همیار عشق

خیانت پدر به مادر (با خیانتکاری بابام چطور رفتار کنم)

تاریخ آخرین بروزرسانی :

اشتراک گذاری

Share on facebook
فیسبوک
Share on telegram
تلگرام
Share on twitter
توییتر
Share on whatsapp
واتساپ

در کدام زمینه می‌تونیم کمکتون کنیم؟

رزرو نوبت مشاوره

مشاوره روانشناسی برای

ایرانیان خارج از کشور

مشاوره

02122024728
رزرو نوبت

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

عضویت در خبرنامه

خیانت پدر به مادر (با خیانتکاری بابام چطور رفتار کنم)

تفاوتی ندارد چند سالتان باشد، مسلما پی بردن به اینکه پدرتان به مادرتان خیانت میکند، برای شما بسیار سخت و ناراحت کننده خواهد بود. به خصوص اگر شما تنها کسی باشید که این موضوع را میداند. فرزندی که شاهد خیانت پدرش به مادرش بوده است دچار شوک روحی و سردرگمی میشود. چرا که نمیتواند با پدرش همانند قبل ارتباط برقرار کند و علاوه بر این نمیداند واکنش صحیحی که باید به مسئله خیانت پدر به مادر نشان دهد چیست. آیا باید بی تفاوت باشد؟ باید با پدرش مقابله کند و جلوی خیانت او را بگیرد؟ یا اینکه باید مادرش را در جریان موضوع قرار دهد و او را از خیانت آگاه کند؟ در این مقاله بیان میکنیم فرزندی که به خیانت پدرش پی برده است چه رفتاری را باید در پیش بگیرد.

واکنش صحیح هنگام پی بردن به خیانت پدر


عجولانه اقدام نکنید

در بسیاری از موارد فرزند خانواده ممکن است به صورت اتفاقی  در جریان رابطه نامشروع پدرش با زنی دیگر قرار گیرد و به خیانت او پی ببرد. گاهی نیز فرزندان نشانه هایی از خیانت را در رفتار پدرشان مشاهده کنند و حدس بزنند او به مادرشان خیانت میکند. فارغ از اینکه چگونه به خیانت پدر پی برده باشید، مهمترین موضوعی که قبل از هر چیز لازم است به یاد داشته باشید این است که عجولانه اقدام نکنید. چرا که ممکن است سوءتفاهمی برای شما ایجاد شده باشد که تصور خیانت پدر را ایجاد کرده باشد یا موضوع به قدری جدی نباشد که نیاز به نگرانی و مشوش کردن خانواده داشته باشد.

تا حد امکان در رابطه شخصی والدینتان دخالت نکنید

روابط عاطفی زن و شوهر ممکن است پیچیدگی های فراوانی داشته باشد که برای افراد خارج از رابطه قابل درک نباشد. مسلما زمانی که یکی از دو نفر به دیگری خیانت میکند در رابطه آن ها مشکل جدی وجود دارد. اما شما با وارد شدن به مسائل خصوصی رابطه و به خصوص در جریان قرار دادن مادرتان بدون در نظر گرفتن شرایط، ممکن است به شدت به این مشکلات دامن بزنید و آن را پیچیده تر کنید. پس تا حد امکان در روابط شخصی پدر و مادر دخالت و تجسس نکنید و حل مشکلات رابطه را به خود آن ها بسپارید. به خصوص اینکه درنظر داشته باشید ممکن است مادرتان خودش به موضوع خیانت پی برده باشد ولی بنا بر مصلحتی ترجیح داده باشد موضوع را آشکار نکند. اصرار شما به آشکار شدن خیانت پدر ممکن است تمام معادله رابطه را بهم بریزد و با از بین رفتن حریم هایی که در حال حاضر بین دو نفر وجود دارد، خانواده را در خطر فروپاشی قرار دهد.

شرایط را به دقت بسنجید

اینکه چه تصمیم برای مواجهه با خیانت پدر باید گرفت به عوامل متعددی بستگی دارد. یک عامل مهم این است که خیانت در چه سطحی صورت گرفته و تا چه حد جدی باشد. مثلا ممکن است شما در تلفن همراه پدرتان پیام ها و عکس های مشکوکی دیده باشید و تصور میکنید او دچار خیانت چتی شده باشد. یا ممکن است متوجه تماس های مشکوک او با زن ناشناسی شده باشید. گرچه خیانت در هر سطحی اشتباه و غیرقابل توجیه است اما ممکن است این ارتباط گذرا و سطحی باشد. در این صورت بهترین تصمیم این است که شما آن را نادیده بگیرید و سکوت اختیار کنید. چرا که صحبت درمورد آن بیشتر از صحبت نکردن رابطه پدر و مادرتان را در خطر قرار خواهد داد.

  به دوست عشقم علاقه‌مند شدم! (نظر داشتن به دوست شریک عاطفی)

نقش و جایگاه خودتان را در خانواده در نظر بگیرید

همچنین برخورد شما با موضوع به اینکه سن و جایگاه فعلی شما در خانواده چیست متفاوت میتواند باشد. در صورتی که خواهر یا برادر بزرگتری دارید که تصور میکنید احتمالا تجربه و آگاهی بیشتری در این مورد دارد، موضوع را با او در میان بگذارید و مواجهه با خیانت پدر را به او بسپارید. او میتواند حمایت روحی لازم را برای شما فراهم کند. علاوه بر این معمولا در این شرایط فرزند بزرگتر خانواده تاثیرگزاری بیشتری بر پدر و مادر خواهد داشت.

اما اگر فرزند بزرگتر خانواده هستید و خواهر یا برادر کوچکتری دارید سعی کنید تا حد امکان خیانت پدر را با او در میان نگذارید. چرا که تنها بر نگرانی او خواهید افزود و اعتمادش را به پدر از بین خواهید برد. اینکار بی فایده است مگر اینکه حدس میزنید او هم در شرایط مشابه شما قرار دارد، یعنی به خیانت پدرتان پی برده است و نیاز به حمایت دارد.

از مشاور خانواده کمک بگیرید

اگر به مشاوره و متخصص دسترسی دارید میتوانید موضوع را با او درمیان بگذارید. اگر به مدرسه یا دانشگاه میروید میتوانید از مشاور محل تحصیلتان در این مورد کمک بگیرید. مشاور موضوع را به کمک شما بررسی میکند و راهکار مناسب شرایط شما را ارائه خواهد داد.

پشتیبانی از مادرتان و توجه به او را، به ویژه بعد از مشاجره با پدرتان از یاد نبرید، اما در عین حال هیچ چیزی از خیانت پدرتان به او نگویید، مگر آن که خودش  از این راز آگاهی داشته باشد. آماده‌ی کمک کردن به مادرتان باشید، اما در عین حال از بدگویی کردن پشت سر پدرتان خودداری کنید.

اگر مادرتان هم مانند شما به خیانت پی برده است، او را حمایت کنید و به او دلگرمی دهید. اما به هیچ عنوان قبول نکنید که برای او درمورد خیانت پدرتان جاسوسی کنید. اثبات خیانت پدر یا حل مشکلات والدین به هیچ عنوان به عهده شما نیست.

مواجهه با پدر خیانتکار


شما به عنوان فرزند خانواده هیچ مسئولیتی مبنی بر اینکه جلوی خیانت پدرتان را بگیرید ندارید. اما معمولا در این شرایط فرزندی که به خیانت پی برده است نمیتواند بی تفاوت باقی بماند و تمایل دارد این مشکل را به نحوی حل کند. در این صورت میتوانید یکی از روش های زیر را برای مواجه شدن با پدرتان بکار بگیرید تا از او بخواهید از خیانتش دست بردارد.

روش اول: برای او یک نامه بنویسید

اگر نمی‌توانید با پدرتان رودررو شوید، نامه‌ی صادقانه‌ای را برایش بنویسید، گویی در حال صحبت کردن با او هستید. جزئیات و شرایطی را که منجر به کشف راز پدرتان شده است، برایش بنویسید. می‌توانید نامه را به او بدهید یا به آدرس ایمیلش بفرستید.

روش دوم: از یک فرد مورد اعتماد بخواهید با او صحبت کند

از خانواده و دوستان معتمدتان کمک بگیرید. وابستگان و افرادی که به آنها اعتماد دارید، مشتاقانه حاضرند تا از شما در این دوران سخت حمایت کنند. این همراهان دلسوز به جز آن که شما را بی‌طرفانه راهنمایی می‌کنند، می‌توانند در صورت تمایل شما با پدرتان درباره‌ی این موضوع گفتگو کنند. می‌توانید از آنها بخواهید که خبر داشتن شما از این خیانت را پنهان کنند یا آن را با پدرتان در میان بگذارند. اگر پدرتان همچنان کل قضیه را انکار کرد، باید با او رودررو شوید و بگویید که از ماجرا خبر دارید. می‌توانید از پدربزرگ‌ها، مشاور ازدواج یا بهترین و صمیمی‌ترین همکار پدرتان کمک بگیرید.

  زنم بهم خیانت میکنه چکار کنم؟(برخورد با خیانت زن به شوهر)

روش سوم: شخصا با پدرتان صحبت کنید

برای این که بتوانید درباره‌ی چنین موضوع حساسی رودررو با پدرتان گفتگو کنید، به شهامت و جسارت زیادی نیاز دارید. در هر حال بعد از آن که این گفتگوی سخت را شروع کردید، می‌توانید صادقانه هر چه که می‌دانید به او بگویید و اطلاعات بیشتری را از خودش بگیرید.

از پدرتان بخواهید که شما را به تنهایی برای صرف ناهار یا شام به یک رستوران ببرد، بعد به او بگویید که چقدر دوستش دارید. از او بپرسید که حالش چطور است و آیا اوضاع روبراه است یا نه. به پدرتان بگویید که نگران او، خانواده‌تان و رابطه‌ی بین او و مادرتان هستید. به پدرتان بگویید که چون رفتارش به تازگی عجیب و غریب شده است، نگران هستید مبادا دچار بیماری خاصی مانند سرطان شده باشد. سپس رفتارهای مشکوکش را به او یادآوری کنید. بگذارید پدرتان متوجه شود که شما و مادرتان نگرانش هستید. سپس منتظر شنیدن حرف‌های او بمانید و در نهایت از او بپرسید که آیا با زن دیگری رابطه دارد.

مراقب باشید که هیچ حرفی درباره احساسات خودتان و تاثیر خیانت پدرتان نزنید، اما برای پدرتان توضیح بدهید که این خیانت چه تاثیری بر مادرتان و به طور کلی خانواده‌تان می‌گذارد.


نکته 1: پدرتان را تهدید نکنید که رازش را برای مادرتان فاش خواهید کرد. همین قدر به او پیشنهاد بدهید که در زمان مناسب و به روشی که خودش صلاح می‌داند، با مادرتان صحبت کند.

نکته 2: به پدرتان پیشنهاد بدهید که به تنهایی یا همراه مادرتان به مشاور مراجعه کند. البته این پیشنهادی است که زن و شوهر باید به اتفاق هم درباره آن تصمیم بگیرند.

واکنش احتمالی او را در نظر داشته باشید

به واکنش پدرتان توجه کنید. این رویارویی برخوردی بسیار شخصی و شرم‌آور است، چرا که فرزندی خطای فاحش پدرش را به او متذکر می‌شود. اگر پدرتان عصبی شد یا نشانه‌های خطرناکی را در او مشاهده کردید، گفتگویتان را متوقف کنید و به او فرصت بدهید تا بتواند عاقلانه فکر کند و برای برخورد بعدی آماده‌تر شود. در این مرحله توانسته‌اید پیام‌تان را با موفقیت به پدرتان منتقل کنید.

آرامشتان را حفظ کنید

خونسردی و آرامشتان را حفظ کنید. علی‌رغم دریای خروشان احساسات درونی‌تان باید خونسرد بمانید و این گفتگوی حساس را با آرامش هدایت کنید. خودتان را برای شنیدن اطلاعات بیشتری که نمی‌دانید یا حتی تمایلی به شنیدن آنها ندارید، آماده کنید. اگر محکم و استوار برخورد نکنید، شاید پدرتان بخواهد که از شما درباره‌ی واقعیت بزرگتری محافظت کنید. برای پذیرش حقیقت، هر چقدر هم تلخ قوی باشید.

از موضوع بحث خارج نشوید، از مطرح کردن موضوعات نامربوط خودداری کنید و از این شاخه به آن شاخه نپرید. شاید پدرتان بخواهد با طفره رفتن حواس شما را از موضوع اصلی پرت کند و مانع رسیدن شما به هدفتان شود.

