخلاقای خاصشون هر دفعه ای بحث و دعوا پیش میومد که باعث میشد 1هفته تا10 روز از هم جدا بشیم بعد با اصرار ایشون برمیگشتم و قول میداد که اخلاقاش بهتر بشه و عوض بشه تا اینکه یه مدت واقعا سرد و بی تفاوت شده بود هرچقد میگفتم خب چیه مشکل چیه میگفت خودت خواستی من نمیتونم با کسی باشم و روش حساس نباشم واسه همین دیگه خودمو زدم به بیخیالی منم یه مدت تحمل کردم اما چندماهه پیش بهش گفتم که من اینجوری نمیتونم و ازش جداشدم
    چیزی نگذشت که پشیمون شدم همش فکرمیکردم که ایندفعه هم میاد دنبالم اما دیگه نیومد تا اینکه بعد 1ماه و نیم من رفتم طرفش ازش خواستم تا برگرده اما دیگه حاضر نیست برگرده بااین وجود خانوادش میگن که هروقت حرف من میشه به هم میریزه یا عکسای پروفایلش نشون میده که اونم هنوز کامل باجدایی کنار نیومده ولی از طرفی هم بعد از این همه مدت دیگه اصلا حاضرنیست برگرده.به نظرتون چیکارکنم؟

    • سلام دوست گرامی
      ابتدا شما باید دلایل و مشکلات رابطه را که منجر به رسیدن به این نقطه شده است را کامل بررسی کنید سپس رفتارهای اشتباهتان را تغییر بدهید.مطمئنا تغییرات به زمان نیاز دارد .سپس در مورد رابطه و اشتباهات با پارتنرتان صحبت کنید و ایشان را متوجه تغییرات کنید.ابتدا ممکن هست ایشان فکر کنند که شما تنها برای جذب مجدد این صحبت را میکنید اما به مرور و با مشاهده تغییرات واقعی شما، مجدد به رابطه برمیگردند.حتی میتوانید از دوست یا یکی از اعضای خانواده کمک بگیرید تا با ایشان صحبت کنند

  • سلام من۲۳ساله هستم وسه ساله ک با ی اقای۳۰ساله دوستیم قصدمون ازدواج بود وخانواده ی من مخالفت شدیدی داشتن چن بار قرارخواستگاری از طرف خانواده من لغو شد و درنهایت مادرم با دادن پیام توهین امیز ب مادر ایشون باعث دعوا بین دوخانواده شد اون اقا گفته بودن ک هر اتفاقی افتاد صبر میکنن تا درست شه اما بعد دعوا پیام دادن ک بیخیال شم و دیگ نمیخان ب رابطه ادامه بدن گفتن هرچقدر هم صبرکنیم بی فایدس محاله درست شه واقعا دلتنگشم و میخام برگرده اما نمیدونم چیکارکنم

    • سلام دوست گرامی.اختلاف نظر در خانواده های دو طرف امری عادی هست اما اینکه این مشکل به دعوا و توهین برسد باید در رابطه تجدید نظر کرد.بهرحال یک رابطه درست نیاز به تایید دو خانواده داره.اگر واقعا پارتنرتون توان مدیریت و حل مشکل رو ندارد و نمیتواند این مشکل را مدیریت کند بهتر است رابطه را تمام کنید

