دوستی معمولی دختر و پسر( بیا دوست معمولی باشیم!)

تاریخ آخرین بروزرسانی :

اشتراک گذاری

فیسبوک
تلگرام
توییتر
واتساپ

در کدام زمینه می‌تونیم کمکتون کنیم؟

رزرو نوبت مشاوره

مشاوره روانشناسی برای

ایرانیان خارج از کشور

مشاوره

02122024728
رزرو نوبت

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

عضویت در خبرنامه

دوستی معمولی دختر و پسر( بیا دوست معمولی باشیم!)

اگر روزی متوجه شوید که پسر مورد علاقه‌تان قصد ازدواج با شما را ندارد چه واکنشی نشان می‌دهید؟ اگر از شما بخواهد که فقط مثل دو دوست معمولی ارتباط داشته باشید چطور؟ آیا تلاش می‌کنید تا او را راضی به ازدواج کنید یا اینکه با پیشنهادش موافقت می‌کنید و در رابطه می‌مانید و یا اینکه او را رها می‌کنید و بدنبال موقعیت‌های دیگر خود می‌روید؟ دختر‌ها بدلیل روحیات حساس و لطیفی که دارند معمولا زود دلبسته می‌شوند و خیلی دیر ‌هم فراموش می‌کنند، اما ماندن در رابطه‌ای که قرار نیست به ازدواج ختم شود پیامد‌های زیادی برای شما خواهد داشت و شاید یکی از مهم‌ترین آنها از دست دادن موقعیت های دیگرتان باشد. ما سعی می‌کنیم احساسات پاک و معصومانه شما را درک کنیم و به صورت مختصر با ارائه راهکارهایی به شما کمک کنیم تا عشقتان را راضی به ازدواج کنید و در صورتی که او راضی نشد بدانید که پیامد‌های ماندن در یک دوستی معمولی چیست؟

اگر پسری مورد علاقتان قصد ازدواج ندارد چه باید بکنید؟

 

1- صادقانه با او صحبت کنید

با پسر مورد علاقه‌تان صحبت کنید. سعی کنید با او روراست باشید و تمام احساسی که نسبت به او و رابطه‌تان دارید را بیان کنید. از نگرانی‌ها و دغدغه هایش سوال کنید. این حق شما است که بدانید چرا کسی که عاشقش هستید قصد ازدواج با شما را ندارد؟ آیا چیزی باعث شده که او شما را به عنوان همسر آینده اش انتخاب نکند؟ برای گرفتن پاسخ تمام این سوالات پیشنهاد می‌کنیم که زمان شناس باشید و در یک موقعیت مناسب که همه شرایط مهیا است بابت گفت و گو را باز کنید.

 

2- به نیازهای عشقتان احترام بگذارید

در تصورات افراطی عشقتان شریک شوید و فرض کنید که او درست میگوید: ازدواج نه الان و نه هیچ وقت دیگر برای او مناسب نخواهد بود. اگر پسر مورد علاقه تان میداند که برای ازدواج آماده نیست، بدترین کاری که می توانید انجام بدهید، این است که همچنان در کنارش بمانید، اما بدون آن که توجهی به خواسته اش کنید، همچنان روی حرف خودتان پافشاری کنید. اگر احساس می کنید که ازدواج کردن برایتان لازم است، باید این موقعیت را برای خودتان حل کنید: واقعاً میخواهید ازدواج کنید یا دلتان می خواهد که در هر شرایطی کنار این مرد باقی بمانید؟ اگر کاملاً مطمئن هستید که قصدتان ازدواج کردن است و ترجیح میدهید ازدواج کنید تا به این دوستی معمولی ادامه بدهید، اما پسری که الان با او در رابطه هستید، به هیچ وجه راضی به ازدواج نمیشود، کاملاً مشخص است که چکار باید بکنید. اگر میتوانید از این پسر دل بکنید، به این امید که فرد مناسبی را برای ازدواج پیدا کنید و قبول دارید که او ارزشش را ندارد تا منتظر بمانید و همچنان فقط دوست باشید، اشکالی ندارد و این صداقت و درستیتان قابل احترام است. یک ازدواج موفق بر پایهی تعهد متقابل شکل می گیرد، زندگی مشترکی که بر پایهی اجبار یا احساس گناه شروع شود، به خوشبختی نمی انجامد.

 

3- از خودتان بپرسید که ازدواج برایتان چه معنایی دارد

چرا میخواهید ازدواج کنید؟ پسر مورد علاقه تان چرا نمی خواهد ازدواج کند؟ هر دو طرف غالباً یک چیز را، اما به صورت های متفاوت می خواهند. گاهی اوقات ازدواج میکنیم، چون ازدواج کردن یک سازه ی اجتماعی و عرف جامعه است و به همین دلیل هرگز از خودمان نمی پرسیم که آیا واقعاً برای ازدواج آماده هستیم و ازدواج برایمان مناسب است یا خیر.
برخی از دختران و پسران صرفا برای رفع نیازهای شخصی خود تن به ازدواج و تشکیل خانواده می‌دهند، درحالی که ازدواج رفع نیاز‌های دو طرف است نه فقط نیاز‌های شخصی یک طرف.
هر دلیلی که برای ازدواج دارید، باید درباره ی آن با عشقتان گفتگو کنید و سعی کنید که مواضع هر دو طرف را در این گفتگو کاملاً روشن کنید. این که هر دو طرف به درک عمیق تری از ازدواج برسید، بسیار مهم است. این گفتگوی صادقانه در بهترین حالت رابطهی صمیمانه تری را ایجاد خواهد کرد. در غیر این صورت حداقل به شناخت بهتری از خودتان خواهید رسید. ضمناً اگر ارزشها و باورهای یکسانی نداشته باشید، به لطف این گفتگو متوجه تفاوت هایتان میشوید و به این ترتیب می توانید در صورت لزوم به این رابطه پایان بدهید.