مدارک خیانت را به او نشان دهید

راه غیرمستقیم این است که مدارک شرم‌آور خیانت را به پدرتان نشان بدهید تا متوجه شود که راز خیانتش برملا شده است. اطلاعاتی مانند عکس، شماره تلفن یا پیامک را یک به یک جمع‌آوری کنید، تکه‌های پازل را کنار هم بگذارید و تصویر نهایی را به پدرتان نشان دهید. این تصویر آشکار حتی بدون حرف زدن نیز به اندازه‌ی کافی گویا هست. اگر گفتگوی رودررو را ترجیح می‌دهید، بهتر است مدارکتان را هم همراه داشته باشید تا پدرتان نتواند منکر همه چیز شود و گفتگویتان بی‌نتیجه نماند.

  عشقم بهم خیانت کرده، چیکار کنم؟ (قبل از بخشیدن خیانت به این سوالات جواب بدید)

به صحبت هایش توجه کنید

به حرفهای پدرتان گوش کنید. البته او به احتمال زیاد دروغ می‌گوید یا همه چیز را انکار می‌کند. او هر کاری هم که کرده باشد، سعی می‌کند حقیقت را برای محافظت کردن از شما و آسیب ندیدن شما پنهان کند؛ همه این ملاحظات صادق بودن را برای او دشوارتر می‌کند. به پدرتان نشان دهید که آماده‌اید تا داستان او را هم برای آگاهی از کل ماجرا بشنوید.

چطور با خیانت پدر کنار بیایم


اکنون زمان آن رسیده است که درباره‌ی برخورد بعدی خودتان تصمیم بگیرید. این تصمیم سخت‌ترین کار بعد از مواجهه است. برای این که دوباره بتوانید به پدرتان اعتماد کنید، چه کاری می‌خواهید انجام داد؟ آیا می‌خواهید مادرتان را از ماجرا مطلع کنید؟ چطور می‌خواهید به پدرتان کمک کنید تا تصویر مخدوش شده خود را ترمیم کند؟ تصمیم بعدی خود را باید با توجه به نتیجه‌ی گفتگو و قول‌ها و تعهداتی بگیرید که پدرتان به شما داده است.

هر چقدر هم که آگاه شدن از راز خیانت پدر به مادر دشوار و ناراحت کننده بوده باشد، حتماً هنوز هم می‌خواهید که خانواده‌تان را نجات دهید. به همین دلیل است که عذاب این گفتگوی سخت و دردناک را به جان می‌خرید تا علاوه بر این که پدرتان را از برملا شدن راز خیانتش آگاه کنید، به او بگویید که چقدر نگران تاثیر گذاشتن این رابطه بر خانواده‌تان هستید. در گفتگوی رودررو با پدرتان به خاطر داشته باشید که با رفتار پدرتان مشکل دارید و به هیچ وجه با شخصیتش سر جنگ ندارید. شکی نیست که خیانت پدر به مادر موضوعی آزاردهنده و گیج کننده است، اما باید خودتان را برای درک کردن و بخشیدن پدرتان آماده کنید. زمانی که پای خانواده به میان می‌آید، باید احساسات شخصی خود را به خاطر شادی و خوشبختی عزیزانتان زیر پا بگذارید.


در صورت پی بردن به خیانت پدر به هیچ وجه عجولانه اقدام نکنید و تا حد امکان در رابطه شخصی والدینتان دخالت ننمایید. شرایط را به دقت بسنجید و نقش و جایگاه خودتان را در خانواده در نظر بگیرید. درصورت امکان از مشاور خانواده در این مورد کمک بگیرید.

برای مواجهه با پدر خیانتکار میتوانید برای او یک نامه بنویسید، از یک فرد بالغ مورد اعتماد بخواهید با او صحبت کند یا اینکه شخصا با پدرتان صحبت کنید. اگر تصمیم دارید با پدرتان شخصا درمورد خیانتش صحبت کنید و از ادامه یافتن خیانت جلوگیری کنید، او را به یک ملاقات خصوصی دعوت کنید و درمورد احساسات و نگرانی هایتان با او صحبت کنید. واکنش احتمالی او را در نظر داشته باشید. در صورتی که از صحبت شما عصبانی شد یا موضوع را انکار کرد، آرامشتان را حفظ کنید و بی احترامی نکنید. مدارک خیانت را به او نشان دهید و به صحبت هایش توجه کنید. در صورتی که پذیرفت خیانت را ادامه ندهد سعی کنید او را ببخشید و آبرویش را حفظ کنید و ارتباطتان را با او ترمیم نمایید.

اشتراک گذاری مقاله

Share on facebook
فیسبوک
Share on telegram
تلگرام
Share on twitter
توییتر
Share on whatsapp
واتساپ

در کدام زمینه می‌تونیم کمکتون کنیم؟

رزرو نوبت مشاوره

مشاوره روانشناسی برای

ایرانیان خارج از کشور

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

عضویت در خبرنامه

پرسش و پاسخ کوتاه

برای پرسش و پاسخ کوتاه سوال خود را از طریق فرم زیر مطرح کنید. پاسخ، زیر این مقاله در سایت منتشر می شود و به ایمیلتان هم ارسال خواهد شد. برای گرفتن نوبت و مشاهده شرایط مشاوره و گفتگوی آنلاین یا تلفنی با مشاورین روانشناس رادیو عشق اینجا کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

  • دوست عزیزم سلام من احساسات شما رو درک می کنم اما این موضوع یک مساله کاملا زناشویی هست و باید توسط شخ مادر و پدرتون حل بشه. حتما به مادرتون توصیه کنید با یک روانشناس صحبت کنند تا با بررسی جزئیات رابطه شون بتونن بهترین کمک رو به ایشون بکنند.

  • زهرای عزیزم سلام. ممنون که مساله تون رو با ما مطرح کردید. شرایط شما رو درک میکنیم. در مورد خیانت پدرتون باید بگم که این موضوع به پدر و مادرتون مربوطه، نگرانی شما رو درک می کنم اما زندگی زناشویی پیچیدگی های بسیار زیادی داره که حتی روانشناس هم بدون در نظر گرفتن جزئیات نمی تونه توصیه ای به اونها بکنه چه برسه به فرزندان که از خیلی موارد خصوصی رابطه اونها بیخبر هستند. مشاوره گرفتن رو به مادرتون پیشنهاد کنید و اجازه بدید خودشون در این مورد تصمیم بگیرن. اما در مورد شرایط خودتون لازمه جدی تر عمل کنید، روی زندگی خودتون متمرکز بشید تا بتونید از لحاظ تحصیلی پیشرفت کنید، می تونید به پدرتون کارهای نیمه وقت یا دورکاری رو پشنهاد بدید. سعی کنید دلایل مخالفت پدرتون رو برای کار کردنتون متوجه بشید و اون ها رو رفع کنید. لطفا برای اینکه درگیر افسردگی ناشی از این شرایط نشید از یک روانشناس کمک بگیرید عزیزم.

  • رهای عزیز سلام. احساسات شما رو درک می کنم بارها تاکید کردیم که مشکلات زناشویی فقط به خود زن و شوهر مربوط میشه و هیچ کس نمی تونه در اون دخالت کنه. منظور ما این نیست که باید نسبت به این موضوع بی اهمیت باشید اما راه کار اصلی باید به دست خودشون باشه عزیزم نه شما. حالا که پدرتون راه های صحبت منطقی رو بسته بهتره با مادرتون صحبت کنید و از ایشون بخواید از مشاور کمک بگیرن. مشاور با بررسی جزئیات رابطه مادر و پدرتون می تونه به اون ها توصیه های بهتری بکنه عزیزم.

  • رهای عزیز سلام. احساسات شما رو درک می کنم اما بارها تاکید کردیم که مشکلات زناشویی فقط به خود زن و شوهر مربوط میشه و هیچ کس نمی تونه در اون دخالت کنه. منظور ما این نیست که باید نسبت به این موضوع بی اهمیت باشید اما راه کار اصلی باید به دست خودشون باشه عزیزم نه شما. حالا که پدرتون راه های صحبت منطقی رو بسته بهتره با مادرتون صحبت کنید و از ایشون بخواید از مشاور کمک بگیرن. مشاور با بررسی جزئیات رابطه مادر و پدرتون می تونه به اون ها توصیه های بهتری بکنه عزیزم.

  • دوست عزیز سلام. من متوجه احساس مسئولیت شما هستم اما بارها در قسمت های مختلف سایت تاکید کردیم این موضوع به خود پدر و مادر مربوطه و فرزندان نباید در اون دخالت کنند چون زندگی زناشویی بسیار پیچیده است عزیزم. بهتون توصیه می کنم با مادرتون در اینباره صحبت کنید و بهشون پیشنهاد مشاوره بدید عزیزم.

  • دوست عزیزم سلام. من متوجه احساسات شما و تصوری که از پدرتون داشتید و خراب شده هستم. اما باید بگم خیانت کاملا به زندگی زناشویی مرتبط هست و هیچ کس حتی فرزندان نباید در اون دخالت کنند عزیزم. به من نگفتی چند سالته اما اگر بالای 16 سال هستی می تونی با پدرت صحبت کنی و موضوع رو مطرح کنی و بخوای از مشاور کمک بگیره. یادت باشه این موضوع یه مساله خانوادگیه و نباید این موضوع رو همه جا مطرح کنی، اگه زیر 16 سال هستی و خواهر و برادر بزرگتر داری می تونی با اون ها مطرح کنی عزیزم. اینکه فکر خودکشی به خاطر این موضوع به سرت زده نشون میده تصورت نسبت به پدرت خیلی عوض شده، دختر خوبم زندگی زناشویی بسیار پیچیده است و شما از اون بیخبر هستی، با این ماجرا پدرت رو قضاوت نکن و اجازه نده روی تصورت نسبت ه وظایف پدری ایشون اثر بگذاره.

  • دوست عزیزم سلام. من متوجه حال شما هستم. در این مواقع ما توصیه می کنیم شرایط رو کاملا به دست خود پدر و مادر بسپاریند فرزندان و در اون دخالت نکنن. اگه برادر شما در سن نوجوانی یا حتی کوچک تر هست لزومی نداره ذهنش رو مشغول این مسئل بکنین. می تونین براش توضیح بدین اشتباه برداشت کردین و لازم نیست اون فکرش رو درگیر بکنه.

  • دوست عزیزم سلام. متوجه حال شما هستم. در این مواقع ما توصیه می کنیم شرایط رو کاملا به دست خود پدر و مادر بسپاریند فرزندان و در اون دخالت نکنن. اگه برادر شما در سن نوجوانی یا حتی کوچک تر هست لزومی نداره ذهنش رو مشغول این مسئل بکنین. می تونین براش توضیح بدین اشتباه برداشت کردین و لازم نیست اون فکرش رو درگیر بکنه.

  • پسر عزیزم سلام. من خیلی خو ب احساسات شما رو درک کردم و می‌دونم چقدر شرایطتت سخته. می‌دونم حرفم شاید برات عجیب باشه و با خودت بگی چطور ممکنه به من ربطی نداشته باشه، اما واقعیت اینه مسائل بین زن و شوهر هیچ کس حتی بچه ها دخیل نیستند و فقط خودشون باید مشکلاتشون رو حل کنند. تنها کاری که از شما ساخته‌ است ااینه که هر کدوم از اون‌ها اگه خواستن کنارشون باشی، این کار رو بکنی و باهاشون همدردی کنی، اما راه حل فقط به خودشون بستگی داره عزیزم. روی کارها و درس خودت تمرکز کن، می‌دونم سخته تو این شرایطت و حتی شعارگونه است اما سعی کن تلاشت رو بکنی. اگه فکر می‌کنی مامانت موافقت می‌کنه حتما بهش پیشنهاد مشاوره بده عزیزم.

  • با عرض سلام و درود ،
    ببخشید من واقعا به یه مشاوره نیاز دارم ، خوشحال میشم بهم کمک کنید ، من حدود ۱۶ سال سن دارم و پسر بزرگ خوانواده هستم ، مشکل من پدرم هست، وی در این ۵ ماه اخیر با زنی که فقط من از آن خبر دارم چت های میکند که در آن از کلمات و جملات عاشقانه استفاده میکند، و مادرم هم خبر ندارد و بعد از چت تمام چت ها را پاک میکند ، من دقیقا نمیدانم چطور با این موضوع کنار بیام از طرفی من بدون اجازه او چت هایش را خواندم و از این که این را به پدرم بگویم شرمسارم ، من میدانم پدرم تا به حال با این زن رابطه نداشته ولی در اخرین پیامش نوشته بود بزودی میام پیشت و میبرمت ، من واقعا نمیدونم چیکار کنم و کسی رو هم ندارم که باهاش مشوره کنم ولی رابطه پدرم با مادرم خب به نظر میرسه و مادرم پدرمو دوست داره و پدرم در ظاهر با مادرم خوبه ، شدیداً نیاز به مشوره دارم😢😔

    • پسر عزیزم سلام. احساسات و نگرانیت رو کاملا درک می کنم. باید گم روابط زن و شوهر پیچیدگی های بسیار زیادی داره و هیچ کس حق دخالت در اون رو نداره عزیزم، تا جایی که ممکنه نباید وارد رابطه زناشویی اون ها بشیم به خصوص فرزندان ممکنه به خاطر روابط نزدیکشون بخوان گاهی دخالت کنن اما شرایط رو پیچیده تر می کنن. اولا به هیچ عنوان عجولانه تصمیم نگیر و همه جوانب رو بسنج، دوما تا قبل از صحبت با پدرت و شنیدن حرفاش مادر رو در جریان نگذار. درسته پدرت ممکنه از اینکه پیام هاش رو خوندی عصبی بشه اما می تونی براش توضیح بدی این کار رو از روی نگرانی انجام دادی و میدونی درست نبوده. با پدرت راجع به این موضوع صحبت کن و حرفهاش رو بشنو و بهش پیشنهاد مشاوره هم بده. به غیر از این کار دیگه ای از شما ساخته نیست عزیزم، این موضوع هم مد نظر قرار بده که این موضوع یه موضوع خانوادگیه و لزومی نداره کسی از اون با خبر بشه چون هم پدرت هم مادرت تنها افرادی هستن که می تونن دراینباره تصمیم بگیرن پس به جز مشاور با کسی مشورت نکن عزیزم.

