افسردگی:تعریف، علائم، تشخیص، علت و درمان

تاریخ آخرین بروزرسانی :

اشتراک گذاری

Share on facebook
فیسبوک
Share on telegram
تلگرام
Share on twitter
توییتر
Share on whatsapp
واتساپ

در کدام زمینه می‌تونیم کمکتون کنیم؟

رزرو نوبت مشاوره

مشاوره روانشناسی برای

ایرانیان خارج از کشور

مشاوره

02122024728
رزرو نوبت

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

عضویت در خبرنامه

افسردگی:تعریف، علائم، تشخیص، علت و درمان

افسردگی یکی از مهم‌ترین اختلالات روان شناختی ناتوان‌کننده افراد 15 تا 44 ساله در جهان محسوب می‌شود. در رده بندی اختلالات ناتوان‌کننده جهان، افسردگی در رده هفتم قرار دارد. غمگینی، خلق افسرده، کاهش علاقه و لذت نسبت به فعالیت‌های روزمره یا لذت بخش قبلی، بی خوابی یا پرخوابی، کاهش یا افزایش اشتها، کاهش یا افزایش بیش از حد وزن، احساس گناه و پوچی و بی ارزشی، خستگی، مشکل در تمرکز، مشکل در تصمیم‌گیری، کندی روانی-حرکتی، افکار عودکننده درباره مرگ و خودکشی و کاهش میل جنسی از جمله علائم رایج افسردگی است. انواع افسردگی وجود دارد که هر کدام از آنها علائم مشترک با یکدیگر دارند و تعدادی از علائم‌شان هم با هم متفاوت است. افسردگی یک نوع بیماری روانی قابل درمان است و آن قدر رایج است که سرماخوردگی روانی نیز  نامیده می‌شود. افسردگی توسط راهکارهای عمومی در کنار مشاوره و گاهی دارو درمانی قابل درمان است. اگر فرد به صورت تخصصی اقدام به درمان بکند، می‌تواند کاملا درمان شود و افسردگی‌اش دیگر برگشت‌پذیر نخواهد بود. در این مقاله به صورت جامع و کامل درباره افسردگی توضیح می‌دهیم. امید است با آگاهی یافتن درباره این بیماری، درمان آن را جدی بگیرید.

 

 

فهرست مطالب

تعریفی جامع از افسردگی یا دپرشن


افسردگی به عنوان یک اختلال خلقی شناخته می‌شود که باعث می‌شود در اکثر اوقات روز احساس غمگینی و ناامیدی از زندگی داشته باشیم. اکثر ما آدم‌ها در طول روز ممکن است احساس غم و اندوه را تجربه کنیم اما کسی که افسردگی دارد به صورت مداوم این احساس را دارد و همچنین سایر نشانه‌های افسردگی که در بخش بعدی مقاله توضیح می‌دهیم را نیز دارد.

علائم و نشانه‌های افسردگی

روحیه افسرده

افراد مبتلا به افسردگی اساسی خلق و خوی خود را این گونه توصیف می‌کنند که افسرده، غمناک، ناامید یا دلسرد هستند؛ در بعضی موارد، در ابتدا ممکن است غم و اندوه انکار شود اما در ادامه با مصاحبه از بین برود، مثلا به نظر می‌رسد فرد قصد گریه دارد. در برخی از افراد که احساس اضطراب می‌کنند، وجود روحیه افسرده می‌تواند از صورت و رفتار فرد استنباط شود. برخی از افراد به جای گزارش دادن احساس غم و اندوه، بر شکایات جسمی (به عنوان مثال، دردهای جسمی) تأکید می‌کنند. بسیاری از افراد، نشانه‌های افسردگی اساسی را با تحریک‌پذیری نشان می‌دهند (به عنوان مثال، عصبانیت مداوم، تمایل به پاسخگویی به حوادث با عصبانیت شدید یا سرزنش دیگران، احساس اغراق‌آمیز ناامیدی نسبت به موارد جزئی)، بویژه در کودکان و نوجوانان ممکن است، به جای روحیه غم‌انگیز، یک روحیه تحریک‌پذیر با لجباز ایجاد شود.

کاهش علاقه و لذت

از دست دادن علاقه یا لذت تقریبا همیشه وجود دارد. افراد ممکن است احساس کنند که کمتر به سرگرمی علاقه دارند و به فعالیت‌هایی که قبلا از آنها لذت می‌بردند اهمیتی نمی‌دهند. اعضای خانواده نیز متوجه کناره‌گیری اجتماعی یا غفلت از فعالیت‌های دلپذیر می‌شوند؛ به عنوان مثال، یک گلف‌باز مشتاق، دیگر بازی نمی‌کند، کودکی که قبلا از فوتبال لذت می‌برد، بهانه می‌گیرد که تمرین نمی‌کند. در برخی از افراد، به میزان قابل توجهی از سطح قبلی علاقه یا تمایل جنسی کاهش می‌یابد.

تغییر در اشتها یا وزن

برخی از افراد مبتلا به افسردگی اساسی، گزارش دهند که میل به غذا ندارند و خود را مجبور به خوردن می‌کنند. برخی دیگر ممکن است بیشتر بخورند و ممکن است غذاهای خاصی را میل کنند، مثلا شیرینی با سایر کربوهیدرات‌ها، هنگامی که تغییرات اشتها شدید باشد، ممکن است از دست دادن یا افزایش قابل توجهی در وزن وجود داشته باشد، یا در کودکان، عدم موفقیت در افزایش وزن مورد انتظار ممکن است ذکر شود.