    • سلام من 2 ساله پسری رو دوست دارم من 30 ساله وان دو سال از من کوچیکتره اولین بار فالورم بود خیلی از رفتارش خوشم میومد پسر باشخصیتی بود و برعکس پسرهای دیگه اصلا تو دایرکت هیچ دختری نمیرفت باره امتحانش کرده بودم بعدا فهمیدم خانواده خیلی خوب و مذهبی و دارای جایگاه اجتماعی خوبی داره البته قبل از اینکه اینهارو بفهمم بهش ابراز علاقه میکردم اولش یه کم بی محلی میکرد چندتا از اقوام و فامیلهاشو میشناسم حتی پسر عموش قبلا خواستگارم بوده و من اینو بعدا فهمیدم که با اون آقا فامیلن اولش میگفت بیار بیرون همو ببینیم نرفتم بعد اصرار میکرد منو نهار خونتون دعوت کن منم بهش گفتم اینکار درستی نیست اونم ناراحت شد گفت من پسر کثیفی نیستم که در موردم اینطوری قضاوت کنی هر بارم ازم عکس بی حجاب میخواست اما من براش نفرستادم هر بارم با هم صحبت میکردیم سر این موضوع قهر میکردیم بعد میدیدم استوری یا پروفایل غمگین میزاره یه برام خواستگار اومد بهش پیام دادم میخوام شوهر کنم گفت بکن گفتم تو رو دوست دارم به شوخی گفت میخای خونتو بکنی گردن من؟منم ازدواج نکردم ولی اینم ترک کردم اما پست میذاشت خیلی ناراحت بود که به ازدواج من مربوط میشد در پورد اینکه من دارم شوهر میکنم و استوریم میذاشت گلایه میکردو ناراحت بود شروع کردم به درس خوندن ارشد با رتبه 2 رقمی قبول شدم منم استوری واتساپم گذاشتم اولش استوریهامم نگاه نمیکرد خیلی مغرور بود اما شروع کرد به چک کردن استوریهای من دیدم از اینکه من پیشرفت میکنم و کلا اونو نادیده گرفتم ناراحته و استوری گذاشته نمک نشناس بی معرفت همیشه من پیشدقم میشدم واسه پیام دادن منم یه استوری گذاشتم برام ارزشی نداری و بهم گفتی خون خودتو میخای بکنی گردن من بعدم نوشتم این آخرین استوریم دیدم جواب استوریمو داده و خیلی ناراحته بعد دو روز با هم چت کردیم دوباره گفت یه عکس بدون روسری بفرست منم گفتم نمیفرستم گفت ادم باید همه چیشو فدای عشقش کنه منم گفتم هر وقت مال من شدی چشم گفت خب الان مال توام منم سیمکارتمم شکستم بیخیالش شدم اما الان هی پست غمگین میزاره و ناراحته در ضمن بیکاره.

      • سلام
        دوست گرامی
        این شخص تکلیف خودش رو با خودش نمیدونه و هدف مشخصی تو زندگی نداره
        شما هم کار درستی کردین که خواسته هاش رو انجام ندادین و حتی باهاشون بیرون نرفتین
        و درصورتی که تو زندگی هدفی رو دنبال میکنید و میخواهید ازدواج کنید بهتره ایشون رو فراموش کنید
        و با توجه به موارد مطرح شده
        گ ایشون از نظر مالی و شخصیتی آمادگی و شرایط ورود به رابطه جدی و موفق رو ندارن
        از طرفی سن شما اجازه ورود به روابط بدون هدف رو نمیده
        پس منطقی باشید و رابطه را تمام شده بدانید

  • سلام من ۶ ماه هست با پسری آشنا شدم ولی چون در دو شهر مختلف هستیم همین علت بهانه گیری های او شده الان حدودا ۱۰ روز است خبری از ایشان نبود که من رفتم سراغش و گفتم با هم حضوری صحبت کنیم که گفتند هر وقت شرایط را کاملا درست کردین که در کنارم باشید رابطه را ادامه بدهیم سوالم اینه من باید انقدر منعطف باشم و برم همش بهش سر بزنم چطور بدون اینکه حس چسبندگی بهش دست بده رابطه را حفظ کنم؟ علت شکایتشونم اینه که اول تو یه شهر بودیم بعد به دلیل مسائل کاری من برگشتم و ایشون گفتند اگر من را دوست داشتی باید میموندی خواهشا جواب بدید درگیری ذهنی دارم

    • سلام دوست گرامی
      رابطه یک ارتباط دو طرفه هست و هر دو نفر باید تلاش کنند و اینکه یکنفر توقع داشته باشد فقط طرف مفابل تلاش کند و خودش ثابت بماند کاملا نادرست هست.
      پس سعی کنید در یک فضای منطقی و درست با ایشان ضحبت کنبد و با هم راهی هم مشکلات را حل کنید

  • سلام من دوست پسرم 16روزه رفته بي هيچ دليلي گفت ميخام تنها باشم خيلي دوسش دارم و نميدونم چيکار کنم حتي خود کشي کردم حالمم نپرسيد نميدونم چرا ي عده ميگن دعا بهش دادن و اي چرت پرتا ولي من ميخام برگرده چن باري منطقي حرف زدم و ميگ نميخام نميتونم بنظرتون چيکار کنم برگرده

    • دوست عزیز
      سلام

      می‌خوام برای جواب به سوالتون دو تا موضوع رو با هم بررسی کنیم:

      اولینش که مهم‌تره از نظر من، بحث خودکشی کردن به خاطر عشق هستش. درسته که در عاشقی، به خاطر تغییراتی که در نوروترسمیترهای مغز صورت می‌گیره (به‌خصوص دوپامین)، گاهی وقت‌ها ما رفتارهایی انجام می‌دیم که شاید در دوران بعد از عشق طوفانی (که حدودا 6 ماه تا یکسال طول می‌کشه) اصلا انجامشون ندیم؛ اما مساله خیلی مهم و اساسی این هست که با توجه به ویژگی‌های شخصیتی و محیط تربیتی، ما یاد می‌گیریم که در این دوران مدیریت بهتری روی این هیجاناتمون داشته باشیم.
      البته که مساله خودکشی فقط منحصر به شما نیست، افراد دیگه‌ای هم هستند که تو شرایط مشابه شما، چنین کاری رو کردن یا ممکنه انجام بدن؛ اما، توصیه می‌کنم، قبل از اینکه به رابطه برگردید، حتما با یک روان‌شناس متخصص در ارتباط باشید تا بتونید مدیریت بهتر هیجان‌هاتون رو یاد بگیرید.
      من غم و ناراحتی شما را به خاطر این موضوع می‌فهمم و می‌دونم که دلتون می‌خواست با هر روشی، توجه ایشون رو جلب کنید و به رابطه برشون گردونید، اما اینکار هیچ‌وقت تاثیر نداشته یا اگر هم داشته باشه، بسیار موقته. یادتون باشه، اگه دلتون می‌خواد رابطه‌ای سالم، درست و همراه با عشق و تعهد به آینده داشته باشید، حتما حتما باید پختگی لازم رو کسب کنید. به همین دلیل حتما توصیه رو جدی بگیرید و قبل از هر اقدامی برای برگردوندن رابطه، با روان‌شناس متخصص صحبت کنید؛ چون در غیر این صورت، حتی اگه اون فرد به رابطه برگرده یا با فرد جدیدی آشنا بشید، همین داستان تکرار می‌شه.

      و اما برسیم سر مساله دوم؛ همون‌طوری که گفتم، هم شما و هم ایشون نیاز به زمان دارید. اجازه بدید که مدتی از این جدایی بگذره تا هم ایشون با آرامش فکراشون رو بکنن و هم شما. چون هر چقدر که زمان بگذره، شدت هیجاناتتون کاهش پیدا می‌کنه و منطقی‌تر می‌تونید به این رابطه نگاه کنید. چرا که الان تنها چیزی که تو ذهنتون می‌گذره، پیدا کردن روشی برای برگردوندنشون هست، در صورتی که ایشون صراحتا به شما گفتن می‌خوان تنها باشن. می‌دونم که دوران سختی رو پشت سر خواهید گذاشت، ولی بهترین کار اینه که هم به ایشون و هم به خودتون زمان بدید؛ حداقل 3 ماه. اگه فکر نمی‌کنید بتونید اینکار رو تنهایی انجام بدید، حتما از یکی از اعضای خانواده یا دوستان کمک بگیرید، چون به احتمال خیلی زیاد، این رفتارها اثر عکس می‌زارن و حتی اگه برگردن (که احتمالش کمه)، باز هم دچار مشکل می‌شید.

  • سلام
    من مدتي با پسري دوست بودم ولي كم كم شروع كرد به كم كردن تماس و …. گفت ميخواستم تو راحت تَر بري جدا ازينكه من خودمم خيلي اشتباهات تو برخورد باهاش داشتم ولي هردومون همديگرو دوست داشتيم.
    بعد از تمام شدن ارتباط مدام به من زنگ ميزد كه بريم بيرون ولي يكبار كه بهش گفتم ارتباط ما ديگه مثل قبل نيست گفت منم به عنوان دوست معمولي ميخوام باهم بريم بيرون!

    ٢ماه كامل باهاش قطع ارتباط بودم، تا اينكه مسئله كاري برام پيش اومد و دوباره باهم ارتباط پيدا كرديم و همديگرو ديديم اما از طرفي يك سري نشانه ها ميده كه انگار تو فكر ارتباط مجدد ولي رفتارش كاملا دوستانست و مدام تاكيد ميكنه كه من جزو افراد مهم زندگيشم… ولي اگه من جدي بگيرم ميگه نه من منظوري نداشتم.