  • سلام من ی دختر 16 ساله هستم تقریبا 10 سال پیش مادرم زن عموم و پدرم را شب در خونه خودمون گرفته در حالی که عموم زنده بودهو بعد از مرگ عموم دوباره باهم یک بار رابطه داشته اند مادرم دوباره وای بچه هاش تحمل کرده خودشم مادرم طی آن زمان ها دو تا برادر جوانش رو از دست داده و بعد از چند سال متوجه میشه که پدر ب خونه یکی از فامیل های خیلی دور رفته واس عروسشون فهمیده اما دوباره هیچی نکرده من چند هفته بود که به پدرم شک کردم و خیلی خیلی ناراحت شدم ب مامانم گفتم اونم همه قضیه های چند سال پیش رو برام توضیح داد منم هیچی به پدرم نگفتم و بعد تو گوشیش چت هاش با زنان رو دیدم ب مامانم گفتم مامانم گفت ولش کنچون من اون رو ول کردم اما من ب پدرم گفتم روم داد زد و خواست منو کتک کاری کنه اما مامانم نگذاشت الان من خیلی میترسم و بهم میگه تو دیگه دختر من نیستی چیکار کنم تورو خدا بهم راهنمایی کنید

    • دختر عزیزم سلام. ببین عززیم رابطه زناشویی پیچیدگی های خاص خودش رو داره و تنها خود زن و شوهر هستند که می تونن درباره رابطه شون و مسائل مربوط به اون تصمیم بگیرن. متوجه ناراحتی شما از پدر هستم، اما از اونجا که مادر شما در جریان ماجرا هستند، اجازه بده خودش این موضوع رو حل بکنه عززیم. درباره رابطه با پدرت هم کمی فرصت بده تا از این بحران خارج بشید عزیزم.

  • سلام من ی دختر 16 ساله هستم تقریبا 10 سال پیش مادرم زن عموم و پدرم را شب در خونه خودمون گرفته در حالی که عموم زنده بودهو بعد از مرگ عموم دوباره باهم یک بار رابطه داشته اند مادرم دوباره وای بچه هاش تحمل کرده خودشم مادرم طی آن زمان ها دو تا برادر جوانش رو از دست داده و بعد از چند سال متوجه میشه که پدر ب خونه یکی از فامیل های خیلی دور رفته واس عروسشون فهمیده اما دوباره هیچی نکرده من چند هفته بود که به پدرم شک کردم و خیلی خیلی ناراحت شدم ب مامانم گفتم اونم همه قضیه های چند سال پیش رو برام توضیح داد منم هیچی به پدرم نگفتم و بعد تو گوشیش چت هاش با زنان رو دیدم ب مامانم گفتم مامانم گفت ولش کنچون من اون رو ول کردم اما من ب پدرم گفتم روم داد زد و خواست منو کتک کاری کنه اما مامانم نگذاشت الان من خیلی میترسم و بهم میگه تو دیگه دختر من نیستی چیکار کنم تورو خدا بهم راهنمایی کنید

    • دختر عزیزم سلام. ببین عززیم رابطه زناشویی پیچیدگی های خاص خودش رو داره و تنها خود زن و شوهر هستند که می تونن درباره رابطه شون و مسائل مربوط به اون تصمیم بگیرن. متوجه ناراحتی شما از پدر هستم، اما از اونجا که مادر شما در جریان ماجرا هستند، اجازه بده خودش این موضوع رو حل بکنه عززیم. درباره رابطه با پدرت هم کمی فرصت بده تا از این بحران خارج بشید عزیزم.

  • سلام خسته نباشید
    من دختر هستم و 18سالمه و تک فرزندم.مدتی هست که متوجه ارتباط پدرم با خانوم های دیگه شدم و امروز حتی فهمیدم به خونه ی یکی از اون ها رفت و امد هم میکنه.مادرم از این قضیه خبر نداره و من نمیدونم این موضوع رو باید باهاش درمیون بذارم یا نه ،البته قبلا مادرم سر موضوعاتی به پدرم مشکوک شده بودو گوشیش رو چک میکرد اما پدرم با جاروجنجال ها و بحث هایی که ایجاد کرد دیگه اجازه نداد مادرم به گوشیش دست بزنه و برای گوشی و برنامه هاش قفل گذاشت
    واقعا نمیدونم باید چیکار کنم بشدت دارم زجر میکشم و دیگه حتی دوست ندارم با پدرم همکلام شم یا درکنارش باشم وقتی میدونم خیلی راحت داره به ما دروغ میگه و مشغول خیانته
    باید مادرم رو مطلع کنم یا خودم با پدرم صحبت کنم؟چی باید بهش بگم؟اگه باهاش حرف زدم و به کارهاش ادامه داد چیکار کنم؟
    از طرفی مادرم هم طی این سال ها خیلی سختی کشده و روحیه ی ضعیف و شکننده ای داره
    واقعا ممنون میشم راهنماییم کنید

    • دوست عزیزم سلام
      از شرایط شما متاسفیم و درک می کنیم که چقدر تحت فشار هستید. مشکلات زناشویی را فقط و فقط باید به خود زن و شوهر سپرد، دیگران به خصوص فرزندان مسئولیتی در این قبال ندارندو. از آن گذشته اطلاع دادن به مادرتان ممکن است کمکی به رابطه آن ها نکند. ابتدا با پدرتان صحبت کنید و موضوع را با ایشان در میان بگذارید، اگر نمی توانید رو در رو با او صحبت کنید برایش پیغام بنویسید. از او بخواهید موضوع را با مشاور حل کند. این موضوع را با کسی خارج از خانواده مطرح نکنید دوست عزیز

  • سلام و خسته نباشید خدمت کارکنان سایت همیار عشق

    من یک پسرم و به بابام خیلی مشکوکم
    میدونین چرا؟
    چون یه روزی ماشین بابام خراب شده بود و بابام تو تعمیرگاه بود و گوشیشو گذاشته بود خونه که من باهاش بازی کنم
    و مامانم چون به بابام مشکوک بود گالری گوشی بابام رو باز کرد و در پوشه اخیرا حذف شده عکس یه زن رو دید که اون یه بار به بابام گیر داده بود و از راه ماشین خریدن ( چون بابام اتو گالری داشت) در ارتباط بود
    بله و از اونجا مشکوک شدن های مامانم به بابام شروع شد

    و اینکه بابام توی واتساپ داره با یه نفر صحبت میکنه که من و مادرم به اون خانمه مشکوک شدیم ( همون خانمه که گفتم)

    و هردفعه که بابام داره چت میکنه من میرم کنارش زود گوشی رو خاموش میکنه

    دلیل این کاره بابام چیه؟ ایا کسی دیگه تو زندگیش هست؟

    • محمد مهدی عزیز سلام
      احساسات شما رو درک می کنم و حق داری نگران باشی. اما از اونجا که مادر شما در جریان هست، بهتره کل ماجرا رو به خود ایشون و پدرت بسپری زیرا هیچ فردی حتی فرزندان اجازه دخالت در روابط اون ها رو ندارند عزیزم.

  • سلام من دخترم و ۱۶ سالمه الان یه ماهه که از خیانت پدرم به مادرم با خبر شدم یه شب که مادرم خونه نبود یکی به موبایل پدرم زنگ زد و از صداش معلوم بود که زنه و از حرفاشون فهمیدم که باهم رابطه دارن و هنوز به هیچکس چیزی نگفتم ولی با وجود این رابطه پدرو مادرم باهم خیلی خوبه و هیچ مشکلی ندارن حتی انگار همو دوست دارن لطفا بگید الان باید چیکار کنم ولی وقتی موضوع خیانتو فهمیدم هیچ احساسی نداشتم ناراحتم نشدم حتی بعد از یه مدت فراموشم کردم انگار نه انگار اتفاقی افتاده لطفا بگید این رفتار من طبیعیه؟؟

    • آریانای عزیزم سلام
      احساسات شما رو درک می کنم عزیزم. اما مساله زناشویی کاملا شخصیه و باید توسط خود پدر و مادر حل بشه به خصوص که شما از این قضیه مطمئن نیستی. اگه با پدرت رابطه خوبی داری می تونی این نگرانی رو با شخص خودش مطرح کنی عزیزم. اگر هم خواهر یا برادر بزرگتری داری که می تونی مطمئن باشی موضوع رو به صورت شتابزده و هیجانی حل نمی کنه می تونی باهاش مطرح کنی و قضیه رو به اون بسپاری، اما به هیچ عنوان این موضوع رو به بیرون از خونه درز نده عزیزم.

  • من دخترمو ۲۰ سالمه . سه سال پیش‌ توی گوشی بابام چت هاش با خانومارو دیدم ، حتی خانم ها برا بابام عکس از اندامای بدنشونو فرستادن . من این موضوع رو وقتی با پدرم تنها بودم در میون گذاشتم و جنگ و دعوا راه افتاد و به من شوک عصبی وارد شد و گفت همه برنامه هامو پاک میکنم و دیگه ادامه نمیدم(اما فرداش واسم قیافه گرفتو گف گوشیتو بده و اینا … یه جوری برخورد میکرد طلبکار بود) . تازه این کارشو فراموش کردم نسبتا و با خواهر بزرگترم در میون گذاشتم ، خواهرم بهم گقت منم قبلا دیده بودم ازش ، حتی مامان هم فهمیده و مامانم که به روی بابام اورده بابام گفته به چه حقی به گوشی من دست زدی و اجازه نداریو… بعد بابام به مامانم گفته اصن طلاقتو میدم بگو بیان داداشات ببرنت .. اونوقت مامانه من از بابام بابت این کارش معذرت خواهی کرده (این جریانو که خواهرم برام تعریف کرد برای حدودا ۱۰ ساله پیشه)
    و من سه شبه که باز گوشیو بابامو چک کردم ، مشخصهه که پیامارو پاک میکنه ، اما باز خیالم راحت شد ، تا اینکه اس ام اساشو چک کردم ، که معلوم بود پاک میکرده و شماره خانوم رو‌ سیو نداشت ، سه تا اس ام اس از اون خانوم برا پدرم ارسال شده بود که نشون میداد سکس داشتن ! منو خواهرم تو شوکیم ! شما بگین باید چیکار کنیم بعد از این همه خیانت !! جدا از‌ من که به روش اوردم خواهرمم باهاش بحث کرده و بابام انکار کرده و حق به جانب رفتار کرده‌( تو‌ گذشته) !! خیلی رو میخواد بخدا ! قلبمون شکسته چیکار کنیم؟(مادرمون هم یک‌ زنه سادس که اعتماد ۱۰۰٪ ب بابامون داره و اون اتفاق رو یک اشتباه میدونه و به خیال خودش همون یکبار بوده تموم شده ، مادرمم اجازه نداره دست ب گوشی بابام بزنه از اون موقعه دیگه)

    • دوست عزیزم سلام
      ممنون که با ما درمیون گذاشتی، کاملا احساست قابل درکه و شرایطی که تعریف کردی حتما خیلی بهت فشار آورده. دختر عزیزم رابطه زن و شوهر بسیار پیچیده است. گاهی حتی با تجربه ترین مشاورها هم به سختی می تونن این روابط رو حلاجی کنن. اونچیزی که باید بدونی اینه که به هیچ عنوان تقصیری توی این ماجرا نداری و قرار هم نیست چوب جادویی بسازی که این شرایط رو درست کنی. درصد زیادی از این مشکل متاسفانه خارج از توان شما و خواهرتونه. می تونید برای پدرتون نامه بنویسید (اگر نمی تونید مستقیم باهاش صحبت کنید) که از مشاور کمک بگیره. اگر فرد مورد اعتمادی دارید که پدرتون ازش حرف شنوی داره و مطمئن هستید این موضوع رو مثل یک راز نگه می داره و پدرتون رو عصبانی نمی کنه می تونید با اون مطرح کنید که از پدرتون بخواد مشاوره بگیره (لازم نیست همه جزئیات رو باهاش مطرح کنید). اگر انجام هیچ کدوم از این کارها موفقیت آمیز نبود لطفا خودتون یه مشاوره خصوصی بگیرید تا بررسی جزئیات رابطه پدر و مادرتون سنشون و شرایطشون بتونه بهتر راهنماییتون کنه.