  چرا به رژیم غذایی‌ام پایبند نمی‌مانم؟ (رژیم غذایی صحیح از نظر روانی)

 

4- از خودتان بپرسید که چرا می خواهید ازدواج کنید

ما معتقدیم که اولین و مهمترین سوالی که باید از خودتان بپرسید، این است که چرا می خواهید ازدواج کنید؟ چرا ازدواج کردن برایتان مهم است؟ ازدواج فقط جشن باشکوه عروسی و امضا کردن یک سند نیست، آیا واقعاً به عنوان یک زوج می  توانید در کنار هم خوشبخت باشید، می خواهید تا آخر عمر در کنار هم زندگی کنید و هیچ دلیل یا احتمالی وجود ندارد که به زودی از هم جدا شوید؟ با خودتان صادق باشید که آیا ازدواج موضوعی است که توسط جامعه و خانواده تان در شما نهادینه شده و برای خودتان اهمیت چندانی ندارد؟ به عبارت دیگر اگر شما تمایل به ازدواج دارید، اما عشقتان مایل به ازدواج نیست و می خواهید یک رابطه ی فوق العاده را به دلیل این تعارض نابود کنید، بهتر است اول مطمئن شوید که واقعاً میخواهید ازدواج کنید. اگر رابطه ی خوب و رضایت بخشی دارید، عشقتان شما را دوست دارد و میگوید که خودش را فقط در کنار شما تصور میکند؛ اگر او قابل اعتماد است، باید تصمیم بگیرید که آیا پیروی کردن از عرف جامعه ارزش پایان دادن به این رابطه ی عاشقانه را دارد یا خیر. اگر جوابتان مثبت است، کاملاً حق با شما است ـ اما اول باید تمام جوانب را سبک و سنگین کنید و خوب فکر کنید.

 

5- معنا و پیآمدهای واقعی ازدواج را کشف کنید

باید ببینید که ازدواج برای خودتان و عشقتان چه معنایی دارد، ازدواج به سادگی “بله گفتن” در مقابل نگاه مشتاق ده ها نفر نیست. شاید دیدگاه شما و عشقتان درباره ی ازدواج کاملاً با هم تفاوت داشته باشد. برخی ازدواج را به عنوان نشانهی رسیدن به استقلال و موفقیت مالی در نظر میگیرند. عده ای ازدواج را مراسمی می دانند که دو نفر را برای تشکیل خانواده آماده میکند. ارزش ها و انتظارات مردم از ازدواج متفاوت است، وقتی با یک نفر وارد رابطه می شوید و قصد ازدواج دارید، باید از نظرات یکدیگر درباره ی ازدواج اطلاع داشته باشید. این گفتگو درهای آینده را به رویتان باز میکند یا دستکم موضوعات مهمی را برای شما و احتمالاً عشقتان روشن میکند.

 

6- نیازهای خود را دوباره ارزیابی کنید

وقتی که شما و عشقتان دیگر اهداف یکسانی در رابطه ی عاشقانه تان ندارید، زمان مناسبی برای ارزیابی مجدد است. گاهی هدفی را از دوران کودکی در نظر می گیرید و فراموش می کنید که آن را در طول این سال ها تحلیل کنید. شاید آن هدف کودکانه تان اکنون دیگر برایتان معنا نداشته باشد. زندگی همواره در جریان است، بهترین کار برای پیش رفتن با این جریان آن است که برنامه ی راهنمایی را برای خودتان تهیه کنید، البته این برنامه باید منعطف و تغییرپذیر باشد. اگر همواره رویای یک جشن عروسی افسانه ای و باشکوه را داشته اید، اما عشقتان به هیچ وجه نمی خواهد ازدواج کند، از خودتان بپرسید که ازدواج در این مرحله از زندگی چقدر برایتان مهم است. اگر پسر مورد علاقه تان نمی خواهد ازدواج کند، اما شما اصرار به ازدواج دارید، این تفاوت عقیده فرصت خوبی را در اختیارتان میگذارد تا قدری فکر کنید و نیازها و خواسته هایتان را دوباره بررسی کنید. اگر بعد از ارزیابی مجدد به این نتیجه رسیدید که ازدواج هنوز هم به اندازه ی گذشته برایتان مهم است، میتوانید خودتان را از این رابطه رها کنید و شانستان را با فرد دیگری امتحان کنید. البته مجبور نیستید. میتوانید این رابطه را به پایان برسانید و مرد دیگری را پیدا کنید که خواسته هایش در زندگی با خواسته های شما سازگارتر باشد یا این که میتوانید تصمیم بگیرید که عشق و رابطه ی فعلی برایتان مهمتر از هدف ازدواج است و در اهدافتان تجدیدنظر کنید.