اختلال خواب

اختلال خواب ممکن است به صورت مشکل در خواب یا خواب زیاد باشد. هنگامی که بی‌خوابی وجود داشته باشد، به طور معمول به صورت بی‌خوابی میانی، به عنوان مثال، بیدار شدن از خواب در شب و سپس داشتن مشکل در بازگشت به خواب یا بی‌خوابی پایانی به عنوان مثال، خیلی زود بیدار شدن از خواب و عدم توانایی بازگشت به خواب ایجاد می‌شود، بی‌خوابی اولیه و مشکل در خوابیدن نیز ممکن است رخ دهد. افرادی که دچار خواب زیاد (بیش از حد) هستند ممکن است، خواب طولانی شب یا افزایش خواب در روز را تجربه کنند، گاهی اوقات دلیل اینکه فرد به دنبال معالجه است، خواب آشفته اوست.

تغییرات روانی حرکتی

این تغییرات شامل تحریک (مانند عدم توانایی در نشستن، قدم زدن، شستن دست، با کشیدن یا ساییدن پوست، لباس یا اشیاء دیگر) یا کندی (به عنوان مثال، کند شدن گفتار، تفکر و حرکات بدن) و افزایش مکث قبل از پاسخ دادن است. گفتار از نظر حجم، میزان انعطاف‌پذیری، مقدار یا تنوع محتوا کاهش می‌یابد. تحریک یا کندی روانی باید آنقدر شدید باشد که توسط دیگران قابل مشاهده باشد و صرفا احساسات ذهنی را نشان ندهد.

کاهش انرژی و خستگی

ویژگی رایجی است، فرد ممکن است خستگی پایدار و بدون فشار جسمی را گزارش کند، حتی کوچک‌ترین وظایف به نظر می‌رسد نیاز به تلاش زیادی دارند. کارآیی فرد کاهش یابد، به عنوان مثال، یک فرد ممکن است شکایت کند که شستن لباس یا بیدار شدن هنگام صبح خسته‌کننده است و دو برابر بیشتر از حد معمول طول می‌کشد.

احساس بی‌ارزشی یا گناه

شامل ارزیابی‌های منفی غیرواقعی از ارزشمندی، گناه و نشخوار شکست‌های جزئی گذشته است، چنین افرادی اغلب حوادث روزمره بی‌ارتباط با خود یا بی‌اهمیت را به عنوان گواهی بر نقص شخصی تفسیر می‌کنند و احساس مسئولیت مبالغه‌آمیز در قبال حوادث غیرمترقبه دارند. احساس بی‌فایده بودن یا گناه ممکن است از تفکر خیالی فرد باشد به عنوان مثال فردی که اطمینان داشته باشد که مسئول فقر جهانی است، سرزنش کردن خود به دلیل بیمار بودن و عدم انجام وظایف شغلی یا فردی در نتیجه افسردگی بسیار رایج است.

اختلال در تفکر و تمرکز

افسردگی اساسی در بسیاری از افراد، توانایی تفکر، تمرکز یا حتی تصمیم‌گیری‌های جزئی را مختل می‌کند. آنها ممکن است به راحتی پریشان شوند و یا از مشکلات حافظه شکایت کنند. در کودکان، افت شدید نمرات ممکن است نشان‌دهنده تمرکز ضعیف باشد. در افراد مسن، شکایت اصلی، مشکلات حافظه است و ممکن است با نشانه‌های اوليه زوال عقل اشتباه شود. هنگامی که افسردگی اساسی با موفقیت درمان می‌شود، مشکلات حافظه اغلب بصورت کامل کاهش می‌یابد، اما در بعضی از افراد، به ویژه افراد سالخورده، این ویژگی افسردگی اساسی گاهی ممکن است نشانه یک زوال عقل غیر قابل برگشت باشد.

فکر مرگ و خودکشی

افکار مرگ، فکر خودکشی یا اقدام به خودکشی در این اختلال رایج است، آنها ممکن است از یک مشکل کوچک مانند دیر بیدار شدن صبح‌ها، به این نتیجه برسند که مردن بهتر است و به یک برنامه خودکشی خاص دامن بزنند، در افسردگی‌های شدیدتر ممکن است آنها امور خود را نظم دهند، به عنوان مثال، وصیت نامه‌های به روز شده، بدهی‌های تسویه شده، مواد مورد نیاز (به عنوان مثال طناب یا اسلحه) را به دست آورده و مکان و زمان خود را برای انجام خودکشی انتخاب کنند. انگیزه‌های خودکشی ممکن است شامل تمایل به تسلیم در برابر موانع غیرقابل تحمل، یک آرزوی شدید برای پایان دادن به آنچه که به عنوان یک وضعیت عاطفی بی‌پایان و بد احساس می‌شود، عدم توانایی در پیشبینی هرگونه لذت در زندگی، باشد، حل چنین تفکری ممکن است معیار مهمی برای کاهش خطر باشد.

عدم توجیه با وضعیت پزشکی

ارزیابی نشانه‌های افسردگی اساسی دارای اهمیت است؛ به ویژه هنگامی که فرد دارای یک وضعیت عمومی پزشکی مانند سرطان، سکته مغزی، دیابت و یا بارداری است، برخی از نشانه‌های افسردگی اساسی با مواردی که در شرایط عمومی پزشکی وجود دارد (مثلا کاهش وزن با دیابت درمان نشده؛ خستگی با سرطان؛ افزایش خواب در اوایل بارداری؛ بی‌حسی بعد از بارداری یا زایمان) یکسان است. چنین نشانه‌هایی برای تشخیص افسردگی مهم است، مگر در مواردی که به وضوح و کاملا به یک وضعیت پزشکی عمومی نسبت داده می‌شوند. نشانه‌های غیر متعارف سرفه، بیهوشی، گناه یا بی‌ارزشی، اختلال در تمرکز و افکار خودکشی باید در چنین مواردی با احتیاط خاص ارزیابی شود.

