همیار عشق

آزمون سنجش احتمال بازگشت به رابطه

تاریخ آخرین بروزرسانی :

اشتراک گذاری

Share on facebook
فیسبوک
Share on telegram
تلگرام
Share on twitter
توییتر
Share on whatsapp
واتساپ

در کدام زمینه می‌تونیم کمکتون کنیم؟

رزرو نوبت مشاوره

مشاوره روانشناسی برای

ایرانیان خارج از کشور

مشاوره

02122024728
رزرو نوبت

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

عضویت در خبرنامه

اشتراک گذاری مقاله

Share on facebook
فیسبوک
Share on telegram
تلگرام
Share on twitter
توییتر
Share on whatsapp
واتساپ

در کدام زمینه می‌تونیم کمکتون کنیم؟

رزرو نوبت مشاوره

مشاوره روانشناسی برای

ایرانیان خارج از کشور

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

عضویت در خبرنامه

پرسش و پاسخ کوتاه

برای پرسش و پاسخ کوتاه سوال خود را از طریق فرم زیر مطرح کنید. پاسخ، زیر این مقاله در سایت منتشر می شود و به ایمیلتان هم ارسال خواهد شد. برای گرفتن نوبت و مشاهده شرایط مشاوره و گفتگوی آنلاین یا تلفنی با مشاورین روانشناس رادیو عشق اینجا کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

  • سلام من ۲۲سالمه تقریبا یه سال مرتب میرفتم پیش یه اقای وکیل. ایشون هم خیلی محترمانه هربار بدون اینکه حرف خلاف عرفی بزنن باحوصله کارمو انجام میدادن.

    تا حدودا هشت ماه پیش دیدم یهو مادرشونو اوردن دفتر و بدون اینکه خودشون اون زمان حضور داشته باشن (یعنی رفته بود بیرون)مادرشون ازم خواستگاری کردن. خود پسره هیچ حرفی نزده بود از علاقش. منم اون موقع هول شدم از سر عجول بودن به مادرش گفتم من قصد ازدواج ندارم میخوام درس بخونم و کلی بهونه اوردم و رفتم خونه.
    ولی واقعا نظرم مثبت بود پسر خوبی بودن . بعد از اون قضیه الان هشت ماهه که نرفتم دفترش از استرس که چرا الکی ردش کردم.
    الان واقعا پشیمونم. چون حسم بهش خوبه میخواستم باهاش اشنا شم. الان نمیدونم چیکار کنم ؟؟ الکی ردش کردم! بهترین کار چیه؟ برم پیششون باز؟ خیلی عادی رفتار کنم؟ چیکار کنم بهتره چون بنظر پسر مغروری میاد.
    الان حرف منو ازش اینجوری برداشت کرده احتمالا که پَسِش زدم و ردش کردم و فکر کنم خیلییی ناراحت شده
    . من واقعا نمیخوام از دستش بدم همش به فکرشم چیکار باید کنم 😭

    • سلام دوست گرامی
      ایشان از مسیر درستی برای ابراز علاقه استفاده کرده بودند، به هر دلیلی که ایشان را رد کردید، ابتدا باید قبل از برگشتن به دفتر ایشان، از وضعیت ایشان طی این مدت 8 ماهی که نبودید اطلاعات کسب کنید. مثلاً ازدواج نکرده باشند. وقتی مطمئن شدید که ایشان قرار و مداری با شخص دیگر ندارند، می‌تواند مجدداً به بهانه کار حقوقی به دفتر ایشان بروید. دوری از ایشان به وضعیت شما کمکی نمی‌کند.
      اما در این مسیر حتماً نیاز به مشاوره دارید تا بتوانید مجدداً ایشان را جذب خودتان بکنید. می‌توانید از مشاوران همیار عشق وقت مشاوره دریافت کنید.

  • سلام من یکسال پیش باپسری ک همکلاسیم بوداشناشدم ولی رابطه ماتا اتمام کلاس وحتی چندماه بعد ازاتمام درحدهمکلاسی بودالبته توجه اون پسربه من نسبت ب بقیه دختراخیلی زیادتربود ولی من واقعانمیدونستم که اون ازاین رفتارش منظوری داره تااین که بالاخره بهم گفت که چه حسی بهم داره ولی من اولین بار که این حرف روبهم زدپیشنهاددوستیش روردکردم ولی بعدازتقریبا۸ماه دوباره پیشنهادش رومطرح کردو من قبول کردم ورابطه خیلی خوبی داشتیم ولی بعدازگذشت ۲ ماه ازرابطه بطورخیلی ناگهانی وغیرمنظره منوبلاک کرددرصورتی که باهم هیچ مشکلی نداشتیم فقط من بهش گفتم که” تاچندروزقبل میخواستم رابطه روتموم کنم ولی الان نظرم عوض شده”اونم اولش عصبانی شدولی بعدکه یکم باهم صحبت کردیم حالش خوب بودودیگه عصبانی نبودولی همون شب بدون هیچ دلیلی منوبلاک کرد والان بعدازدو سه ماه برگشته ومیگه که بخاطرشرایط من(من توشرایطی بودم که نیازداشتم تنهاباشم واین موضوع خیلی حیاتی بودواهمیت زیادی توزندگیم داشت)این کارروکرده من الان نمیدونم که بایدحرفشوباورکنم وبرگردم به رابطه یانه لطفاکمکم کنید