    • دوست عزیز
      سلام

      گاهی اوقات، ما وقتی کسی رو دوست داریم، دلمون می‌خواد رفتارهاش رو جوری که دلمون می‌خواد تعبیر کنیم؛ در صورتی که ممکنه در واقعیت اونی که به نظرمون می‌رسه نباشه.
      بزارید براتون خیلی کوتاه توضیح بدم که چرا ما آدم‌ها در موقعیت‌های مشابه، برداشت‌های متفاوتی داریم و به تبعش، احساسات و رفتارهای متفاوتی هم از خودمون نشون می‌دیم.

      به این مثال توجه کنید:
      فرض کنید یه روز تو دانشگاه کلاس دارید. همه دانشجوها سر کلاس نشستن، منتهی بعد از یه ربع، بهتون می‌گن که استاد ماشینش خراب شده و نمی‌یاد. حالا بیاین اینجا واکنش دانشجوها رو یه بررسی کنیم.

      علی: خیلی خوشحال می‌شه و می‌دوئه بره بوفه خوراکی بخره.
      مریم: عصبانی می‌شه و شروع می‌کنه به غر زدن که آخه این دانشگاه چرا نظم نداره.
      بهار: خیلی براش فرق نداره، پا میشه می‌ره کتابخونه.
      و … .
      حالا فکر می‌کنید، چرا یه اتفاق واحد، این همه هیجان و رفتار متفاوت ایجاد کرد؟ چون آدم‌ها براساس ویژگی‌های شخصیتیشون، تجربشون و …، یه برداشت ویژه‌ای از اتفاق دارن و احساسات، هیجانات و کارهایی که بعدش انجام می‌دن، براساس اون فکرهایی که تو سرشون می‌گرده. مثلا علی ممکنه اینجا با خودش فکر کنه، (چقدر خوب که استاد نیومد، گرسنم بود. برم یه چیزی بخورم)، به خاطر همین نه تنها ناراحت نشد، خوشحال هم شد.
      از اون طرف، مریم ممکنه با خودش فکر کنه که (اینطوری از درس عقب می‌افتیم، یا صبح زود از خواب پا شدم که بیام سر این کلاس، حالا استاد نیومده!!!! استاد باید متعهد باشه به کلاسش) و … ؛ که این فکرها باعث می‌شه عصبانی بشه.
      حالا چرا این‌ها رو بهتون گفتم، خواستم بدونید که لزوما اون چیزی که ما فکر می‌کنیم واقعیت نیست. هر کدوم از ما، با توجه به خیلی مسائل، از اتفاقات برداشت‌هایی می‌کنیم که خیلی هم مطابق با واقعیت نیست شاید. مثل موضوعی که شما مطرح کردید.
      حالا چه کارهای می‌تونید انجام بدید؟
      شما چند تا گزینه دارید:
      یکی اینکه همین‌طوری ادامه بدید و ببینید چی می‌شه؛ که این کار روز به روز فرسوده‌ترتون می‌کنه.
      دوم اینکه حرفتونو بهش بزنید و بگید که چه احساسی بهش دارید که ممکنه دوباره حرفاشو تکرار کنه یا شایدم در موردش فکر کنه.
      سوم اینکه، بی‌خیال این رابطه بشید که البته کار سختیه و باید کلی به خودتون زمان بدید.
      یا همچنان بمونید تو رابطه و سعی کنید جذبش کنید که البته این احتمال رو هم بدید که نشه.

      شایدم انتخاب‌های دیگه‌ای داشته باشید. خوب به این‌ها فکر کنید و بعد از سبک و سنگین کردن و بررسی پیامدهاش، ببینید کدومش به شما نزدیک‌تره و باهاش احساس راحتی بیشتری می‌کنید.

    • سلام دوست گرامی.من متوجه منظور شما از یک ماه نشدم و چرا باید رد کند؟
      لطفا سوال خود را بصورت کامل ارسال کنید تا بهتر امکان راهنمایی ایجاد شود

  • سلام. اینکه گفتین کلا ارتباط رو قطع کنیم یعنی پیام داد جواب ندیم کلا ؟؟ یا جوابشو بدیم بگیم دیگه نه پیام بده و نه زنگ بزن؟؟ اونوقت بعد چهارماه بخوایم بهش پیام بدیم دوگانگی داره . و اینکه قطع ارتباط یوقت باعث نمیشه فکر کنه ما رفتیم با کسی دیگه و بعد یکماه که پیام دادیم فکر کنه رفتیم دور زدیم و برگشتیم!؟؟ ممنون