    • سلام من دخترم و ۱۲ سالمه و یک برادر کوچک تر از خودم دارم که امسال میره کلاس اول دیروز سر صبحانه پدرم گوشیش رو برداشت و با حرکت دست هاش من حس کردم یه یکی پیام داد و اون پیام یا گفت و گو رو حذف کرد چون روبه روی پدرم نشسته بودم نتونستم که صفحه گوشی رو ببینم و مادرمم توی اتاق بود پدرم قبلا به مادر خیانت کرده و من این خیانت رو به مادرم اطلاع دادم الان نمیدونم پدرم داره خیانت میکنه یا نه واقعا حالم بده میشه کمکم کنید خیلی سختمه که با پدر و مادرم حرف بزنم ایا بهتره به مادرم حدسم رو بگم یا نه؟

      • دیانای عزیز سلام
        نباید از روی حدس و گمان چنین مساله مهمی رو مطرح کنی عزیزم. روابط زن و شوهرها باید به وسیله خودشون حل بشه و نه اون ها اجازه دارند بچه ها رو قاطی این مساله بکنند نه بچه ها می تونن خودشون رو قاطی مسائل اون ها بکنند. اگر خواهر یا برادر بزرگتری داری می تونی از اون کمک بخوای، اما خارج از خانواده این موضوع رو حل نکن دختر خوبم.

  • دیشب سر گوشی بابامکار داشتم نا خود آگاه میرم تو واتساپ و به یه پیام بر میخورمکه نوشته شده بوده خونه‌م عزیزم و عکس طرف یه خانم بوده و به اسم همسایه سیو شده بوده پیام را باز نمی کنم که بابام شک نکنه حالا از روی کنج کاوی و استرسی که دیشب تا حالا داشتم دوباره میرم سر گوشی بابام و میبنم که اون پیام پاک شده و انگار اون وست ها یه سری پیام ها پاک شده الانم دارم سکته میکنم به نظر شما الان بايد چی کار کنم شماره طرف هم زنگ زدم الکی گفتم ببخشید با آقای محمدی کار داشتم خانم همه گفت اشتباه گرفتی یعنی طرف هم زن بود الان بايد چی کار کنه دارن از استرس سکته نیکنم بچه اول هستم و ۱۷ سالمه و یه دادشم سالا دارم تروخدا کمکم کنید

    • دختر عزیزم سلام
      کاملا متوجه احساست شدم و درک می کنم چقدر فشار بهت وارد شده. اول از همه بهت آفرین می گم که قبل از هر اقدامی خواستی مشاوره بگیری، مورد بعدی اینه که فعلا با مادرت راجع به این قضیه صحبت نکن چون مسائل زناشویی اینقدر پیچیده است که حتی مشاورها هم لازم دارن به دقت اون رابطه رو بررسی کنن تا بتونن کمک کنن چه برسه به شما عزیزم. از اون گذشته مشکلات زناشویی پدر و مادر فقط و فقط باید توسط خودشون حل بشه دخترم. توی متن متوجه نشدم داداشت از خودت بزرگتر یا کوچیک تره، اگر از خودت کوچیک تر هست لازم نیست در جریانش بگذاری اما اگر بزرگتر از توئه می تونی باهاش مشورت کنی. لازمه با پدرت صحبت کنی، می تونی براش نامه بنویسی که چنین اتفاقی افتاده و ازش بخوای از یه مشاور کمک بگیره. عکس العمل پدرت هرچی بود حتما برای ما بنویس تا بهتر کمکت کنیم.

  • سلام من ۱۶ سالمه دیروز برادر کوچیکم گفت که توی گوشی پدرم چت با زنی رو دیده و ازم خواست باهاش حرف بزنیم مادرمم اونروز خونه نبوده (چون حال پدرش بد شد رفته خونه پدرش و امشب میاد) من گوشی پدرم رو چک کردم و دیدم اون زن رو به فامیلی سیو کرده اولش گفتن شاید برادرم اشتباه کرده شماره اون زن رو برداشتم و زنگ زدم بعد الکی گفتم که اشتباه گرفتم اون شماره یه زن بود. شب که خواب بودیم پدرم در اتاقش رو بست و چراغ روشن کرد با کسی تماس گرفت برای سحر که پاشد من دوباره سر گوشیش رفتم و دیدم که با همون زنی که برادر کوچیکم گفت چت کرده و نصف شب هم با اون تماس گرفته بود من بعد دیدن این پیام دیدم نسبت به پدرم عوض شدع و اونو ادم عوضی میبینیم مادرم همیشه گاهی که دعوا میکردن به روی پدرم میاورد که خیانت کرده ولی اولین باره به چشم میبینم راستش اونا هر روز بحث دارن و من میترسم بگم و طلاق بگیرن ادم های خیلی منطقی هم نیستن که ازشون بخوام برن مشاور. راستش همون سحر میخواستم به روش بیارم ولی نتونستم و وقتی دوباره گوشیش رو نگاه کردم‌ چت هارو پاک کرده بود من تو همین چندساعت رفتارم باهاش خیلی عوض شده و سرد رفتار میکنم دست خودمم نیست خیلی ازش عصبیم امروز صبح هم گفت که میره پارک ولی خیلی به موهاش رسید و شلوارشم ورزشی نبود داره از نبود مادرم سواستفاده میکنه، برادر کوچیکم شب اومد و گفت کاری کنم راستش شاید من بتونم به مرور کنار بیام و به خود پدر ومادرم این قضیه رو بسپرم و دخالت نکنم ولی برادر کوچیکم استرس گرفته من بهش گفتم صبر کنه تا در اولین شرایط که برادر بزرگم رو دیدم براش تعریف کنم ولی الان نمیدونم چه کار کنم؟! به برادر بزرگم بگم یا خودم با پدرم حرف بزنم، چجوری برادر کوچیکم رو اروم کنم تا بیخیال شه(به مادرم چیزی نمیخوام بگم)من واقعا اعصابم بهم ریخته لطفا راهنمایی کنید؟!

    • دوست عزیزم سلام
      احساسات برای من کاملا قابل درک هست و می دونم چقدر فکرت درگیر شده. اولا نسبت به سنت خیلی عاقلانه رفتار کردی که قبل از هرکاری تصمیم گرفتی مشورت بگیری واقعا بهت تبریک میگم. دوما همون طور که خودت گفتی الان آروم کردن برادر کوچیکت خیلی مهمه، حتما بهش بگو نباید نگران این مساله باشه و هر اتفاقی بیفته من و برادر بزرگترمون حتی پدر و مادرمون با تمام اختلافاتشون کنارت هستیم. بهش بگو این قضایا ممکنه بین هر پدر و مادری پیش بیاد و ما نباید خودمون رو نگرانش کنیم. هر طور که خلق و خوی اون رو میشناسی سعی کن بهش آرامش بدی و باهاش راجع به این موضوع ها کمتر صحبت کنی. خودت هم بدون زندگی مشترک اینقدر فراز و نشیب داره که فقط خود زن و شوهر به همه اش آگاهن و نمیشه ما با دیدن مشکلاتشون قضاوتشون کنیم. پس خودت رو با اینکه پدرت آدم بدیه یا نه مشغول نکن. کار خوبی کردی به مادرت ماجرا رو نگفتی اما حتما با برادر بزرگت صحبت کن و دوتایی با اون تصمیم بگیرید که چطور این موضوع رو با پدرتون مطرح کنید. شاید لازم باشه براش نامه بنویسید اگه نمی تونید رو در رو حرف بزنید. ازش بخواید مشاوره بگیره و این موضوع رو حل کنه و برای شما توضیح بده. بعد از صحبت با پدرت می تونی نتیجه رو به ما بگی تا بیشتر راهنماییت کنیم.

      • ممنون از سایت خوبتون من وقتی نگاهش کردم واقعا آروم شدم،تصمیم گرفتم به برادر بزرگم نگم اون خودش مشکلاتی داره نخواستم درگیر شه،امروز با پدرم صحبت کردم اولش حاشا کرد ولی بهش شماره تماس و صحبت چت هاشو گفتم و اون گفت که خیلی جدی نبوده به خاطر فشارا این کارو کرد و جلوم بلاک و پاکش کرد(البته واقعا نگران این هستم که ادامه بده) گفت که تکرارش نمیکنه به خاطر ما اینا، با برادر کوچیکمم حرف زد و گفت همکارشه چیزی نیست من ازش خواستم تو اولین شرایط همگی بریم پیش مشاور البته مادرم خیلی اوکی نیست کلا با مشاور فک میکنه دیوانه ها میرن:/نمیدونم اونو چطور راضی کنم، در هر صورت الان کمی اروم شدم ازتون خیلی خیلی ممنونم

  • سلام متوجه شدم كه پدرم با زني ارتباط داره
    طي تحقيقاتي متوجه رابطه عميقشون شدم
    و متوجه شدم كه زني كه با پدرم رابطه داره مشكوك هست به ايدز
    از چند نفر شنيدم
    خيلي نگران مادرمم من چه كنم
    اي خدا كمكم كنيد

    • سلام دوست گرامی
      به دلیل اینکه سلامت مادرتان در خطر است، به مادرتان این مساله را بگوئید. اگر نمی‌دانید که به چه نحوی باید ای مساله بازخورد داده شود، از مشاور کمک بگیرید.

  • سلام من مدت هاست متوجه خیانت مادرم به پدرم شدم. حتی با مادرم صحبت کردم و گفت که تمومش میکنه. اما تموم که نکرده هیچ، خیلی بهتر از قبل مخفی کاری میکنه!! انگار دیگه نگران نیست من متوجه شم. هرچی بیشتر دقت میکنم ، بیشتر از کارهاش باخبر میشم و بیشتر غصه میخوردم. سعی میکنم به روی خودم نیارم اما نمیشه و دائم ذهنم درگیره. عصبی شدم. نمیدونم دیگه چیکار کنم. متاسفانه حرف زدن با مادرم و محبت کردن بهش فایده ای نداشته.😔

    • سلام دوست گرامی
      به خاطر اتفاق تلخی که تجربه کردید، متاسفیم.
      خیانت دلایل ریشه‌ای دارد و باید توسط روانشناس بالینی بررسی شود. بهتر است با مادرتان این مساله را مطرح کنید و از او بخواهید که برای حل این مشکل به روانشناس مراجعه کند.

  • سلام من دیشب دیدم پدرم داره با یه خانم‌چت میکنه و زیر استوریهاش هم‌همش جملات عاشقانه مینویسه
    و اون خانم تازه زندایی دختر داییم شده من از دیشب تا حالا خیلی نگرانم اصلا حالم خوب نیستش لطفا کمکم کنید تا الان هم به کسی چیزی نگفتم

    • سلام دوست گرامی
      برای اتفاق تلخی که برای شما افتاده استف بسیار متاسفیم.
      شاهد اتفاق تلخی بودید و این مساله برای شما بسیار دردناک است. اما بهترین اقدام این است که این مساله را پیش خودتان نگاه دارید و یا در صورت لزوم، با پدرتان صحبت کنید.
      این مساله مربوط به والدین‌تان است که باید در سریع‌ترین زمان ممکن به آن رسیدگی کنند.

  • سلام مامانم به بابام شک میکنه و به من میگه منم به هر شکلی شده رمز تلفن بابام رو میفهمم و به مامانم میگم البته قبلا مشکوک بود. بعد رفت سر تلفنش چیزی ندید بعد از چند ساعت دوباره رفت و کلی پیام پیدا کرده بود اما فکرش نرسیده که مدرک جمع کنه یا عکس و هر چیزی حالش بد شده فرداش به بابام میگه اما بابام گردن نمیگیره کارشو مامانم میگه اگه راست میگی پیام های گوشیتو نشون بده بابام گوشی رو میشکنه جوری که نمیشه درستش کرد و سیمکار ها هم شکست الان حال مامانم خوب نیس چیکار کنم؟

    • سلام دوست گرامی
      اولین اشتباه مادر شما این بود که شما را وارد فضای خصوصی خودش و پدرتان کرد و شکی که به همسرش دارد را به شما منتقل کرده است.
      در حال حاضر شما نباید کاری کنید! والدین شما باید به زوج‌درمانگر مراجعه کنند. هم برای شک‌ها و بی‌اعتمادی که وجود دارد و هم برای خشم شدید پدرتان.