    • سلام دوست گرامی
      رابطه شما بالا و پایین زیادی داشته است و به نظر می‌رسد که هدف خاصی برای این رابطه درنظر گرفته نشده بود.
      پیام شما نیز برایش ترسناک بوده است و بهتر است این را متوجه باشید که هر کلام شما می‌تواند تا چه اندازه روی طرف مقابل و رابطه شما موثر باشد.
      اینکه یاشان گفته بخاطر تنها ماندن شما و نیازتان شما را ترک کرده است خیلی قابل قبول نیست و منطقی به نظر نمی‌رسد.
      بهتر است ابتدا مشخص کنید در این رابطه به چه چیزی می‌خواهید برسید و سپس برای برگشت فکر کنید.

  • سلام،همکار خانمی در محل کارم که ده سال از من کوچکتر است به من نزدیک شد و سه ماه هست با هم در ارتباطیم،اما یکبار بیشتر بیرون نرفته ایم.و زیاد بهانه میاره که با من بیرون نیاد،اما توی کارهاش از من زیاد مشاوره میخواد،و این اواخر یکی دو بار خواست با بهانه الکی جدا شه که من نذاشتم.یک شب به خاطر بحث با خانواده اش گفت که بهش پیام ندم تا اروم باشه،منم گفتم باشه،اما منو بلاک کرد.فردا غروبش که گفتم حالت بهتره مشکلت حل شده یا نه گفت نمیخواد با من باشه ،و نمیخواد رابطه ای داسته باشه،منم گفتم زوری نیست خوشت نمیاد دیگه.و اون گفت به من قولی برای ادامه رفاقت نداده..الان یه هفتست پیام ندادم علارقم علاقه و احساسی که دارم.اون هم یه جوری رفتار میکنه که ازم دوری کنه یا ناراحتم کنه با رفتارهای محل کار.چکار کنم،پیامی بدم،اقدامی کنم،یا کلا منصرف بشم از ادامه،..و اینکه با همکارهای مرد زیاد راحته و گاهی بد دهنی هم میکنه.

    • سلام دوست گرامی
      با این روایتی که گفتید، بنظر می‌رسد طرف‌مقابل شما هدف مشخصی در رابطه نداشته باشد و طبق گفته شما بهانه‌های زیادی برای بودن در رابطه دارد. اقدام یکدفعه‌ای برای بلاک هم نکته مهم دیگری است که باید به آن توجه کنید.
      چند نکته مهم وجود دارد: خود ایشان به شما نزدیک شده، نکته بعد با همکاران مرد دیگر راحت است (که باید بررسی کنیم آیا ایشان واقعا راحت است یا این تصور شماست) و نکته بعد اینکه بددهن هستند. آیا مجموعا این فرد برای شما جذاب است؟ قبل از فکر به برگشتن یا اقدامی باید بررسی کنید که چه انگیزه‌ای در شما وجود دارد که بخواهید با او در رابطه بمانید؟ ویژگی@های مثبت ایشان چیست؟ از کدام رفتار در شما ناراحت می‌شده؟ هدف از بودن در این رابطه برای خود شما چیست؟ بعد از پاسخ به این پرسش‌ها می‌توانید در مورد شیوه صحیح برگرداندن عشق و ازدواج، از مشاوره رادیوعشق کمک بگیرید.