    • سلام دوست گرامی من متوجه پیام شما نشدم و اینکه ایا قبلا سوالی ارسال کرده اید و در ادامه سول و جواب قبل ،این سوال را مطرح کرده اید؟
      اگر قرار بر اتمام رابطه هست و بنا به شرایطی که داشتید اعلام شده که رابطه را تمام کنید ،رابطه باید با اطلاع تمام شود.شما نمیتوانید از سمت خودتان رابطه را تمام کنید،باید دلیل اتمام رابطه را به پارتنرتان اعلام کنید.و اینکه حتی اگر قرار هست مدتی با هم نباشید نیز اعلام کنید تا ایشان وضعیت خود را بدانند.لطفا برای راهنمایی کامل سوال خود را بصورت کامل ارسال کنید
      ممنون

      • اینکه هربار سر چیزهای بی اهمیت بامن قهر میکنه و همیشه کشیدن منت از سمت منه .ولی این بار قهری طولانی مدت اتفاق افتاده . و هروقت که خودش بخواد پیامی میفرسته .گاهی توهین گاهی ابراز احساسات. من واقعا موندم چه رفتاری بکنم. وقتی جوابشو با ارامی میدم موضعش عوض میشه و توهین ها شروع میشه. علاقه در رابطه ما هست وابستگی هست اما با موارد کوچک زود عصبی و قهر میکنه و حق بجانب. یکمدت جوابشو ندادم اما تهمت شنیدم که حتما سرت با کسی گرمه ! جواب بدم یه جور جواب ندمم یجور داستانه

  • سلام مشکل من این هست که دوست پسرم منو ول کرده رفته بعداز ۷ سال دوستی به من قول ازدواج داده بود ولی یکدفعه زیر همه چیز زد من هیچی واسش کم نذاشتم

    • همانطور که مشخص است روابطی اینجور از ابتدا هم هیچ گونه تعهد و پایبندی درش نداشته و ندرند ، پس شما نباید انتظار ماندگاری یا وفاداری داشته باشید.
      حال که این رابطه با عدم تعهد ایشان به هر دلیلی تمام شده است و باعث تجربه شده بهتر است به دنبال اینکه دوباره یک ارتباط دیگه را آغاز کنید ، یا حتی برای خروج از این حال به رابطه ای جدیدی روی بیاورید.
      برای گذراندن این دوران و برای بهتر شدن حالتون روی هدف هاتون تمرکز کنید ، و اجازه بدهید با گذر زمان از این دوران سخت خارج شوید.
      در یک رابطه صرف اینکه من برای پارتنرم تا چه حد تلاش کردم و کم نگذاشته ام ملاکی برای ماندگاری و تداوم رابطه نیست.
      برای آینده خودتون برنامه ریزی کنید و بدون اینکه نبودنش بر روی آینده شما تاثیر بذاره زندگی کنید.
      مطمئن باشید روزی از اینکه این شخص در زندگیتان نیست شکرگزار خواهید بود.

      • سلام من تقریبا یک ماهه که عشقم منو ترک کرده اما من نمیدونستم ک نباید دنبالش برم و دنبالش دویدم تقریبا یه هفتس که به این نتیجه رسیدم و تازه فهمیدم همه چیو خراب کردم بنظرتون شانس دوباره دارم ک با راه حل هایی که گفتین برش گردونم؟

        • دوست گرامی سلام
          ارتباطی که به هر علتی تمام شده را باید دقیق بررسی کنید و علت ها را دریابید و بررسی کنید و تمام جوانب را بسنجید
          و قبل از اینکه شروع کنید ابتدا مشکلات رابطه رو بررسی کنید
          سپس سعی کنید راه ارتباطی برای صحبت با ایشان پیدا کنید و یا از طریق دوست مشترکی ایشان را مجاب به صحبت کنید
          در سایت همیار عشق مبحثی هست به عنوان جذب عشق از طربق پیام وجود دارد خیلی کمکتان میکند تا در صورت برگشت ایشان ،مجدد ایشان را جذب کنید