  • سلام موبایل من موبایل قبلی پدرم هستش امشب دنبال یه شماره میگشتم اشتباهی رفتم داخل پیام های مسدود شدش یه خانوم تا سال دوهزار ونوزده چندتا پیامک بهشون میدادن که بیا تلگرام و کجایی منو سرکار گذاشتی خب بگو نمیخوام ببینمت و… وفکر کنم همون موقعا بود گوشیش رو عوض کرده به من داده.من به اون شماره پیامک دادم و ایشون قسم میخورن بی اطلاعن ولی فهمیدم دروغ میگه چیکار کنم.به پدرم بگم این کیه یا اصلا به روی خودم نیارم..پیامکا نشون میده پدرم زیاد راغب نبوده ولی واقعا نمی فهمم باید چیکار کنم.گویا قرارم گذاشتن اخرین پیام خانومه اینه که به خونه زنگ بزن نه به گوشی..بابام فقط پیامای اونو چندتاشو تو پیامای مسدود نگه داشته از خودش ردی نیست.

    • سلام دوست گرامی
      این مسائل درست است که ذهن شما را مشغول کرده است؛ اما با توجه به گذشت زمان و نوع رفتاری که پدر شما داشته است، این پیام‌ها را پاک کنید و دیگر در مورد آنها صحبت نکنید. این مسائل مربوط به زندگی زوج(پدر و مادر) شماست که شما مسئولیتی برای حل آن ندارید.

  • سلام من یک دختر ۱۸ سال هستم من پدرم پارسال به مادرم خیانت میکرد و هنگامی که مادرم این قضیه فهمید وبه پدرم گفت پدرم انکار می کرد و مادرم هر روز ریشه های خیانت پدرم رو جمع میکرد شماره ی تلفن و۰۰۰ بعد دوباره این قضیه با پدرم باز کرد ولی پدرم عصبی میشد وان رو میزد و مادرم خواست از پدرم طلاق بگیره ولی داییی هام دخالت کردن و این قضیه حل فصل کردن و دوباره مادرم برگشت و پدرم گفت که من این کارو تکرار نمی کنم ولی الان مادرم ضربه ی روحی خورده وهم من وهم برادرام هممون ضربه روحی خوردیم ومن دیگه به پدرم هیچ اعتمادی ندارم این چند روز میخواهم اعتمادم رو دوباره برگردانم ولی اون روزی دیدم دوباره پدرم بایک زن پای تلفن حرف می زد میخندید وقتی منو دید قطع کرد میشه به من بگیید من الان چکار کنم آیا باهاش صحبت کنم و بهش بگم که این زنه کی هست یا ساکت بمونم

    • سلام دوست گرامی
      برای این تجربه تلخ شما متاسفیم.
      بهتر است به مادرتان بگویید در اولین فرصت به مشاور و زوج درمانگر مراجعه کند. این بی‌اعتمادی شما و خانواده را دچار چالش اساسی کرده است و برای اینکه در آینده دچار مشکلات کمتری شوید، لازم است از کمک مشاور استفاده کنید.

  • سلام ٬ مادرم ۲ سال هست که مهاجرت کرده و توی این ۲ سال پدرم هنوز موفق نشده بیاد٬ اونا هیچ مشکلی نداشتن و من همیشه فکر می‌کردم عشق یعنی عشق اونا…. مادرم حسابی درگیر اینه که پدرم زودتر بیاد ٬ من متوجه شدم پدرم دوستی داره که طلاق گرفته و با زن ها در رابطه هست ٫ تماس پدرم رو شنیدم که باهاش صحبت می کرد و میخاستن باهم قرار بگذارن کامل شنیدم و متوجه شدم پدر منم می‌خواد این کار رو انجام بده … الان دارم دیوانه میشم و نمی‌دونم باید چکار کنم ٬ مقاله ی شما باعث شد متوجه بشم احساساتم طبیعیه و خوشحالم هنوز کاری روی احساسات و عصبانیت نکردم ٫ اما نمی‌توانم کاری هم انجام ندم … واقعا داغونم ! لطفا کمکم کنید ٬ نمیتونم با پدرم صحبت کنم چون میدونم چه رفتاری می کنه و چی میشه… اگر از یکی از دوستان قدیمیش بخوام میتونه کار درستی باشه ؟

    • سلام دوست گرامی
      به شما حق می‌دهیم که ناراحت و عصبانی باشید.
      اما نکته مهم اینجاست که دوری پدر و مادرتان ازهم، در رابطه عاطفی آنها مشکل ایجاد کرده است؛ این مشکل مربوط به آنهاست، نه دوست پدرتان. او را درگیر این ماجرا نکنید. به جای این کار در فضای آرام به پدرتان بگویید که نیاز دارید با او صحبت کنید و مساله را بازگو کنید.

  • چطور میتونیم خودمون رو درگیر خیانت والدین نکنیم؟!؟!؟ ما داریم با اونا زندگی میکنیم، هر روز کارها و رفتارهاشون رو می‌بینیم. خیانت اونها قطعا روی ما ما تاثیر میذاره.

    • سلام دوست گرامی
      خانواده مهم‌ترین نهادی است که ما در آن رشد می‌کنیم، یاد می‌گیریم و متاسفانه به دلیل اقدامات و رفتارهای اشتباه والدین، در آنجا آسیب نیز می‌بینیم.
      پس حرف شما منطقی است که نمی‌توانیم نسبت به آسیبی مانند خیانت، بی‌تفاوت باشیم. اما مساله اصلی اینجاست که نقش والدین، پیش از بچه‌دار شدن، نقش زوج است و مسئولیت اساسی برعهده خود این زوجین است نه فرزندان.
      چون نباید فرزندان درگیر این ماجرا باشند که اختلاف میان پدر و مادر را برطرف کنند و این کار فشار روانی زیادی روی آنها وارد خواهد کرد.

  • سلام ممنون میشم اگر کمکم کنید من دختر ۱۹ ساله ای هستم که از وقتی یادم میاد پدرم به مادرم خیانت میکرد و مادرم تمام این مسائل رو میدونه ولی همیشه میگه بخاطره تو زندگی کردم من تا این سن هیچ ارتباطی با هیچ پسری نداشتم چون نمیتونم به کسی اعتماد کنم و همش نگران فروپاشی خونوادمم نمیدونم باید چیکار کنم متاسفانه مادرم من رو همش در جریان روابطشون میگذاره و کلا خانوادمون جوری شده که انگار بزور باهم زندگی میکنیم من نگران این بی اعتمادی خودم هستم اگر کمکم کنید ممنون میشم

    • سلام دوست گرامی
      بار سنگینی روی دوش شما گذاشته شده است که بخاطر شما این زندگی ادامه پیدا کرده است..
      نگرانی شما و عدم اعتماد شما نیز طبیعی است وقتی در همچین فضایی زندگی می‌کنید.حقیقتاً مراجع اصلی این ماجرا مادر شماست، به او توصیه کنید تا به مشاور مراجعه کند و تکلیف این زندگی زوجی را مشخص کند.

  • سلام،. دختری هستم 15 ساله… حدود 4 ماه
    است که از خیانت پدرم نسبت به خود و خانواده ام آگاه شده ام، پدر من تا قبل از این مسأله بت شکست ناپذیر عقاید و افکار من بود اما بعد از اگاه شدن از این مساله تمام ذهنیاتم از پدرم و همه ی مرد های دنیا به هم ریخته…. من زندگیمون و خانواده ام رو دوست دارم و از فروپاشی آن بیزارم، اما نمیتونم دست روی دست بزارم…. لطفا یه راهی به من پیشنهاد بدید که هم من بتونم مقابل این کارش بایستم هم از من دلسرد نشود….. چطوری این موضوع رو به پدرم بگم…. چطوری بگم که من از همه چی خبر، دارم؟؟؟؟؟.واقعا ممنون میشم کمکم کنید.،

    • سلام دوست گرامی
      حق دارید که بهم ریخته باشید و حس شما نسبت به تمامی مردها بهم ریخته باشد، اما مساله مهمی که باید بدانید این است که خیانت دارای دلایل ریشه‌ای است و تا وقتی ریشه‌های آن مشخص نشود نمی‌توانیم قضاوتی درباره فرد خائن و یا طرف مقابلش داشته باشیم.
      توصیه می‌شود که شما خودتان را درگیر این ماجرا نکنید و سعی کنید که این مساله را مطرح نکنید.
      چون این وظیفه والدین شماست که به این مشکل رسیدگی کند.

  • سلام
    من ۱۴ سالمه
    چند سال پیش پدرم میخواست با دختر عموش که شوهرش فوت کرده بود ازدواج کنه ولی مادرم و عموهایم مانع شده بودند
    من به یک سری از حرکات پدرم شک کرده بودم
    که یک شب دیدم پدرم غرق در گوشی هست یواشکی رفتم بالای سرش و دیدم در حال چت هست
    ولی نمیدونم با کی
    یواشکی رفتم بالای سرش دیدم چت هاشوت انگلیسیه شک م بیشتر شد
    پدرم دو تا گوشی داره و از گوشی دوم استفاده نمیکنه من رفتم پیام های اون گوشی رو دیدم با کسی که اسمش رو خانم فروشگاه سیو کرده بود مواجه شدم

    چند وقت پیش هم دیدم پدرم مشکوکه توی همون گوشی دوم دیدن که خانمی رو سیو کرده بود من شمارش رو توی گوشی خودم سیو کردم و رفتم توی تلگرام و عکس پروفایل اون خانم رو دیدم همش عکس خودش بود
    حالا فقط من از این ماجرا خبر دارم مادرم اصلا خبر نداره
    میشه لطفاً کمکم کنید که چیکار کنم

    • سلام دوست گرامی
      بهتر است شما وارد این ماجرا نشوید و مساله را به والدین خود بسپارید.
      خیانت دلایل ریشه‌ای دارد که باید قدم به قدم کشف شود و زوج‌درمانگر به آنها کمک کند نه شخص شما.

  • سلام آقای دکتر،من ۸سالِ که ازدواج کردم و دخترم چند روز دیگه دوسالش تموم میشه.
    از بچگی تا الان شاید ده دفعه مچ بابامو گرفتم و متوجه خیانت های پدرم به مادرم شدم،همیشه هم پیشِ خودم میگفتم اگر یه روزی ازدواج کنم من هیچوقت مثل پدرم نمیشم و همسرمو آزار نمیدم با این رفتارام،که خدارو شکر پایبندِ این رفتارمم بودم و خواهم بود،چند روز پیش پدر خانمم گوشیشو بهم داد تا یه مطلبی رو بخونم،یهو دیدم عکس یه خانمِ که اسمشو،آقا سیو کرده تو گوشیش.
    حدود یک ساعت قبل هم زنگ زد به من و بعدش یادش رفت قطع کنه و من صدای یه خانمی رو که تو ماشینش داشت قربون صدقش میرفتو شنیدم و باقی ماجرا…🤦‍♂️
    اینا خیلی داره اذیتم میکنه،دوست ندارم هیچکدومشونو ببینم (بابام و پدر خانمم رو) کمکم کنید لطفا،همش ذهنم درگیره

    • سلام دوست گرامی
      الگوهای مهم شما در زندگی یعنی پدر و پدر همسرتان؛ هر دو در مسیر اشتباهی قدم گذاشتند.
      شما بهتر است در این زمینه دخالتی برای اصلاح‌شان نداشته باشید و به تصمیم درستی که گرفتید پایبند باشید.

  • مادرم به پدرم خیانت میکنه. از وقتی که ۸ سالم بود فهمیدم. اصلا انگار واسش عادی شده. انگار فقط دوست داره مردها بهش توجه کنن. میدونم پدرم عاشقش بوده ولی مادرم صرفا به خاطر موقعیت پدرم باهاش ازدواج کرده. الان ۲۰ سالمه. مادرم با چند نفر در ارتباطه و حتی بعضی هاشون رو حضوری میبینه. یکبار وقتی در حال چت تصویری بود برای اولین بار بهش گفتم که میدونم، اونم گفت تمومش میکنه. ولی مطمئنم که دروغ گفت و بازم داره همون کاراشو ادامه میده. وقت و بی وقت تو فضای مجازیه. گوشیش رو از خودش جدا نمیکنه.
    نمیدونم چیکار کنم. مادرم به خاطر من به زندگی با پدرم ادامه داد واسه همین نمیدونم باید درگیر این مسئله باشم یا که بیخیال شم! یعنی نمیدونم بذارم کسی که به خاطر ما سوخته و ساخته، هر کاری دوست داره بکنه یا که جلوش وایسم و بهش اجازه ندم! من جز این قضیه ، مسائل دیگه ای هم دارم ( هم خانوادگی هم شخصی ) . ولی الان بزرگترین دردم شده خیانت مادرم. دارم میترکم.عصبی شدم. خستم😔. خیانت مادر خیلی سخت تر از خیانت پدره

    • سلام دوست گرامی
      قطعا در شرایط سختی هستید.
      اما در چنین شرایطی بهتر است خودتان را درگیر ارتباط او نکنید. این مساله مربوط به مشکل زوج است که متاسفانه گویا پدر شما به این نکته توجه کافی نشان نداده است که پیگیر باشد.