کاهش میل جنسی

یکی دیگر از نشانه‌های افسردگی، کاهش میل جنسی است چون در فرد هورمون سرتونین کم می‌شود، به دنبال آن هورمون‌های جنسی نیز کم می‌شوند. به علاوه بی انگیزه، خسته و بی حوصله بودن به فرد اجازه نمی‌دهد که فعالیت خاصی انجام بدهد حتی اگر می‌داند آن فعالیت ممکن است لذت بخش باشد. همچنین داشتن افکار پوچی و بی ارزشی بر روی میزان عزت نفس فرد تاثیر می‌گذارد. فردی که عزت نفس پایینی دارد و از خودش و اندامش خوشش نمی‌آید، میل جنسی‌اش کم می‌شود و برای اینکه پیش همسرش شرمنده نشود دوست نخواهد داشت رابطه جنسی برقرار کند. پس افسردگی روی رابطه زناشویی تاثیر منفی می‌گذارد.

انواع افسردگی


اختلال افسردگی پایدار یا افسرده‌خویی

افراد مبتلا به افسردگی پایدار در بیشتر روزها دارای خلقی اندوهگین، تیره و یا کم‌خلق هستند و حداقل دو نشانه‌ اضافی افسردگی به مدت ۲ سال یا بیشتر ادامه‌ می‌یابد. ممکن‌است که بتوان افسردگی پایدار یا افسرده‌خویی در کودکان و نوجوانان تشخیص‌ داد به شرطی که علائم بدخلقی و افسردگی پایدار به مدت یک سال و یا بیشتر تداوم داشته باشد. راه‌های تشخیص این نوع افسردگی این است که افراد مبتلا به آن باید به دو مورد از موارد زیر دچار شده باشند: مشکلات مربوط به خواب (کم‌خوابی و یا پرخوابی)؛ کمبود انرژی یا خستگی مفرط؛ عزت‌ نفس پایین؛ بی‌میلی به غذا یا پرخوری؛ قدرت تمرکز پایین یا عدم قدرت تصمیم‌گیری و احساس درماندگی و ناامیدی.

افسردگی دو قطبی

افراد مبتلا به افسردگی دو قطبی (معروف به بیماری افسردگی-شیدایی) دوره‌هایی از افسردگی را دارند. البته این افراد در دوره‌هایی از زندگی نیز به طرز غیرعادی پر انرژی و جنب‌وجوش می‌شوند. علائم شیدایی برعکس علائم افسردگی هستند و شامل بلندپروازی، اعتماد به نفس بالا بطور غیرواقعی، کاهش نیاز به خواب، افکار و فعالیت در سرعت‌های بالاتر از حد عادی و افزایش میل شدید به فعالیت‌هایی مانند رابطه‌ جنسی، ولخرجی و ریسک‌کردن است. ممکن‌ است که شیدا بودن احساس خوبی داشته باشد اما این لذت‌ها و خوشی‌ها طولانی‌مدت نیستند و می‌تواند منجر به رفتار خودتخریبی شود و معمولا یک دوره افسردگی به دنبال دارد. هرچند داروهای اختلال دوقطبی متفاوت از مواردی است که برای سایر انواع افسردگی‌ها تجویز می‌شود اما می‌تواند در ایجاد ثبات در خلق و خوی فرد بسیار موثر باشند.

اختلال افسردگی اساسی با نشانه‌های روان‌پریشی

افراد مبتلا به افسردگی روانی اساسی، افسردگی شدید همراه با روان‌پریشی دارند از آن به عنوان قطع‌ ارتباط با واقعیت یاد می‌شود. علائم روان‌پریشی شامل توهم (دیدن و شنیدن صداهایی که در محیط حاضر نیستند) و هذیان (اعتقادات غلط در مورد آنچه در دور و بر فرد اتفاق‌می‌افتد). یکی از بیماران پس از آن که دو سال تحت درمان بود، اعتراف‌ کرد که وی قبلا در طول یک سال هر چیزی که پدرش می‌پخت را نمی‌خورد زیرا وی فکر می‌کرد که پدرش غذای او را مسموم‌ کرده‌ است. در واقع این زن از افسردگی اساسی با نشانه‌های روان‌پریشی رنج‌ می‌برد و به طور کامل درمان نشده‌ بود. پزشکان معمولا داروهای ضد افسردگی و داروهای ضدروانپریشی را برای درمان افسردگی روان‌پریشی تجویز می‌کنند.

اختلال بی‌نظمی خلق ایذایی

جیغ‌ زدن و کج‌خلقی و ترس می تواند از جمله ویژگی‌های اختلال خلقی ایذایی باشد. اختلال بی‌نظمی خلق ایذایی در کودکانی است که با تنظیم احساسات خود دست و پنجه نرم‌ می‌کنند. علائم دیگر این نوع افسردگی شامل خلقی عصبانی و پرخاشگر و خشمگین در بیشتر اوقات روز و تقریبا بصورت هر روز، ناسازگاری و کج‌خلقی در مدرسه، خانه و یا با همسالان خود است. این کودکان دارای طغیان‌های عاطفی قوی هستند. این کودکان تنها نمی‌توانند احساسات خود را کنترل‌ کنند لذا تا احساسات‌شان را بیرون ریخته و بر مبنای احساسات عمل‌ می‌کنند. در حال حاضر می‌توان اختلال بی‌نظمی خلق ایذایی را به کمک داروها، روان درمانی و آموزش والدین در مورد نحوه‌ی برخورد موثر با رفتارهای تحریک‌پذیر کودک درمان ‌کرد.

افسردگی پس از زایمان

این نوع از افسردگی شامل دوره‌های اساسی و جزئی می‌باشد که در طی دوران بارداری و یا ۱۲ ماه اول پس از زایمان اتفاق‌می‌افتد که به آن افسردگی پس از زایمان می‌گویند. افسردگی پریناتال تقریبا بر روی یک هفتم زنانی که زایمان می‌کنند، تاثیر‌ می‌گذارد و می‌تواند اثرات مخرب و ویرانی‌گری بر روی زنان، نوزاد و خانواده‌ آنها بر جای بگذارد. شیوه‌ی درمان این نوع افسردگی شامل مشاوره و مصرف دارو است.