  دیگه دوستم نداره؟

 

7- با یک روانشناس مشورت کنید

برای صحبت درباره ی این که آیا رابطه تان ارزش صبر کردن و ادامه دادن را دارد یا خیر، به مشاور یا روانشناس مراجعه کنید. معنای ازدواج برای همه یکسان نیست، اما اغلب ما در جهان امروز فکر می کنیم که همه تعریف یکسانی از ازدواج دارند. هرچند بهتر است که این نوع مسائل را در ابتدای رابطه بررسی کنید، بااین حال هیچ گاه برای بررسی این مسائل دیر نیست. عاقلانه تر است که درباره ی مسائل مهم زندگی در اوایل رابطه تان صحبت کنید، اما اگر بعد از مدتی دچار تعارض و ناسازگاری شدید، بررسی تمام راه حل های ممکن با راهنمایی مشاور متخصص در تصمیم گیری به دو طرف کمک میکند. بعد از جلسات مشاوره می توانید متوجه شوید که بهترین راه حل با توجه به شرایطتان کدام است.

 

8 ـ  نظر عشقتان را درباره ی ازدواج متوجه شوید و تصمیم نهایی را بگیرید

متعهد شدن به زندگی مشترک همواره با خطر ناسازگاری و شکست در ازدواج همراه است. برخی که در روابط قبلی آسیب دیده اند یا جواب رد شنیده اند، برای محافظت از خودشان تصمیم میگیرند که دیگر ازدواج نکنند و فقط به رابطه ی دوستی بدون تعهد اکتفا کنند. البته امتناع از ازدواج در برابر هر چیزی از آنها محافظت نمیکند، اما دست کم در رابطه به رضایت میرسند. عده ی دیگری نمی خواهند به زندگی مشترک متعهد شوند، چون این رابطه به اندازه ی کافی برای آنها ایده آل و بی نقص نیست، البته این هم بهانه ی دیگری برای فرار از مسئولیت است.

 

9ـ میزان شادی و خوشبختی خود را بسنجید

اگر ازدواج نکنید، میتوانید احساس خوشبختی کنید یا این که مشتاقانه در انتظار روز عروسی و تا آخر عمر شاد و خوشبخت زندگی کردن هستید؟ اگر نمیتوانید از جشن باشکوه عروسی و تمام حاشیه هایش ـ پیراهن سفید، کیک بزرگ و ماه عسل رویایی ـ بگذرید و همیشه به این فکر کرده اید که در کنار همسرتان پیر شوید، باید آخرین گفتگو را با پسر مورد علاقه تان انجام بدهید. به او بگویید که جنبه ی قانونی و رسمی دادن به رابطه تان چقدر برایتان مهم و حیاتی است. اگر عشقتان تغییر عقیده نداد و همچنان از ازدواج امتناع کرد، باید درباره ی اقدام بعدیتان تصمیم بگیرید: در کنارش بمانید و به تدریج به دلیل نابود کردن رویاهایتان از او متنفر شوید یا او را ترک کنید و مرد مناسبی را پیدا کنید. اگر مطمئن هستید که این مرد تنها فردی است که میتواند شما را خوشبخت کند و نمیتوانید بدون او زندگی کنید، احتمالاً صرف نظر از این که او راضی به ازدواج بشود یا نه، در کنارش میمانید. درهر حال مهم است که بپذیرید او تن به ازدواج نمی دهد و میزان راحت بودن خود را در این رابطه ی دوستی تعیین کنید. سوالات مشخصی را در این باره از خودتان بپرسید: “آیا عشقتان احساس امنیت و راحتی را در شما ایجاد میکند؟ آیا خوشبختیتان در کنار این فرد هر روز بیشتر از قبل میشود؟” اگر پاسخ این سوالات مثبت است، میخواهید که به رابطه تان ادامه بدهید و میتوانید از رویای ازدواج صرف نظر کنید، پس در کنار عشقتان باقی بمانید.

  دوستی با زن متاهل (با یک زن شوهردار رابطه دارم چکار کنم؟)

 

10- صبر داشته باشید

اگر تمایل به ازدواج دارید، اما عشقتان قصد ازدواج ندارد، لزوماً مجبور به ترک کردن او نیستید. پسرها گاهی اوقات احساس میکنند که تحت فشار قرار گرفته اند و تمایلی به متعهد شدن به دیگری ندارند. زمان میتواند شرایط را تغییر بدهد، اما عاقلانه نیست که مدت بسیار زیادی صبر کنید.

 

11ـ رک باشید

اگر عشقتان نمی خواهد ازدواج کند، اما شما اصرار به ازدواج دارید، باید رک و بیپرده با او حرف بزنید تا متوجه شوید که آیا الان نمی خواهد ازدواج کند یا هیچ وقت قصد ازدواج ندارد. اگر “فعلاً” برای ازدواج آماده نیست، باید تصمیم بگیرید که چه مدت میتوانید برای او صبر کنید و اگر “هرگز” قصد ازدواج ندارد، باید از خودتان بپرسید که آیا واقعاً می توانید در رابطه ی دراز مدتی که منجر به ازدواج نمی شود، احساس خوشبختی کنید یا خیر. جان کلام آن که همه چیز به خودتان بستگی دارد.