  • لطفا داستانم را بخوانید
    سلام من حسین هستم و خیلی وقت هست که پدرم خیانت کرده
    من یک برادر دارم اما اون نمیدونه و خیلی پدرشو دوست داره بخاطر همین هیچوقت بهش نگفتم
    اما قضیه از ۵ سالگیم شروع شد که بابام میرفت خونه زنه اما در راه برگشت بهم میگفت نگی که رفتی خونه خاله
    منم بهش میگفتم باشه
    اما در ۱۰ سالگی متوجه شدم که هی به شماره یه نفر زنگ میزنه و اون هم زن بود متوجه شدم خیانت کرده
    چند بار هم مادرم فهمید اما چند هفته بعد با او آشتی کرد
    اما الان من ۱۳ سالم شده و او هنوز با چهار تا زن در ارتباطه و من هر روز دعا میکنم این خیانت تموم شه
    اما چند روز پیش باعث درد روح روانی شدم که جلو مهمونها با هم دعوا کردن اما یه چیز دیگر که روح روان من را بهم میریزد اینه که دیدم در گوشی نوشته شده دوست دارم مواظب خودت باش
    جواب پدرم در همان موقع نوشته ممنون عزیزم
    اما پدرم یادش رفته که اون رو از بین ببره
    مامانم هر روز اون رو میخونه الکی میگم چرا انقدر اون رو نگاه میکنی میگه هیچی
    فهمیدم که اون از من جلو تره و میدونه
    الان ازخدا میخوام که این خیانت تموم شه چون هر روز دارم گریه میکنم

  • من الان ۱۴ سالمه
    اما از بچگی خیانت بابام و دعوای مامان و بابام میبینم
    اما اون موقع هیچی نمی‌فهمیدم اما بابام به مامانم قول داده بود که این کار رو نکنه
    اما الان داره با دوست صمیمی مامانم که پیش بابام کار می‌کنه به مامانم خیانت می‌کنه
    ما الان وضع مالیمون زیاد خوب نیست اما به اون زن پول میده
    من خیلی خیلی ناراحتم و نمیدونم چیکار کنم میترسم که با بابام حرف بزنم من و بزنه نمیدونم باید چیکار کنم

    • سلام دوست گرامی
      شما در وضعیت مطلوبی قرار ندارید و دیدن خیانت پدرتان شما را آزرده کرده است.
      بهتر است شما دخالتی نداشته باشید، اما اگر این مساله آزارتان می‌دهد با پدرتان صحبت کنید.

  • باسلام من ۲۱ سالمه و حدود شش سالی هست
    که متوجه خیانت پدرم پدرم به مادرم شده ام برای اولین بار خیلی جا خوردم نمیدونست چیکار کنم اختلافات خانوادگی پیدا کردیم و پدرم با وعده وعید قول میداد دیگه این کارو نکنه ولی
    بعد هر التماس قولی که میداد دوباره میرفت همون کارو میکرد وما متوجه میشدیم تا الان شش سالی میگذرد هرچقدر حرف میزنیم باهاش‌میگه باشه ولی … واینکه مادرمم از ترس ابروی منو بردارم و حرف های فامیل نمیتونه کاری بکنه و من بشدت بخاطر مادرم نگرانم من نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنماییم کنین

  • سلام‌من ۳۷ سالمه وتک پسرم گرفتار پدری عیاش و بی تفاوت شدیم الان که ۶۴ سالشه هنوز هم تلفنهای مشکوک وهزارن. کارهای دیگه از بس دنبال گرفتاری اینا شدم که تبدیل به یه فرداد حساس شدم یه خونه داشتیم که اونم فروخت رفت و خرج کرد جوری شده که ارزوی مرگش رو میکنم نمیدونم چکار کنم

  • سلام
    من ۱۷ سالمه و همین چند روز پیش برادر کوچیکترم که ۱۲ سالشه متوجه پیام دادن پدرم به یه خانم و اینکه برای اون زن شارژ فرستاده شده بود(در شرایطی که الان وضعیت خانوادمون از نظر مالی خیلی خوب نیست) و این موضوع رو به من گفت.من به برادرم گفتم خیالت راحت باشه خودم حلش میکنم. به کمک سایت شما یکم آروم شدم و موضوع رو شب با پدرم در میون گذاشتم. اولش انکار کرد و بعدش که مدرک نشونش دادم فقط گفت دیگه تکرار نمیشه و ازم خواست با مامانم صحبت نکنم. به سختی تونستم داداشمو متقاعد کنم که اون خانم همکارش بوده(البته بازم باور نکرد).ولی خودم حال روحی خوبی ندارم. تنها مردی که بهش اطمینان داشتم پدرم بود و این اعتماده از بین رفت. منی که بابامو دو دقیقه نمی‌دیم دلم تنگ میشد براش الان خوشم نمیاد تو صورتش نگاه کنم. ضربه ی بدی خوردم و نمیتونم کاری کنم. حتی مامان بیچارمم متوجه حال بدم شده و فکر میکنه شکست عشقی خوردم!نمیدونم چجوری این اعتماد از دست رفته رو برگردوندم و حال خودمو بهتر کنم. نمیتونم موضوع رو به مامانم بگم و خودمم تنهایی نمیتونم برم پیش مشاور.برای بهتر شدن حالم چیکار کنم؟ و چطور مطمئن بشم که بابام دیگه قرار نیست این موضوع رو تکرار کنه؟

    • سلام دوست گرامی
      برای اتفاق تلخی که افتاده، متاسفیم. تصویر شما از پدرتان تغییر کرده است و حق دارید بهم ریخته باشید. خیانت درد سنگینی است، اما مساله این است که مانند تمام مسائل ارتباطی و روانی دیگر، خیانت نیز ریشه و دلیل‌های خاص خودش را دارد. یک فرد صرفاً از روی هوسباز بودن، به سمت خیانت کشیده نمی‌شود. کار پدر شما قابل توجیه کردن نیست، اما این نکته را بدانید که والدین‌تان باید باهم این مساله را حل کنند و بهتر اس شما و برادرتان وارد حل این مساله نشوید.
      برای جبران حال بد خودتان، می‌توانید گاهی درباره این موضوع با پدرتان، بیرون از منزل صحبت کنید و این احساس را بگویید که نسبت به او بی‌اعتماد شده‌اید.

  • سلام.
    من ۲۷ سالمه و از بچگی شاهد خیانتهای مکرر پدرم بودم.توی اون سن و سال بخاطر علاقه ی زیاد بهش کتمان میکردم ولی توی سن ۲۵ سالگی چت ها و وسایلی رو دیدم که واقعا شوکه شدم و بیماری هایی که گریبان گیرم شد بماند….باور نمیکردم توی این سن هنوز دست از خیانت هاش برنداشته. در اینکه بیمار روانیه شکی نیست.ولی الان فقط ارزوی مرگشو دارم.در این حد ازش متنفرم.حتی بخاطر ترس از ابروی لعنتی به اصرار مادرم پیش روانشناسم نرفتم.گاهی احساس گناه میکنم بخاطر رفتارم ولی نمیتونم ببخشمش چون میدونم هنوزم به راه کثیفش ادامه میده …به نظر شما این حد از نفرت طبیعیه؟

    • سلام دوست گرامی
      برای مسائل تلخی که تجربه کردید، متاسفیم.
      در چنین شرایطی نفرت شما بله طبیعی است اما به جای ادامه دادن به این نفرت، حتماً برای رسیدگی به وضعیت روحی خودتان به مشاور و روانشناس مراجعه کنید.

  • سلام من تازگیا یه دوروزه فهمیدم پدرم به مادرم خیانت کرده من دارم داغون میشم دیگه
    قیافش نگاه کنم من هر وقت زحمت کشی هایه مامامانمو میبینم اشکم در میاد
    به مادرمم نگفتم چون دوست ندارم کارشون به جدایی بکشه
    من به همه مردا بدبین شدم حتی به نامزدم
    نمیتونم با کسی حرف بزنم حتی با خود بابا
    ترو خدا کمکم کنید

    • سلام دوست گرامی
      برای اتفاق تلخی که برای شما افتاد، متاسفیم.
      توصیه می‌شود تا خود شما واسطه حل این مساله نباشید. اگر مادر شما متوجه این جریان نشدند، نیازی نیست شما به او حرفی بزنید اما برای خودتان و آسیبی که به اعتماد شما وارد شده است، بهتر است با دریافت وقت مشاوره، این مساله را حل کنید.

  • من یه مدته که هی میرم پشت بابام میشینم ولی نور گوشیشو کم میکنه که من نبینم
    من و مادرم میشینم بغلش خودشو میپیچونه اون سمت ما نبینیم و از اس ام اس ها فقط دیدم یک قلب اینا فرستاده
    خیلی پیگیرم
    نمیدونم خیانته یا نه
    خواهش میکنم کمک کنید من فقط 13 سال دارم

    • سلام دوست گرامی
      رفتارهای مشکوک پدرتان شما را آزار داده است و می‌خواهید حقیقت را بدانید.
      اما یکی از اشتباهاتی که در این موارد رخ می‌دهد این است که فرزندی در مساله خیانت پدر به مادر یا برعکس، دخالتی کند.
      مسئولیت زندگی پدر و مادر شما با خودشان است. اگر مادر شما نیز به حرکات پدر مشکوک هستند، باید تلاش کنند تا این موضوع را حل و فصل کنند تا آسیب بیشتری به شما وارد نشود.

  • سلام
    من چند وقت پیش متوجه چت پدرم با یک خانم شدم و این موضوع رو باهاش در میون گذاشتم و گفت که جلوش رو میگیره.
    اما الان که مدتی میگذره به حد شدیدی نگرانم و نمی‌دونم که تموم شده یا هنوز ادامه داره.
    نمیدونم باید چی کار کنم

    • سلام دوست گرامی
      اتفاق تلخی برای شما افتاده است و مطمئناً نگرانی شما طبیعی است.
      اما معمولاً توصیه می‌شود که وقتی متوجه خیانت یکی از والدین شدید، با وجود سخت بودن این ماجرا، نباید در رابطه والدین‌تان دخالتی کنید و مدیریت این ماجرا را به خودشان بسپارید.
      زیرا خیانت هیچوقت صفر و صد ندارد و یک نفر در آن دخیل نیست. پدر و مادرتان باید به زوج‌درمانگر مراجعه کنند تا هم دلیل خیانت را پیدا کنند و هم زندگی خودشان را ایمن نگه دارند.
      شما نیز برای بهبود روحیه خودتان پس از این اتفاق، نیاز به مشاوره دارید، می‌توانید از مشاوران همیار عشق، نوبت مشاوره تلفنی، آنلاین یا حضوری دریافت کنید.

  • سلام من۱۵سالمه و دخترم دارم مطمئن شدم که بابام داره به مامانم خیانت میکنه راستش یه چند وقتی بود که خیلی پیش دوستاش بود و دیر خونه میومد دیگه به من زیاد اهمیت نمیداد همین طور به مادرم و داداش کوچیکم اما یه چند وقت بود که واقعا دیر میومد و فقط شام میخورد و میخوابید و وقتی هم ازش میپرسیدیم میگفت خستم دیگه به من پول نمیداد با این که همش سر کار بود ولی همیشه میگفت پول ندارم البته پدر من آدمی بود که به خانم ها زیاد نگاه میکرد و ما دیگه عادت کرده بودیم گوشیش هم همیشه بیست تا قفل داشت و بهمون اجازه نمیداد بهش دست بزنیم و چند سال پیش مامانم مچ بابام رو گرفت چون توی گوشیش عکس یه خانونی که مادرم میشناختش رو داشت… به هر حال گوشی بابام پر از عکس های زشت و زن ها بود…یه سه چهار روز مامانم با ما رفت خونه مامان بزرگم و امروز که برگشتیم دیدیم رو روی گونه بابام اکلیل بود و توی حال کفش هاش بود و روی میز تو اتاق هم کمر بندش بود و یه عرق گیر نو هم باخودش تو بسته آورده بود مامانم شک کرد و با بابام دعوا کرد اما بابام انکار کرد الان نمیدونم باید چیکار کنم لطفا راهنمایی کنید ممنون.

    • سلام دوست گرامی
      مطمئناً روزهای تلخی را گذراندید و این تجربه تلخ روی آینده شما اثرگذار خواهد بود.
      اما یک نکته مهم است که باید به آن توجه کنید. خیانت پدر شما به مادرتان اگر ثابت شود، تصمیم‌گیری راجع به این رابطه برعهده مادرتان خواهد بود و شما نباید هیچ دخالتی در این رابطه داشته باشید.
      توصیه می‌کنیم که والدین شما به یک زوج‌درمانگر مراجعه کنند.