  • من ب او مستقیم نگفتم که دوستت دارم اون پسرآشنای ماست و بهش گفتم بهت جواب دادم چون تعریفتو زیاد شنیدم بعدشم باهاش خداحاظی کردم ک دیگ پیام ندیم و اون فکر نکنه من قصد دوستی داشتم باهاش.عصبانی شد ک چرا میخام برم و اینا..من موندم ولی خیلی کم باهاش چت میکردم بعد از چندوقت ریموم کرد البته اینم بگما هنوز باهام شوخی میکنه و حتی ازم معذرت خواهی هم کرد ک ریموم کرده…نمیدونم واقعا گیجم بهم بگید چیکار کنم ؟

  • سلام من با یه پسری چت میکردم اما همش بهش میگفتم داداش خودشم همش سربه سرم میذاشت ک چرا بهم میگی داداش بعداز یه ماه یه اتفاقی افتاد که من بهش گفتم ازت خوشم میومد که بهت جواب دادم اما بهش گفتم اگه قصد دوستی داشتم باهات بهت نمیگفتم هیچ وقت داداش و اونم قبول کرد.حالا میخام بدونم دوستت دارم با ازت خوشم میاد فرق داره یا گند زدم؟😔

    • سلام دوست گرامی
      یعنی شما ایشان را دوست داشتید؟ به نظر می رسد نتوانسته اید به طریقه صحیحی با ایشان وارد رابطه شوید و مستقیماٌ نباید این احساس را با او در میان می گذاشتید.سرمایه گذاری در بخش ابراز کامملاً باید قدم به قدم و هوشمندانه باشد. برای شیوه جذب درست با مشاوران همیار عشق، وقت مشاوره تلفنی یا آنلاین دریافت کنید.

      • من ب او مستقیم نگفتم که دوستت دارم اون پسرآشنای ماست و من خیلی ازش تعریف و تمجیدشنیدم بخاطر همین بهش گفتم ازت خوشم میومد ک بهت جواب دادم چون تعریفتو زیاد شنیدم بعدشم باهاش خداحاظی کردم ک دیگ پیام ندیم و اون فکر نکنه من قصد دوستی داشتم باهاش.عصبانی شد ک چرا میخام برم و اینا..من موندم ولی خیلی کم باهاش چت میکردم بعد از چندوقت ریموم کرد البته اینم بگما هنوز باهام شوخی میکنه و حتی ازم معذرت خواهی هم کرد ک ریموم کرده…نمیدونم واقعا گیجم بهم بگید چیکار کنم ؟

  • سلام از بچگی میخواستمش ولی حسمو نمیدونستم اسمشو چی بذارن همسایمون بود بعد ۷سال دوستم یه عکس فرستاد ما باهم همسایه بودیم گفت اینو میشناسی ببین چقد تغییر کرده تو یه نظر شناختمش انگار کنترل هیجانم دست خودم نبود تو اینستا پیداش کردم یکم از بچگی حرف زدیم بعد من خواستم که همدیگه رو ببینیم به اون دوستمم گفتم بیاد که مثلا این قرار تجدید خاطرات دوران کودکیه اما من قصدم چیز دیگ بود بعد تموم شدن دیدار تو تلگرام بم حرفو طول داد تا گفت من عشقو از چشات خوندم تو خیلی خوبی فلانی بهمانی وقتی دیدمت تو ذهنم یه تیک سبز خورد و اینا ولی من دوساله ذهنم مشغوله ک نمیدونم اسمشو بذارم عشق دیوونگی دوست داشتن .بعد ک خدافظی کرد از لیست فالووراش هم خارجم کرد تقریبا یکی دو ماه بعد دوباره فالو کرد که چیز خاصی هم نگفت بعد دوباره منو از فالووش ریمو کرد الان از این قضایا یک سالو نیم میگذره ولی من نتونستم فراموشش کنم نه خودشو نه یه کدوم از حرفاشو ….میتونم به بازگشت رابطه ای ک اصلا شروع نشد و من شکست خوردم امیدوار بود و دوسال دیگه ک درسم تموم میشه دوباره بش پیام بدم؟یا کار بیهوده ایه؟

    • سلام دوست گرامی.
      اگر منظورتون اینه که طرف مقابل ذهنش به کسی دیگه مشغول بوده نه شما، بهتره روی این ارتباط تجدید نظر کنید. اگر ذهن ایشون به شما مشغول بوده، چرا این مدت جلو نیومده؟ بهتره کمی واقع بینانه تر به موضوع نگاه کنید، شما از خاطرات خوب بچگی یک رویای خیلی واضح ساختید که این نشون میده سالها با این رویا زندگی کردید و مطمئنا فراموش کردن حرفا و خاطرات ایشون کار دشواریه. شما می تونید برای کمرنگ شدن و طی کردن دوره سوگِ اون حسی که تجربه کردید، با مشاوران دوره بازگشت به زندگی صحبت کنید.