 

پیامد‌های ماندن در یک دوستی معمولی

اما اگر با وجود تمام تلاش‌هایی که کردید نتوانستید نظر پسرمورد علاقه‌تان را برای ازدواج جلب کنید، بهتر است پیامد‌های ماندن در یک دوستی معمولی با او را بدانید:
• قطعا رابطه عاطفی شما بنابر دلایلی از سمت عشقتان تمام شده، پس زمانی که می خواهید دوستی معمولی خود را با او ادامه دهید به یاد داشته باشید که شما همه تلاشتان را برای حفظ رابطه عاطفی‌تان کرده‌اید و شاید ماندن در این رابطه کمی عزت‌نفس شما را زیر سوال ببرد.
• برای گرفتن یک تصمیم درست، مدت زمانی که از ارتباط شما با او می‌گذرد موضوع مهمی است، برای مثال وارد شدن به یک دوستی معمولی بی‌سرانجام بعد از 3 سال ارتباط عاطفی شاید تصمیم درستی برای شما نباشد.
• با وارد شدن به یک دوستی معمولی تمام خاطرات عاشقانه‌ای که با یکدیگر داشتید دوباره برای شما زنده خواهد شد. پسر‌ها راحت تر از دختران با این قضیه کنار می‌آیند، اما دختر‌ها معمولا برای مدت‌ها ذهن خود را درگیر رابطه از دست رفته می‌کنند. پس ماندن در رابطه‌ای بدون قصد ازدواج فقط روح شما را آزرده‌تر می‌کند.
• دخترها حتی بعد از تمام شدن رابطه عاطفیشان، به امید ترمیم شدن رابطه و باگرداندن عشقشان تا مدت‌ها متعهد باقی می‌مانند. همین موضوع سبب می‌شود تا آنها انتخاب‌های خوب دیگر خود را نادیده بگیرند. و این نادیده گرفتن موقعیت ها می تواند یک عمر باعث پشیمانی شود.
• بهتر است بدانید پسری که روزی با او در ارتباط بودید، اکنون دیگر هیچ تعهدی به شما و رابطه با شما ندارد و داشتن یک رابطه معمولی با او نیز به معنای متعهد بودن نسبت به شما نیست، پس هر زمانی که بخواهد می‌تواند با هر دختری که مد نظرش باشد وارد ارتباط شود، و این چیزی است که برای شما به عنوان یک دختر احتمالا بسیار غیرقابل تحمل است.

در یک کلام
باور این موضوع که شما دیگر آینده‌ای با پسر مورد علاقه‌تان ندارید، بسیار سخت و آزارنده است و ما باتمام وجود حسش می‌کنیم. اما در‌نظر داشته باشید که حفظ عزت‌نفس در یک رابطه بهتر از به اجبار راضی کردن کسی برای ماندن در رابطه است. اما ما به شما پیشنهاد می کنیم تا علاوه بر درنظر گرفتن پیامدهای ماندن در یک رابطه معمولی، تمام تلاش خود را برای پیدا کردن علت تصمیم او بکنید. با او صحبت کنید، نظر او را درباره ازدواج سوال کنید. چقدر نوع نگاه شما به دنیا شبیه به هم است؟ آیا این پسر همان کسی که می‌تواند مرد آینده شما باشد؟ با یک روانشناس مشورت کنید و در صورتی که او درحال حاضر شرایط مناسبی برای پاپیش گذاشتن ندارد کمی به او مهلت بدهید.

 

اشتراک گذاری مقاله

فیسبوک
تلگرام
توییتر
واتساپ

در کدام زمینه می‌تونیم کمکتون کنیم؟

رزرو نوبت مشاوره

مشاوره روانشناسی برای

ایرانیان خارج از کشور

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

عضویت در خبرنامه

پرسش و پاسخ کوتاه

برای پرسش و پاسخ کوتاه سوال خود را از طریق فرم زیر مطرح کنید. پاسخ، زیر این مقاله در سایت منتشر می شود و به ایمیلتان هم ارسال خواهد شد. برای گرفتن نوبت و مشاهده شرایط مشاوره و گفتگوی آنلاین یا تلفنی با مشاورین روانشناس رادیو عشق اینجا کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

  • سلام وقت بخیر دوماهه با آقایی آشنا شدم و رابطه خیلی عالی داریم اما من دوس دارم که ازدواج کنم با ایشون چون ولی ایشون گفتن که ازدواج کردن در فکرشونم نیست اما بر دوست داشتن من و متعهد بودنشون به من خیلی تأکید داره راستش من میدونم شاید ادامه دادن این رابطه به ضرر من باشه اما حس دوست داشتن و وابستگی شدیدی دارم و همش امید دارم شاید بتونم نظرتون رو عوض کنم راهی هست که بتونیم ازدواج کنیم ؟

    • سلام دوست گرامی
      به سن خودتان و طرف مقابل اشاره نکردید.
      دوماه رابطه زمان کمی برای تصمیم‌گیری جدی و 100 درصدی برای ازدواج است.
      اگر طرف مقابل به صراحت گفته‌اند که به ازدواج فکر هم نمی‌کنند، زمان خود را از دست ندهید و اول به این نکته فکر کنید که به چه دلیل تا این حد وابسته شدید؟
      اما برای اینکه بتوانید نظر او را برای این رابطه به سمت ازدواج جلب کنید، می‌توانید در دوره «جذب عشق از آشنایی تا ازدواج» رادیوعشق شرکت کنید.