سندروم ملال پیش از قاعدگی

این نوع افسردگی شکل شدید از سندروم پیش‌ از قاعدگی یا ام‌پی‌اس است. علائم سندروم ملال پیش‌ از قاعدگی معمولا مدت کوتاهی پس از تخمک‌گذاری آغاز و با شروع قاعدگی پایان‌می‌یابد. داروهای بازدارنده‌ بازجذب سروتونین از قبیل فلوکستین (Prozac) و سرترالین (Zoloft) ممکن‌ است بتوانند علائم این نوع از افسردگی را کاهش‌ دهند.

اختلال افسردگی اساسی با الگوهای فصلی

این نوع از افسردگی با کوتاه‌تر شدن روزها در فصل پاییز و زمستان ظهور پیدا می‌کند. تغییر خلق ممکن‌ است ناشی از بروز تغییراتی در ریتم‌های روزمره‌ طبیعی بدن، حساسیت به نور و یا نحوه‌ عملکرد پیام‌رسان‌های شیمیایی مانند سروتونین و ملاتونین باشد. درمان اصلی این نوع افسردگی نور درمانی است که شامل جلساتی بصورت روزانه می‌باشد که در آن فرد نزدیک به یک منبع نور شدید می‌نشیند. البته استفاده از درمان‌های معمول برای افسردگی مانند روان‌ درمانی و دارو نیز ممکن‌ است موثر واقع شود. ظاهرا کشو‌رهایی با زمستان‌های طولانی یا شدید بیشتر دچار این نوع از افسردگی می‌شوند.

افسردگی علامتی

فردی که دارای نشانه‌های افسردگی است اما همه‌ی موارد لازم برای تشخیص افسردگی اساسی را ندارد، ممکن‌ است دچار افسردگی علامتی شده باشد. شاید فرد دارای سه یا چهار نشانه و علامت مربوط به افسردگی باشد ولی تعداد این علائم به پنج علامت نرسد و یا شاید وی به مدت یک هفته دچار افسردگی شود ولی این مدت به دو هفته نرسد. در این گونه مواقع بایستی بجای علائم به عملکرد فرد توجه‌کرد. برای مثال، آیا فرد بیمار توانایی رفتن به سر کار و قبول مسئولیت‌های روزانه را دارد یا نه؟ اگر فرد در انجام این امور مشکل دارد می‌توان وی را تحت روش‌های درمانی از قبیل مصرف دارو قرار داد و از مزایای آن بهره‌مند شد.

افسردگی ناشی از بیماری‌های جسمی

مقابله با بیماری‌های شدید و مزمنی مانند بیماری‌های قلبی، سرطان، مولتیپل اسکلروز یا ام‌ اس و ایدز می‌تواند به خودی خود باعث افسردگی فرد شود. از آن بدتر این است که امروزه شواهدی موجود است که التهاب ناشی از بیماری نیز ممکن‌ است نقشی در شروع افسردگی داشته‌ باشد. التهاب باعث آزادسازی برخی از مواد شیمیایی توسط سیستم ایمنی بدن می‌شود که به مغز منتقل‌ شده و موجب تغییرات مغزی می‌شود و در نهایت سبب بروز افسردگی در برخی افراد می‌گردد. ممکن‌است که داروهای ضد افسردگی به طولانی‌ شدن عمر و بهبود توانایی افراد در عملکردشان کمک‌ کند و درمان نیز می‌تواند به بسیاری از بیماران در مقابله با بیماری‌های ذهنی و جسمی کمک‌ کند.

اختلال افسردگی ناشی از مصرف مواد

مصرف و یا سوء استفاده از دار‌وهای آرام‌بخش و مواد مخدر می‌تواند خلق و خوی شما را تغییر‌ دهد. علائمی مانند افسردگی، اضطراب و از دست دادن علاقه به انجام فعالیت‌های لذت‌بخش معمولا در مدت کوتاهی پس از مصرف یک ماده یا به هنگام اتمام تاثیر آن ظاهر ‌می‌شود. از جمله موادی که می‌توانند به این نوع افسردگی منجرشوند شامل الکل (در صورت مصرف بیش از حد )، داروهای ضد افسردگی و بنزودیازپین‌ها (که بر سیستم عصبی مرکزی تاثیر‌ می‌گذارند) است. برای تشخیص این که آیا فرد بر اثر مصرف مواد دچار اختلالات خلقی شده است یا نه، پزشک باید سایر علل احتمالی افسردگی را بررسی‌ کرده و از بابت آنها اطمینان حاصل‌کند. البته افسردگی باید به اندازه‌ای شدید باشد که در انجام فعالیت‌های روزانه‌ فرد اختلال ایجادکند.

علت‌های ابتلا به افسردگی


دلایل افسردگی به طور کامل معلوم نیست و ممکن‌ است تنها ریشه در یک منبع خاص نداشته باشد. افسردگی به احتمال زیاد به دلیل یکی از عوامل ترکیب پیچیده‌ زیر اتفاق‌ می‌افتد:

• ژنتیک
• تغییرات بیولوژیکی در سطح انتقال‌دهنده‌های عصبی
• عوامل محیطی
• عوامی روانی- اجتماعی

برخی از افراد نسبت به بقیه بیشتر در معرض خطر ابتلا به افسردگی قرار دارند؛ عوامل خطر عبارتند از:

• اتفاقات زندگی: شامل مرگ یک عزیز، طلاق، مشکلات کاری، روابط با خانواده و دوستان، مشکلات مالی، بیماری و یا استرس حاد می‌شود.
• شخصیت: افرادی که در راهبرد‌های حل مسئله کمتر موفق هستند و یا قبلا در زندگی ضربه روحی روانی خورده‌اند بیشتر مستعد ابتلا به افسردگی هستند.
• عوامل ژنتیکی: افرادی که یکی از بستگان درجه یک آنها افسردگی دارد بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند.
• آسیب دوران کودکی
• برخی داروهای تجویزی: شامل داروهایی همچون کورتیکواستروئیدها، برخی از مسدودکننده‌های بتا، اینترفرون و سایر داروهای تجویزی است.
• مصرف مواد مخدر بصورت تفریحی: مصرف الکل، آمفتامین، و دیگر مواد مخدر به شدت با افسردگی در ارتباط است.
• آسیب‌دیدگی سر در گذشته
• سابقه‌ داشتن یک دوره طولانی‌ مدت افسردگی: داشتن سابقه افسردگی احتمال ابتلای دوباره به افسردگی و دپرشت را افزایش‌ می‌دهد.
• سندرم درد مزمن: این سندروم و سایر بیماری‌های مزمن از جمله دیابت، بیماری مزمن انسدادی ریوی و بیماری‌های قلبی عروقی احتمال ابتلا به افسردگی را تشدید می‌کنند.