  • هم دانشگاهی بودیم که از طریق مجازی آشناشدیم و ۳ سال ارتباط مجازی داشتیم. بعد از ۳ سال خواستگاری کرد و من در آن زمان، شرایطش را نداشتم و جواب منفی دادم. بعد از چند روز کل چت ها را پاک کرد و چند استوری درمورد اینکه شکسته شده ولی فراموشم میکند گذاشت. و با فرد جدیدی وارد رابطه شد ولی همچنان در اینستاگرام مرا دنبال میکرد ولی بعد از ۶ ماه در اینستاگرام من را بلاک کرد دقیقا بعد از اینکه استوری با مضمون اینکه من منتظرم برگردی گذاشتم.
    یعنی دیگه امیدی به برگشتنش نیست؟

    • سلام
      با توجه به اینکه با فرد دیگه‌ای وارد رابطه شده و بعد از استوری شما بلاکتون کرده، بهتره منتظرش نمونید و به زندگی خودتون برسید. البته احتمالا براتون سخته و از نظر احساسی درگیر هستید. بنابراین با سیستم مشاره تلفنی تماس بگیرید.

  • سلام. من با آقایی ۶ساله دوست بودیم خانواده ها تقریبا خبر داشتن یعنی فقط مادرامون.ولی چندباری ازش خیانت دیدم بصورت پیامک تو گوشیش بعد که ازش پرسیدم طفره رفت و دروغ تحویلم دادمنم قهرکردم تا روز تولدم زنگ زد و دوباره شروع شد رابطه ماو من دیگ مثه قبل نتونستم بهش اعتماد کنم همیشه در حال کنترل کردنش بودم و اونم میفهمید و منو دعوا میکرد و قهر میکردیم . اخیرا هم یک هفته هست که بخاطر همین موضوع بی اعتماد بودن من نسبت به اون بازم دعوا کردیم و دیگ اون تصمیمش رو گرفته گفت که تو به من اعتماد نداری و فردا توی زندگی دچار مشکل میشیم و این حرفا تمومش کردم اولش التماس کردم بمونه و عوض میشم ولی اون گفت که هربار دعوا کردیم همینو گفتی ولی بی اعتمادی نسبت بهم شکاکی نمیشه کاریش کرد وحالا دیگ تموم شده دو روزه .ولی امروز تو شبکه مجازی تلگرامش یه عکس ازخودش گزاشته بود با یه حلقه تو دست چپش منم بهش زنگ زدم گفتم چخبره چیشده چرا حلقه دستت کردی گفت نامزد نکردم همین و قطع کردیم گوشیو . نمیدونم چرا ابن کارو کرده و حلقه دستش انداخته هنوز دوروزه ما باهم کات کردیم واقعا عجیبه . ازتون میخام بهم بگین چیکارکنم که احساس کنه بهش اعتماد دارم . ما فامیلیم نیستیم همدیگه رو ببینیم ارتباطمون فقط از طریق دیدار و پیامک و زنگ بوده و هست . همین ممنونم که وقتتونو دراختیارم گزاشتین مرسی…

    • سلام
      اینکه شما بعد از یکبار خیانت دیدن اعتمادتون رو از دست بدید تاحدی طبیعیه و برای از بین رفتن بی‌اعتمادیتون باید در درجه اول طرف مقابل‌تون تلاش کنه تا اعتمادسازی مجدد صورت بگیره. اینکه یک رابطه با شک و بی‌اعتمادی به جایی نمیرسه حرف درستیه ولی بخش زیادی از مسئولیت این موضوع به عهده طرف مقابل شماست. چون اون به اعتماد شما خدشه وارد کرده و خودش هم باید براش تلاش می‌کرده. در این پیام شما مشخص نیست که آیا ایشون برای اعتمادسازی کاری کرده یا نه ولی باید بدونید “آشتی کردن” بعد از خیانت، زمین تا آسمان با “بخشیدن و اعتمادسازی مجدد” فاصله داره. درباره اینکه چرا ایشون حلقه دستش انداخته و میگه نامزدم کردم نمیشه نظر قطعی داد؛ یا اینکار رو به عنوان لجبازی و نوعی واکنش نسبت به شما انجام میده که رفتار ناپخته‌ایه، یا اینکه از قبل رابطه‌ای دیگه‌ای رو شروع کرده که یعنی بازهم به اعتماد شما لطمه زده. درک می‌کنم که تموم کردن یک رابطه 6 ساله چقدر می‌تونه سخت باشه ولی تا تکلیف یک سری مسائل مشخص نشه نباید برای برگرداندن اقدامی کنید. برای راهنمایی بیشتر با سیستم مشاوره تلفنی تماس بگیرید.

  • سلام مدتی است حس میکنم همسرم چیزی را از من پنهان میکند چون به نظرم مشکوک می زند.فکر میکنم رابطه ای دارد ولی او من را خیلی دوست دارد و من بیشتر او را دوست دارم .و محبتش به من کم نشده است چکار باید بکنم؟

مقالات مرتبط