  • سلام من سه ماهی میشه که با یکی از همکلاسیام دوست شدیم…ایشون قبلا یه رابطه ی شش ساله داشتن که شکست خورده و کلا خاطره ی بدی دارن ولی خب به من یه حسایی پیدا کردن و بهشون رسونده بودن که منم علاقه‌دارم بهش واسه همین اومد جلو و گفت ازت خوشم میاد من واقعا دوسش دارم فقط اون بخاطر شکستی که قبلا خورده خیلی مغرور شده و دوست نداره احساساتشو واضح به من بگه همیشه میگه بزار حسم تو قلبم بمونه من بهش میگم چرا گذشتتو فراموش نمیکنی میگه فراموش کردم ولی جلویه چشمم نگه داشتم که تکرارش نکنم ما هنوز سنمون کمه ولی من بهش گفتم که رابطه ی موقت نمیخوام اونم میگه منم ازدواج نمیخوام میگه دوست باشیم باهم تو دانشگاهم فقط با من صمیمیه و کلا خیلی هوامو داره باهم خوبیم ولی سر اینکه میگه رفیق باشیم و منم که اینجوری نمیخوام دعوامون میشه هی ولی چند روز پیش بهش گفتم که میدونم بعد از اون شکستت نمیتونی به کسی اعتماد کنی ولی من مثل دوست همونجوری که میخوای کنارتم… سعی کردم فراموشش کنم و به چشم دوست بهش نگا کنم یکم موفق شدم ولی نمیشه گاهی یه حرفایی بیمون پیش میاد که فراتر از دوست معمولی بودنه مثلا امشب درمورد بچه و اینا حرف میزدیم حتی اسمشم انتخاب کردیم 😐 درحالی که میگیم ما دوستیم… با خودم فک کردم که پیشش بمونم که اعتمادشو جلب کنم وابستش کنم بعد اگه بازم نشد کلا برم به نظرتون درسته ؟! بعد اینکه اون هنوز سنش کمه یکسالم از من کوچیکتره فک میکنم شاید بخاطر همین فعلا به مسئولیت و اینا فک نمیکنه به نظرتون کار درستی میکنم که میمونم تا منو بیشتر بشناسه شاید نظرش عوض شه ؟ بعداینکه اون اصلا پسری نیس که بخواد ازم سواستفاده ای چیزی کنه خیلی با شخصیته و با خانواده هستش همه جام پشتم درمیاد ولی خب به بهونه های مختلف سعی میکنه از ازدواج منو دور‌ کنه چیکار کنم ؟

    • سلام
      معمولا زمان می‌بره تا یک فرد بخواد با تموم شدن رابطه قبلیش کنار بیاد. یعنی ممکنه دیگه خیلی به فرد قبلی فکر نکنه ولی احساساتی که از اون رابطه براش مونده مثل احساس خشم، ممکنه حل نشده باقی مونده باشه. این فرد کی و چطور با این احساسات کنار بیاد، کاملا به خودش بستگی داره. متوجه علاقه شما هستم ولی اگر هدف شما ازدواجه به نظر میرسه این رابطه به دردتون نمی‌خوره چون طرف مقابل‌تون به طور واضح میگه که فعلا دنبال ازدواج نیست و حتی در کلام فقط از یک دوستی ساده حرف میزنه(درسته که رابطه شما در عمل فراتر از یک دوستی ساده است،‌ولی وقتی ایشون در کلام بیانش نمیکنه یعنی بابتش تعهدی نپذیرفته). اینکه بخواهید بمونید شاید ایشون رو به خودتون وابسته کنید یک انتخابه ولی فراموش نکنید در این بین شما هم وابسته‌تر میشید و زمان و انر›ی می‌گذارید که شاید هیچ‌وقت بهتون برنگرده. بنابراین بهتره با این واقعیت کنار بیایید و رابطه‌تون رو کاملا قطع کنید و وارد رابطه بشید که نخواهید کلی زمان برای اثبات خودتون و جلب علاقه و انگیزه طرف مقابل کنید.

  • سلام ممنون بابت سایت خوبتون
    ممنون میشم سوالامو ‌جواب بدین
    من با آقایی دوست معمولی بودیم و اون همیشه میگفت که از رابطه جدی میترسه و خاطره بدی داره بعد مدتی گفت که از من خوشش اومده و دوست داره با هم بیشتر آشنا شیم و بعد وقتی همه چیز داشت خوب پیش میرفت اما هنوز دوست نشده بودیم کامل گفت که بهتره باز با هم دوست معمولی باشیم حالا سوال من اینه با اینکه از این آقا خوشم میاد باید چطور رفتار کنم مثل یک‌دوست معمولی یا ارتباطم رو ‌باهاش قطع کنم؟

    • دوست عزیز
      سلام

      شما خودتون باید تصمیم بگیرید که چی کار کنید؛ اما برای اینکه روند تصمیم‌گیریتون راحت‌تر بشه بگذارید چند مورد رو براتون اینجا بگم:
      ببینید هدف خودتون از این ارتباط چیه؟ آیا دنبال یک رابطه متعهدانه هستید یا نه؟
      ارتباط بدون تعهد، یعنی اینکه “من هر وقت دلم تنگ شد یا نیازت داشتم تو باش! ولی من تعهد نمی‌دم هر موقع تو نیاز داشتی باشم!!!”. حالا شما ببینید، آیا حاضرید چنین ارتباطی داشته باشید یا نه.
      ممکنه سوالتون این باشه که آیا ممکنه این رابطه به تعهد برسه؟ جوابش اینه: بله، ممکنه! اما ممکنه هم نشه. دیگه خودتون باید ببینید ریسکش رو می‌پذیرید یا نه.