از کجا بفهمم افسرده شدم؟ 

علائمی که در بالا برای شما ذکر شد قطعا نشانه‌های مهمی هستند اما اگر هر کدام از آن‌ها را به صورت مقطعی تجربه کردید نباید تصور کنید حتما دچار افسردگی شده‌اید. هر کدام از ما ممکن است گاهی خلق پایینی داشته باشیم یا از برنامه‌هایمان عقب بیفتیم یا حتی از معاشرت‌هایمان لذت نبریم. این موضوع طبیعی است که گاهی چنین اتفاقاتی در ما رخ دهد. اما اگر علائم ما مدت زمان طولانی و ادامه‌دار شد باید برایمان جدی شود. در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM) ذکر شده است که برای تشخیص افسردگی در فرد باید حداقل دو هفته از وجود علائم او گذشته باشد و از علائم بالا که ذکر کردیم حداقل 5 مورد در فرد وجود داشته باشد. بنابراین اگر موارد بالا در شما طولانی مدت نیست یا فقط یک یا دو علائم از آن ها را دارید سعی کنید با عوض کردن برنامه روزمره زندگی‌تان یا معاشرت با افرادی که حال بهتری به شما تزریق می‌کنند از این علائم خلاص شوید. اما اگر طولانی مدت با آن درگیر شدید حتما از روانشناس کمک بگیرید.

مشکلاتی که ممکن است با افسردگی اشتباه گرفته شوند


خلق پایین ناشی از بیماری های دیگر

گاهی به دلایل مشکلات جسمی و روحی غیر از افسردگی فرد خلق پایینی پیدا می‌کند. مثلا مشکلات جسمی مانند تیروئید یا ام اس و فشاری که روی فرد می‌آورد می‌تواند موجب خلق پایین در فرد شود که از نظر روانشناسی طبیعی است و نمی‌توان روی آن تشخیص افسردگی اساسی گذاشت اما از نظر بالینی نیازمند توجه جدی و درمان است تا تبدیل به افسردگی دائمی و اساسی نشود.

افسردگی ناشی از مصرف دارو یا مواد

گاهی برخی از داروها یا مواد مخدر علائمی شبیه به افسردگی ایجاد می‌کنند یا گاهی ترک آنها موجب خلق پایین در فرد می‌شود که در این مواقع تشخیص افسردگی ناشی از مصرف مواد یا دارو روی فرد گذاشته می‌شود.

اختلال کمبود توجه/بیش فعالی

حواس پرتی و تحمل کم در شکست‌ها در هر دو اختلال افسردگی و کمبود توجه/بیش فعالی روی می‌دهد و اگر هر دو اختلال تمامی معیاری تشخیص اختلال را برآورده کنند، می‌توان هر دو اختلال را به فرد نسبت داد اما در کودکان مبتلا به اختلال کاستی توجه یا بیش فعالی اختلال آنها در خلق با تحریک‌پذیری بالا است نه غمگینی و بی‌علاقگی. بنابراین متخصص نباید تشخیص اضافی دوره‌های افسردگی اساسی را بدهد.

غمگینی

این نکته را باید دانست که دوره‌های غمگینی ممکن است برای هر کس به صورت گذرا پیش بیاید و نباید این دوره‌ها را به عنوان دوره افسردگی اساسی دانست مگر اینکه ملاک‌های شدت (یعنی پنج مورد از نه مورد نشانه)، مدت (یعنی در بخش عمده روز، تفریبا هر روز یا به مدت حداقل دو هفته)، و ناراحتی یا اختلال قابل ملاحظه بالینی برآورده شده باشند.

درمان افسردگی

افسردگی یک بیماری روحی قابل درمان است. برای مدیریت افسردگی سه رکن اصلی وجود دارد که عبارتند از:

درمان حمایتی

متاسفانه بسیاری از خانواده‌هایی که عضو مبتلا به بیماری روحی دارند؛ روش صحیح برخورد با آنها را نمی‌دانند. هر یک از این بیماری‌ها علائم و نشانه‌هایی دارند که نیازمند واکنش‌های خاصی از سمت خانواده می‌باشد؛ در غیر این صورت با کوچک‌ترین برخورد اشتباه، هم سایر اعضای خانواده دچار آسیب روحی می‌شوند و هم بیماران مبتلا. ضمن اینکه به یاد داشته باشید خانواده‌ای که یک بیمار روحی دارد، احتمال اینکه سایر اعضا نیز تحت تاثیر شرایط دچار مشکلات روحی شوند بسیار زیاد است که اختلالات افسردگی و اضطرابی رایج‌ترین آنها هستند. پس بهتر است برای پیشگیری از این موضوع و بهبود حال بیماران، خانواده‌ها آموزش‌های لازم را در این زمینه ببینند.

روان درمانی

شیوه‌های درمانی روانشناختی برای درمان افسردگی عبارتند از: درمان شناختی – رفتاری، روان درمانی بین فردی، رفتار درمانی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، روایت درمانی و شیوه‌های درمانی حل مسئله. در موارد خفیف افسردگی، روان درمانی اولین گزینه برای درمان است. در موارد متوسط و شدید، می‌توان از روان درمانی در کنار سایر شیوه‌های درمانی دیگر استفاده‌ کرد.