          • سلام من و اقایی نزدیک یک سال در رابطه ای عاشقانه بودیم و فامیل ایشون ایران زندگی نمیکردن و برای اولین بار برای دیدار من اومدن ایران و هرروز علاقه مون بهم بیشتر شد و هر روز و ساعت کنار هم بودیم بعد از یک ماه برگشتن کشورشون برای کامل کردن کارهاشون خانواده ی پدر من هم همون کشور زندگی میکنن و من خواستگار زیاد دارم یکی از خواستگار های بنده در اون کشور شروع کردن به اذیت کردن و حسادت و داستان سرایی که ایشون با دوست دختر سابقشون در رابطه هستن من منطقی با خودشون صحبت کردم حتی خندیدم چون با تمام وجودم باورشون دارم
            این تماسها و اذیت ها بیشتر شد تا اینکه بین من و نامزدم مشکلات و کدورت پیش اومد و هر دو همش گریه میکردیم که چرا همه چیز اینجوری شد و جدا شدیم
            ایشون مشکل اسلیشون اون یکی خواستگار من بود و چون اون فرد از اقوام نزدیک من هستش این موضوع نامزدم و اذیت میکرد
            من انقدر عصبانی و ناراحت بودم که اون دختر و پیدا کردم و باهاشتماس گرفتم و ازش همه چیز و پرسیدم ایشون دختر وقیهی بود اما جواب سوالم و داد و گفت ما در رابطه نیستم چند ساله و من الان با کسی هستم و بعد از جداییمون من خیلی تلاش کردم که برگرده اما نامزد شما نخواست الان هم شاید من هنوز دوستش داشته باشم
            و به محض قطع شدن تماس من با نامزدم تماس گرفته بود و نامزدم چون خیلی متعهد هستن با اینکه جدا شده بودیم جواب تلفنش و ندادن و با من تناس گرفتن و اون خانم براشون وویس گذاشتن و همه چیو گفتن و من جواب نامزدم و دادم و به شدت ناراحت بودن ازم و گفتن چطوری تونستی اینکارو کنی اون ادم که من همه چیشو ربختم دور و کاری ندارم و برای چی بهش زنگ زدی و خانم گفتن با کسی در رابطه هستن اما شاید سالی یکبار سوالی داشته باشه در تخصص نامزدم رنگ برنه و ازش راهنمایی بخواد گفت مثل یک دوستیم شاید سالی یکبار برنم یا نزدم و با حرفهاش چندبار هم به من کنایه زد چون مطمینم هنوز دلش با نامزدمه اما نامزد من اصلا و ایشون فوق العاده رو زنهای دیگه مغرورن به غیر از من و نمیزارن کسی نزدیکشون بشه و همون شب بعد تماس نامزدمم بهم گفتن که شاید سالی یک بار دوسال بکبار زنگ برنه و ازم مثل وکیل راهنمایی بخواد و بعدش اون خانم نو اینستاگرام بهشون رکویست دادن و همو فالو کردن و ما ماه پیش بطور کامل جدا شدیم قرار بود دو ماه دیگه بیان ایران که ازدواج کنیم.این افا هرروز به برادرم مسیج و زنگ میزنه که هنوز منو دوست داره و خیلی داره اذیت میشه اما بخاطر اذیت های اون یکی اقا در زندگیمون ایشون اصلا توان نداره تحمل کنه چون قبلا چنین شکستی داشتن از دخالت کسی در زندگیشون
            و اما
            حالا من متوجه شدم که ایشون یک هفته ست که اومدن ایران روزی که رسیدن با من تماس گرفتن من جواب ندادم از عکسشون در اینستاگرام کسی متوجه تومدنش شدم و با اومدن یهووییش همه رو شوکه کرده اقوامشون که اینجان
            و من مطمینم که ایشون با اون خانم به ایران سفر کردن چونن ساعت های انلاین در یک محدوده زمانی و اگر اون خانم نیومده بودن باهاش ساعت های انلاین ایشون باید خواب باشن اما بیداره و رنج انلاینی مشابه هستش این یعنی از یک مودم استفاده میکنن نامزدم هنوز بیو اینستاگرامشون و برنداشتن که باهم کراشتیم منم همینطور ما دیگه همو در اینستاگرام نداریم مدتی که باهم بودیم من حلقه دستم میکردم چون دوست داشتن و ایشون بعد جدایی در عکسهام دیدن حلقه ی من و اما نمیدونن برای ایشون دستمه با شخص دیگه الان که اومده ایران توی عکسها دیدم ایشونم حلقه دستشون کردن و اینکه هر لخظه و ساعت که به اینترنت وصل میشن دارن من و چک میکنن و توی چتمون هستن چون ایشونم دارن اذیت میشن
            چیزی که من و میرنجونه این هستش که من خودم کاری کردم به عنوان حتی دوست مجدد باهم باشن من پریروز بهشون مسیج دادم که تما گرفته بودی چند روز دیش و ازش خواستم همو ببینیم سفر هستن در ایران گفت اومدم نماس میگیرم
            من میخوام سوالات و ابهاماتم رو ازشون بپرسم چیزهایی که این بک ماه و من داغون کرده و اذیت و راجع به اون خانم
            لطفا من و راهنمایی کنید من خیلی دوستش دارم و ایشون هم بیشتر از من منو دوست دارن میخوام بازهم باهم باشیم ایشون بچه نیستن سنشون زیاده
            منو راهنمایی کنید چه صحبتهایی بگم اگر همو دیدیم سوالتم و چطور بپرسم سوالهام نمیزاره بک ماهه بخوابم و غذا بخورم و دلتنگیشون
            متشکرم