  • سلام من باپسری ۳۰ ساله و شاغل ومحترم یک ساله درارتباطم. خیلی باهم صمیمی هستیم و ایشون تمامی آپشن های یه مرد واقعی رو داره و عاقله‌. ولی چندین بار بحث آینده که شده ایشون گفتن ازدواج نمیشه ولی تمایلم ندارن با کس دیگه ای باشن من ازایشون هیچ بدی ندیدم همیشه حمایتم کردن ولی واسه من آینده رابطم مهمه. چیکارکنم به نظرتون؟ممنونم آیا میتونه تغییر کنه؟ هدف اون از رابطه با من چیه آیا مثلا فقط رفع تنهاییشه؟؟ مرسی که راهنمایی میکنید

    • دوست عزیز
      سلام

      تا به حال افراد زیادی چنین سوالی پرسیدن، کسانی که شرایط مشابه شما رو داشتند. آیا تغییر می‌کنه، آیا به فکر ازدواج می‌افته یا …؛ این‌ها نمونه‌ای از سوالاتی هست که می‌پرسن. اما جوابش چیه؟ جواب اینه: اصلا معلوم نیست. ممکنه متعهد بشن، ممکن هم نشن. این دیگه بستگی به انتخاب شما داره. شما می‌تونید انتخاب کنید که تلاشتون رو انجام بدید. در حقیقت کارهایی هست که می‌تونید انجام بدید و با کارهاتون به ایشون این پیام رو به ایشون بدید که ازدواج با شما بهترین گزینشه؛ اما به هر حال این انتخاب تبعاتی داره و یکیش اینه که شاید با وجود همه تلاش‌ها تغییری صورت نگیره. بررسی کنید و ببینید تبعات کدوم انتخاب رو می‌تونید بپذیرید. موندن در رابطه این تبعات رو داره که گفتم و ترکش هم قاعدتا باعث می‌شه کسی که دوست دارید رو از دست بدید.
      قطعا شرایط سختیه، اما به هر حال این شمایید که باید برای زندگیتون تصمیم بگیرید.

  • سلام. خوبید. من 24 سالمه و ایشون 30. ادم شاد وخوبیه. راهمون دور نمیتونیم همو ببینیم کلا یکماه اشنا شدیم و یه دفعه همو دیدیم ایشون خیلی از ظاهر وتیپ .‌.. من خوشش میاد اخلاقمم هنوز شرایطش جوری نبوده ک بشناسن. من نمبخوام اگر ب ازدواج ختم نمیشه خودمو درگیرش کنم چون اذیت میشم ایشون هم بعد ک منو دید و بحثش پیش اومد گفت ازدواج قصد من نیس ولی تا اخرعمرم بخوای میمونم. ب نظرتون ممکنه بعد شناخت من نظرش عوض بشه.

    • سلام دوست گرامی
      یکی از نشانه های مردی که قصد ازدواج با شما را ندارد همین جماه ای هست که مطرح کردید.ازدواج قصد من نیس ولی تا اخرعمرم بخوای میمونم. این افراد برای شانه خالی کردن از تعهد و مسئولیت اینگونه رفتار می کنند و تغییر د رافکار انها سخت هست .منطقی باشید و وقتی ایشان به وضوح قصد خود را اعلام کردند به خودتان امید ندهید

  • سلام وقتتون بخیر .من الان احساس میکنم گوشه گیر و افسرده شدم چون بیش از 2سال با یک پسر اشنا شدم که عاشقانه دوستش داشتم اون کارهایی میکرد که رفته رفته عاشقش شدم. هرروز صبح اون از خواب بیدارم میکردکه برم سرکار. هرروز صبح پیام صبح بخیر بهم میداد. هرجا میرفت هرکاری انجام میداد بهم اطلاع میداد من هم ازش یاد گرفتم و این کارهارو انجام دادم. پسری است که خیلی خانواده دوست و احساسی است. به تغذیه و سلامتیش خیلی اهمیت میده بدنسازی میره.فوق العاده به من احترام میزاشت دوستم داشت بهم توجه میکرد .
    فقط یک ایراد داشت اون هم این بود که ازروز اول به من گفت که من قصد ازدواج ندارم و میخوام مجرد بمونم و مافقط باهم دوستیم تا هرزمان که بشه.ومن چون دلم پیشش گیر بود قبول کردم چون عاشقش بودم اون تمام معیارهای منو داشت احساس میکردم اون رو خدا برای من فرستاده. شادو پرانرژی بود .ایده آل بود برای من. ولی یهو احساس کردم این اواخر سرد شده و پیام کمتر میداد تماس نمیگرفت و تا اینکه بهم پیام داد که بیشترازاین ادامه ندیم من به خاطر خودت میگم چون ماکه کیس ازدواجی نیستیم . میگفت میدونم ماباهم هیچ مشکلی نداریم ولی تا کی میتونیم ادامه بدیم تو اینجور وابسته تر میشی.شاید خواستگاربیاد و بخوای ازدواج کنی. برات ارزوی خوشبختی میکنم . این رو بگم که اون طبقه متوسطه .من هم همینطور. ولی ازلحاظ ظاهری اختلاف داشتیم چون اون 185 قدش بود و من 150. شاید به خاطر قدم بود که نمیتونست به ازدواج بامن فکر کنه. چون کلا ادم ایده آل گرایی بود. ولی اون آدمی بود که به نظر من آرزوی هردختری بود
    الان یک ماهه که رفته و من هرروز بیشتربهش فکرمیکنم و آرزو میکنم که برگرده . اگه برنگرده من تا اخرعمرم باخاطراتش زندگی میکنم.