۴ مورد از مهم‌ترین درمان‌های افسردگی به شرح زیر است:

درمان شناختی-رفتاری: این شیوه‌ درمانی‌ می‌تواند در جلساتی بصورت فردی، حضوری، گروهی و یا بصورت تلفنی و آنلاین باشد. برخی از مطالعات اخیر نشان‌ می‌دهد که می‌توان درمان شناختی-رفتاری را به طور موثر و از طریق کامپیوتر ارائه داد. درمان شناختی رفتاری نوعی از درمان است که در آن بیماران یاد‌ می‌گیرند که چطور الگوهای فکر و رفتار منفی که باعث بروز افسردگی در آنها می‌شود را شناسایی و مدیریت‌ کنند. این شیوه‌ی درمانی به بیماران کمک‌ می‌کند تا تفکرات غیرمفید یا منفی را تشخیص‌ دهند، اعتقادات نادرست و غلط و رفتارهایی را که ممکن‌ است باعث تشدید افسردگی در وی می‌شوند را تغییر دهند و به شیوه‌های مثبت‌ و موثرتری با دیگران تعامل برقرار کنند. در این شیوه درمانی، همچنین با آموزش دادن مهارت‌هایی مثل مهارت حل مسئله، مهارت‌های اجتماعی، مهارت جرات ورزی و مهارت قاطع بودن و… به بیمار کمک می‌شود تا بتواند ارتباطات اجتماعی و در کل زندگی‌اش را بهبود ببخشد. این مهارت‌ها نقش اساسی در درمان افسردگی دارند.

درمان بین فردی: این شیوه‌ درمانی روشی است که در آن بیمار یاد می‌گیرد تا چگونه از طریق ابراز عواطف و حل مسائل به شیوه‌های سالم‌تر روابط خود با دیگران را بهبود بخشد. درمان بین فردی به بیمار کمک‌ می‌کند تا مشکلات زندگی را برطرف‌ کرده و یا خود را با آنها وفق‌ دهد، مهارت‌های اجتماعی خود را تقویت و روابط خود را سازماندهی‌ کند تا از این طریق بتواند حمایت لازم برای مقابله با علائم افسردگی و عوامل استرس‌زای زندگی را افزایش‌ دهد.

درمان رفتاری: در حالی که درمان رفتاری جزء اصلی درمان رفتار شناختی است اما برخلاف درمان شناختی رفتاری، در صدد تغییر باورها و نگرش‌های فرد نیست. در عوض، این روش درمانی متمرکز بر تشویق انجام فعالیت‌هایی است که پاداش به همراه دارد و لذتبخش یا رضایت‌بخش هستند تا از این طریق الگوهای اجتناب، عقب‌نشینی و بی‌تحرکی را که عامل تشدیدکننده افسردگی هستند را معکوس‌کند.

درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی: درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی معمولا بصورت گروهی ارائه‌ می‌شود و شامل نوعی مدیتیشن بنام “مدیتیشن ذهن آگاهی” است. این شیوه‌ درمانی به بیمار کمک ‌می‌کند تا بر روی لحظه‌ حال و به آنچه انجام‌ می‌دهد، صرف نظر از اینکه آن کار خوشایند و یا ناخوشایند است، متمرکز شود و سعی در تغییر آن نداشته باشد. در ابتدا از این روش درمانی برای تمرکز بر روی احساسات جسمی همچون نفس‌ کشیدن استفاده‌ می‌شد اما رفته رفته از آن در مورد عواطف و افکار نیز بهره‌ گرفته شد.

درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی می‌تواند در پیشگیری از خیال‌پردازی در مورد آینده و یا گذشته به فرد کمک‌ کند و از به وجود آمدن افکار و احساسات ناخوشایند ممانعت به عمل آورد. این شیوه‌ درمانی در پیشگیری از بازگشت افسردگی موثر است زیرا شیوه‌ی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی فرد را تشویق‌ می‌کند تا قبل از اینکه احساسات مربوط به غم و اندوه الگوهای تفکر منفی در ذهن ثبت‌ شوند به حضور آنها پی‌ ببرد و در نتیجه وی قادر به مقابله‌ با علائم هشدار‌دهنده در مراحل اولیه و به شکلی موثرتر خواهد بود.

هیچ شیوه‌ درمانی به تنهایی صحیح و درست نیست. درمانگران از نزدیک با بیماران خود در ارتباط هستند و سعی در ایجاد برنامه‌های درمانی مناسب برای پاسخگویی به نیازها و نگرانی‌های منحصر به فرد هر شخص هستند. روان درمانی می‌تواند به بیماران کمک‌ کند تا راه‌های بهتری برای مقابله با استرس و مدیریت علائم افسردگی را فرابگیرند. یادگیری این استراتژی‌ها می‌تواند منجر به بهبودی وضع فرد شده و وی قادر به ارائه‌ی بهترین عملکرد خود شود.

دارو درمانی

داروهای ضد افسردگی را می‌توان با مجوز پزشک تهیه‌ کرد. از این داروها در درمان افسردگی‌های متوسط تا شدید استفاده‌ می‌شود اما مصرف آنها برای کودکان توصیه ‌نمی‌شود ولی در مورد نوجوانان می‌توان تنها با رعایت احتیاط آنها را تجویز کرد.
تعدادی از داروهای موجود برای درمان افسردگی عبارتند از:

• مهارکننده‌های بازجذب سروتونین (SSRI)
• مهارکننده‌های مونوآمین اکسیداز (MAOI)
• ضد افسردگی‌های سه حلقه‌ای
• داروهای ضد افسردگی غیرمعمول
• مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین و نوراپی نفرین (SNRI)

هر گروه از داروهای ضد افسردگی بر روی یک انتقال‌دهنده عصبی متفاوت تاثیرمی‌گذارد. مصرف داروها، باید حتی پس از بهبود و رفع علائم نیز همانطوری باشد که پزشک‌تان برای شما تجویز کرده است تا از عود مجدد علائم پیشگیری‌شود.
طبق هشدارهای سازمان غذا و دارو (FDA) “داروهای ضد افسردگی ممکن‌ است در چند ماه اول درمان افکار اقدام به خودکشی را در برخی از کودکان، نوجوانان و بزرگسالان جوان را افزایش‌ دهد.”