  • سلام خسته نباشید من یه دختر ۱۵ سالم که سه بار خیانت پدرم به مادرم رو دیدم و خیلی زجر کشیدم پدرم یه ادم قلدوره که فک میکنه همه بدن خودش خوبه و با حرفاش واقعا مارو ازار میده.بار اول کلاس چهارم بودم که چت پدرمو با یه خانمی دیدم که چیزای خیلی زشت و رکیکی رد و بدل میکردن پدرم همیشه گوشیشو قایم میکنه و نمی زاره کسی بره سرش بار به مامانم گفتم و دعوا شد و چند هفته ای قهر بودن بار دوم یه صفحه ای دیدم ازش که باز چیزای خیلی بد میزاشت به مامانم گفتم و با یه ایدی فیک به بابام پیام داد و دید ک اوضاع خیلی خرابه بعد دوباره دعواشون شد و بابام هی انکار میکرد و تا پای طلاق رفتن ولی باز برگشتن الانم که چند ماهی میگذره باز یه صفحه بد ازش دیدم دیگه خسته شدم از کاراش بعضی وقتا تو دلم میگم کاش بمیره هممون رو راحت کنه بیچاره مامانم که هی میبینه و باهاش میسازه دیگه خسته شدم نمیدونم چیکار کنم مشاوره هم بکشیش نمیره ⁦☹️⁩ببخشین اگه سرتون رو درد اوردم ممنون میشم نظراتتون رو بدونم😊😭💖

    • سلام دوست گرامی
      برای این اتفاقات تلخی که برای شما افتاده است، متاسفیم.
      این موضوع خیانت باید توسط خود مادر و پدرتان حل شود و به این موضوع بپردارند. بهتر است شما دخالتی در این مسیر نداشته باشید و از مادرتان بخواهید حتما با مشاور صحبت کنند.

  • شما خیلی کار زشتی میکنید.فرادی که میان مشکلشونو با شما درمیون میزارن حتما واقعا به ته ته ماجرا رسیدن.مثل خود من…،
    شما ها میگید با مشاوره تلفنی فلان تماس بگیرید،خو آخه احمق اگه اونا میخواستن با مشاوره تلفنی تماس بگیرن که به شما رو نمی آووردن.
    واقعا براتون متاسفم ک با روحیات مردم بازی میکنید و از هر راهی میخواید پول به جیب بزنید…..

    • سلام دوست گرامی
      در روند مشاوره، باید از مراجع اطلاعات کامل دریافت شود. اطلاعات بیوگرافی، خانوادگی، پیشنیه خود فرد و رابطه ای که بخاطر آن مشاوره دریافت کرده است. بنابراین با طرح یک سوال جزیی در سایت نمی توانیم کامل مشاوره داشته باشیم. در این فضای پرسش و پاسخ می‌توانیم سوالات جزئی که مساله ریشه داری نیست را پاسخ بدهیم. قطعا روند مشاوره در جلسات حضوری، تلفنی و یا آنلاین با بررسی و پاسخ به یک پرسش بسیار متفاوت است. موفق باشید.

  • سلام من… وقتی فقط هشت سال داشتم متوجه شدم.یک شب ماردم فهمید و دعوای شدیدی شد من کلاس سوم بودم.الان هرکاری میکنم نمیتونم با خودم کنار بیام چون فکر میکنم تقصیر من بوده و به تازگی مادرم میخواد طلاق بگیره من نوجوونم و کنکوری و این احساس گناه و اذاب وژدان داره دیوانم میکنه الان هم تفسردگی حاد دارم و یک بار نامه خودکشی نوشتم ولی پارش کردم…
    چیکار کنم که وژدانم آروم بشه؟

  • سلام
    من امسال کنکوری هستم و به تازگی یک دوران افسردگی و اضطراب رو پشت سر گذاشتم و بهتر شدم تقریبا از تابستون چند پیام از یک خانم توی گوشی پدرم دیدم و به حدی حالم بد شد که نتونستم تحمل کنم و روز بعدش با پدرم در میون گذاشتم و وقتی حال بدم رو دید گفت چیز خاصی نیست و اصلا با اون خانم ارتباط خاصی نداره خیالم راحت شد ولی نه کاملا چون پدرم همیشه گوشیش رو از من و مادرم مخفی میکنه . دیروز دوباره تو گوشیش یه لحظه پیام یک خانم رو دیدم نفهمیدم که همون خانم بوده یا نه ! به طور غیر مستقیم از پدرم خواستم که تو صفحات مجازی دنبالش کنم تا شاید سرنخی بدست بیارم ولی طرفه میرفت و امروز وقتی دوباره بهش گفتم کمی عصبانی شد
    راستش من تو خانواده خیلی خیلی تنهام و واقعا کسی نیست که بتونم این موضوع رو باهاش درمیون بذارم و حتی نمیتونم مشاوره بگیرم !!
    از طرفی امسال کنکوریم و واقعا نیاز به ارامش ذهنی دارم تا بتونم درس بخونم و این چند روز واقعا نتونستم !
    من از همون بچگی با پدرم ارتباط صمیمی نداشتم و راستش نمیتونم خوب و صادقانه باهاش حرف بزنم یا حتی ابراز علاقه کنم و هر روز دارم نسبت بهش ناامید تر میشم
    من واقعا تو شرایط روحی بدی هستم لطفا کمکم کنید
    نمیدونم که باید چیکار کنم
    و در ضمن من نمیتونم مشاوره بگیرم
    ممنون

    • سلام دوست عزیز
      مطمئنا شرایطی که درش قرار دارید خیلی سخته و کاملا طبیعیه که بهم بریزید. خیلی خوبه که دوستانه بتونید با پدرتون صحبت کنید، بهش بگید که این موضوع خیلی نگران‌تون کرده و تاثیر منفی داره روی شرایط‌تون می‌ذاره. اما بعد از اون دست از چک کردن پدرتون بردارید و این موضوع رو به خودش بسپارید. راجع به این مسئله با مادرتون هم صحبت نکنید. چون شرایط رو بهتر نمی‌کنه و حتی ممکن بدتر هم بشه. سعی کنید تمرکزتون رو روی حال خودتون و خصوصا درس‌هاتون بگذارید. البته که این کار سختیه و در چنین شرایطی شما نیاز دارید حتما با یک روان‌شناس صحبت کنید. ولی خب گفتین که درحال حاضر شرایطش رو ندارید. اما هر زمان شرایطش براتون فراهم شد، حتما با مشاور صحبت کنید.

  • ،پسرم و از سن قانونی گذشتم و بچه بزرگ خانواده،6ساله که متوجه خیانت مادرم ب پدرم شدم،پدرم یک کارمند دولته و مادرم خانه دار،متاسفانه تفاوت سنیشون 15 ساله و مادرمو بیش از اندازه دوس دارم به همین خاطر چند بار غیرمستقیم ب روش اوردم که تموم کنه این کارارو،بسیار ضربه روحی خوردم این وسط،بسیار شکاک شدم به همه،اعتماد به نفسم پایین اومد و کمتر در بین مردمم،خانواده ما از لحاظ مالی هم مشکلی نداره و رابطه پدر و مادرم در حقیقت خوبه اما کلی مدارک خیانت مادرم به پدرمو دارم،اما هر چقد فکرشو میکردم خیلی بد میشد اگه به پدرم این موضوع رو بگم،مادرم واقعا خانومیه که همه ی اقوام روش حساب باز میکنن،رابطه های اشتباهی که داشته همه بسیار مخفی بودن،خانواده ما باهم مشکل جدی ندارن.کاش همه ی این اتفاقا به همین آسونی در همین14-15 خط خلاصه میشد،اما لطفا کمک کنید،هیچ گونه شرایطی برای رفتن به مشاوری هم وجود نداره،20 سال از زمان ازدواجشون میگذره.از لحاظ روحیه دارم نابود میشم،قراره امسال ب دانشگاه برم و ترس اینو دارم که ب این خانواده چ خواهد گذشت.

    • سلام
      دوست عزیز مطمئنا شرایطی که درش قرار دارید خیلی سخت و در عین حال حساسه. هر تصمیم اشتباهی بگیرید می‌تونه شرایط رو بدتر کنه. باید بدونید اطلاع دادن به پدرتون شرایط رو بهتر نمیکنه. شما در بهترین حالت باید بتونید با مادرتون صحبت کنید و بهشون بگید چقدر اذیت می‌شید. ضمن اینکه بهشون اطمینان بدید هرکمکی بتونید انجام می‌دید تا رابطه‌اش رو تموم کنه و بتونه این مشکل رو حل کنه. نحوه صحبت کردن با مادرتون هم خیلی اهمیت داره که لازمه حتما اول شرایط و ارتباطات خانوادگی‌تون توسط مشاور بررسی بشه. کمکی که برای خانواده از دست شما برمیاد در همین حده ولی درعین حال اثر این اتفاق رو روی خودتون هم نباید نادیده بگیرید. همون‌طور که خودتون گفتید الان بسیار شکاک شدید و اعتماد به نفس‌تون پایین اومده که با توجه به شرایط‌تون کاملا قابل پیش‌بینیه. بنابراین در اولین فرصتی که تونستید از یک مشاور متخصص کمک بگیرید.

  • سلام،من یک دختر نوجوونم خیلی روحیم حساسه و تازه یک بحران عاطفی شدید رو توی زندگیم با فوت یکی از عزیزانم گذروندم
    من خیلی وقت بودبه بابام مشکوک شده بودم
    میدونستم و صد در صد مطمئن بودم به مامانم خیانت میکنه خیلی ناراحت بودم بابام همیشه گوشیشو از من و مامانم مخفی میکرد من یه روز گوشیشو دیدم و فهمیدم اره داره خیانت میکنه با یه دختر خیلی جوون خیلی ناراحت شدم دو هفته مخفی گریه میکردم ناراحتیامو میریختم تو خودم تا اینکه یروز طاقت نیاوردم و خلاصه ی ماجرا رو به مامانم گفتم مامانم خیلی افسرده شد قبل از اینا خیلی خانوادمون صمیمی و خوب بود سرد شدن بین مامانم و بابام و اینکه بخاطر موقعیت اجتماعی بابام به خطر نیفته چیزی به کسی نگفتیم به جز عمم عمم تحقیق کرد و گفت چیز مهمی نبوده من الان خیلی ناراحتم امروز مامانم گفت میخواد قهر کنه و برای چند روزی بره من خیلی میترسم از جهتی میترسم بابام کارشو ادامه بده بخدا نمیدونم باید چه خاکی تو سرم بکنم امتحانای میان ترممه و خیلی مهمن یک خواهر ۳ ساله هم دارم و کارای اونم گردن منه دارم دیوونه میشم

    • سلام
      مطمئنن شرایط خیلی سختی دارید و این ضربه سنگینی برای شماست. بهترین کار اینه که درباره احساسی که دارید و فشاری که به دلیل این شرایط روتون هست باهاشن صحبت کنید و ازشون بخواهید به یک مشاوره متخصص در زمینه خیانت زناشویی مراجعه کنن و مشکل رو حل کنن. با سیستم مشاوره تلفنی صحبت کنید تا راهنمایی‌های لازم رو بهتن ارائه بدن.

  • سلام…من متوجه شدم پدرم با دختری در ارتباطه در حد تلفن و گاها دیدنش،مادرم هم در جریانه و کلی باهم صحبت کردن و پدرم قول داده که دیگه تموش کنه از اون موضوع چند ماه میگذره اما اخیرا متوجه شدم پدرم دوباره گاهی بهش زنگ میزنه خیلی کمتر شده اما هنوز قطع نشده…مادرم هم میدونه،لطفا بگید باید چیکار کنیم؟؟؟

    • سلام
      قطعا شرایط سختی برای شما هست. اما برای راهنمایی‌تون نیاز به اطلاعات بیشتری وجود داره. لطفا با سیستم مشاوره تماس بگیرید تا با بررسی دقیق‌تر راهنمایی بشید.

  • با سلام
    راستش ۳ سالی هستش که متوجه خیانت پدرم شدیم. باهاشم درمیون گذاشتیم که می‌دونیم. من فرزند وسط خانواده‌م و پدرم فکر می‌کنه من دلیل دعواها رو نمی‌دونم. برادر کوچیکمم نمی‌دونه. خواهر بزرگ‌ترم برای تحصیل خارجه و مادر بزرگ مادریم فوت کرده. مادرم به هیچ عنوان به خاطر مامانش و دخترش وضع روحی خوبی نداره و بهش نگفتم که دو روز پیش متوجه زنگ دوست پدرم شدم و فهمیدم گفت: سلام خانومم… و چندین مورد دیگه که در طی این دو روز به طرز عجیبی ناراحت و افسرده‌م کرده. به هیچ عنوان نمی‌تونم حتی ۱ مین باهاش هم کلام شم. فرد سوم در شهر همدان زندگی می‌کنه و پدرم اونجا شهر دوم کاریشه. پرسید چرا ناراحتی این چند روز و بازم جواب هیچی بود. نوروز یه دعوا بزرگ داشتیم و گفت یه بار دیگه اسم همدونو بیاریم احترام سرش نمی‌شه.
    شما نظرتون چیه؟ خیلی نا آرومم با مامانم در میون بذارم؟ یا به پدرم یه نامه بفرستم؟ خواهشا کمک کنید!