    • دوست عزیز
      سلام

      قبل از هر چیز باید بگم که دوره سوگ بعد از جدایی بسیار سخته و بنابراین تمام احساسات شما طبیعیه؛ اما می‌خوام به یک نکته در مورد چیزی که گفتید خوب توجه کنید، ایشون قصد ازدواج ندارند و همون طور که خودشونم گفتند، تا کی می‌خواید منتظر بمونید؟
      واقعا تا کی می‌خواید منتظر یک رابطه متعهدانه بمونید؟ اگه براتون مهمه این مساله، بهتره هر چه زودتر برای خودتون کاری کنید. اول تصمیم بگیرید که چقدر می‌تونید با این شرایط زندگی رو ادامه بدید؟ ببینید اگه ایشون یک دفعه از رابطه کاملا پشیمون شدن چی؟
      بهتره در هر دو صورت، با روان‌شناس متخصص در ارتباط باشید تا اولا تصمیم درست بگیرید و دوما اگه تصمیمتون بر جدایی کامل شد، روانشناس بتونه کمکتون که با شرایط کنار بیاید و خودتون برای یک رابطه سالم‌ آماده کنید.
      اما اگه دلتون می‌خواست که ایشون رو برگردونید، می‌تونید دوره بازگرداندن عشق رو دریافت کنید.

  • سلام من با پسری آشناشدم که به ظاهر با وجدان و درست بود.ظاهرا پذیرفته بود ایشون توی بحران رابطه قبل بود و بنده بهش همه جوره کمک کردم و ساختمش.از اول گفت رابطه ما ازدواج نداره بخاطر شرایط خانوادش.راستش من موندم و گفتم با محبت و توجه قطعا تغییر عقیده میده.الان بعد گذشت ۸ ماه هم که بحثش شده همون حرفارو میگه و میگه حرفم از اول بوده اما من تورو دوست دارم و هرگز یادم نمیره از مرگ نجاتم دادی.بابت همینم تا آخر عمر هروقت صدام کنی هستم و هرکاری برات انجام میدم اما ازدواج ما مقدور نیست.من شرایطم از ایشون بهتره اما دوسش دارم.دلیل عمده اش هم اینه که خانوادش به انتخابهای خودشون فقط احترام میذارن و اشخاص طبقه بالاتر و نگران منه ظاهراً.اما من باور نمیکنم.سوالم اینه آیا ادامه راه می‌تونه امیدوار کننده باشه؟چطور میتونم مسیرشو سمت خودم نزدیکتر کنم؟

    • دوست عزیز
      سلام

      همیشه و همیشه توی پاسخ‌هامون گفتیم که هیچ وقت به قصد تغییر کسی وارد رابطه باهاش نشید؛ به خصوص بحث ازدواج. بله، خیلی وقت‌ها شما می‌تونید با استفاده از اصول درست ارتباطی، کسی رو که دوست دارید رو جذب خودتون بکنید و ممکنه که در نهایت هم به ازدواج ختم بشه؛ اما خب خیلی وقت‌ها هم نمیشه.
      اینکه ایشون چرا این تصمیم رو دارن و آیا حرف‌هاشون از روی صداقته یا نه رو نمی‌دونم، اما شما انتخاب کردید که با ایشون باشید بدون ازدواج. پس، تماما مسئولیتش به عهده خودتونه، چون از اول گفته بودن. مشکل اون جاییه که طرف وعده رابطه متعهدانه می‌ده ولی بهش عمل نمی‌کنه.
      اینجا دیگه تصمیم با شماست که آیا می‌پذیرید و همین‌طور می‌مونید یا نه. قطعا شرایط سختیه و قطعا ناراحتی زیادی داره این تصمیم؛ اما مساله اینه که ایشون یا هر کس دیگه‌ای هرچقدر هم شما رو دوست داشته باشه، خودش رو بیشتر دوست داره. پس، شما هم خودتون رو بیشتر دوست داشته باشید و به خاطر سلامت روان و حتی جسم خودتون هم که شده یه تصمیم جدی بگیرید. یادتون باشه، در تمام طول مسیر انتخابتون یه نفر هست که میتونه همراهتون باشه و کمکتون کنه که اولا بهترین تصمیم رو بگیرید، دوما درد روانی ناشی از تصمیمیتون (هر چی که هست) رو کاهش بده؛ اون یه نفر، روانشناسه.