اگر درباره عوارض داروهای ضد‌افسردگی خود نگران هستید؛ حتما دراین مورد با پزشک خود مشورت‌ کنید. به یاد داشته باشید که دوز مصرفی دارو، باید همان میزانی باشد که پزشک‌تان برای شما تجویز کرده است؛ پس، از مصرف خودسرانه و قطع ناگهانی داروهای اعصاب جدا خودداری‌ کنید. این کار باعث عود مجدد علائم شما خواهد شد. سعی‌کنید تا جایی که برای شما مقدور است در کنار دارو درمانی از درمان‌های روانشناختی نیز کمک‌ بگیرید زیرا مصرف دارو به تنهایی در درمان افسردگی موثر نخواهد بود. افسردگی با باورهای شما سروکار دارد و یک روانشناس خوب می‌تواند در این راه به شما بسیار کمک‌ کند.

 

استفاده از ورزش و سایر روش‌های درمانی در درمان افسردگی

از آنجایی که در بدن افراد افسرده، انتقال دهنده‌های عصبی مورد نیاز به مقدار کم ترشح می‌شود و آنها را دچار علائم افسردگی می‌کند، انجام ورزش‌های ایروبیک می‌تواند در برابر افسردگی خفیف موثر باشد زیرا این ورزش‌ها میزان آندورفین بدن را افزایش ‌می‌دهند و نوراپینفرین- انتقال‌دهنده عصبی که با خلق و خوی فرد مرتبط است- را تحریک‌ می‌کنند. از درمان‌های تحریک مغزی – از جمله الکتروشوک درمانی – نیز در درمان افسردگی استفاده ‌می‌شود. تحریک مغناطیسی مغز موجب انتقال پالس‌های مغناطیسی به مغز می‌شود و می‌تواند در درمان اختلال افسردگی اساسی موثر واقع شود.

الکتروشوک درمانی

موارد شدیدی از افسردگی که با شیوه‌ درمانی مصرف دارو بهبود نیافته‌اند را می‌توان به کمک الکتروشوک درمانی درمان‌ کرد. استفاده از الکتروشوک درمانی به ویژه در درمان افسردگی روان‌پریشی بسیار موثر است.

تغذیه مناسب

داشتن تغذیه مناسب بسیار زیاد می‌تواند در کنار روان درمانی و مشاوره به بهبود بیماران افسرده کمک کند. سعی کنید از مواد غذایی استفاده کنید که میزان سرتونین بیشتری در بدن‌تان ترشح می‌کنند و به نوعی غذاهای شادی‌آور هستند. در این مورد می‌توانید با یک دکتر تغذیه مشورت کنید تا برنامه غذایی خاص شما را به شما ارائه بدهد.

سوالات متداول


افسردگی در ایران و جهان چقدر شایع است؟

برآوردهای کلی از شیوع افسردگی اساسی نشان‌ می‌دهد که ۴.۱ درصد زنان حدود ۱.۹۵ برابر بیشتر از مردان در معرض ابتلا به افسردگی اساسی قرار دارند. ۳۵۰ میلیون نفر در دنیا نیز با این اختلال دست و پنجه نرم می‌کنند، یعنی چیزی در حدود ۵ درصد از جمعیت جهان.

آیا ممکن است یک فرد با افسردگی متولد شود؟

تحقیقات نشان داده اند که 40% افسردگی می‌تواند ژنتیکی باشد، بنابراین از زمان تولد تا زمان مرگ همراه فرد خواهد بود اما 60% افسردگی به دلیل محیط، طرز تفکر فرد و عوامل دیگر به غیر از ژنتیک است.

آیا افسردگی روی ساختار مغز تاثیر می‌گذارد؟

بله در بلندمدت افسردگی می‌تواند بر روی ساختار مغز تاثیر منفی بگذارد. افسردگی می‌تواند بخش‌هایی از مغز را کوچک کند و تحلیل ببرد که به نگرش مثبت و مثبت‌اندیشی فرد مربوط هستند. به تدریج فرد افسرده بیشتر و بیشتر منفی‌نگر می‌شود و درگیر افکار منفی می‌شود، به طوری که دیگر خاطرات خوب و مثبت زندگی‌اش را به خاطر نمی‌آورد و فقط خاطرات منفی به ذهنش می‌آیند.

افسردگی چه تاثیری روی چهره می‌گذارد؟

افراد افسرده معمولا دارای پوست‌هایی با چین و چروک بیشتر هستند به طوری که حتی وقتی اخم نمی‌کنند، ممکن است چهره غمگین و با چین و چروک داشته باشند.

درمان افسردگی چقدر طول می‌کشد؟

این موضوع در افراد متفاوت است اما به طور کلی به صورت میانگین 2 الی 3 هفته طول می‌کشد تا تغییراتی را در خودتان احساس کنید و حس کنید که در حال درمان شدن هستید و 3 تا 6 ماه طول می‌کشد تا افسردگی به صورت کامل درمان شود.

آیا زنان و مردان به یک اندازه مستعد افسردگی هستند؟

به طور میانگین زنان دو برابر مردان مستعد ابتلا به بیماری افسردگی هستند.

در هنگام افسردگی کدام هورمون در بدن کمتر از حد معمول ترشح می‌شود؟

هورمون سرتونین.

در هر سنی چقدر احتمال ابتلا به افسردگی وجود دارد؟

به طور کلی در سنین 18 تا 29 سالگی، 21%، در سنین 45 تا 64 سالگی، 18% و در سنین 65 به بالا نیز 18% احتمال ابتلا به افسردگی وجود دارد.