          • سلام دوست گرامی
            مشکلات مطرح شده مابین شما و نامزدتان نیاز به بررسی مشاور بصورت حضوری و با حضور هر دو نفر شما دارند .
            اما در حال حاضر بهترین کار این هست که بده دور از لجبازی با ایشان تماس بگیرید و گفتگو کنید .منطقی باشید و مشکلات رابطه را باهم بررسی کنید و به دنبال راه حل مشکلات باشید .

      • سلام وقتتون بخیر.
        رفیقم یه دوست پسره معمولی داشت که هرموقع من باهاشون میومدم بیرون یه پسره هم میومد خلاصه من با اون پسره دوست شدم و رفیقم با دوست پسرش دیگه معمولی نبودن
        دوست پسرم اوایل بخاطر اینکه سیکار میکشید باهاش قهر کردم ناراحت شدنم واسش خیلی مهم بود و میگفت میشه از دستم ناراحت نباشی این حرفو توی دیدار گفت توی چت هم بازم گفت ولی جدیدن هر اتفاقی میوفته میخواد در بره منم بهش
        گفتع بودم میذارم بری قبل از اینکه بذاری بری احساس میکنم از کسی خوشش اومده ولی رفیقم میگه کسی حاضر نیست منو ول کنه چون جدا از خوبیه چهرم رفتارم باهاش خیلی خوب بودع برای ماهگردمون براش گردنی گرفتم از اون به بعد کابلو گرفت ولی چون توی اون روز حقوق نگرفت گفت جبران میکنم که نکرد و من هیج انتظاری ازش نداشتم
        از یه رفتارش خیلی بدم میاد اینکه جلوی رفیقاش رفتارش عوض میشه یجور تظاهر میکنه ک انگار من خیلی دنبالشم جلوی رفیقش بهم زنگ زده بود بد حرف میزد اخر بهش گفتم باز کی پیشته که رقتارتو عوض میکنی میکه دوازده شب قراره کی پیشم باشه ولی میدونم یکی پیشش بود صداش میومد

        • سلام دوست گرامی
          به نظر میرسد شریک عاطفی شما دغدغه و درگیری ذهنی یا عاطفی دارد و بهتر هست خیلی منطقی و قاطعانه با ایشان صحبت کنید و دلیل رفتارهای ایشان را متوجه بشید . ودر صورت وجود عذر و بهانه های غیر موجه رابطه را تمام کنید

          • سلام من تقريبا4ماه بايه پسري دوستم بودم ولي بخاطره اينکه من مطلقه بودم باهم صيغه محرميت خونديم ولي بعداز يک هفته باهام کات کردگفت من سرکارم نميتونم زياد بهت پيام بدم زياد بهت زنگ بزنماوايل دوستيمون خيلي بهم توجه ميکرد هرکاري ميکرد هرجا ميرفتم بهم ميگفت ولي بعد چندوقت احساس ميکردم سرد شده هميشه بهش ميگفتم اگه منونميخواي منودرگيرخودت نکن ميگفت نه ميخوامت منم ازبي توجهيش خسته شده بودم خيلي بهش گيرميدادم همش ميگفتم تموم بازخودم بهش پيام ميدادم واقعا عاشقشم نميتونم ازش دوربشم الانم يکهفتس باهام تموم کرده البته بگم همسايه هم هستيم خودشم ميگه هيچ زني يا دختري توزندگيم نيس حالانميدونم چکارکنم که برگرده هنوز 6ماه ازمدت صيغه مون مونده بهم گفت صبرکن تا 6ماه تموم بشه

مقالات مرتبط