  • سلام من سه ماه که با یه پسری اشنا شدم بعد اون توی قرار اول به من میگفت که وابسته من نشو هر چی هم میپرسم دلیل حرفشو بهم نمیگه
    بعدم با اینکه من میدونم که نمیخواد و هدفی هم واسه اینده زندگی با من نداره
    یعنی واسه چی ممکنه که همچین حرفیو بزنه بعد رابطه رو بخوام ادامه بدم صحیح هست ؟

    • دوست عزیز
      سلام

      اینکه چرا به شما همچین حرفی زده اصلا مشخص نیست؛ شاید خودش رو می‌شناسه که اهل رابطه متعهدانه نیست، شاید تو زندگیش شکستی داشته که از رابطه می‌ترسه، یا کلا می‌خواد باهاتون شرط کنه که تو این رابطه هیچ تعهدی نیست و برای همین بعدا شما حق ندارید سر این موضوع باهاش بجنگید یا …!
      دلیلش هر چیزی که باشه، یه چیزی مشخصه، به احتمال خیلی زیاد شما با این فرد هیچ آینده‌ای ندارید. ممکنه یک روز بگذاره و بره و شما بمونید و احساسات ناراحت کننده ناشی از جدایی. پس بهتره که همین الان خوب فکراتون رو بکنید. آیا واقعا همچین رابطه‌ای رو می‌خواید؟ اگه می‌خواید که پس با پذیرش تمام عواقبش بمونید، اما اگه نه، بهتره هر چه سریع‌تر، قبل از اینکه علاقتون بیشتر شه، رابطه رو تموم کنید.
      البته ممکنه با یه درصد پایینی نظرشون عوض شه، ولی آیا حاضرید برای اون لحظه صبر کنید؟؟؟

  • سلام خسته نباشید.
    من دختری ۲۱ ساله هستم. حدود ۲ سال قبل با اقایی تو دانشگاه اشنا شدم که ایشون با درخواست ازدواج اومدن جلو وگفتن که به من حس دارن. منم ازقبلش ته دلم حسایی بهش داشتم و این باعث شد که باهاش همراه بشم. بیشتر که باهم بودیم خیلی علاقمون بیشتر شد. خیلی دوس داشتیم همو. تااینکه این موضوعو با مادرشون درمیون گذاشتن و گفتن مخالفه و همچنین شرایط کامل ازدواجو الان نداره و به یه سری دلایل دیگه باهمه سختیاش ازهم جدا شیم. ولی هربار بعد از یه مدت ۶،۷ماهه جدایی برمیگشتیم سمت هم. شاید ۳یا۴ بار این برگشتن اتفاق افتاد. الان که حدود یکساله من فراموشش کردم باز بهم پیام داد و گفت که هنوز منو خیلی دوس داره و نمیتونه فراموشم کنه از طرفی هم هیچوقت نمیخاد ازدواج کنه ولی دوس داره که وقت و عمرشو بامن تقسیم کنه. من خیلی ناراحتی و عذاب کشیدم تا تونستم تاحدودی فراموشش کنم. همش پیش خودم و بقیه میگم ازش متنفرم. مرد موندن نبود ولی به خودم دروغ نگم حسی که باهاش داشتمو با هیشکی نداشتم و حس میکنم خودمم دوسش دارم هنوز. نمیدونم چیه تکلیف. دوس ندارم باز ضربه بخورم. خیلی تنهایی کشیدم و منتظر یه ادم واقعی هستم توزندگیم.
    نمیدونم چی درسته و چیکارباید کنم. دختری نیستم که اهل رل و خوش گذرونی باشم. اگر دارم تنهایی رو تحمل میکنم دوس دارم یه ادم ماندگار و واقعی بیاد تو زندگیم…

    • دوست عزیز
      سلام

      همون‌طوری که خودتونم اشاره کردید، فراموش کردن کسی که دوست داریم و ترک رابطه خیلی کار سختیه؛ مخصوصا الان که یکساله سعی کردید ایشون رو فراموش کنید.
      می‌خوام به موضوعی که مطرح کردید، از دو زاویه جواب بدم. اول اینکه گفتید هنوز دوستش دارید ولی به دیگران گفتید ازش متنفرید. شما زمانی می‌تونید بگید یه نفر رو فراموش کردید که هیچ کدوم از این احساسات نباشه، نه تنفر نه علاقه. این زمانه که شما فرد قبلی رو فراموش کردید و آماده رابطه بعدی هستید. یادتون باشه، تا این فراموشی درست اتفاق نیافتاده وارد رابطه جدید نشید چون اولا به احتمال زیاد تاثیر بسیار منفی‌ای روی رابطه جدید می‌زاره، دوما، این مساله در حق این فرد جدید انصاف نیست که شما دائما با یاد و خاطره یکی دیگه زندگی کنید.
      اما مساله دوم، در مورد شروع مجدد این رابطه. ایشون به شما گفتند که تعهدی برای ازدواج بهتون نمی‌دن، آیا دوست دارید با همچین شرایطی دوباره وارد رابطه بشید؟ خوب فکرهاتون رو بکنید. اگه اهل چنین روابطی نیستید، بهتره همین الان همه چیز رو فراموش کنید. این تصمیم سختیه ولی هیچ کس جز شما نمی‌تونه بگه این کار خوبیه یا نه. اما خوب به عواقب هر دو تصمیمتون فکر کنید و ببینید آیا می‌تونید تحمل کنید یا نه.

مقالات مرتبط