آیا افسردگی صدای ما را تغییر می‌دهد؟

بله ممکن است افسردگی صدا و نحوه صحبت کردن ما را تغییر بدهد. افراد افسرده معمولا بسیار آهسته و با تن صدای پایین و با مکث‌های زیاد بین کلمات صحبت می‌کنند.

آیا قرار گرفتن در معرض نور خورشید، به درمان افسردگی کمک می‌کند؟

بله اگر به صورت متعادل و نرمال در معرض نور خورشید قرار بگیرید، در بدن‌تان هورمون سرتونین بیشتری تولید خواهد شد که این هورمون برای درمان افسردگی ضروری است.

آیا علائم افسردگی در همه افراد یکسان است؟

خیر افراد ممکن است علائم مختلفی از افسردگی را تجربه کنند و لزوما علائم شبیه به هم نیستند یا افراد ممکن است همه علائم را نداشته باشند. مثلا افسردگی در برخی از افراد روی خواب و اشتهایشان نیز تاثیر می‌گذارد اما در برخی از افراد این علائم وجود ندارد و آنها خواب و اشتهای نرمالی دارند.

آیا تست افسردگی وجود دارد؟

بله تست‌های مختلفی برای افسردگی وجود دارد که معتبرترین آنها تست افسردگی بک است.

آیا در خانه نیز می‌توان افسردگی را درمان کرد؟

اگر افسردگی خفیف باشد و بسیار شدید نباشد، بله ممکن است با تغییر دادن سبک زندگی و سالم‌تر کردن آن و توجه کردن رفتارهایی که فرد در طول روز انجام می‌دهد، می‌توان افسردگی را تا حد زیادی درمان کرد اما افسردگی‌های شدید نیازمند کمک حرفه‌ای روانشناس دارند.

آیا افسردگی وجود دارد که اصلا درمان نشود؟

خیر همه افسردگی ها با هر شدتی که باشند با روان درمانی و گاهی در کنار آن با دارو درمانی بهبود پیدا می کنند. علت اینکه افسردگی در برخی از افراد درمان نمی شود، عبارت است از:

  • انتخاب درمانگر غیرحرفه‌ای برای درمان افسردگی
  • همکاری نکردن با درمانگر و انجام ندادن تمرینات خانگی و راهکارهای داده شده
  • مراجعه نکردن به روانشناس برای درمان و خوددرمانی کردن

آیا افسردگی با اسکن MRI قابل تشخیص است؟

بله با اسکن‌های MRI، ناهنجاری‌های مغزی ناشی از افسردگی قابل تشخیص است. در افراد افسرده، بخش‌هایی از مغز عملکرد سالم و طبیعی خود را ندارند و این موضوع می‌تواند تشخیص داده شود.

آیا افسردگی خود به خود درمان می‌شود؟

بخشی از انواع افسردگی مثل افسردگی فصلی، افسردگی پیش از قاعدگی بله بعد از مدت زمان این دوره، علائم کاهش یافته و درمان می‌شوند اما افسردگی اساسی، افسردگی پس از زایمان، افسردگی شیدایی و… خود به خود درمان نمی‌شوند و حتی ممکن است با گذر زمان تشدید شوند.

سخن پایانی

افسردگی یکی از شایع‌ترین بیماری‌های روحی در بین کل مردم دنیا است. دلایل افسردگی می‌توانند متفاوت باشند؛ مانند داشتن سابقه افسردگی در فامیل درجه یک، مشکلات مربوط به محیط اجتماعی، بیماری‌های جسمانی، مشکل در روابط بین فردی و… گاهی از دست دادن شغل، مرگ یک عزیز، مهاجرت، طلاق یا حتی ازدواج می‌تواند عامل به وجود آمدن افسردگی باشد. علائم افسردگی مختلف‌ هستند ولی دو مورد از مهم‌ترین آنها که در تشخیص افسردگی نقش دارند خلق افسرده و فقدان لذت است؛ اگر شخصی حداقل 5 مورد از علائم افسردگی را داشته باشد و به مدت دو هفته یا بیشتر با آن دست به گریبان باشد؛ مبتلا به افسردگی شناخته‌ می‌شود اما به شرطی که این علائم در کار و فعالیت روزانه او خلل ایجاد کرده باشند. افسردگی انواع مختلفی دارد. درمان افسردگی کار دشواری نیست و شما برای درمان افسردگی خود می‌توانید از 3 منبع حمایتی، روانشناختی، و دارویی کمک‌ بگیرید. با توجه به شدت علائم شما، ممکن است که روانشناس صلاح‌ ببیند که بهتر است در کنار روان‌درمانی، دارو نیز مصرف‌ کنید، در نتیجه شما می‌توانید از طریق مراجعه به روان‌پزشک دوره‌ای تحت نظر باشید. درمان با استفاده از ورزش و در موارد حاد‌تر شوک الکتریکی یکی از روش‌های مورد تایید از نظر علمی و تجربی است. اگر احساس می کنید علائم افسردگی را دارید، توصیه می‌کنیم برای درمان آن، از روانشناسان همیار عشق کمک بگیرید.

اشتراک گذاری مقاله

Share on facebook
فیسبوک
Share on telegram
تلگرام
Share on twitter
توییتر
Share on whatsapp
واتساپ

در کدام زمینه می‌تونیم کمکتون کنیم؟

رزرو نوبت مشاوره

مشاوره روانشناسی برای

ایرانیان خارج از کشور

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

عضویت در خبرنامه

مقالات مرتبط

افسردگی در زنان

افسردگی در زنان

خانم‌ها در زندگی وظایف‌ زیادی را به دوش می‌کشند، یک خانم بعنوان یک مادر، همسر، فرزند، کارمند و دوست نقش‌های زیادی را به‌ عهده دارد. این موضوع باعث می‌شود خلقیات

مطالعه»