    • دوست عزیز
      سلام

      قطعا شرایط بسیار سختی رو تحمل می‌کنید، و این کاملا قابل درکه؛ اما بیاین به این موضوع فکر کنید که گفتنش ممکنه چه تاثیری روی مادرتون داشته باشه؟ قطعا احساس خوبی نیست، مخصوصا با شرایطی که گفتید. در مورد پدرتون هم گفتید که بهشون گفتید از این ماجرا خبر دارید ولی خب، اون هم تاثیری نداشته.
      متوجه هستم که شرایط بسیار سخته، اما بهتره که منطقی فکر کنید و ببینید آیا گفتنش اوضاع رو بهتر می‌کنه یا نه؟!
      سعی کنید که زندگی خودتون بیشتر اهمیت بدید و برای خودتون و حال بهترتون تلاش کنید. برای اینکار می‌تونید از کمک روان‌شناس هم استفاده کنید تا بهتون بیشتر کمک کنه.

  • سلام ممنون واسه وقتی که برای همچین موضوع مهمی میزارین
    من دختری هستم که چند وقته متوجه خیانت پدرم هستم،و مطمئن هستم که ایشون دارن خیانت میکنن چون پیاماشون رو خوندم با اون خانوم که مستاجر طبقه پایین ما هم هست،خیلی از این موضوع ناراحتم،پدر من سنش ۵۰ هست و این خانوم هم ۳۵ سالشه وداره از همسرش جدا میشه…امکان اینکه بخوام به پدرم بگم اصلا وجود نداره چون واکنشش بسیار بد خواهد بود و من اینو مطمعنم…وقتی صحبت از اون خانوم میشه عصبی میشه و ازش طرفداری میکنه و میگه کاریش نداشته باشین که ابرو ریزی شه،من حس میکنم که مادرمم متوجه شده ولی مادرم زن ساده ای هست و چیزی به روش نمیاره فقط گاهی میگه که این خانم باید از خونه بره ولی پدرم قبول نمیکنه و میگه نه و یه بهانه میاره که مادرمو واسه نرفتن اون خانوم قانع کنه بارها سر این موضوع بحثشون شده و هربار پدرم از اون خانم طرفداری کرده مانع از رفتنشون از طبقه پایین شده،،،واقعا نگرانم که اون خانم نقشه ای داشته باشه که هم پدرمونو ازمون بگیره هم خونه ای کخ توش زندگی میکنیم چون متوجه شدم که خانم درستی نیست…
    ممنون میشم کمکم کنید اینم در نظر بگیرید که اصلا امکان گفتگو با پدرم نیست چباشن واکنشش بد خواهد بود ولی من بارها سعی کردم کمی حواس مادرمو به این قضیه جلب کنم که مراقب باشه‌
    این طرفداری ها میتونه نشونه علاقه ی پدرم به اون خانم باشه؟چون واقعا میترسم که بهش علاقمند باشنباشن و نتونن ازش جدا شن

    • سلام دوست گرامی
      در صورتی که امکان مکالمه با پدر از طریق شما وجود ندارد از یک نفر که روی پدرتان تاثیر دارند بخواهید که با ایشان صحبت کنند
      در صورتی که نتوانستن و پدرتان قبول نکردن بهتر هست شما بیش از این دخالت نکنید و قیول کنید ایشان عاقل و بالغ هستند و مسئول زندگی خود

  • سلام
    من یه سری پیام های بابام رو با یه خانم دیدم حتی عکس ماهم واسش فرستاده بود،شمارشو برداشتم و از پیاما عکس گرفتم،رابطه مادر پدرم تو خونه خیلی خوبه واقعا شکه شدم بعد از دیدن این چیزا،با پدرم خیلی صمیمی هستیم اما چون من دخترم دلم نمیخواد روم تو روی پدرم باز شه با گفتنش، ولی نمیتونمم با این موضوع کنار بیام،میخواستم زنگ بزنم اون خانم رو تهدید کنم

    • دوست عزیز
      سلام

      قطعا در شرایط دشواری هستید، اما به هر حال بهتره از روشی که گفتید استفاده نکنید چون معمولا تاثیر مثبتی نخواهد گذاشت. قبل از هر چیز، بدونید که با وجود سخت بودن شرایط برای شما، بهتره این مساله رو بدونید که به هر حال پدر شما زندگی شخصی و مستقلی داره و شما اجازه ندارید به جای ایشون تصمیم بگیرید. اگر نوع ارتباط شما با پدرتان به گونه‌ای هست که می‌تونید با هم در این مورد گفت و گو داشته باشید، سعی کنید با خود ایشون صحبت کنید. البته گفت و گو با هدف اینکه احساستون رو از دونستن این مورد بهشون بگید نه تعیین و تکلیف کردن براشون.

      باز هم تکرار می‌کنم این مورد بسیار سخته و احساس ناخوشایند شما قابل درکه، اما به هر حال باید بدونید که از دست شما کاری بر نمی‌یاد؛ این مساله شخصیه و به خود ایشون و مادرتون بستگی داره و علنی کردنش حتما جو خونه رو به هم می‌ریزه. بنابراین بهتره به جای پرداختن به این مساله، با یک روان‌شناس گفت و گو داشته باشید و سعی کنید خودتون برای خودتون کاری انجام بدید تا حالتون بهتر بشه.

  • سلام… لطفا کمکم کنید… بخدا به کمکتون نیاز دارم. من 17 سالمه و چند وقتی هست که متوجه رابطه پدرم با یکی از فامیل های خیلی دورمان شدم… من 100% از این موضوع مطمئنم…پدر من ادم خیلی جدی هست و من نمیتونم به هیچ عنوان با خودش صحبت کنم یا نامه بنویسم…من وقتی شک کردم که متوجه تماس و تک زنگ هایی از یک شماره ناشناس به پدرم شدم و پدرم با ملایمت و مهربان با ان شماره حرف میزد این در صورتیه که پدرم هیچ وقت جز با مادرم انقدر خوب حرف نمیزد…من با ان شماره به صورت ناشناس تماس گرفتم و فهمیدم که یکی از فامیل های دورمان است… من با متوجه شدن این موضوع تصمیم گرفتم که مکالمه هاشو ضبط کنم و بعد فهمیدم که پدرم با اون خانم رابطه داره… میشه خواهش کنم بهم کمک کنید من خیلی میترسم… و نمیتونم با پدرم درباره این موضوع صحبت کنم… خواهشا کمکم کنید که چجوری این موضوع رو با مادرم در میان بگذارم؟

    • سلام دوست گرامی
      با پدرتان صحبت کنید و این صحبت تنها با هدف و اعلام این این مسأله هست که در جریان رفتارهای ایشان هستید . و قبل از اینکه مادر تان متوجه بشوندد بهتر هست این رابطه تمام شود.و تنها کاری هست که شما میتوانید برای اگاهی پدرتان انجام بدهید.این را قبول کنید که این مشکل باید توسط خود پدر و مادر شما حل نشود و پدرتان به عنوان شخص عاقل و بالغ مسئول زندگی خودشان هستند و شما هم تا حدی که وارد این حریم نشوید میتوانید با پدرتان صحبت کنید و ایشان را متوجه عمل اشتیاهشان کنید .اگر پدرتان مصرر هستند که ادامه بدهند بهتر هست شما دخالتی نکنید .در این زمینه هم نه با مادرتان و نه با شخص دیگری صحبت نکنید

    • سلام
      من یک دختر ۱۶ ساله هستم که مدتی هست متوجه خیانت پدرم به مادرم شدم.دو روز از شدت ناراحتی و سردرگمی حالم خیلی بد بود .
      خیانت پدرم فقط در این حده البته فکر میکنم که فقط در دایرکت اینستاگرام صحبت میکنند.
      پدرم تند تند اینستاگرامشو پاک میکنه وو باز نصب میکنه.دور از ما میشینه. احساس کردم دوروز که حالم بد
      بود کمی حدس زده که من متوجه شدم ولی باز صبح دیدم که چت میکنه.
      حالم خیلی بده .نه میتونم به مادرم بگم نه به پدرم.
      من نمیدونم واقعا دیگه چه کاری از دستم بر میاد؟
      چون همه جوره سعی کردم که بهش بفهمونم من متوجه کارهاش هستم.

      • سلام دوست گرامی
        حتماً تحمل این شرایط برای شما بسیار تلخ است.
        بهتر است در این مسیر شما دخالتی نداشته باشید؛ هرچند سخت است که از این فضا و شراط دور باشید؛ اما دخالت شما ممکن است به پنهان‌کاری بیشتری منجر شود.
        اگر تحمل این وضعیت برای شما سخت‌تر شد، به پدرتان مستقیم این مساله را مطرح کنید.

  • سلام، مادر من همیشه با پدرم سر این موضوع خیانت دعوا دارن و مطمئنیم از خیانتاش چون هردفعه یه چیزی ازش می بینیم ولی پدرم اصلا قبول نمی کنه و ما رو خر فرض کرده و با‌وجود اینا توقع داره مثل همیشه باهاش رفتار کنیم و زندگی رو با دونستن این موضوع ادامه بدیم. دیگه واقعا تحمل این شرایط برام سخت شده میشه بگین چیکار کنیم؟

    • سلام دوست گرامی
      با پدرتان صصحبت کنید و این صحبت تنها با هدف و علام این این مسأله هست که در جریان رفتارهای ایشان هستید .و تنها کاری هست که شما میتوانید برای اگاهی پدرتان انجام بدهید.این را قبول کنید که این مشکل باید توسط خود پدر و مادر شما حل نشود و پدرتان به عنوان شخص عاقل و بالغ مسئول زندگی خودشان هستند و شما هم تا حدی که وارد این حریم نشوید میتوانید با پدرتان صحبت کنید و ایشان را متوجه عمل اشتباهشان کنید .اگر پدرتان مصرر هستند که ادامه بدهند بهتر هست شما دخالتی نکنید .

  • سلام
    من ۱۸ سالمه و تمام خانواده در موقع بوجود اومدن مشکل از من کمک میخواهند ، پس بلوغ فکری کاملا بالا را نشان می‌دهد .
    من دوهفته ای هست از رابطه پدرم با یک خانم اطلاع پیدا کردم و ۱۰۰٪ مطمئن هستم.
    خدا یک فرشته داشت بنام مادر من که به ما داد و ۶ ماهه برده پیشه خودش ، من یک برادر و خواهر دارم که ۱۰سال ازم بزرگترند و کاملا از لحاظ روحی داغون هستند ولی احتمال مدیریت شاید باشه .
    من امروز به پدرم و اون خانم گفتم و کاملا مطمئن مطمئن شدم
    ترو خدا بگید چیکار کنم دارم دیوونه میشم از صبح …..

    • سلام دوست گرامی
      اینکه خانواده شما را به عنوان فرد عاقل و منطقی قبول دارند خیلی خوب هست اما این را در نظر بگیرید که کمک های شما نباید جنبه دخالت و ورود به استقلال انها باشد.اینکه پدرتان در رابطه ای با خانمی هست درست هست که پذیرش را برای شما سخت میکند اما قبول کنید که پدرتان اکنون مرد متاهلی نیستند که باید متعهد باشند.شاید این ارتباط به تازگی شکل گرفته.پس خیلی منطقی رفتار کنید و به پدرتان حق بدهید که تنها نمونند

  • من متوجه شدم پدرم با یک زن در ارتباطه و مدرک دارم نمیدونم چکار کنم میخواستم موضوع رو با عمم در میان بزارم و خواستم برم پیش اون زنه و بگم از پدرم دور شو وگرنه ابروتو میبرم و بجز من هیچکس نمیدونه چکار کنم بنظرتوت؟

    • سلام دوست گرامی
      بهتر است ابتدا با پدرتان بصورت خصوصی صحبت کنید و اعلام کنید که در جریان رابطه ایشان هستید.
      با لحن عادی و خیلی آروم،حرف بزنید و هرگز به ایشون بی احترامی نکنید
      شما از نگرانی خودتون نسبت به مادرتون و پدرتان صحبت کنید و اینکه اگه مادرتون متوجه بشه، قراره چه اتفاقی رخ بدهد.
      هدف شما تنها گفتگوی با پدرتان و اعلام این این مسأله هست .و تنها کاری هست که شما میتوانید برای اگاهی پدرتان انجام بدهید.
      و بهتر هست در این مورد با کس دیگه ای صحبت نکنبد.

      • من رفتم به عممه گفتم چون خودم اگه به بابام میگفتم با لحن بدی حرف میزدم عمم هم بهش تذکر و عواقب کاراشو گفته و گفته پسرت هم میدونه
        الان کارای مشکوکش کم شده ولی احساس میکنم باز ادامه میدن چی کاری بهتره بکنم؟

مقالات مرتبط